منبع پایان نامه ارشد درباره عالم مثال، تجسم اعمال، قرآن کریم، عالم مجردات

دانلود پایان نامه ارشد

هستند. موجودات آن عالم مقدار و شكل دارند اما ماده ندارند. پس مجرّدات محضه از ماده و مقدار مجردند، و ماديات محضه به ماده و مقدار متلبس‌اند. اما موجودات عالم مثال، مجرد از ماده و متلبس به مقدار هستند.4 تمام موجودات دو عالم مجردات و ماديات، مثالي قائم به ذات خود در اين عالم متوسط دارند. هم چنین هیچ معنایی از معانی و روحی از ارواح نیست مگر این که صورتی مثالی، مطابق کمالاتش در عالم مثال دارد. (ابن عربی، بی تا: 1، 307)
بنا براین موجودات عالم مثال نمونه و سایه‌هایی از عالم مجردات صرف هستند واین عالم دریچه‌اي به عالم مجردات صرف مي‌باشد. یعنی از طریق عالم مثال و به وساطت آن است که می‌توان به عالم مجردات صرف سفر کرد. از طرف دنیا چیزهایی مانندنیت‌ها، اعمال خیر و شر…. صاعد می‌شود:«یَعلَمُ ما یَلِجُ فِی الاَرضِ و ما یَخرُجُ مِنها وَما یَنزِلُ مِن السَّماءِ وَما یَعرُجُ فیها وَهُوَ الرَّحیمُ الغَفوُرُ» (سبأ/2):‌«خداوند هر چه را وارد زمین می‌شود و از آن خارج می‌گردد و هر چه را از آسمان نازل می‌گردد ودر آن عروج می‌کند می‌داند و اوست مهربان بخشنده ». « اِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُه» (الفاطر/10):‌ « کلام پاکیزه به سوی او بالا می‌رود و عمل صالح آن را بالا می‌برد». «… لَن یَنالُ اللهُ لُحوُمُها وَ لا دِماؤُها بَل یَنالُهُ التَّقوی مِنکُم» (الحج/39):‌ «… گوشت و خون قربانی به خدا نمی‌رسد اما تقوا و خداترسی شما به او می‌رسد. »بنا بر این هر يك از موجودات عالم و همچنین تمام خصوصیات اخلاقی و رفتاری انسان باطن و جنبه‌ای روحاني در عالم مثال دارند. طبعا نحوه حیات و زندگی در عالم مثال (خیال منفصل) متناسب با همان عالم است.
عالم ماده نیز که همین عالمی است که انسان‌ها و موجودات دیگر با بدن مادی در آن زندگی می‌کنند و نیازی به توضیح ندارد. حیات طیبه که قرآن مجید از آن صحبت می‌کند که در اثر ایمان و عمل صالح نصیب شخص می‌شود مربوط به حیات باطنی و روحانی انسان است:« مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَكَرٍ أَو أُنثى‏ وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحيِيَنَّهُ حَياه طَيِّبَه وَ لَنَجزِيَنَّهُم أَجرَهُم بِأَحسَنِ ما كانُوا يَعمَلُون»:« مؤمن شايسته كردار را چه مرد و چه زن، زندگى پاكيزه خواهيم داد و پاداشى بهتر از كردارش به او عطا خواهيم كرد» (النحل/97). این حیات در مقابل حیات زمینیِ افراد خبیث قرار می‌گیرد. این زندگی بدون ایمان و عمل صالح را قرآن کریم به کلمه خبیث و شجره خبیثی تشبیه کرده است که قراری ندارد و دائم میوه‌های تلخ و زشت گناهان از آن بیرون می آید. (ابراهیم/24تا27)
برزخ را به: “نزولی” و “صعودی” تقسیم نموده‌اند. چرا که بین این دو برزخ تفاوت‌هایی هست به این ترتیب که در برزخ نزولی تفاوت انسان‌ها و تفاوت اراده‌های آن‌ها به تفصیل و به صورت جزئی ظاهر نمی‌شود، بلکه تفصیل آن‌ها در دنیا به ظهور می‌رسد. در برزخ صعودی نیات، اعمال و صفات روحی انسان‌ها با خلاقیت نفس انسان اشکال و صورت‌هایی شبیه به دنیا ایجاد می‌کند. خوب و بد آن به خوبی و بدی نیت‌ها و اعمال ما در دنیا وابسته است. چنان که افعال بد مانند مصرف مال یتیم در دنیا به صورت خوردن آتش در می آید. و کارهای خوب با صوری متناسب آنجا ظهور می یابد مثلا کرامت نفس و بزرگی با زندگی شاهانه (دست بندهایی از طلا و نقره و جواهرات و…، آنچنان که در اوصاف بهشت در قرآن کریم دیده می‌شود) و به طورکلی این برزخ مانند دنیاست که همه چیز با تفاصیل و جزئیات زیاد در آنجا در جریان است. (ملاصدرا این مطالب را در سفر نفس اسفار ومباحث معادشناسی به تفصیل توضیح داده است. ر.ک صدرالمتألهین، 1363: 461تا468و577تا681)
بنابراين از دید عارفان مسلمان عالم مثال دارای دو جهت است و با هر یک از آن دو جهت، مشابه عالمی مي‌باشد که مناسب آن است. پس به این دلیل به آن عالم، «مثال» گفته‌اند که از طرفی مشتمل است بر صور برزخی آن چه که در عالم جسمانی است و از طرفي عالم مثال، صوری ظهور یافته است از آن چه که در عالم مجردات صرف از اعیان و حقایق وجود دارد. نمونه چنين صوري در عالم ماده صور منعكس در آينه و آب و در چشم و درخواب است. ابن عربي اين گونه صور را از جنس صور برزخي مي‌داند. (ابن عربی، بی تا: 3، 62) ابن عربي به این خاطر که عالم مثال حاوی خصوصیاتی از دو عالم عقلی صرف و عالم مادی است، آن را مجمع البحرين ناميده است. (ابن عربی، بی تا:1، 177) به عبارت دیگر عالم مثال، عالمي است ميان عالم معني و عالم ماده كه سير ظهوري معني به ماده و سير بطوني ماده به معني ناچار از آن عبور مي‌كند. (ر.ك كاشاني، عبد الرزاق، 1370:‌ 36و جامي، 1370:‌ 155 و ديناني، 1388:‌364)
این که سیر بطونی ماده به ناچار از عالم برزخ می‌گذرد حقیقت وجود شناسانه بسیار مهمی است که باعث بحث ما از عالم مثال شده است و معنایش این است که صعود اعمال صالح حتما با تمثلات برزخی همراه است و همچنین حقیقت کراهت و زشتی گناه باید در قالب تمثلات برزخی بررسی و سنجیده و شناخته شود.
عالم مثال طبقات مختلفي دارد و خصوصيت مشترك موجودات مثالي، صورت داشتن آن‌هاست كه به خاطر ذات متحرك و متغیر اين عالم به آن”صور معلقه” نيز گفته‌اند5. آسمان‌هاي هفتگانه و آن چه در معراج‌هاي پيامبر ( در آسمان‌ها ديده می‌شد (از جمله انواع عذاب‌هایی که پیامبر در این سفر مشاهده کرد که هر کدام متناسب با گناهی بود که شخص مرتکب شده بود). و ديگر مكاشفات صوري از تمثل اخلاق یا رفتار ناپسند انسانها در قالبهای ملکوتی، همگی مشاهده همين صورت‌هاست. (سهروردي، 1383:‌ 2، 230و231) این مشاهدات هم در مثال مطلق يا خيال منفصل، و هم در مثال مقيد و خيال متصل (در سطح ذهن و در خواب) رخ می‌دهد (هر چند مرتبه‌ای از نفس یعنی خیال متصل جزء قوای ذهنی است اما سطح آن با سطح فرودین عالم مثال مطلق یکسان و به آن پیوسته است.) قوانینی که بر انعکاسات حقایق در خیال مطلق جریان دارد در خیال متصل نیز جاری است.
این که در موارد متعددی صورت باطنی افراد در خواب در قالب حیواناتی با صفات مشابه مشاهده می‌شود و صورت باطنی گناهان به دیده باطن نمایان می‌شود، دقیقا مربوط به خصوصیت عالم مثال است. (در این مورد موارد متعددی قابل نقل است که اینجا مجال نقل آنها نیست) چرا که سير بطوني ماده به سوی عالم معني، ناچار از آن عبور مي‌كند. قرآن کریم نیز می‌فرماید « اِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُه» (فاطر/10). لذا اعمال انسان و همچنین اخلاقیات او در حال صعود با تمام جزئیات در عالم مثال منعکس می‌شود، اما به شکلی مناسب و این مبنای وجود شناسانه بحث تجسم اعمال است که در فصل بعد خواهد آمد.

1-5) تجسم اعمال رویکردی در مبحث گناهشناسی
یک رویکرد مهم در مباحث گناهشناسی که برخی متکلمان و اهل حکمت به آن معتقدند تبیین گناه وآثار آن با توجه به تجسم اعمال است .
رویکرد غالب در مباحث کلامی نسبت به گناه رویکرد تکوینی نیست بلکه رویکرد غالب رویکرد تشریعی می باشد. چون متکلمین یا اصلا خوبی و بدی تکوینی را نپذیرفته‌اند (اشاعره) یا اگر پذیرفته‌اند تنها توجیهشان معقول بودن خوبی‌ها و بدی‌ها منهای اوامر شارع است (متکلمین شیعه و معتزله).به این معنا که اعمال انسان منهای این که شارع مقدس در مورد آنها امر یا نهیی کرده باشد فی ذاته دارای آثار خیر و شر و مفید یا مضری هستند که عقل انسان هم در صورت کنکاش کافی می تواند آن آثار را دریابد. به این ترتیب در حوزه اخلاق و مبانی آن، حسن و قبح ذاتی افعال نشان می دهد که چرا خداوند برخی اعمال را خوب و معروف معرفی می نماید و به آنها امر می کند و بالعکس چرا برخی اعمال را بد و منکر معرفی می کند و از آنها نهی می کند. (مصباح یزدی،1380 :180و181)
و اما این حقیقت که هر عمل، اعم از خوب یا بد اثری تکوینی به صورت تجسم در باطن عالم و باطن انسان به جا می گذارد که در برزخ ثابت می مانند و پس از مرگ ،انسان با همان حقیقت در برزخ و در قیامت کبری در قالب بهشت یا دوزخ محشور می شود، برداشتی بسیار عمیق‌تر از آنچه متکلمین در باره حسن و قبح ذاتی افعال ارائه داده‌اند پیش روی ما می‌گزارد و بدی گناه و خوبی طاعت و چرایی حسن و قبح طاعت و معصیت و چرایی و چگونگی ثواب و عقاب را روشنتر می نماید.
به طور کلی تجسم اعمال, اصطلاحی در کلام و فلسفه اسلامی‌به معنای مجسم شدن اعمال آدمیان در برابر آنها در برزخ یا روز قیامت است. این اصطلاح را گاه به صورت‌های تجسیم یا تجسم یا تصور یا تمثل عقاید یا اعتقادات هم به کار برده‌اند (ر.ک:‌شیخ بهائی، 1415: 402 و صدرالدین شیرازی، 1361:‌ 4، 285. همان: 5، 458 و همو، 1341:‌ 66 و فیض کاشانی، 1358:‌ 2، 879و مجلسی 1403:‌7، 228). تجسم اعمال متضمن این معناست که ثواب و عقاب اعمال خوب یا بد انسان‌ها چیزی جدا از آن اعمال نیست و اعمال انسان‌ها و عواقب آن‌ها با یکدیگر رابطه تکوینی دارند و نیازی به معذب خارجی نیست. به بیان دقیقتر هر چیز در این دنیا ظاهری دارد و باطنی که باطن آن مربوط به عالم ملکوت است. اصولا آخرت باطن دنیاست (ر.ک حسینی طهرانی، 1361: 1، 27). برای مثال اگر در برابر گناهی آتش دوزخ وعده داده شده آن آتش چیزی جدا از آن فعل گناه نیست بلکه حقیقت آن است که در ظرف خود یعنی عالم مثال تمثل پیدا کرده است. قیامتی و حساب و کتابی تکوینی در نفس انسان بر پاست که قیامت انفسی نامیده می‌شود و البته قیامتی آفاقی هم رخ خواهد داد که ظاهر شدن همان قیامت انفسی است.
نظریه تجسم اعمال ریشه در بعضی آیات قرآن و احادیث دارد. در قرآن کریم آیاتی وجود دارد متضمن این معنا که هرکس در قیامت خود عملش را می‌بیند مثل «یَومَئِذٍ یَصدُرَالنِاسَ اَشتاتاً لِیُرَوا اَعمالَهُم فَمَن یَعمَل مَثقالَ ذَرَّه خَیراَ یَرَه وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّه شَرّاً یَرَه » (زلزال / 6ـ 8) و «یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ماعَمِلَت مِن خَیرٍ مُحضَراً… » (آل عمران / 30، نیز ر.ک الکهف / 49، النباء/ 40). آنجا که قرآن کریم می‌فرماید کسانی که مال یتیم می خورند در همان حال در حال خوردن آتش هستند، اشاره به چنین عذابی است. قرآن کریم در باره قیامت می‌فرماید:«یَومَ تُبلَی السَّرائِر»:«روزی که باطن اشخاص آشکار می‌شود» (الطارق/9). جای دیگر در باره غیبت می‌گوید «… وَلايَغتَب بَعضُكُم بَعضاً اَيُحِبُّ اَحدُكُم اَن يَأكُلَ لَحمَ اَخيهِ مَيتاً فَكرِهتُموهُ… » :‌و« هيچ يك از شما ديگري را غيبت نكند، آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد، همه شما از اين امر كراهت داريد… » (الحجرات / 12). یعنی غیبت مثل خوردن گوشت برادر مرده است. در روایتی چنین نقل شده است که پیامبر ( به کسی که روزه بود و غیبت کرد فرمود روزه ات را با خوردن گوشت برادرت شکستی. در احادیث متعدد بر تجسم اعمال در قیامت تأکید شده است از جمله روایتی از پیامبر اکرم خطاب به قیس بن عاصم که در آن به این که اعمال انسان بر او آشکار می‌شود اشاره شده است (ر.ک مجلسی، 1403:‌ 74، 111 و جهت ملاحظه روایات دیگری در همین موضوع ر.ک سبحانی1420: 8، 336ـ 339 و محمدی ری شهری، 1362: 7، 39ـ41). این نمونه‌ای از همان مطلبی است که در فصل قبل توضیح داده شد. یعنی تجسم مثالی و برزخی اعمال.
هر چند گروهی از مفسران و متکلمان مانند فخر رازی و مجلسی این نظر را نپذیرفته‌اند6 اما مفسرینی که عمدتا دارای برداشتهای باطنی و عرفانی می‌باشند آیات ناظر به تجسم اعمال را بدون تأویل و به همان صورت ظاهر پذیرفته‌اند. از جمله شیخ بهائی که در تفسیر آیه 6 سوره زلزال در تقدیر گرفتن جزا برای اعمال را درست نمی‌داند و معتقد است که دیدن به خود اعمال بر می‌گردد (شیخ بهایی، 1415:‌ 402). او در این زمینه به آیات مذکور و احادیث مختلفی ــ که موافق و مخالف نقل کرده‌اند ــ استناد می‌کند. وی می‌گوید مارها و عقربهایی که در دوزخ وعده داده شده خود اعمال و عقاید و اخلاق مذموم و ناپسند است که به این صورت ظاهر می‌شود؛ چنانکه حور و ریحان و مانند آنها

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره عالم مثال، قرآن کریم، عارفان مسلمان، حسن و قبح افعال Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، علامه طباطبائی، آیات و روایات، نهج البلاغه