منبع پایان نامه ارشد درباره ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

آوري؟! در حالي که قبلا عصيان کردي و از مفسدان بودي (توبه ات در اين حال پذيرفته نيست”
درباره بعضي از قوام گذشته نيز مي خوانيم: “فلما راوا باسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکين; هنگامي که عذاب (شديد) ما را ديدند گفتند هم اکنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايي که همتاي او مي شمرديم کافر شديم”
قرآن آن در پاسخ آنها مي گويد: “فلم يک ينفعهم ايمانهم لما راوا باسنا سنة الله التي قد خلت في عباده و خسر هنالک الکافرون; اما هنگامي که عذاب ما را مشاهده کردند، ايمانشان براي آنها سودي نداشت، اين سنت خداوند است که همواره در ميان بندگانش اجرا شده و آنجا کافران زيانکار شدند”.
و به همين دليل، در مورد حدود اسلامي هنگامي که شخص مجرم بعد از دستگير شدن و گرفتاري در چنگال عدالت و کيفر و مجازات، توبه کند، توبه اش پذيرفته نيست; چرا که اين گونه توبه ها معمولا جنبه اضطراري دارد، و هيچ گونه دلالتي بر تغيير موضوع مجرم ندارد.
بنابراين توبه تنها در يک مورد پذيرفته نيست و آن جائي است که مساله از شکل اختياري بودن بيرون رود و شکل اضطراري و اجباري بخود بگيرد.
بعضي چنين پنداشته اند که توبه در سه مورد ديگر نيز پذيرفته نيست:
اول در مورد شرک و بت پرستي زيرا قرآن مجيد مي فرمايد: “ان الله لا يغفر ان يشرک به و يغفر مادون ذلک لمن يشاء; خداوند (هرگز) شرک را نمي بخشد و پايين تر از آن را براي هر کس بخواهد و شايسته بداند مي بخشد”.
ولي اين سخن صحيح نيست؛ زيرا در اين آيه گفتگو از توبه نيست، بلکه سخن از “عفو بدون توبه ” است، به يقين تمام کساني که در آغاز اسلام از شرک توبه کردند و مسلمان شدند توبه آنها پذيرفته شد، و همچنين تمام مشرکاني که امروز نيز توبه کنند و رو به اسلام آورند به اتفاق همه علماي اسلام توبه آنها پذيرفته مي شود، ولي اگر مشرک توبه نکند و با حال شرک از دنيا برود مشمول غفران و عفو الهي نخواهد شد، در حالي که اگر با ايمان و توحيد از دنيا بروند، ولي مرتکب گناهاني شده باشند، ممکن است مشمول عفو الهي بشوند، و مفهوم آيه فوق همين است.
کوتاه سخن اين که، عفو الهي شامل مشرکان نخواهد نشد ولي شامل مؤمنان مي شود، اما توبه سبب آمرزش همه گناهان حتي شرک خواهد شد.
دوم و سوم اين که، توبه بايد در فاصله کمي بعد از گناه باشد نه فاصله هاي دور، و نيز بايد از گناهاني باشد که از روي جهالت انجام گرفته است نه از روي عناد و لجاجت، به دليل اين که هر دو مطلب در آيه 17 سوره نساء آمده است:
“انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قريب فاولئک يتوب الله عليهم و کان الله عليما حکيما; توبه تنها براي کساني است که کار بدي را از روي جهالت انجام مي دهند سپس بزودي توبه مي کنند، خداوند توبه چنين اشخاص را مي پذيرد و خدا دانا و حکيم است”.
ولي اين نکته قابل توجه است که بسياري از مفسران اين آيه را بر توبه کامل حمل کرده اند زيرا مسلم است که اگر افرادي از روي عناد و لجاج مرتکب گناهاني شوند سپس از مرکب لجاجت و غرور پايين آيند و رو به درگاه خدا آورند، توبه آنان پذيرفته مي شود، و در تاريخ اسلام نمونه هاي فراواني براي اين گونه افراد است که نخست در صف دشمنان لجوج و عنود بودند و سپس باز گشتند و از دوستان مخلص شدند.
همچنين مسلم است که اگر انسان ساليان دراز گناه کند و بعد پشيمان شود و حقيقتا توبه و جبران کند، توبه او پذيرفته خواهد شد.
در حديث معروفي از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله مي خوانيم که فرمود: هر کس يکسال قبل از مرگش توبه کند خدا توبه او را مي پذيرد،سپس فرمود يک سال زياد است، کسي که يک ماه قبل از مرگش توبه کند خدا توبه او را مي پذيرد سپس افزود يک ماه نيز زياد است، کسي که يک جمعه (يک هفته) قبل از مرگش توبه کند توبه او مورد قبول خداوند واقع مي شود، باز افزود يک جمعه زياد است کسي که يک روز قبل از مرگش توبه کند خداوند توبه اش را پذيرا مي شود، باز فرمود يک روز نيز زياد است! کسي که يک ساعت قبل از مرگش توبه کند خداوند توبه او را مي پذيرد، سپس افزود يک ساعت هم زياد است! کسي که قبل از آن که جانش به گلو رسد (در آخرين لحظه حيات و در حال اختيار) توبه کند، خداوند توبه او را مي پذيرد”.
البته منظور اين است که توبه با تمام شرايطش انجام گردد; مثلا، اگر حقوق افرادي ضايع شده در همان لحظه به افراد مطمئن توصيه کند که حقوق آنها را بپردازند و سپس توبه کند.
آيات فراواني از قرآن نيز دليل بر عموميت توبه و شمول آن نسبت به جميع گناهان است؛ از جمله:
1- در آيه 53 سوره زمر مي خوانيم: “قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم; بگو اي بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد که خدا همه گناهان را مي آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.”
2- در آيه 39 سوره مائده مي خوانيم: “فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله يتوب عليه ان الله غفور رحيم; اما آن کسي که پس از ستم کردن توبه کند و جبران نمايد خداوند توبه او را مي پذيرد، خداوند آمرزنده و مهربان است.”
درست است که اين آيه بعد از اين بيان حد سارق آمده است ولي داراي مفهوم عام و گسترده اي که شامل همه گناهان مي شود.
3- در آيه 54 سوره انعام آمده: “انه من عمل منکم سوء بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم ;هرکس از شما کار بدي از روي ناداني کند سپس توبه و اصلاح نمايد، مشمول رحمت خدا مي شود، چرا که خداوند غفور و رحيم است.”
در اين آيه هرگونه عمل سوء که تمام گناهان را فرا مي گيرد، قابل توبه و باز گشت ذکر شده است.
4- در آيه 135 سوره آل عمران چنين آمده است: “والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکرواالله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر الذنوب الا الله و لم يصروا علي ما فعلوا و هم يعلمون; و آنها که وقتي مرتکب عمل زشتي شوند يا به خود ستم کنند، به ياد خدا مي افتند، و بر گناه اصرار نمي ورزند با اين که مي دانند.”
در اين جا نيز با توجه به اين که ظلم و ستم، هرگونه گناهي را شامل مي شود، چرا که بعضي از گناهان ستم بر ديگران است و بعضي ظلم به خويشتن، و در اين آيه نسبت به همه آنهاوعده پذيرش توبه داده شده است، عموميت توبه نسبت به تمام گناهان اثبات مي شود.
5- در آيه ديگري (آيه 31 سوره نور) همه مؤمنان را مخاطب قرار داده مي فرمايد: “وتوبوا الي الله جميعا ايها المؤمنون لعلکم تفلحون; اي مؤمنان همگي به سوي خدا باز گرديد تا رستگار شويد.”
واژه جميعا دليل بر اين است که هر گناهکاري دعوت به توبه شده است، و اگر توبه داراي مشمول و عموم نباشد، چنين دعوتي صحيح نيست.
اين نکته قابل دقت است که در آيات بالا در بعضي از موارد روي مساله اسراف تکيه شده و در مورد ديگر ظلم، و در مورد ديگر عمل سوء،و وعده آمرزش همه اين عناوين بطور گسترده،در صورت توبه داده شده است; بنابراين، هر عمل سوء و هر ظلم و ستم و هر اسرافي بر خويشتن از انسان سر بزند و توبه کند، خداوند توبه او را مي پذيرد.
در اين باره روايات زيادي در کتب شيعه و اهل سنت نقل شده که درهاي توبه تا آخرين لحظات عمر، مادام که انسان مرگ را با چشم خود نبيند باز است.
اين روايات را مي توانيد در کتابهاي: بحارالانوار و اصول کافي و درالمنثور و کنزالعمال و تفسير فخر رازي و تفسير قرطبي و تفسير روح البيان و تفسير روح المعاني و کتب ديگر مطالعه فرماييد، و شايد بتوان گفت اين حديث از احاديث متواتر است.
14-1- عجِبتُ لَمِن يَقنطُ و معهُ الستغفارُ.( حکمت 87، ص374شهيدي، ص1124فيض الاسلام، ص482صبحي صالح)
در شگفتم از کسي که از بخشايش خداوند نا اميد است،در حالي که رخصت آمرزش خواهي دارد.
14-2-لا ليفتحَ لعبدٍ بابَ التوب?ِ و يُغلقَ عنهُ بابَالمغفر?ِ.( حکمت435، ص439شهيدي، ص 1289 فيض الاسلام، ص553صبحي صالح)
چنين نيست که در توبه را بر او بگشايد،اما در آمرزش را فرو بندد.

14-3- الاِسغفارُدرج?ُالعلّيّينَ وهو اسمٌ واقعٌ علي ست?ِمعانٌ: أولها الندمُ علي ما مضي والثاني العزمُ علي ترکِ العودِ و الثالثُ أن تؤدِّيَ إلي المخلوقينَ حقوقهُم حتي تلقي اللهَ أملسَ ليسَ عليکَ تبع?ٌ و الرابعُأن تعمدُ إلي کلِّ فريض?ٍ عليکَ ضَيَّعتها فتؤدِّيَ حقَها و الخامسُ أن تعمدَ إلي اللّحمِ الّذي نبَتَ علي السُّحتِ فتذيبهُ بالأحزانِ حتي تُلصقَ الجِلدَ بالعظمِ و ينشأ بينهما لحمٌ جديدٌ والسادسُ أن تُذيقَ ألمَ الطاع?ِ کما أذَقتهُ حلاو?َ المعصي?ِ فَعندَ ذلکَ تقولُ أستغفرُاللهَ.( حکمت417،ص436شهيدي، صص1282-1281فيض الاسلام، ص549صبحي صالح)
استغفار درج? بلند مرتبگان است وآن اسمي است که با شش معني : نخست، پشيماني بر آنچه گذشت. دوم، عزم راسخ در ترک بازگشت، سوم آن که حقوق آفريدگان را ادا کنيتا هنگام ديدار با کردگار از آلودگي گناه پاک باشي وخدا را با پاکي ملاقات کني. چهارم اينکه واجباتي را که ضايع گذاشته اي، به جاي اوري. پنجم اين که گوشتي را که از مال حرام بر تو روييده، با اندوه خوردن از بين ببري تا پوستت بر اشتخوانت افتد و گوشتي تازه رويد. ششم، آن سان که شيريني نافرماني را به تن چشانيده اي، بايد که درد طاعت را نيز بر تن بچشاني. آنگاه(که اين معاني را به کار بستي) ” استغفرالله” بگويي.

گر بناليدي و مستغفر شدي

نورِ رفته از کرم ظاهر شدي

(دفتر 2 ، بيت 1642)
ليک استغفار هم در دست نيست

ذوق توبه نُقل هر سرمست نيست

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نهج البلاغه، عالم برزخ Next Entries منابع تحقیق درباره اسناد تجاری، ایفای تعهدات، اصل استقلال، اشخاص حقوقی