منبع پایان نامه ارشد درباره ظاهر و باطن، فرهنگ عامه، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

حسينه ، نقاره زَنَه يزيده. عزادار حسين است ولي زننده ساز براي يزيد هم هست.
az?d?r? huseyn? naqr? zan? yazid?.
? شمرا اَمرَ ايسا، ايمام حسين کَبه زنه. با شمر است اما از امام حسين ميگويد.
?amr? ?mra is? imam huseyn? gaba zan?.

– اين زبانزدها نشان دهنده شخصيت آدمهاي دورو و منافق صفت، فرصت طلب است، آدمهايي که ظاهر و باطن آنان با هم مطابقت ندارد، داراي شخصيت متناقض هستند آثار مخربّي بر جامعه ميگذارند. اين گونه افراد باعث فساد در جامعه ميشوند.
– ظاهري بس آراسته، باطني بس خراب. خوش ظاهر و بد باطن.

4-3-3-7 شخصّيتمنفي(بي رحم)
? ايِنه چوُم مِيخه ، اينَه ديل سِخَه. چشمش شبيه ميخ است و دلش به مانند سيخ .
in? ?um mex? in? dil? six?.

– اين زبانزد را از نظر صنايع بديعي ميتوان مورد بررسي قرار داد. دو واژة ميخه، سيخه، از نظر صنايع ادبي سجع متوازن دارد، چرا که هم در وزن و هم در حرف روي با هم يکسان هستند. و از نظر زيباييشناختي هنگام بيان، نوعي هارموني در آنها حکم فرماست که در ذهن شنونده اثرپذيري آن بيشتر است، و ميتوان نتيجه گرفت که زبانزدها در عين سادگي، در القاي مفاهيم و بازخورد بسيار تأثيرگذار هستند .به ديگر سخن اين که زبانزدها با حداقل الفاظ حداکثر معني را ارائه ميدهند، واين گونه ويژگي از نمونههاي عالي ايجاز به شمار ميرود.
همان طوري که قبلا در مبحث شخصيت ذکر گرديد، اکثر زبانزدهاي اين بخش به صورت جملههاي خبري نقل شده است. هدف از آوردن چنين زبانزدهايي به صورت جمله خبري، آنجا که تخريب شخصيتي خاص مدنظراست، توبيخ وملامت ميرساند.
اما آنچه که اين زبانزد در خود نهفته دارد، بيان شخصيت آدمهاي حسود است در عين اين که چشمش نهايت حسادت را دارد، به همان اندازه نيز دلش قساوت و بيرحمي را دارد.

4-3-3-8 شخصّيت منفي(غريزي عجول )
? از هَولَ هليم، تَئنِ مِن دَکَتَه. از عشق هليم درون ديگ افتاد.
az howle halim te:n? me:n d?kat?.
? اينَه آتَش خيلي تُوندَه آتش وي خيلي داغ است.
in? ?ta? xeyli tund?.
? اينَه اسپ نارنج دارَ ، دَوَستَه نَا. اسبش زير درخت نارنج بسته است.
in? asp n?ranj d?r d?vasta na.
? بِئس اَمي لَبلَه بي جير بَايي، تو بگو انگورهَ يا آغوزهَ
اجازه بده تا سبد از بالاي درخت به پايين بيايد، سپس تو بگو انگوره يا گردو است.
be:s ami labla bi jir ba-i to bogu angora ya ?quza.
? چوتُو تي ماره شوکوم مئن بِئسيي! چگونه در شکم مادرت ماندهاي!
?utu ti m?r? ?ukum? me:n beysey.
? گُو با پُوست خُورَاَ. گاو را با پوستش ميخورد.
gow b? pus?t xura.
? هف ماهه به دونيا بَمَه. هفت ماهه به دنيا آمده است.
haf m?h? be dony? bama.
? هيزار تا آغوَز بَداري، اِنَه خُولَه ره کمه. هزار تا گردو هم داشته باشي، براي سوراخ اين کم است.
hiz?r ta ?quz b?d?ri, in? xul?r? k?m?.

زبانزدهاي بالا شخصيت آدمهاي عجول را نشان ميدهد. بدون اينکه تأملي در کاري داشته باشند، مُصر به انجام آن هستند و همچنين شخصيت آدمهاي حريص و طمعکار را نشان ميدهد.

4-3-3-9 شخصّيت منفي(غريزي خسيس )
? حَاج حاجيَه ، کرايه خُونَه فَگيرَه. از پرستو اجاره بهاء خانه ميگيرد.
h?j h?ji y? ker?ya xuna fagira.
? دهشي ويسي، تا کربلا شه. به خاطر دهشاهي تا کربلا ميرود.
da?i vasi t? karb?l? ??.
? سايه ديمه نشينَه ، يخ، نيهينا. حاضر در سايه بشيند ولي يخ نخرد.
s?ye dima ni?ina yax nihina.
? فِيّليَ به جايَ دووازاري ويگيرَه. آب دهان را به جاي سکّه دوقرآني بر مي دارد.
filli bej?y dov?z?ri vigir?.
? ني يارا، اَدامس بوجُويي، بالگي يَا، اينَه وشتايي بيگيريَ.
جرأت نميکند آدامس بجود، شايد گرسنهاش شود.
ni y?r? adams buju-i, b?lkiya in? va?t?-i bigiriy?.

– آنچه که از زبانزدهاي مذکور برداشت ميگردد، شخصيت آدمهاي خسيس است. از آنجايي که هرگز بذل و بخشش نکردهاند، لذا روحية توانگري خودشان را از دست داده اند. خسيس به آدمي گفته ميشود که مال و ثروت دارد، ولي توانايي استفاده آن را ندارد. اين نوع شخصيت در هر فرهنگي مورد ذّم قرار گرفته است.
? آفتوئه لگن29 هف دس ، شام و نهار هيچي. آفتاب لگن هفت دست، شام و ناهار هيچ چيز.
?ftow.? lagan haf das , ??m-u n?h?r hi??i.
? تورف خوره، ماهي سفيد گُورش زَنَه. ترب ميخورد آروغ ماهي سفيد ميزند.
turf xor? m?hi sifid? gora? zan?.
? تي عرسي روز، سوما پالون اَمرَا، اَو آرَمَ. روز عروسي تو با آبکش آب ميآورم.
ti arsi roz? sum? p?lon? ?mra ow ?r?ma.
? آدَم گَدا بي بي ، بگيرهَ گَدا دَنکَفي. آدمي نادار باشد، ولي گرفتار آدم گدا صفت نگردد.
?dam g?d? bibi b?gir? g?d? dank?fi.

– اين زبانزدها اشاره به آدمهاييدارد که داراي مُکنت، ثروت و مال هستند، وليانفاق و بخششنميکنند. روحيه لئامت و خساست تمام وجودشان را تسخير کرده است، اين گونه افراد در نظر عامة مردم به دليل اين که ذات تکدّيگري دارند هميشه منفور هستند.
– دوري جستن از آدمهاي خسيس.
– دستي بگير دارند، نه بده.
– توانايي بذل و بخشش را ندارند.
– ظاهر و باطن شان يکي نيست.
– ذات نايافته از هستي بخش کي تواند که شود هستي بخش
– آدم هايي که خالي بند، مدعيکه کاري از دستشان به عمل نميآيد.
– ظاهري بس آراسته، و باطني بس خراب.

? کربلا و آغوز دار30؟ در کربلا و درخت گردو؟
karbel? o ?quz d?r.

– پيامي که اين زبانزد به همراه دارد، اين است که شخصي تمکّن مالي دارد، ولي هرگز به کسي کمک نميکند.
– توقع انجام کار غير منتظره از کسي داشتن.
– آغوزدار: درخت گردو که به سختي و سفتي و خبرچيني شهرت دارد.
– فلان کَسَه آغوز دارَه. فلان کس خبرچين است ، بايد احتياط لازم را در گفتار بکني.

4-3-3-10 شخصّيت منفي(غريزي)
? دَخترَه ، أماَم رضا صوندوق مِن دُوکوني ، باز خو کارَه کُنَه .
اگر دختر، را داخل صندوق امام رضا بکني ، کاري که ميخواهد را انجام ميدهد.
doxt?r? im?m rez? sundoq? me:n dokuni b?z xu k?r? kon?

– اين زبانزد در عين اين که يک عبارت ساده و موجز را بيان ميکند، احتمالاً اشاره به يک قصه واره نيز دارد. از آنجائي که در جامعه سنتي بسته چند خانواده با هم در زير يک سقف زندگي ميکردند، زندگي آن جامعه مشکلات خاص خودش را نيز داشته است. در جامعه سنتي جايگاه زن بسيار سست و متزلزل بوده است با نگاه جنسيتي با او رفتار ميکردند. با باريک بيني در فرهنگ عامه مخصوصاً زبانزدها ميتوانيم داوريهاي غير منصفانهاي که دربارة زنان اعمال ميکردند را بينيم. با توجه به اين که آيين آسماني اسلام و نگرش پيشوايان معصوم نقش اساسي که زنان به عنوان مادر، در يکپارچگي و پيشرفت سامانه خانواده و آموزش و تربيت فرزندان دارند را تبليغ و ترويج ميکنند، خود اهميت اين موضوع را آشکار ميسازد. بعضي از زبانزدها نوعي تحقير و بي توجهي به زنان را نشان ميدهد، اما آنچه که در اين زبانزد نهفته است مکر و حيله و عدم اعتماد نسبت به زنان را بيان ميکند.
– چنانچه نفسامّاره برآدمي غلبه کند در هر شرايطي ولو اين که در مکان مقدسي باشد کار ناشايست خود را انجام ميدهد.

? مرد و زن دَعوا ، رَعد و بَرقا بهَاره مانَه. دعواي مرد و زن شبيه رعد و برق بهار است.
mardo zana dav? rado b?rq? bahara m?n?.

بعضي از زبانزدها يک بُعدي و داراي پيام مستقيم هستند و فرستنده آنها را در يک خط معين و مشخص ميکند و بيشتر حالت گزارشگونه دارد. آنچه که اين زبانزد در خود نهفته دارد، عدم دخالت در زندگي خصوصي ديگران است، به دليل اين که دعواي زن و مرد، قوام و پايداري ندارد، چنانچه کسي بخواهد ميانجيگري کند، به نتيجه مطلوبي نميرسد زبانزدها حاصل اندوخته ها و تجربيات انسانهايي است که به عينه واقعيات را لمس کرده و طمع شيريني و تلخي آن چشيدهاند. بنابراين بعضي از اين زبانزدها لحن آمرانه و ناهيانه دارند، اين زبانزد بيشتر جنبه نصيحت و هشدار را دارد.
– مرد و زن قاضي بِمَردَه.

? آدم بهَ گَبهَ ، حيوان به لافند . آدمي با سخن رام ميشود، حيوان با ريسمان .
?d?m b? gab? hayv?n b? l?fand.

در مبحث زبانزدها، درباره شخصيت آدمها ميتوانيم به زواياي گوناگون شخصيت آدمي پرداخت. مثلاً آدمها تا چه اندازه بد ذات ، بد سرشت هستند و تا چه اندازه پايبند به اصول هستند. شخصيت تخريبگرا دارند يا ندارند؟ شخصيت تنبل، بي عار و …
آنچه که در اين زبانزد اهميت دارد وسيله ارتباطي که انسانها با هم ديگر دارند و آن سخن و گفتاراست، انسان حيواني ناطق است پس اين نطق و گفتار است که وقتي آدمي تکلّم ميکند، مخاطب به زوايايي از شخصيت او پي ميبرد، گاهي شخصيت آدميطوري است که با نصايح و موعظ مسير بيراهة خود را تغيير نميدهد و گاهي هم با يک تلنگوري تغيير جهت ميدهد، در مقابل حيوان سرکش را جز با مهار کردن نمي توان نگهداشت.
اکثر قريب به اتفاق زبانزدها به صورت جملههاي خبري يا گزارشياند، و خيليکم به صورت انشايي يا آمرانه است، درهر صورت وقتي که بيان مي شوند مقاصدشان يا به صورت آمرانه و يا ناهيانه است. به ديگرعبارت، زبان به کار گرفته شده گزارشي اما مقصود آمرانه است. چرا که به طور ناخودآگاه تمايل دارند که حقايق و واقعيتهاي زشت و زيبا را بيان کنند، و در پايان تصميم گيري را به آدمها واگذار نمايند.
در اين زبانزد ميبينيم که ساز و کار آمرانه آن مشّوق به آدم شدن را توصيه ميکند. با بعضي از آدمها بايد مانند حيوان برخورد کرد زيرا قابليت آنها همين است.

4-3-4 زبانزدهاي شخصيتي بارويکرد ميانه
4-3-4-1 شخصّيت ميانه(مثبت و منفي)
? صاف و ساده، لليک دار31! صاف و ساده مانند درخت لاليک .
saf? o sadd? lalik d?r

در تقسيم بندي زبانزدها، آنها را ميتوان به دو صورت مورد بررسي قرارداد:
الف : زبانزدهاي موجز اما به ظاهر بيقصه.
ب : زبانزدهايي که يک قصة فشرده و يا يک قصة قديمي و يا حادثة تاريخي را بيان ميکنند.
لازم به توضيح است که قطعاً نميتوان گفت که چه قصههايي مقدم بر زبانزدها هستند، و يا بلعکس، درنتيجه اين زبانزد به نوعي بيقصة موجز است، که درعين سادگي در بر گيرندة نوعي طنز و پارادکس است، و پايان غير منتظرة نسبت به آغازش دارد.

4-3-4-2 شخصّيت ميانه(زيرک و زرنگ )
? از خُوريس مورغانه فئگيره. از خروس تخم بدست ميآورد.
az xoris morq?n? fagira.
? هاني ايسه هاني يم گل مِن دَرَه. همين اندازه است، به همين اندازه نيز در گِل فرو رفته است.
h?ni isa, h?ni yam galmen d?ra.
? کاپيشَ دَسا ، آب فُوکُونَه. به دست آبدزدک ، آب ميريزد.
kapi?a d?sa ab fukuna.
? مين خُوسه رَه، لحافگرايه نَامَه.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امثال و حکم، ساختار زبان، ناخودآگاه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره گاستون باشلار، ظلم و ستم