منبع پایان نامه ارشد درباره ظاهر و باطن، گناهان کبیره، قرآن کریم، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بِعَهدِ اللّهِ وَأَيمَانِهِم ثَمَنًا قَلِيلاً أُولَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُم فِي الآخِرَه »:«آنان که عهده خدا و سوگند خود را به بهایی‌اندک بفروشد اینان را در آخرت بهره و نصیبی از رحمت خداوندی نیست». (آل عمران/ 77)
12. خیانت: و دیگری به دین و مملکت و اموال و ناموس مردم خیانت نمودن است و خائن را نیز به کیفر اعمالش می‌رسانند چنان که می‌فرماید: « وَمَن يَغلُل يَأتِ بِمَا غَلَّ يَومَ القِيَامَه »:‌ «هر کس خیانت کند روز قیامت به کیفر آن خواهد رسید» (آل عمران / ۱61)
13. ندادن زکات: و دیگری ندادن زکات است و خدای تعالی در حق مانعین زکات فرموده: « فَتُكوَى بِهَا جِبَاهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهُورُهُم»:‌ «روزی که آن طلا و ذخایرشان در آتش جهنم گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلویشان را بدان داغ کنند» (التوبه / ۳۵)
14. شهادت دروغ و کتمانش: و دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که در آیه ۷۲ سوره الفرقان می‌فرماید: «… هر کس به دروغ و ناحق شهادت دهد مومن نیست و مرتکب گناه کبیره شده‌است». و دیگری کتمان شهادت نمودن است در جایی که آبرو و یا جان و یا اموال مومنی در معرض تلف و خطر باشد چنان که خدای متعال می‌فرماید: « وَمَن يَكتُمهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلبُهُ»:«شهادت را مخفی نکنید زیرا هر کس شهادت را کتمان کند البته به قلب گناه کار است» (البقره / ۲۸۳)
15. شراب خواری و ترک نماز: و دیگری شراب خوردن است و خدای تعالی نهی از خوردن شراب و مسکرات دیگر فرموده هم چنان که از بت پرستی نهی نموده‌است و دیگری ترک نماز است و رسول خدا در ذم تارک الصلوه فرمود: «هر کس عمدا نماز را ترک نماید از امان و پناه رسول خدا خارج است».
16. نقض عهد و قطع رحم: و دیگری نقص عهد و قطع رحم نمودن است و خداوند ناقض عهد و قاطع رحم را لعن نموده به قولش که می‌فرماید: « أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعنَه وَ لَهُم سُوءُ الدَّارِ» «برای ایشان است لعن خدا و منزلگاه بد نصیب آنهاست» (الرعد / ۲۵)
واما گناهان صغیره فراوانند. اصولا ترک تمام وظایف دینی یعنی ترک واجبات شرعی و انجام محرماتی که جزو گناهان کبیره شمرده نشده‌اند گناه صغیره خواهند بود. مانند تراشیدن ریش (در اکثر فتاوا)، نگاه به نامحرم، حجاب نامناسب، عشوه گری در کلام در مقابل نا محرم، تشبه به کفار، پوشیدن لباس شهرت، خوردن مو و ناخن و دیگر چیزهای قذر، خوردن گوشت حیوانات غیر حلال گوشت، ترک جواب سلام، تجسس (مثلا خواندن بی اجازه نامه دیگران)، استفاده بدون اجازه از اموال دیگران و امثال آنها (تفصیل و مصادر احکام مذکور و دیگر محرمات صغیره در ابواب مختلف فقه پراکنده است).
نتیجه آن که با دقت در انواع گناهان مذکور روشن می‌شود تمام گناهان در چند اصل مشترکند:
1-مخالفت با امر خداوند. 3-هماهنگی با هواهای نفسانی و شهوات. 3-منافات داشتن با سلامت جسمی و روحی. 4-منافات داشتن با سلامت و سعادت اجتماعی. 5-مانعیت برای سعادت اخروی و ورود به بهشت. و اما از آن نظر که گناهان در خصوصیات مذکور یکدست نیستند برخی که در این جهات شدیدترند کبیره و بقیه صغیره شمرده شده‌اند.
باید توجه داشت که برخی از گناهان، کبیره بودنشان متفق علیه است و در باره برخی اختلاف وجود دارد که به اختلاف در لحن و عبارات احادیث مربوطه بر می‌گردد. شاید اختلافی که در روایات در باره صغیره یا کبیره بودن برخی گناهان وجود دارد مربوط به شرایط و اشخاص باشد که باعث می‌شود یک کار خاص در شرایط خاصی اثر بسیار بدی داشته باشد و کبیره محسوب شود و همان کار در شرایط دیگری (مثلا در صورت قصور و جهل شخص) صغیره به حساب آید.
نسبی بودن کبیره و صغیره
با توجه به عواملی که گناه صغیره را کبیره می‌کند روشن می‌شود که شخص عاصی، مکان و زمان و عوامل دیگری در کبیره شدن گناه مؤثر است. برای مثال یک گناه از یک شخص ممکن است صغیره باشد و همان گناه از شخص دیگر کبیره، مثلا نگاه با ریبه به نامحرم از فردی عامی و بی اطلاع صغیره است، اما همین گناه مخصوصا اگر در منظر دیگران باشد از عالمی‌دینی کبیره خواهد بود. و یا همین نگاه به نامحرم که در یک مورد از فرد عامی صغیره است اگر در ماه مبارک رمضان باشد ممکن است کبیره محسوب شود. همچنین یک گناه در مکانی صغیره است و در مکان دیگر کبیره مثلا آواز خوانی زن در منظر عموم و در جایی که باعث اشاعه فحشا و منکر می‌شود کبیره خواهد بود و در خلوت و نزد یک نفر و برای بار اول صغیره.
در حدیث از امام صادق ( است که از گناهانی که کوچک به نظر می آیند بپرهیزید و نگویید گناه می‌کنم و استغفار می‌کنم، چرا که هر گناهی طالبی دارد (کلینی، 1362: 2، 271) و در حدیث از ایشان است که مؤمن باید از هر گناهی که تصمیم آن را می‌گیرد بپرهیزد چرا که ممکن است خداوند در آن حال او را ببیند به خاطر همین گناه بگوید به عزت و جلالم دیگر این بنده را نمی‌بخشم. (همان:272) همچنین در روایت است که «الذنوب کلها شدیده»:«هر معصیتی کبیره است» (کلینی، 1362: 2، 270) چرا که گناه در هر حال، عصیان در برابر خداوند عالم است که بزرگترین بزرگان است و در منظر و مرأی اوست پس نمی‌توان آن را کوچک شمرد. طبرسی در این باره می‌گوید نزد ما امامیه همه گناهان کبیره است و صغیره ی مطلق نداریم بلکه فقط برخی از آنها نسبت به برخی دیگر صغیره‌اند (طبرسی، 1409:‌ 9، 169) سید محسن حکیم در مستمسک عروه ذیل مسئله عدالت امام جماعت از شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی همین مطلب را نقل می‌کند. (حکیم، 1404: 7، 333)
نتیجه این که باید به عنوان تکمیل بحث کبیره و صغیره گفت صغیره و کبیره بودن گناهان مطلق نیست بلکه نسبی است و این مطلب با این که قرآن کریم می‌فرماید اگر کبیره‌ها را ترک کنید صغیره‌ها را می‌بخشم منافاتی ندارد؛ چون هر کسی بالاخره در معرض انجام گناهانی هست و تخفیفی که خداوند برای بندگانش قرار داده است این است که اگر فرد آنقدر تقوا و خدا ترسی دارد که گناهان سنگینی مثل قتل و زنا را ترک کند و فرد اصرار بر گناه نداشته باشد و گناهان دیگر از او به صورت گهگاه سر زند (همان لَمَم)، خداوند نامه عملش را پاک نموده و آن را در قیامت به دست راستش می‌دهد.

2-2) ظاهری و باطنی
قرآن کريم مي فرمايد: «لا تَقرَبُوا الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَنَ… »:«و به كارهاي زشت، چه علني آن و چه پوشيده اش نزديك مشويد» (الانعام/ 151). و می‌فرماید:« قُل اِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَن» (الاعراف/33) همچنین در قرآن مجيد هم آمده است:‌«وَ ذَرُوا ظاهِرَ الإِثمِ وَ باطِنَهُ… »:« و گناه آشكار و پنهان را رها كنيد… » (الانعام/120)
واژه ظاهر يعني آشكار و آنچه با چشم ديده مي‌شود (پيدا) و باطن يعني ناپيدا و پنهان و آنچه خلاف ظاهر است. (ابن منظور، 1408:‌ 434) امّا مراد از گناه ظاهري و باطني چیست؟ ممکن است ظاهر وباطن بودن را صفت گناه بدانیم که در این صورت گناه باطنی یعنی گناه جوانحی (:درونی، مثل بد گمانی) و گناه ظاهری یعنی گناه جوارحی (:بیرونی، مثل سرقت). (در این باره در فصل بعد توضیحات بیشتر خواهد آمد) اما ممکن است اضافه ظاهر و باطن به«اثم» بیانیه باشد که در این صورت از این تقسیم بندی، گناه ظاهر و آشکار و گناه پنهان و مخفیانه مراد خواهد بود. اکثر مفسرین همین معنا را از آیه فهمیده‌اند. (ر.ک رازی:14، 232) البته تفاسیر شاذی نیز از گناه ظاهری و باطنی وجود دارد چنان که نخجوانی معتقد است گناه ظاهر گناهی است که اثرش به غیر سرایت می‌کند مانند نمیمه، شهادت دروغ و ظلم اما گناه باطن گناهی است که اثر سوئش تنها در باطن خود شخص می ماند (نخجوانی، 1999:‌1، 248) که در این صورت ظاهر و باطن صفت اثر گناه است نه خود گناه.
اکثر مفسرین نظر دوم را پذیرفته‌اند. علامه طباطبايي در ذيل آيه 120 از سوره انعام مي‌فرمايد: گرچه به حسب مضمون، آيه مطلق است، و از جميع گناهان ظاهري و (آشكار) و باطني (پنهان) نهي مي‌كند، ولي از سياق آيات قبل و بعد از آن استفاده مي‌شود كه (آيه) از لحاظ مصداق مربوط به خوردن گوشت حيواني است كه اسم و نام خدا به هنگام ذبح بر آن برده نشده كه مصرف آن حرام است… (بنابراين)، مراد از گناه ظاهري آن گناهي است كه شومي (و بدي) عاقبت و زشتي اثرش بر كسي پوشيده نيست، مانند شرك، آشوبگري و ظلم، و مراد از گناه باطني آن گناهي است كه زشتيش همه كس فهم نيست، مانند خوردن ميته (مرده) خون و گوشت خوك اين قسم از گناه با تعليم خدايي شناخته مي‌شود و عقل نيز گاهي آن را درك مي‌كند، اين معنايي كه ما براي گناه ظاهري و باطني كرديم، معنايي است كه ظاهر سياق آن را افاده مي‌كند. (ر.ك. طباطبايي، 1417: 7، 458)
از امام سجاد ( نقل شده است كه در معناي «وَ لا تَقرَبُوا الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَنَ» فرمودند: «فواحش ظاهري و آشكار» مانند ازدواج با زن پدر و «فواحش باطني و پنهان» مانند «زنا» است. (عياشي، 1380: 1، 383 و طباطبایی، 1417: 7، 530). البته به نظر علامه طباطبائی اين روايت از باب تطبيق كلّي بر مصداق است؛ (طباطبایی:همان) يعني يكي از مصاديق فواحش ظاهري «ازدواج با زن پدر» است و يكي از مصاديق فواحش باطني «زنا» مي‌باشد که معمولا مخفیانه انجام می‌شود.
امام صادق (عليه السّلام) درباره علت و منشأ حرمت گناهان ظاهري و باطني فرمود: “ان الله تبارك و تعالي غيور يحب كل غيور و لغيرته حرم الفواحش ظاهرها و باطنها “خداي متعال بسيار غيرتمند است و انسان‌هاي غيرتي را دوست دارد و بخاطر غيرتش گناهان ظاهري (آشكار) و باطني (پنهان) را حرام و ممنوع كرده است. » (تا جامعه سالم و در امنيت بماند). (عروسي حويزي، 1373: 1، 778 و 777)
بنا بر مطالب گذشته هر چند آیات قرآن در باره گناه ظاهر و باطن می‌تواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد که همه صحیح است اما آن چه ادا کننده ظهور آیه است و به تصریح برخی احادیث، گناه ظاهر و باطن به معنای گناه آشکار و گناه پنهان است. لذا یک تقسیم مهم در باره گناه، تقسیم آن به گناه آشکار و پنهان خواهد بود.

2-3) جوارحی و جوانحی
چنان که ملاحظه شد یک احتمال در مورد معنای گناه باطنی این است که مراد، گناه قلبی و درونی باشد. از اینجا تقسیم دیگری در رابطه با گناه مطرح می‌شود. یعنی تقسیم گناه به جوارحی (اندام بیرونی) و جوانحی (درونی) که نوع اول با‌اندام و اعضای ظاهری بدن انجام می‌شود و نوع دوم به کارهای ذهن و قلب و افکار مربوط می‌گردد. طبرسی در تفسیر آیه:‌« قُل إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَنَ » (الاعراف/33) همین معنا را برگزیده است (طبرسي، 1415:‌ 4، 149).
در باره گناهان جوارحی مطالب زیادی در دست است. اما گناه جوانحی چیست؟ و موارد آن کدام است؟
قرآن کریم می‌فرماید:«اِجتَنِبوُا کَثیراً مِن الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثم»:«از بسیاری از گمانها بپرهیزید که برخی از آنها گناه است» (الحجرات/12) بنابراین، گمان که تنها فعلی جوانحی ذهنی است می‌تواند گناه باشد. همچنین در حدیث است:«الراضی بفعل قوم کالداخل فیه معهم و علی کل داخل فی باطل اثمان:اثم العمل به و اثم الرضا به» (محمدی ریشهری، 1416:‌3، 1947) پس رضایت که امری قلبی است هم می‌تواند گناه باشد و هم می‌تواند عذاب شدید در پی داشته باشد چنانکه در حدیث از امام علی( است که ناقه صالح را یک نفر پی کرد اما همه عذاب شدند چون همه راضی بودند (همان). از امام جواد( است که:« من استحسن قبیحا کان شریکا فیه» (محمدی ریشهری، همان:1948) پس خوب جلوه کردن گناه در ذائقه، علامت آلودگی باطن است. «فی قلبه مرض» هم اشاره به چنین آلودگی است.
همچنان که از وعده آتش در مورد عملی خاص گناه بودن آن قابل تشخیص است در باره افعال قلبی نیز مواردی از وعده آتش وجود دارد. از حضرت علی (علیه السلام) است:«ان الشک و المعصیه فی النار ». (شیخ صدوق، 1368:‌259) پس شک را می‌توان گناهی جوانحی بحساب آورد.
اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا رضایت یا شک فعلی اختیاری است که بتوان شخص راضی به گناه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، علامه طباطبائی، آیات و روایات، نهج البلاغه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امام سجاد، امام صادق، صدرالمتألهین، کمال انسانی