منبع پایان نامه ارشد درباره ضرب المثل

دانلود پایان نامه ارشد

ه كتاب المقتبس از مدائني (135ـ225 ق ) و كتاب ديگري از مرزباني و كتاب الاقتباس خواجه نصير طوسي اشاره شده است. برخي دانشمندان اقتباس را محدود به استفاده از عبارات قرآني دانسته‌اند، درحالي‌كه ديگران، در معنايي گسترده‌تر، آن را در مورد اصطلاحات فقه و دانش‌هاي ديگر نيز به‌كار برده‌اند.103
3ـ2ـ انواع اقتباس:
برخی اقتباس‌های قرآنی را به سه دسته تقسیم کرده‌اند: مقبول، مباح و مردود.104
مقبول: آن است که در خطبه‌ها و موعظه‌ها و عهود و نعتِ پیامبر اکرم(ص) و امثال آن باشد.
مباح: آن است که در غزل و رسایل و قصه‌ها باشد.
و نوع مردود: که خود به دو قسم است:
اول ـ آن چیزی که خدای تعالی ان را به ذات خود نسبت داده باشد و شخصی آن را برای خود نقل کند. چنانکه یکی از بنی مروانیان در مکتوبی که در آن از کارگران خود شکایت داشت، این آیه را به طور اقتباس نوشته بود: إنّ إلَینا إیابَهم ثُمَّ إنَّ إلَینا حِسابَهُم 105
دوم: اینکه آیه کریمه برای هزل اقتباس شود.
اقتباس با تلمیح نیز قرابت دارد. در اقتباس، همه یا بخشی از آیه یا حدیث می‌آید، در حالیکه در تلمیح فقط به آیه یا حدیثی اشاره می‌شود تا ذهن شنونده یا خواننده را در کشفِ مفهوم سخن به تلاش وادارد.106
عبدالحمید هندوای در کتاب خود(شرح مختصر المعانی)، اقتباس را به چهار دسته تقسیم می‌کند: 107
1ـ اقتباس نثر از قرآن
مانند گفته خود: «فَلَم یَکُن إلّا کَلَمحِ البَصَر أو هُوَ أقرَبُ، حَتّی أنشَدَ فَأغرَبَ»
هندوای این جمله را از آیۀ وَ ما أمرُ السّاعَةِ إلّا کَلَمحِ البَصَر أو هُوَ أقرَبُ اقتباس کرده است.
2ـ اقتباس شعر از نثر
لَم لَمَت الشَّمسُ أوراسَاًوَ کَم قَطَفَت
 
مِن الاهِلَّة عُرجُونَاً فَعُرجُوناً108
  
این شعر از محمد مهدی جواهری است که او در این بیت از آیۀ وَ القَمَرَ قَدَّرنَاهُ مَنَازِلَ حَتّی عَادَ کَالعُرجُونِ‏ القَدیمِ109 اقتباس کرده است.
3ـ اقتباس نثر از حدیث
قُلنا شاهَت الوُجُوه وَ قَبّحَ اللهُ وَ مَن یَرجُوه
این سخن هندوای از حدیث پيامبر در مقام شجاعت حضرت علي گرفته شده: قَوْله صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: ( شَاهَتْ الْوُجُوه ) ‏أَيْ قَبُحَتْ. وَاَللَّهُ أَعْلَمُ. ‏
شجاعت آن حضرت روشن تر از خورشيد است، او كسي است كه در غزوه بدر، سي وشش نفر از دلاوران مشركين را كشت و حضرت رسول ( ص ) از دست او، مشتي از ريگهاي صحرا را گرفت و به صورت مشركين پرتاب نمود، و فرمود: شاهت الوجوه ( مسخ و فاسد شود صورتها ).
4ـ اقتباس شعر از حدیث
مانند شعر صاحب بن عباد110
قالَ لِی إنَّ رَقیبی سَیءُ الخُلقِ فَدارِه
 
قُلتُ دَعنی وَجهَکَ الجَنَّةُ حُفَّت المَکارِه
  
این شعر از حدیث «حُفَّت الجَنّة بِالمَکارِه وَ حُفَّت النّارُ بِالشَّهَوات» گرفته شده است.
3ـ3ـ اقتباس‌هاي قرآني محمد مهدي جواهري
در اين فصل به بررسي اقتباس‌هاي لفظي و معنايي اشعار محمد مهدي جواهري از قرآن مي پردازيم.اقتباس‌هاي لفظي او به اين صورت است كه او لفظي را از آيه‌اي از قرآن اقتباس نموده و همان لفظ را در بيت شعري خود آورده است.و اقتباس‌هاي معنايي او نيز به گونه ايست كه با خواندن بخشي از آيات قرآن، مفهومي از آن آيات را در شعر خود گنجانده است كه به وضوح در ديوان او مشاهده مي شود.
با بررسي ديوان جواهري ملاحظه مي شود كه او در ديوان خود، از آيات و سوره‌هاي بسياري از قرآن، اقتباس نموده است.خود او نيز در مورد اقتباس‌هاي قرآني اش اين گونه سروده:
وَ قَدْ قَرَأتُ الشِّعرَ فِي « القُر
 
آنَ» مِن عَهدِ التَّصابّي111
  
اين بيت او دليلي است محكم بر استفاده ي او از آيات قرآني.

1 – حتّی إذا ما اَجَلُ
 
دَنَا وَحَانَ المَوعِدُ112
  
لَم یَنجَهُ مِنَ الرَّدَی
 
حَدیدُهُ المُوَطَّدُ
  
هَیهَاتَ یَغنِی عَن
 
قَضَاءٍ، زُبُرٌ مُصَفَّدُ
  
مِن بَعدِ مَا قَد أبرَمَ
 
الأمرَ، قَدیرٌ أوحَدُ
  
ترجمه: زماني كه اجل انسان نزديك شود و موعد آن فرا رسد، آهن و حصار آهني محكم او(سپر او) هرگز نتوانست اورا از مرگ نجات دهد، و هرگز تمامي كتب آسماني و خوانده شده هم نمي تواند او را از تمام شدن (مرگ) بي نياز نمايد، مادامي كه خداوند قادر يگانه، مرگ را براي انسان مبرم و مسلم ساخته است.
جواهري در اين ابيات به مرگ اشاره مي كند و تأكيد مي كند كه هرگز از مرگ گريزي نيست و روزي مي رسد كه انسان مرگ را ملاقات مي كند. در قرآن نيز آيات بسياري به مرگ اشاره شده است.
اين قطعه اقتباسي است معنايي از آيه ي 34، سوره ي اعراف، آنجا كه خداوند مي فرمايد:
– وَ لِکُلِّ اُمَّةٌ أجَلٌ فَإذا جَاءَ أجَلُهُمْ لا یَسْتَأخِرونَ سَاعَةً وَ لا یَسْتَقدِمُونَ
(براي هر قوم و امتي زمان و سرآمد معيّني اسن و هنگامي كه سرآمد آنان فرارسد، نه ساعتي از آن تأخير مي كنند و نه بر آن پيشي مي گيرند).
همچنان که اشاره اي دیگر برسخن ایزد منّان در سوره ي انعام:
– هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضَی أجَلَاً وَ أجَلٌ مُسَمّیً عِنْدَهُ…113
(اوست خدايي كه شما را از گل آفريد، پس فرمان اجل و مرگ را بر همه كس معين كرد و اجلي كه معين و معلوم است در نزد اوست…)
– قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ … 114

2 – هُنَاکَ لَو قَد وَجَدوُا
 
سَمَّ خِیاطٍ، نَفَدُوا
  
وَاستَنجَدُوا وَ أینَ مِن
 
حِینِ النُّفوسِ، المُنجِدُ115
  
ترجمه: آنجا اگر به اندازه ي سر سوزن جايي مي يافتند، نجات پيدا ميكردند، آنان طلب نجات مي كنند و كجاست نجات پيدا كننده ي از مرگ جانها؟
این ابیات اقتباسی است لفظي از لفظ [سَمَّ خِياطٍ] كه شاعر آن را از سوره اعراف آيه ي 40: إنَّ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ أسْتَکبَروا عَنْها لا تُفَتَّحْ لَهُم أبوابَ السَِماءِ وَلا یَدخُلُونَ الجَنَّةحَتّی یَلِجَ الجَمَلَ فِی سَمِّ الخِیاطِ وَ کَذلکَ نَجزی المُجرِمینَ اقتباس نموده است.
( همانا آنان كه آيات ما را تكذيب كردند و از كبر و نخوت سر بر آن فرود نياوردند، هرگز درهاي آسمان به روي آنان باز نشود و به بهشت در نيايند تا آنكه شتر در چشمه ي سوزن در آيد « يعني داخل شدنشان به بهشت بدان ماند كه شتر به چشمه ي سوزن رود و اين در عادت محال باشد» و اين گونه گنهكاران را مجازات سخت خواهيم كرد).
همان طور كه ملاحظه شد شاعر لفظ(سمِّ خياط) را از قرآن اخذ كرده است. اين عبارت ضرب المثلي است در بين أعراب مبني بر محال بودن كاري، شاعر اين واژه را به كار گرفته براي محال بودن فرار از مرگ.
شاعر در بيت دوم از آيه‌ي يَقُولُ الإنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ116 اقتباس معنايي داشته است.

3 – فَواتِکَ کَم مَیَّلنَ مِن قَدرِ مُعجَبٍ
 
کَما مَیَّلَ الخَدَّ المُصَعَّرَ، صافِعُ117
  
ترجمه: حوادث و عوامل باز دارنده، چه اندازه می‌توانند از مقدرات شگفت‌انگیز جلوگیری نمایند، آن‌چنان‌که سیلی می‌تواند چهره‌ی انسان‌های مغرور را برگرداند.
این بیت اشاره‌ای‌ است به آیه18، سوره لقمان: وَ لا تُصَعِّرّ خَدَّکَ لِلنّاسِ وَ لا تَمشَ فِی الأرّضِ مَرَحاً… ( و هرگز به تكبر و ناز از مردم رخ متاب و در زمين با غرور و تبختر قدم بر مدار…) که جواهری عبارت [الخَدَّ المُصَعَّرَ] را از آیه‌ی فوق اقتباس نموده است. [اقتباس لفظی]
شاعر در اين بيت تاكيد مي كند كه نبايد مغرورانه قدم برداريم و از خودبرتر بيني و خود پسندي بپرهيزيم.

4 – أتَتها فَلَم تَمنَع رَداها حُصُونُها
 
وَ لَیسَ عَن المَوتِ المُحتَمِّ، دافعُ118
  
ترجمه: پس آمد و هيچ نتوانست با شوكت و درايتش ( با تمام قدرتش) مرگ را از او دفع كند و هيچ چيز نمي تواند باز دارنده از مرگ حتمي باشد.
این بیت گرفته شده از کلام الهیست آنجا که می‌فرماید:
ــ أیْنَما تَکُونُوا یُدرِکْكُمْ المَوتُ وَ لَو کُنْتُمْ فِی بُروُجٍ مُشَیَّدَةٍ119
(هر كجا باشيد، اگر چه در كاخهاي بسيار محكم، شما را مرگ فرا رسد…)
ــ قُل إنَّ المَوتُ الَّذي تَفِرُّونَ مِنهُ فَإنَّهُ مُلاقيكُم…
(بگو: عاقبت مرگي كه از آن مي گريزيد شما را البته ملاقات خواهد كرد…)120
جواهری در این بیت اشاره می‌کند که از مرگ حتمی نمی‌توان فرار کرد و همگی روزی گرفتار مرگ خواهیم شد. این بیت اقتباس معنایی است از آیات فوق.

5 – أ عِندَکَ عِلمٌ، أنَّنِی مِن مَعاشِرٍ
 
أبُوهُم جَنی وَ أختَارَ أدنَی المَسالِکِ
  
رَمَاهُم إلی شَرِّ المَهالِکِ، آدَمٌ‏
 
فَهُم أبرِیاءٌ حَمِّلوا وِزرَ هالِکِ121
  
ترجمه: هيچ ميداني كه من از گروهي هستم كه پدرانش جنايت كردد و پست ترين مسلك‌ها را انتخاب كردند.آدم آنها را به پست ترين مهالك انداخت، پس انان بي گناهند و گناه هلاكت شده ي ديگري را به دوش مي كشند.
اين ابيات بر گرفته شده از داستان حضرت آدم است كه خداوند از آدم (ص) خواست كه به آن درخت نزديك نشود، ولي شيطان باعث لغزش او شد و به اين خاطر آنان از بهشت رانده شدند. جواهری در این ابیات از آیه‌ی زیر اقتباس معنایی کرده است.
وَ قُلنَا یَا آدَم اسْکُن أنتَ وَ زَوجُک الجَنَّة وَ کِلا مِنها رَغدَاً حَیثُ شِئتُما وَ لا تَقرَبا هَذهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمینَ، فَأزَلَّهُمَا الشَّیطانُ عَنها فَأخرَجَهُما مِمّا کانا فِیه وَ قُلنا إهبِطوا بَعضَکُم لِبَعضٍ عَدُوٌ وَ لَکُم‏ فِی الأرضِ مُستَقَرٌ122
شاعر در اين ابيات متذكّر شده كه اگر از انسان خطايي سر زند، در واقع او بي گناه است، او گناه لغزش آدم (ص) را به دوش مي كشد، كه اين عقيده ي جواهري پوچ است و بي اساس. چرا که دارای عصمت بوده و خطای او ترک اولی بوده نه گناه. گناه و خطای هر کس به عهده‌ی خودِ اوست و اختیار داشتن انسان دلیلِ بطلان این ادّعاست.

6 – وَ هَل هذهِ الدُّنیا سَبیلٌ لِعابِرٍ
 
أمِ الأرضُ مَهواةُ الغُواةِ الهَوالِکِ123
  
ترجمه: و آيا اين چنين نيست كه اين دنيا راهي براي گذر است و زمين گودال سقوط انسانهاي گمراه و نابود شدني است.
اين بيت به بيهودگي دنيا اشاره دارد و اقتباسي است معنایی بر کلام الهی در آيات:
إعلَموُا أنَّما الحَیاةُ الدُّنیا لَعّبٌ‏ وَ لَهوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَینَکُم وَ تَکاثُرٌ فِی الأموالِ وَ الاولادِ…124
ــ وَ ما الحَياةِ الدُّنيا إلِا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ …125
ــ وَ ما هذهِ الحَيوة الدُّنيا إلّا لَهوٌ وَ لَعِبٌ وَ إنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهي الحَيوانَ لَو كانوُا يَعلَمونَ126
ــ إنَّما الحَياة الدنيا لَعِبٌ وَ لَهوٌ…127

7 – إذا مَا السَّماءُ کانَت دُخاناً کَمَا أدَّعوُا
 
فَلَیسَ سِوی أنفاسِ أهلِ الحَسائِکِ128
  
ترجمه: اگر آسمان نيز آنگونه كه ادعا كردند، دودي بيش نبود، حتماً چيزي جزء نفس انسان‌هاي حسود و بي چاره نبود.
شاعر در این بیت از آیه ي فَأرْتَقِبْ یَومَ تَأتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبینٍ129
منتظر باش روزي را كه بر عذاب كافران آسمان دودي پديد آرد پيدا و آشكار).)
و:
ثُمَّ أستَوي إلي السَّماءِ وَ هيَ دُخانٌ…130 (و آنگاه به خلقت آسمانها توجه كامل فرمود كه آسمانها دودي بود…) اقتباس لفظی نموده است.
كلمه ي «دخان» نشان مي دهد كه در آغاز آفرينش، آسمانها، توده گازهاي گسترده و عظيمي بودند و اين با آخرين تحقيقات علمي در مورد آغاز آفرينش كاملاً هماهنگ است.

8 نَامَ الرَّشیدُ عَنِ العِراقِ وَ مَا دَرَی
 
عَن مِصرِهِ، فِرعُونُ ذُو«الاوتادِ»131
  
ترجمه: رشيد از عراق آسوده خوابيد و ندانست كه در مصر، فرعون«صاحب ميخ‌ها» در حال حكومت است.
جواهری عبارت «فِرعَونُ ذو الأوتادِ» را از آيات زیر اقتباس لفظی نموده است:
– وَ فِرعَونُ ذِی الأوْتادِ132
– كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الأوْتَادِ133
علت اينكه به فرعون مصر، لقب ( ذي الأوتاد ) را دادند، اين بوده كه او هنگام شكنجه ي افراد، دستها و پاهاي افراد را با

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع هیدرولیک، دبی جریان، منحنی سنجه رسوب Next Entries تحقیق با موضوع هیدرولیک، ضریب همبستگی، درخت تصمیم