منبع پایان نامه ارشد درباره سهم بازار، توسعه بازار، منابع قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

ميزان كاربرد اين نوع استراتژي ها در موقعيت محيطي است كه باعث موفقيت يا شكست موسسه ميگردد .

4- ملاحظات و پيش بيني هاي سياسي داخل موسسه :
براي شرح پيرامون اين موضوع از بحث قدرت و تاثير آن بر انتخاب استراتژي صحبت ميكنيم در مطالعات رفتار سازماني به بررسي جايگاههاي قدرت در سازمانها ميپردازيم كه آيا اين قدرتها در موسسه بصورت رسمي هستند ؟ ويا اينكه چگونه ميتوان از هنجارهاي غير رسمي بر قدرت سازمان و ساختار رسمي افزود ؟
يكي ديگر از عواملي كه در انتخاب و اجراي استراتژي موثر است ميزان قدرتي است كه در انتخاب استراتژي خاص ايفاي نقش ميكند وجود قدرت سازماني براي پيشبرد منافع سازماني و فردي موثر ميباشد .
(( از منابع اصلي قدرت در موسسات يكي : مديران اجرايي عالي هستند . مديران عالي اجرايي هميشه نيروي مسلط در انتخاب استراتژي ها هستند . هنگاميكه مديران ارش اجرايي تمايل خود را به انتخاب استراتژي مشخصي نشان ميدهد ديگران نيز آن نوع استراتژي را بر ميگزينند .)) 2
———————–
1- مجله تدبير شماره 121
2- خليلي – مهراب – برنامه ريزي و مديريت استراتژيك – فصل چهارم
يكي ديگر از منابع قدرت در سازمان وجود ائتلافات گروهي است منافع متقابل در يك موسسه فعاليت يك يا چند گروه را براي ائتلاف به همه نزديك ميكند تا موقعيت خود را در انتخاب موضوعات اساسي يك استراتژي منعكس سازند . يك مطالعه در مورد تاثير قدرت در سازمان نشان داده است كه مديران سعي ميكنند قضاوت بر مبناي قدرت را بر تجزيه تحليل سيستماتيك ترجيح دهند .

5- ملاحظات زماني و موقعيتي :
يكي از عواملي كه بر انتخاب و اجراي استراتژي موثر ميباشد : عامل زماني و موقعيتي است از اين منظر انتخاب و اجراي استراتژي ممكن است در يك موقعيتي مطلوب و موثر بر رشد سازماني باشد و از طرف ديگر در موقعيتي ديگر انتخاب و اجراي همان نوع استراتژي ممكن است براي موسسه فاجعه آميز باشد . اين استراتژي بايد مطابق با زمان و موقعيت محيطي باشد از ديگر جنبه هاي موثر بر بعد زمان ، انتخاب هاي جايگزين استراتژي در موقعيت زماني ميباشد .

6- واكنشهاي رقابتي در يك رشته صنعت :
در انتخاب استراتژي بايددرعمل كردن رقبا و جهت گيري و سمت و سوي فعاليت آنها تجزيه و تحليل نموده و سپس متناسب با آن براي ايجاد برتري رقابت نمود .

7- رويكرد اقتضايي در انتخاب استراتژي :
از آنجا كه موقعيتهاي محيطي موسسه درآينده نامعلوم است و با توجه به پيچيدگي آن هرگونه تغيير محيطي بايد در استراتژي موسسه لحاظ شود تا با استفاده از تغييرات محيطي و موقعيتي موسسه بتواند به راه خود ادامه دهد ، خلاصه در انتخاب و تدوين استراتژي خاص بايد تغييرات محيطي و زماني رقباء سياست دولت و بطوكلي تجزيه و تحليل كلي دوباره صورت گيرد .
در اين فصل به تدوين و انتخاب استراتژي موثر و تدوين آن براي موسسه ميپردازيم .
براي انتخاب استراتژي دو نوع تجزيه و تحليل وجود دارد :

ب : تجزيه و تحليلهاي موثر درانتخاب استراتژي
1 : تجزيه و تحليل سبدي در انتخاب استراتژي :

تجزيه و تحليل سبدي استراتژيك عبارتند از :
بررسي چند عامل موثر در انجام يك يا چند فعاليت واحد استراتژيك موسسه كه با هم در نظر گرفته ميشود بعنوان مثال :
سنجش و اندازه گيري هركالاي موسسه با معيارهاي سهم بازار ، سرعت رشد و ….

1- الف : تعريف هدف و فرآيند تجزيه تحليل سبدي :
تعريف :
تجزيه و تحليل سبدي فرآيندي است بمنظور نشان دادن راه در انتخاب استراتژي هاي موسسه با ارزشيابي هريك از واحدهاي استراتژيك بازرگاني نسبت به مقايسه هاي مختلف و پيش بيني فايده آنها به موسسه كه در آينده تامين خواهد كرد .1
اين تجزيه و تحليل بعنوان يك فرآيندي است كه در مورد هريك از سرمايه گذاري هاي مستقل در يك موسسه با معيارهاي سوآوري ، رشد ، وضعيت رقابتي و …. بررسي ميشود .
تجزيه و تحليل سبدي (( همانطور كه در ابتدا نيز بيان شد )) در سازمانهايي كه بيش از يك كالا و مستقل از يكديگر توليد ميشوند به نسبت نوع كالا و منطقه فعاليت مورد استفاده قرار ميگيرد .

————————–
1- مديريت استراتژيك دكتر عليرضا امير كبيري – فصل سوم – چاپ دوم

1-ب : فرآيند تجزيه تحليل سبدي :
تجزيه تحليل سبدي بعنوان يك راه وسيله انتخاب استراتژي براي انجام فعاليت موسسه فرآيند برنامه ريزي داراي 3 مرحله است :
1) ((تعيين و تعريف واحد استراتژيك
2) آماده كردن ماتريس سبدي با توجه به نوع فعاليت
3) تغيير ماتريس سبدي و انتخاب استراتژي جديد ))2

1-ب -1 : تعريف واحد استراتژيك :
همانطور كه ميدانيم واحدهاي استراتژيك واحدهاي توليد و يا فروش محصولات مختلف در موسسه ميباشد كه هركدام داراي يك مسئول ، بازار مخصوص به خود و نيز رقبايي در حوزه فعاليت و همچنين عدم وابستگي به واحدهاي ديگر ميباشند .
قبل از تصميم گيري در رابطه با ايجاد هر نوع واحد استراتژيك بازرگاني بايد بطور صحيح و روشن تعريف گردد .در اين تعريف موارد زير بايد در نظر گرفته شود .
(( – سهم بازار موسسه در سالهاي اخير و نيز سهم بازار نسبت به قوي ترين رقيب
– وضعيت اتحاديه خريداران
– ويژگيهاي مزيتي و ضعف موسسه كه باعث تاثير بر رقبا ميشود
– گستردگي كالا نسبت به رقيب
– دلايل ورود به اين شاخه فعاليت
– ميزان ارزش موسسه و نشان تجاري كالاي آن در بازار
– اندازه گيري ظرفيت و وضعيت توليد موسسه و رقبا
– ويژگيهاي مرحله عمر بازار )) 1

——————–
1- مفاهيم استراتژي بازاريابي فيليپ كارتر 1999
2- امير كبيري – عليرضا – مديريت استراتژيك – فصل سوم چاپ دوم

1-ب – 2 : تهيه ماتريس سبدي با توجه به نوع فعاليت :
در تجزيه تحليل سبدي مرحله اصلي ترسيمهاي ماتريسي است . در ترسيم ماتريسها كه دويا سه سطر ستوني رسم ميشود در جهت عمودي ماتريس جاذبه بازار در جهت افقي هم وضعيت نسبي رقابت واحد استراتژيك بازرگاني جاي ميگيرد .
الف : جاذبه بازار :
(( يعني كشش يك بازار براي انجام سرمايه گذاري هاي جديد كه غالباً براساس سودآوري آن ارزيابي ميشود . كه خود داراي چهار معيار ميباشد )) 1
الف : 1 : اندازه و توسعه بازار :
توسعه ، رشد و بزرگي بازار باعث جذب واحدهاي استراتژيك موسسه براي افزايش فعاليت در آنها ميشود . هر اندازه كه بازار گسترده تر وسيع تر باشد ، پتانسيل پيشرفت استراتژيك موسسه در آن بيشتر ميباشد و موسسه را براي رسيدن به رشد در سطح بالاي بازار وادار ميكند.
الف : 2: كيفيت بازار :
عبارتنداز يكنواختي بازار در رشد و سودآوري آن ميباشد و يا بعبارتي ديگر تعداد رقباي كم موانع جديد ونيز راه براي پيشرفت فعاليتهاي موسسه بعلت متغيرهاي محيطي خاصي در بازار موسسه وجود دارد براي موفقيت و برتري آن در سطح بازار .
الف : 3 : ويژگيهاي محيط :
هر موسسه اي كه در بازار فعاليت ميكند داراي يك محيط ويژه و خاص خود ميباشد كه گاهي اين ويژگي به سود يا زيان موسسه منجر ميگردد اين ويژگيها عبارتنداز :
تاثير تورم مداخله دولت ، رخدادهاي سياسي و اجتماعي .
——————
كانلر – فيليپ – مفاهيم استراتژي بازاريابي – چاپ اول 1999
ب : وضعيت نسبي رقابت :
عبارتنداز وضعيت برتري و يا ضعف موسسه نسبت به رقبا در رشته صنعت مورد فعاليت در تعيين وضعيت نسبي رقابت ، سهم بازار و سودآوري از مقياسهايي هستند كه خيلي بيشتر مورداستفاده قرار ميگريد . در سنجش وضعيت رقابت اگر برتري رقابتي از آن موسسه باشد و يا بعبارتي سهم بازار شركت بزرگ باشد ، سهم نسبي از يك بيشتر خواهد بود ودر غير اينصورت عدد زير يك خواهد بود .
بعد از آماده كردن ماتريس مناسب با ويژگيهاي موسسه مسئله جايگذاري واحد استراتژيك بازرگاني بر روي ماتريسي انجام داده ميشود . براي فهميده شدن موضوع واحدهاي استراتژيك بازرگاني موسسه بر روي يك ماتريس سه بعدي ميتوان نشان داد .
1-ب – 3 : در مرحله سوم و آخر ، فرآيند تجزيه تحليل سبدي ماتريس تعبير ميشود :
در انتخاب استراتژي موسسه ابتدا روشهاي انجام فعاليت بطور جداگانه بررسي شده و سپس برمبناي هزينه و سوآوري ميزان ريسك مورد ارزيابي قرار ميگيرد .
براي بررسي روشها از دو روش استفاده ميشود .
(( اول : پيش بيني تغييرات محيطي بيرون از موسسه
دوم : تاثير اين تغييرات بر روي فعاليتهاي موسسه ))1
بعد از انتخاب استراتژي نتايج آن با معيارهاي زير سنجيده ميشود .
الف : توانايي در رقابت :
يكي از دلايل انتخاب استراتژي خاص با توجه به نقاط قوت و ضعف موسسه توانايي قدرت رقابتي با شركت رقيب ميباشد .
ب : ميزان ريسك :
انتخاب يك استراتژي مشخص براي فعاليت موسسه به خودي خود يك ريسك را بهمراه خود دارد كه در شش بخش قابل بررسي ميباشد :
——————–
اميركبيري – عليرضا – مديريت استراتژيك – فصل سوم – چاپ دوم
(( 1- فني
2 – ظرفيت توليد
3- محدوديت يك بازار / كالا
4- اثربخشي مديريت
5- اثرات ناگهاني محيطي
6- ميزان قدرتمندي رقبا ))1
خ : هم نيروزايي :
انتخاب استراتژي ها بايد همپوشاني و خاصيت تقويت كنندگي داشته باشد .
د : سازگاري :
انتخاب استراتژي خاص بايد عليرغم اينكه با استراتژي هاي گذشته موسسه در تعارضي نبوده بلكه با آن همخواني كامي داشته و يا حالت تكميلي داشته باشد .
ه : قابل اجرا بودن :
استراتژي هايي كه موسسه انتخاب ميكند براي رسيدن به اهداف سازماني آن ميباشد كه در وهله اول جداي از ويژگيهاي ذكر شده بايد با توانايي موسسه همخواني داشته باشد تا موسسه بتواند آن را به اجرا درآورد .
2- فنون سرآمد مديريت استراتژيك در تدوين استراتژي سازماني :
در بيان كامل تر اين فنون به دو بخش عمده ميپردازيم :
الف : فنون مورد استفاده در توسعه سهم بازار و ميزان رشد آن
ب : فنون مورد استفاده در توسعه استراتژي موسسه و واحدهاي بازرگاني
2-الف : فنون مورد استفاده در توسعه سهم بازار وميزان رشد آن
2-الف-1- گروه مشاوره بستن و ماتريس سهم بازار و رشد آن : 2

—————
1- امير كبيري – عليرضا – مديريت استراتژيك – فصل سوم – چاپ دوم
2- كاتلر – فيليپ – مفاهيم استراتژي بازاريابي – چاپ اول – 1999
اين ماتريس ازطرف گروه مشاوره بستن توسعه و ربط داده شده و بعنوان سبد كالا و يا ماتريس سهم بازار و رشد آن ناميده شد .در تجزيه تحليل سبدي گروه مشاوره بستن با مقايسه بين سهم بازار بهمراه و رشد آن و سهم نسبي بازار ميباشد .در محور افق آنكه بيانگر ميزان رشد است مبنا را بر اساس % 10 قرار داده و بعنوان رشد معتدل پذيرفته اند و رشد كمتر ويا بيشتر بازار موسسه برمبناي آن سنجيده ميشود .در محور عمودي نيز سهم نسبي بازار قرار داده ميشود . سهم نسبي بازار با تناسب قرار دادن از تقسيم سهم بازار واحد استراتژيك يك موسسه به سهم قويترين رقيب بازاري بدست ميآيد . اگر سهم بازار موسسه با قويترين رقيب برابر باشد يك واگر بيشتر باشد بزرگتر از 1 واگر كمتر ، كوچكتر از 1 ميشود .
به اين ترتيب كالاها برحسب سهم بازار كم وزياد و با نسبت رشد آن به 4 گروه تقسيم ميشوند . اين 4 گروه با نسبت رشد كم اما بازار وسيع يا گاو شيرده – گروه با نسبت رشد كم و سهم بازار اندك يا سگان ناميده اند .

الف : واحدهاي مشكل دار يا علامت سوال :
اين واحدها در مقابل سهم بازار كمي كه دارند در محيطي قرار دارند با تدايي بالا رشد كه عليرغم آنكه داراي توانايي در بازار هستند ولي حتي يك سهم بازار قوي در سطح بازار را كسب نكرده اند در اين دسته قرار ميگيرند . اين واحدها براي آنكه بتوانند در بازار بمانند و سهم بازار خود را افزايش دهند به مقدار زيادي نقدينگي نياز دارند . كه در صوت عدم افزايش در سهم بازار از مقدار سهم بازاري كه دارند نيز عقب نشيني كرده و آنها را به رقباي خود مي سپارند .

ب : واحدهاي ستاره يا درحال رشد :
در اين بخش از ماتريس كالاهايي در قسمت رشد قرار دارند جاي ميگيرند به نسبت رشد زياد آنها داراي سهم بازار زيادي هستند . در اين واحدها هيچگونه نيازي به تامين نقدينگي ازطرف موسسه ندارند و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق و دستمزد، سلسله مراتب، رفتار انسان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سهم بازار، رقابت بازار، چرخه عمر