منبع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

ر كشورهايشان اقدام نمايند .

دوم : از بعد اقتصادي و نظامي :
بدليل آنكه در كشورهاي مستمره اوضاع اسفبار اقتصادي اكثر مردم از يكطرف و از طرف ديگر حكومتهاي خودكامه وابسته و يا ديكتاتوري با استفاده از ابزارهاي اقتصادي و نظامي مردم را بصورت زنداني تبديل كرده بودند باعث گرديده كه مبارزه عليه اين نوع حكومت شكل بگيرد و تشديد شود وبا ساقط كردن دولتها و يا آزادي مستعمرات به حكومت دلخواه خود دست يابند و بتوانند با مشاركت در انتخابات ودر موارد سياسي ديگر از قبيل عضويت در خوبها و داوطلبي در نمايندگي آن را اداره نمايند وبا اين فعاليتها به يك مردم سالاري نيز دست پيدا كنند .
از ويژگيهاي نظام مردم سالاري نظام سياسي با زور كارآمد است كه به نهادهاي نيرومندازقبيل مطبوعات ، جامعه مدني و سازمانهاي غيردولتي نيازمند است .

1- زمينه سازي مشاركت توسط دولتها :
همانطور كه مردم بايد در مشاركت جوامع خود تلاش نمايند دولتها نيز بايد زمينه سازي آنرا انجام دهند در سراسر جهان حكومتها همانطور كه به سوي اقتصادي مبتني بر بازار حكومت ميكنند براي كاستن از هزينه هاي خويش نظارتهاي دولتي را كنار گذارده و راههاي تازه اي را براي مشاركت كردن و فعاليتهايكارآفرينشان باز ميگذارند اين راهها عبارتند از :

الف : خصوصي سازي ، خصوصي سازي راههاي تازه مشاركت مردم در بعد اقتصادي را فراوري دولتها قرار ميدهد .

خصوصي سازي باعث ميشود كه هزينه هاي تخصيص يافته به بخش دولتي كمتر گرديده و دولت در بخشهاي ضروري تر سرمايه گذاري نمايند .

از سال 1980 ب اينطرف نزديك به هفت هزار شركت يا سازمان دولتي به بخش خصوصي تبديل شده اند كه از اين ميان هزار و چهارصد شركت در كشورهاي درحال توسعه بوده اند (1)

ب : انقلاب اطلاعاتي و زمينه سازي آن توسط دولتها با گسترش جمعي و قرار دادن اين وسايل در دسترس مردم اطلاعات در سراسر جهان در زمان وقوع بطور همزمان پخش خواهد شد .

ج : سازمانهاي غيردولتي :

اين سازمانها در سالهاي اخير افزايش چشمگيري داشته اند در سال 1990 در كشورهاي در حال توسعه در حدود پنجاه هزار سازمان غيردولتي وجود داشته كه در بخشهاي گوناگون فعاليت ميكنند . (2) ازقبيل بهداشت ، آموزش و پرورش .

———————–
1-2- مشاركت مردم – دكتر محمد علي طوسي – مجله مديريت دولتي

با همه زمينه هايي كه براي مشاركت در جامعه وجود دارد اما تعداد بسياري زيادي از مردم از مشاركت در جوامع خود بركنار مانده اند . اين محرومان فقيرترين بخشهاي مردم جامعه ، ساكنان روستاها ، بسياري از اقليتهاي مذهبي و نژادي و تقريباً در همه كشورها زنان جامعه .

تعريف مشاركت :

تعريف مشاركت مشكل است زيرا اين اصطلاح در بين فرهنگهاي مختلف و در بين نظامهاي روابط كار معناي يكساني ندارد . مشاركت در تصميم گيري مفهوم واحدي است اما به طرق مختلف بعمل در ميآيد . (1)

كاتن و همكاران و شوجل بيان ميدارد كه مشاركت در تصميم گيري در بسياري از كشورهاي مفاهيم گوناگوني دارند و از آن به تعابير مختلفي ياد ميشود .
و تعريف مشاركت از نظر ديبال عبارتست از : تصميم گيري مشاركتي در سطح گروه ، دپارتمان و يا سازمان .
كپست ميگويد كه : كوشش براي تعريف مشاركت كاركنان ، اغلب با سردرگمي و مشكلات همراه است اما ايده اصلي آن است كه افراد بايد در مورد تصميماتي كه از آن تاثير ميپذيرند حرفي براي گفتن داشته باشند . بعضي از نويسندگان مشاركت را تا سطح تفويض اختيار نيز گسترش داده اند و بعضي ديگر آن را تصميم گروهي قلمداد كرده اند .

در تعاريف مشاركت ، نويسندگان به فرآيند تصميم گيري تاكيد ميكنند و مشاركت را فرآيندي مورد توافقي ميدانند كه از طريق آن كاركنان قادرند بر تصميم هاي مديريتي اثر بگذارند (( كلارك ، فتچت ، ورابرتر و اكواليوت ))
——————————–
1- مشاركت به چه معني است – دكتر محمد علي طوسي – مجله مديريت دولتي

دومين بخش از نويسندگان سعي كرده اند تا با تعامل بين نقش آفرينان در تعريفهاي خودشان دقيتر باشند . در اين مفهوم تاثيرگذاري كاركنان بر تصميم ها اساس مشاركت را تشكيل ميدهد (( ميسي پيترسون )) .

در سومين دسته از نويسندگان تاكيد بر قلمرو مشاركت نمود فراوان دارد .
چهارمني دسته از نويسندگان شكل و اندازه مشاركت را مورد تاكيد قرار داده اند .
دسته پنجم ، مشاركت را برحسب تصميم گيري مشترك ميكنند و ششمين دسته از نويسندگان درگيري روحي ، رواني كاركنان در تصميم گيري را مورد لحاظ قرار دادند .
با توجه به تعاريف گوناگون مشاركت را ميتوان هزينه درگيري كاركنان در تصميمهاي راهبري تاكتيكي سازمان بحساب آورد كه بصورت رسمي / غير رسمي در شكل مستقيم – غير مستقيم و با درجه سطح معين و حدود مشخص اتفاق مي افتد .1
چگونه مشاركت مطرح و تنظيم ميشود ؟
فرآيند مشاركت عمومي داراي چهار عنصر اصلي ميباشد
1) مساله يا موقعيت
2) ساختارها ، سيستمها و فرآِندهاي اداري در جاييكه مشاركت قرار ميگيرد
3) مديران
4) شهروندان

در طراحي مشاركت ابتدايي مشاركت طوري طراحي ميشود كه حول و حوش مساله اصلي قرار بگيرد . بعد از مساله مردم وافراد جامعه در پيرامون مساله مورد بحث قرار ميگيرند . و بعد از مردم مديران هستند كه رابطه بين ساختارها و مساله را ايجاد ميكنند ودر آخرين مرحله نيز ساختارها و فرآيندهاي اداري ، چارچوبهاي سياسي وجود دارند كه مديران جامعه بايد درآن به فعاليت بپردازند .
———————–
1- رهنمود – فرج الله – درجات مشاركت و نيازهاي غالب افراد – مجله مديريت دولتي

5-1-1 : موانع در سر راه مشاركت :

1- ماهيت زندگي در جامعه پيشرفته :
موانعي كه ناشي از واقعيتهاي عيني در زندگي روزانه به موقعيت طبقه اجتماعي شهروندان پيوند خورده است و شامل عواملي مانند انتقال ، محدوديتهاي زمان ، ساختار خانواده ، تعداد افراد در نيروي كار .

2- فرآيند هاي اداري : دومين مجموعه از موانع فرآيندهاي اداري است ، اين موانع متناقض و مخالف عقايد عمومي هستند .

3- تكنيكهاي مشاركت : اكثر روشها و تكنيكهاي استفاده در مشاركت نامناسب هستند ، غير موثرترين تكنيك مشاركت شنود عمومي است به نظر مديران ساختار شنود عمومي و جلسات عمومي مانع تبادل اطلاعات با مفهوم ميشود شنود عمومي در واقع درباره ارتباطات نيست بلكه در اصل متقاعد كردن ميباشد .

شنود عمومي بصورت يك ارتباط يكطرفه است وابزاري است ناكارآمد جهت مشاركت افراد براي حركت به سمت مشاركت صحيح مديران بايد در عمل كردن جاريشان تغييراتي را انجام دهند ديگر اينكه نظامهاي قانوني و حقوقي ، ارزشها و سنتهاي اجتماعي و نيز توزيع نادرست داراييهاست .

5- 1- ج : راههاي غلبه بر موانع مشاركت :
براي جلوگيري از ناكارآمدي مشاركت و ايجاد يك فرصت واقعي براي نفوذ بر فرآيندهاي اداري و پيامدهاي آن افرايش خواهد يافت . بنظر لئون (( تغيير تكنيكهاي مشاركتي جهت اعمال صحيح و موثرتر بعنوان يك فرآيند يادگيري دوطرفه است كه مديران و شهروندان به يادگيري آن نيازمندند .1
مدلهاي مشاركت صحيح و مطلوب داراي سه بخش اصلي ميباشد
1- توانمند سازي و آموزش اعضاي جامعه
2- آموزش مجدد مديران
3- توانمند ساختن ساختارها و فرآيندهاي اداري
5-2- مشاركت در سازمانها :
در تعريفهاي مختلف و گوناگون كه در قبل بيان كرديم تعريف از مشاركت به افزايش درگيري كارمندان در تصميمات متنوع اتخاذ شده در سازمان ميباشد . بررسي مشاركت در سازمان بيشتر از ديدگاه بهره وري بررسي ميشود .

الف : تاريخچه تئوريك مشاركت :
ماكس وبر جامعه شناس آلماني و صاحب نظر در علم مديريت به پيشرفت كار و صنعت و اعمال مديريت از طريق قوانين و مقررات بدون توجه به احساسات و عواطف و خواسته هاي انساني و بالاخص بدون التفات به مشاركت كاركنان تكيه داشته است . اصول مديريت علمي و اداري بصورتي جامع تر و مناسب تر توسط تيلور و فايول مطرح گرديد اما در اين نظريه نيز به انسان وافراد بعنوان يك انرژي ماشين و مكانيكي در راستاي حداكثر بهره وري از نيروي مصرفي و سرعت در بروز عمل كردن فعاليتهاي انساني نظر داشتند .
دالتون مايو و شاگردانش معتقد بودند كه به خاطر اينكه قادر باشيم در سازمانها و ادارات تشكلهاي كشوري همزيستي مسالمت آميزي بين افراد سازمان و اعضاي عاليرتبه مديريت بوجود آوريم لازم است جو و محيطي دوستان و صميمي را در بين آنها ايجاد نماييم تا بتوانيم از تاثيرات حاصله نتايج بهينه و مطلوبي را كسب نماييم . 2
———————–
1- رهنورد – فرج الله – درجات مشاركت و نيازهاي غالب افراد – مجله مديريت دولتي
2- رهنورد – فرج الله – تبيين فلسفه مديريت مشاركتي – مجله مديريت دولتي

اصولاً در اداره كردن سازمانها يك ويژگي مهم را اثبات ميكند :
اولاً : مشاركت عامل انتخاب بهتر راه حلها و براي افراد و كاركنان در سازمان يك نوع دموكراسي را براي حمايت از آنها ايجاد ميكند .
ثانياً : با توجه نمودن و ارزش نهادن كاركنان و سازي دخالت آنان را در تصميم گيريها فراهم ميكنند .

ب : اهميت مطالعه مديريت مشاركتي :

اين اهميت از چند بعد ناشي مي شود :
اول : از جو رواني
دوم : از بعد پيشرفت
سوم : از بعد بهره وري

اول : از بعد رواني :
در بعد اول ميتوانيم به اين مسئله توجه كنيم كه در جوامع امروزي با توجه به اهميتي كه به رفتار انسان و رفتار و گرايشهاي او در جامعه داده ميشود و نيز در مهمترين بخش هرجامعه كه همان خانواده است مشاركت به معناي يك امر ضروري و مهم بيان گرديده و اين ايده نيز در تربيت انسانها جاي مهمي را پيدا كرده است در سازمانها اگر از اين زمينه تربيتي افراد بطور درست استفاده نشود باعث ازخودبيگانگي يا الينه شدن وي ميگردد ودر متعارض با جامعه و زمينه تربيتي خويش قرار ميگيرد .

دوم : از بعد پيشرفت علم مديريت :
اين مطلب را از نظريات دو نويسنده و صاحب نظر علم مديريت بيان ميكنيم ( بنظر لي پرستون و جيمز بت در مديريت سه تحول و انقلاب صورت گرفته اولي سلسله مراتب سازمان در مديريت بود .
دومي : جدا كردن مالكيت از مديريت
سومي : از بقيه مهمتر است مشاركت در مديريت ميباشد

در حال حاضر ودر عصر كنوني ژاپني ها براساس اين نوع نگرش توانسته اند ي طرح جديد بنام كايزن كه يكي از زير مجموعه هاي مديريت مشاركتي است پياده نمايند و با توجه به نتيجه آن كشورهاي ديگر نيز به پياده كردن ان در جامعه و سازمانهايشان تشويق شده اند .

سوم از ديدگاه بهره وري :
در بخشهاي گذشته به سلسله مراتب نيازها و مطابق آن بر نوع مشاركت افراد در سازمان را نيز بيان نموديم .مشاركت افراد در هر وضعيتي كه باشند باعث ميگردد كه ارزش و احترامي را كه در اولين بخش اين تقسيم بندي به آن اشاره كرديم كه در خانواده ها و جامعه به آن اهميت داده اند . سازمان نيز كه محيط زندگي كاري افراد را تشكيل ميدهد به آنان ارج بنهد نياز خوديابي و احترام را در افراد سازمان تقويت نموده و باعث افزايش بهره وري و نيز كاهش هزينه هاي نامعلوم سازمان ميگردد .

ج : نگرشها و برخوردهاي مختلف سازمانها با مشاركت :
در طي سالهاي اخير نگرش بسياري از مديران نسبت به مشاركت كاركنان در سازمانها تغيير يافته است .
اما بطور كلي سه نگرش براي برخورد با مشاركت در سازمانها وجود دارد :

1) سازمان بعنوان ابزار :
در اين نوع سازمان مالك و مدير يك نفر بوده و سازمان و اجزاي آن ، مانند يك ماشين عمل كرده و به سود آوري مالك كمك ميكنند .

2) سازمان بعنوان يك موجود زنده :
مالكيت از مدير جدا گرديده و توسعه سازي است كه داراي نقش ميباشند .

3) سازمان بعنوان يك نظام اجتماعي ، كاركنان ومديران بعنوان گروههاي ذينفع اصلي و سهامداران …. همگي در رشد و بقاء سازماني مشاركت دارند .
عمده دلايل اساسي حمايت از مشاركت كاركنان در تصميم گيريهاي مديريت :
الف : تاثيرات مثبت و شگرفي كه در روحيه كاركنان بواسطه احترام به عقايد و نظرات و افكارشان برجاي ميگذارد .
ب : وسيله اي مناسب و معقول است

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بخش اقتصاد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب