منبع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، دوران باستان، نادرشاه افشار، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

گرديده است که از نظر وجه مشخصه، بيشترين همگرايي را با افراد همگن و بيشترين واگرايي را با افراد غير خود داشته باشد (صمدي، 1373: 42). در گذشته عناصر کالبدي تقسيمات (سنتي) شهر ها در قالب محلات، جزء محلات، کوي، برزن، کوچه و دربند، شهر را به قسمتهاي مختلف تقسيم مي کرد که داراي قانونمندي و سلسله مراتب منطقي خاص خود بودند و در عين حال هر يک از محله ها ملزومات زندگي چه در ابعاد اقتصادي و چه در ابعاد اجتماعي چيزي کم نداشتند و خودکفا بودند و محله داراي فضاهاي اقتصادي و خدماتي بود و در محله ها نوعي تقسيم بندي فعاليت وجود داشت (صمدي، 1372: 65). افراد محله اوقات فراغت خود را در بازارچه ها، مساجد و ساير نقاط محله با هم مي گذراندند و بدينوسيله از اوضاع يکديگر باخبر شده و اطلاعات و اخبار را مبادله مي نمودند و به از نظر اجتماعي داراي زندگي ايده آل بودند و افراد از نظر روحي و رواني کاملا تغذيه مي شدند و کمبودهاي عاطفي و احساسي در آنها بوجود نمي آمد (روحاني، 1361: 5). بانگاهي به سابقه شهرنشيني خود شاهد محلاتي هستيم آرام و خودماني و فضايي که حضور غريبه ها در آن به حداقل رسيده بود و کنترل اجتماعي لازم وجود داشت (پاکزاد، 1391: 23).

فلامکي اصول زندگي محله هاي شهرهاي ايران را در پنج خصوصيت خودياري و استقلال سکونتي_ زندگي اجتماعي محدود و مستقل از بازار_ وجود حجاب سکونتي_ رفتار اجتماعي خاص و ارتباطات_ تاثيرپذيري همزيستي افراد ساکن محله از وقايع تاريخي و اتفاقي غيرمنتظره منطقه اي، خلاصه مي کند (مهندسين مشاور شاران، 1388: 50).
محله‌ها در گذشته معرف فرهنگ و انديشه و طرز تفكر و نوع زندگي خاص و محل داد و ستد ،كالا و مبادله افكار ساكنان آن بوده‌اند ، ولي با افزايش شتاب زده جمعيت و گسترش سطح شهرها كه به دلايل اقتصادي و اجتماعي به وقوع پيوست، جابجايي جمعيت و مهاجرت موجب گسيختگي فرهنگ قومي محله‌ها شد و به دنبال اختلاط فرهنگي و افكار ساكنان قديم و جديد (مهاجران)، اين نقاط جمعيتي، فرهنگ بومي گذشته را از دست‌داده اند. ورود صنعت و اتومبيل به شهرها باعث شد شبکه هاي محلي اي و مرزهاي محله شکسته شود و افراد ساکن در محله ها پراکنده شدند و محله با مفهوم اجتماعي و فيزيکي خود ازبين رفت (روحاني، 1361: 6).
1-1-3 دوران باستان:65
محله هاي شهري درايران پيشينه اي به قدمت تقريبي شهرنشيني دارند. برخي معتقدند شيوه زيست شهري درايران مبتني بر هويت محله اي بوده است .برخلاف شهرهاي اروپايي كه ساكنان شهر احساس نزديكي وتعلق به جامعه شهري فراتر از مرزهاي محله اي داشتند ، درشهرهاي شرقي وايراني، محله هاي شهري متعدد، عامل همبستگي اجتماعي ميان افراد بودند (كوثري و همكاران ، 1386: 27). نقش و کارکرد اجتماعي محله در حيات اجتماعي جوامع باستاني و سنتي چنان بود که کمابيش هيچ خانواده يا فردي نمي توانست بدون آنکه خود را متعلق به آن بداند، از يک زندگي اجتماعي متعادل برخوردار شود ( سلطانزاده،1376: 366). از دوران گذشته تاکنون محله به عنوان يک جزء اصلي از سازمان نظام شهري ايران محسوب مي گشته است و در طول دوران گذشته، محلات شهري از اعتبار خاصي برخوردار بودند و هر محله به صورت يک واحد فيزيکي با هويت کاملا مشخص اجتماعي در درون شهرها قابل شناسايي بودند. در دوران باستان شکل گيري محلات بر مبناي نظام اجتماعي و مناسبات و جدايي طبقات بوده است، در اين دوران عملکرد غالب، محلات مسکوني بوده است و در اکثر اين محلات، کاخ شاهي در مرکز محله و سپس پيرامون آن آتشکده، سربازخونه، اقامتگاه نزديکان فرمانروا، بازار و ده قرار داشته است ( سلطانزاده،1376) اما به طور کلي شهرهاي پيش از اسلام شامل تقسيمات دژ حکومتي (کاخ ها، معابر، ديوان ها، تاسيسات نظامي و انبارها)، شار مياني (محلات خاص براي افراد طبقه ممتاز و بازاري در ميان به همراه مرزي با ديوار) و شار بيروني (محل استقرار اکثريت جامعه شهري، محلات، باغ ها، مزارع و بازارها) بوده است (مهندسين مشاور شاران، 1388: 15). تقسيمات در شهرهاي سنتي و ارگانيک ايراني، خودجوش، مردمي و عملکردگرا بوده است (صمدي، 1372: 87).
در زمان هخامنشيان، قصر سلطنتي در مرکز شهر استقرار مي يافت که در کنارآن محله هاي درباري قرار داشتند در اطراف اين محله ها نيز محله هاي مسکوني و کوچه هاي شهر قرار داشتند (سلطانزاده، 1367: 77).
در شهرهاي دوره اشکانيان نيز که دايره اي شکل بودند، کهندژ (کاخ شاهي) در مرکز شهر قرار داشت، سپس اقامتگاه نزديکان و فرمانروايان دولتي و روحانيون قرار داشت و بالاخره محلات شهري، مکان پيشه وران و خرده مالکين در درون باروئي قرار مي گرفت. (نظريان، 1374: 12)
در دوران ساسانيان نيز که نظام اجتماعي مبتني بر “کاست” يا طبقه بود. طبقات اجتماعي شامل روحانيون، نظاميون، دبيران و توده مردم بود که در قسمتهاي مختلف شهر ساکن مي شدند. بخش مرکزي شهر شامل کهندژ و بخش نظامي بود و در اطراف آن محله ها يا قسمت اصلي شهر که شارستان خوانده مي شد، قرار داشت که به وسيله ي حصاري از کهندژ جدا مي گرديد. (نظريان، 1374: 16) طبقه خراجگزار ساکن در شهرها بر اساس اصالت خانوادگي و پيشه در محله هاي شهر استقرار مي يافتند. (کوثري و همکاران، 1368: 42).
2-1-3 دوران اسلامي:66
با ورود اسلام به ايران و سقوط سلسله ساساني،شهرنشيني مرحله جديدي ازحيات خود را آغاز نمود. در ايران سازه هاي ديني در شالوده ي زندگي شهري اهميت زيادي پيدا کرد و مسجد از اجزاء اصلي نظام شهري شد ( سلطانزاده، حسين، 1376). ورود قوانين اسلامي به زندگي شهرنشينان، تغيير شکل کالبدي شهرها در اثر احداث عناصري چون مساجد و شکل گيري محله هاي شهري بر اساس همبستگي مذهبي را مي توان از خصيصه هاي حيات شهري در اين دوره به شمار آورد (مشهدي زاده دهاقاني، 1374: 12_11). در اين دوران شهرها اساسا در قالب محلات مسکوني سامان يافته بود و شهر در قالب نظام محله اي عمل مي کرد (شيخي، 1382: 14).
وحدت بنيادي ترين اصل در سنت اسلامي است (حميدي، 1376) که برخي از معيارهاي اين وحدت شامل وحدت و تنوع فضايي، مرکزيت، تعامل و هماهنگي، توازن، پيوستگي فضايي، سلسله مراتب، تجانس، هويت، مشارکت، تاکيد بر روابط اجتماعي و ترکيب و انسجام محله مي باشد ( عبدالهي مهر، 1390: 12).
در شهرهاي نوبنياد اسلام، محله ها بر مبناي گروه بندي هاي قومي و قبيله اي استوار بود و در شهرهاي دوران اسلامي، محله ها ماواي گروه هاي صنفي، قومي و نژادي و به خصوص مذهبي بودند. در اين دوران محلات شهري در عين استقلال و هويت در ارتباط با ديگر بخشهاي شهر بودند و گاهي در شهرهاي بزرگ، هر محله براي خود شهري نيمه مستقل با بازارها، مساجد، حمامها و سازمان اداري مشخص وابسته به حکومت شهر بود. ( سلطانزاده ، 1376) و (اشرف،1313 :39). شهرهاي پس از اسلام شامل کهندژ، شارستان يا شار دروني (محلات، بازار) و ربض (مانند شارستان و مزرعه) مي شد و مسجد و بازار، از عناصر اصلي و مشترک محلات بوده است و هر محله در تامين نيازهاي خدماتي و اجتماعي کاملا مستقل بود (مهندسين مشاور شاران، 1388: 17_51).
همبستگي ها و پيوندهاي مذهبي موجب مغشوش شدن و تزلزل مرزبندي اقتصادي و طبقاتي شد و در بسياري از محله هاي شهري، گروه هاي غني، متوسط و کم درآمد در کنار يکديگر زندگي مي کردند و البته تفاوت در عقايد مذهبي ساکنان باعث شده بود که محلات متفاوتي از محلات اسلامي بوجود بيايد. مثل محله ي يهودي ها، زرتشتيان، سني ها، مسيحيان و محلاتي با عقايد متفاوت مثل محله عربها، ترکها و ارمني ها (خيرآبادي، 1376: 106) و در حالت کلي تر شهرها متشکل از تعدادي محله شيعه نشين و تعدادي محله سني نشين بودند و محله هاي بسياري از شهرها به دو گروه حيدري و نعمتي تقسيم مي شدند (صمدي: 1373: 42).
در شهرهاي اسلامي کدخدايان کساني بودند که مديريت محله ها را بر عهده داشتند و صدور فرمان آنها از سوي کلانتر نشان ميدهد که مديريت محله انتخابي نبوده و مردم محلي نقشي در انتخاب مدير محله خود نداشتند. کدخدا ميانجي بين مردم و مقامات اداري بود. (ايماني جاجرمي، 1383: 7)
لازم به ذکر است، تعداد جمعيت و خانوار و گروههاي خويشاوندي و صنفي، در تعيين سلسله مراتب محله ها نقش موثري داشته اند. پيوند وهمبستگي و روابط اجتماعي در طرح محله تاثير داشته و به آن وحدت مي بخشيده است (شيعه، 1378: ص 197). نکته قابل توجه در اين دوران اين است که مجموعه محلات شهري بدون هيچ برتري قومي_ مذهبي و نژادي بر اطراف مجموعه مرکزي و بازار گسترده مي شوند. (حبيبي، 1364: 71)
در بررسي كه شيخي درباره محله انجام داده است به برخي از مهمترين كاركردهاي نظام محله اي درسرزمينهاي اسلامي را در موارد زير خلاصه كرد:
الف- پاسخگويي به نياز هويتي جديد در جمع بزرگ شهر بر اساس يكي از شاخص هاي مطرح مانند شاخص هاي قومي ، مذهبي ، اجتماعي ، اقتصادي و يا فرهنگي . ب- توجه به نيازهاي روحي و رواني ناشي از خلاء هويتي مهاجران . ج- برقراري امنيت و كنترل محله ها با مشاركت مردم د- رعايت حقوق اقليت ها در مجموعه شهري (پرداخت مالياتي موسوم به (جزيه) گاه كمتر از ماليات بر مسلمانان بود، آزادي در انجام دادن آداب و مراسم مذهبي). ه- پركردن خلاء ديوانسالاري شهري از طريق نهادهاي غير رسمي و مردمي (شيخي ، 1382: 61_58).
در زمان صفويه : در اين دوران احداث تجهيزات وخدمات عمومي مانند مساجد،حمام ها، كه قبلاً درمركز شهرها استقرارمي يافتند، به داخل محله ها كشيده شد (رهنمايي و ديگران ، 1386: 37). درشهرهاي دوره صفويه جدائي گزيني اجتماعي شهرنشينان محله هاي مختلفي راايجاد نمود. بعنوان مثال مي توان از محله هاي مسلمان نشين و يهودي نشين و محله دولتمردان و دولتمندان و محله ارامنه و زرتشتي ها درشهر اصفهان نام برد (حبيبي، 1375: 96). در هر شهر، صاحبان هر حرفه در يک محله زندگي مي کردند و کارگاه ها و دکه هاي آنها نيز در همان محله بود ( نجم الدوله، 1353: 34). از دوران صفويه تا قاجاريه هر محله داراي بازارچه و ميدانچه اي بود که تاسيسات عمومي شهر نيز مانند سفارتخانه، مسجد و گرمابه در آن قرار داشت. (شيعه، 1378: 206)
تفوق دوباره زندگي عشيره اي بر زندگي شهري وروي کار آمدن نادرشاه افشار و تحميل هزينه هاي سنگين جنگها و لشکرکشي هاي وي، زمينه اي براي احياء شهرنشيني و به تبع آن محله هاي ايجاد نگرديد. در دوره زنديه تنها در عهد کريم خان زند، اقدامات سودمندي براي آباداني شهرها انجام شد. (نظريان، 1374: 45)
به طور کلي، از دوران اسلامي تا اواخر قاجاريه بر حسب الزامات توسعه اي و شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي حاکم بر کشور، اصول شکل گيري محله هاي شهري بر پايه عواملي از جمله خودياري، استقلال و خودکفايي نسبي، شکل گيري ساختار و کارکردهاي محله در قالب ابعاد جهان بيني و ايدئولوژيک ايراني_ اسلامي و دارا بودن نوعي حجاب سکونتي استوار بود. پيوندهاي قومي، قبيله اي، مذهبي، عوامل محيطي و طبيعي، مسائل سياسي و نظامي و برخي ضرورتهاي اجتماعي و مديريتي از عوامل شکل دهنده ي محله هاي شهري بوده است و مرزهاي کالبدي و نمادي مشخص کننده محدوده وجود داشته است ( عبدالهي مهر، 1390: 1).
3-1-3 دوران قاجاريه:
دراين دوره گسترش محله ها ازطريق رشد محله هاي قديمي صورت مي گرفت و محله هاي جديد تابعي از محله هاي قبلي بود. با توجه به تحولات داخلي و خارجي، در برخي شهرها، گسترش سريع شهر به انجام رسيد و ديوارها و برج و باروها فرو ريخت و علي رغم چنين تحولي در سيستم امنيتي، بافت محله ها همچنان فرم سنتي خود را با همان شبکه هاي ارتباطي و تقسيمات محله اي گذشته حفظ کردند ( تحصيلدار و ديگران ، 1372: 88). نظام شکل گيري محلات بر اساس خويشاوندي و اعتبار خانوادگي يا حرفه بود جنانکه هر محله متعلق به خانواده يا گروهي از قشرهاي اجتماعي يا دسته اي پيشه ور بوده و مراکز آن نيز جوابگوي نيازهاي مادي و معنوي ساکنان آن بود. محله هاي شهري در اين دوران در عين استقلال و هويت در ارتباط با ديگر بخشهاي شهر بودند و اقشار مرفه تا پايين ترين افراد اجتماع در کنار يکديگر زندگي مي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حمل و نقل، سلسله مراتب، استان فارس، عدم تمرکز Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ساختار بازار، توسعه درونزا، صاحب نظران، دوره قاجار