منبع پایان نامه ارشد درباره سلامت اجتماعی، سیاست اجتماعی، سلامت روان، سلامت روانی

دانلود پایان نامه ارشد

فرد بزرگسال که راجرز نظراتی درباره آن دارد (ریف، 1989). ریف با کنار هم قرار دادن این رویکردها، به درون‌مایه‌های مشترکی می‌رسد که برای سلامت روانی مثبت نمونه‌هایی ذکر می‌کنند. این درون مایه ها شامل تحلیل‌های مثبت از خود فرد و دیگران، عقیده به معنادار بودن زندگی، داشتن روابط سالم با دیگران، ظرفیت مدیریت زندگی شخصی، خودشناسی و آگاهی از رشد دامنه‌دار فردی می‌شوند. ریف در واقع یک مقیاس برای سلامت روانی تعیین کرد (مقیاس PWB) که همراه با ادغام الگوهای نظری چندگانه درباره کارکردهای مثبت روانی بود. مدل PWB چندبعدی به عنوان معرف ابعاد روان‌شناختی “شکوفایی چالشی” توصیف شده است (ریف، کییز و شموتکین، 1008:2001).
ریف و کییز هر یک از ابعاد مدل سلامت روانی خود را تعریف کرده‌اند: پذیرش خود: پذیرش خود عبارت از قابلیت شناسایی و پذیرش خصوصیات مثبت و منفی یک فرد است (ریف، 1989) و کسانی که پذیرش خود را به خوبی انجام داده‌اند، نگرش و تصور مثبتی از خوددارند و هر دو جنبه شخصیت خود را می‌پذیرند و با گذشته خود مشکلی ندارند (ریف و کییز، 1995).
هدفمند بودن زندگی: بعد هدفمند بودن زندگی ریشه در این مفهوم دارد که افرادی که از نظر اجتماعی روانی بالغ هستند و زندگی هدفمندی دارند و اهداف مناسبی برای خود منظور می‌کنند و می‌توانند در هنگام نیاز جهت حرکت زندگی خود را تغییر دهند (ریف، 1989). منظور از هدفمند بودن زندگی، پذیرش این مسئله است که زندگی جهت و معنا دارد چرا که افراد اهدافی دارند که می‌خواهند به آن‌ها برسند (ریف، 1989). کسی که هدفی در زندگی دارد، زندگی را معنادار می‌بیند و عقایدی معنادار را در ذهن می‌پروراند و به شکل هدفمند زندگی می‌کند.
رشد فردی: منظور از رشد فردی این است که فرد در حال بهینه‌سازی توان بالقوه خود است (ریف، 1989) و کسانی که وضعیت مطلوبی در این بعد دارند به دنبال این هستند که همیشه از روز پیش خود گامی به جلوتر بردارند. آن‌ها همیشه از فرصت‌های تازه استقبال می‌کنند و قبول دارند که ارتقای فردی در گذر زمان رخ می‌دهد و خودشناسی بیشتر و تأثیرگذاری فردی همچنان در حال افزایش خواهند بود (ریف وکییز، 1995).
برقراری روابط مثبت با دیگران: این بعد به این دلیل مورد توجه ریف قرار گرفت که بیشتر نظریه‌های مربوط به کارکرد مثبت یا بالغ بر ارزش ایجاد روابط گرم و قابل‌اعتماد تاکید می‌کنند. مثلاً قائلین به خود شکوفایی بر اهمیت همدردی قوی با دیگران اشاره‌کرده‌اند (ماسلو، 1968). همچنین نظریه اریکسون (1959) نقش بلوغ در رشد فردی را مورد تاکید قرار می‌دهد که تا اندازه‌ای مبتنی بر نوع روابطی است که فرد با دیگران دارد. بعد رشد فردی مبتنی بر این مفهوم است که افراد بالغ و سالم، فرایند رشد دامنه‌دار توان بالقوه خود را پی می‌گیرند و رشدی درون فردی دارند (ریف، 1989). این بعد شامل برقراری روابط معنادار با دیگران می‌شود (ریف، 1989). کسی که در این زمینه عملکرد خوبی دارد، همیشه نگران سلامت اجتماعی دیگران است و می‌تواند با آن‌ها احساس همدردی می‌کند و بده بستان‌های روابط انسانی را درک نماید (ریف وکییز، 1995).
تسلط بر محیط: بعد تسلط بر محیط مرتبط با افراد سالم و بالغ است که قدرت انتخاب و یا خلق محیط مناسب برای شرایط روانی خود را دارند. ریف این عامل را مرتبط با نظریه‌های طول عمر می‌داند که قابلیت افراد بالغ برای کنترل محیطشان را مهم تلقی می‌کند. به طور خلاصه منظور از تسلط بر محیط، برخورداری از ظرفیت و درک کافی برای مدیریت موثر زندگی است. این بعد شامل آمادگی در برابر چالش‌هایی است که از طرف محیط به شکل روزمره در برابر فرد ایجاد می‌شوند. فردی که در این زمینه عملکرد خوبی دارد احساس می‌کند بر محیط خود مسلط است، در زندگی مشارکت دارد، فعالانه تلاش می‌کند بر چالش‌ها غلبه می‌کند و در جهت شکل‌دهی به محیط برای تأمین زمینه‌های سلامت اجتماعی خود حرکت می‌نماید (ریف وکییز، 1995).
استقلال: قابلیت خوداتکایی، عدم وابستگی و توانایی نظم دهی شخصی به رفتار است. ریف این مفهوم را تا اندازه‌ای مبتنی بر نمونه‌هایی از افراد خود شکوفا که به شکل مستقل عمل می‌کنند، مطرح می‌کند. منظور توانایی فرد برای زندگی طبق ارزش‌های و سنت‌های خود است حتی اگر این ارزش‌ها باارزش‌های دیگران در تضاد قرار داشته باشند (ریف، 1989). فردی که مستقل است خود مسیر را تعیین می‌کند، بر خودش کنترل دارد و تن به کنترل توسط ارزش‌های دیگران نمی‌دهد و طبق استانداردهای خود زندگی می‌کند (ریف و کییز، 1995).

8-3-2 مهارت‌های ارتباطی در سلامت اجتماعی
یکی از جنبه‌های مهم رشد انسان، فرایند اجتماعی شدن اوست. انسان به عنوان موجودی اجتماعی، همواره ناگزیر است که با دیگران روابط متقابل داشته باشد. از طریق رفتار متقابل اجتماعی است که افراد شخصیت خود را می‌سازند و شیوه‌های زندگی جمعی و دانش، مهارت‌ها الگوهای رفتاری لازم را کسب می‌کنند. از طرفی به نظر می‌رسد که برقراری و حفظ یک ارتباط سالم و مستمر نیز مستلزم داشتن مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی به خصوصی است که باید آن‌ها را مورد توجه و بررسی قرارداد.
در متون پژوهشی مفهوم مهارت‌های ارتباطی به صورت‌های مختلفی، تعریف شده است.
ماتسون (1990) معتقد است که مهارت‌های ارتباطی رفتارهایی هستند که رشد آنها می‌تواند بر روابط بین افراد از یک سو و سلامت اجتماعی آنان و نیز عملکرد مفید و موثر در اجتماع از سوی دیگر، تأثیر داشته باشد. اشنایدر و همکاران (1985) نیز مهارت‌های ارتباطی را به عنوان وسیله ارتباط میان فرد و محیط، تعریف می‌کنند که این وسیله برای شروع و ادامه یک ارتباط سازنده و سالم با همسالان، به عنوان بخش مهمی از سلامت، مورد استفاده واقع می‌شود.
ج) مذهب: از دیدگاه روان‌شناسی، مذهب بعضاً یک فعالیت فکری و احساسی و یک عمل ارادی است. مذهب چیزی بیش از یک تجربه ذهنی صرف است و همواره اشاره به یک موضوع مورد پرسش و ایمان دارد. مذهب یک ماهیت اشتراکی است که عقایدی را در بین مردم به صورت ساختارهای نهادی وابسته، عملیات اجرایی و واحدهای سیاسی سازمان می‌دهد. سیستم های عقیدتی درون فردی و بین فردی و سیستم های مذهبی همچنین می‌توانند تأثیر مخصوصی روی سیستم های تندرستی و حمایت‌های اجتماعی و عقاید منحصربه‌فرد آن‌ها داشته باشد. تعداد بررسی‌های زیادی ارتباط مذهب با سلامت را نسبت به سیستم اعتقادات مذهبی در دو دهه گذشته آزمایش نموده‌اند. اکثر تحقیقات نشان دادند که مذهب تأثیر سودمندی بر سلامت روانی و اجتماعی داشته است (سعیدی و همکاران،1388).
9-3-2سیاست اجتماعی و سلامت اجتماعی
سیاست اجتماعی و کاربرد آن در حوزه سلامت از جمله سلامت اجتماعی کلید اساسی و تحقق سایر حوزه‌های مرتبط با سلامت اجتماعی است. در واقع سیاست اجتماعی اشاره به کنش‌های اجتماعی شهروندان از جمله زنان در جهان زندگی اجتماعی می‌کند. بر این اساس توصیف این کنش‌ها هدفمند و موثر در ارتقای بهزیستی افراد جامعه نیز می‌باشد. به طور خلاصه باید گفت که “سیاست اجتماعی، مرتبط با رفاه با بهزیستی جامعه و اعضایش است و از سوی دیگر سیاست اجتماعی با سایر نزدیک به فعالیت‌های رفاه است، قلمرویی که در آن سیاست‌های دولت و خدمات اجتماعی به منظور ارتقای شهروندان یک کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. (سعیدی و همکاران،1388).
4-2 متغیر روابط والد و فرزند
1-4-2 مفهوم خانواده
خانواده از مهم‌ترین گره‌های اولیه است. بدان لحاظ که اعضای آن به دلیل اهداف رسمی بلکه برای مقاصد عاطفی به هم در ارتباط هستند و نوع روابط آنها غیررسمی، عاطفی و چهره به چهره می‌باشد. گر چه خانواده در مقایسه با سایر گره‌های اجتماعی، گروهی کوچک محسوب می‌شود، در عمل پایه و اساس تمامی نهادهای اجتماعی دیگر مانند نهادهای اقتصادی، آموزش و پرورش، مذهب و حتی حکومت نیز در خانواده گذاشته می‌شود (هالفورد94، ترجمه تبریزی، 1384).
2-4-2 اهمیت روابط
قدرتمندترین وسیله برای کمک به فرد برای تغییر، روابطی است که فرد با دیگران دارد. هر چه بیشتر به اصل درمان نزدیک می‌شویم بیشتر در می‌یابیم که کیفیت رابطه‌ی درمانی کلید تعیین‌کننده موفقیت یا شکست در درمان است. مطمئناً با این نکته موافقیم که رابطه‌ی ما با درمانجویان اهمیت بسیار دارد ولی در اینجا نه فقط درباره‌ی رابطه‌ی درمانی، بلکه درباره‌ی پتانسیل درمانی روابط در زندگی فرد سخن می‌گوییم. اعضای خانواده که به مراکز درمان مراجعه می‌کنند، غالباً در روابط خود با یکدیگر به نوعی دچار انزوا و بی‌ارتباطی‌اند. شاید آن چنان درگیر حل و فصل خود می‌شوند که دیگر به سایر جنبه‌های روابط خود فکر نمی‌کنند. شاید مدت‌های طولانی از تضادها و مشکلات خود اجتناب کرده‌اند، به نحوی که بخش‌هایی از وجود خود را از یکدیگر مخفی کرده‌اند و به جایی رسیده‌اند که دیگر با یکدیگر پیوندی احساس نمی‌کنند.
روابط در این‌گونه خانواده‌ها حمایتگرانه نیست. اعضای خانواده یکدیگر را سد راه می‌دانند و نه حمایتگر. آنان در الگوهایی از تنش مقابل درگیر شده‌اند که مانع از رشد می‌شود. گاهی روابط بیرون از خانواده جبران‌کننده‌ی روابط تا حدودی به دلیل نبودن پایه‌ای ایمن در خانواده مسموم می‌شود. از آنجا که دلبستگی به خانواده ارتباط معکوسی با دلبستگی به همسالان ناهنجار دارد، هر قدر نوجوان به دلیل احساس تعلق، که رد خانواده از آن محروم است، به گروه همسالان جذب شود، خانواده بیشتر او را از خود طرد می‌کند و در نتیجه او بیشتر جذب همسالان ناهنجار خود می‌شود.
درعین‌حال در خانواده چرخه‌ای بی‌حاصل ایجاد می‌شود. هر قدر نوجوان بیشتر از قواعد و محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی والدین سر باز زند، والدین بیشتر در جهت کنترل نوجوان تلاش می‌کنند. این تلاش‌ها برای کنترل نوجوان، بیشتر سبب آزردگی او می‌شود و مشکل را تشدید می‌کند، زیرا نوجوان بیشتر احساس می‌کند که او را درک نکرده‌اند و به سمت گروه همسالان ناهنجار کشیده می‌شود که منجر به جدایی و فاصله‌ای غیرقابل‌برگشت در رابطه می‌شود. او خانواده را ترک می‌کند و زود از آنان جدا می‌شود. والدین هم با درماندگی از او کنار می‌کشند یا او را از خانواده جدا می‌کنند.
وابستگی ضعیف به والدین
معاشرت با همسالان ناهنجار
نوجوان درگیر رفتار مشکل زا می‌شود
والدین نوجوان را طرد یا کنترل می‌کنند
نوجوان احساس می‌کند که والدین با او بد رفتاری کرده‌اند، و در برابر تلاش‌های آنان برای کنترلش مقاومت می‌کند.
چرخه بیماری در رفتار مشکل‌زای نوجوان
مداخله‌ی موفقیت‌آمیز برای در هم شکستن این چرخه از طریق برقراری ارتباط مجدد بین اعضای خانواده میسر است. این روش باید نقش‌های والدین را به عنوان مرجع قدرت و مربی کودک متعادل کند.
بعضی از رهیافت‌های مربوط به کار کردن با خانواده‌های نوجوانان دچار مشکل بر اهمیت کوتاه کردن سلسله‌مراتب والدینی تاکید می‌کنند. البته رهیافت‌ها در جهت تشویق والدین به ایجاد محدودیت است تا نوجوان اقتدار والدین را ببیند، این خطر را به دنبال دارد که نوجوان بیشتر از والدین دور شود و شاید او را در

جهت رفتارهایی به مراتب ناهنجارتر سوق دهد. به همین نحو، رهیافت‌هایی که والدین را از حوزه درمان خارج می‌کند و فقط نوجوان را در نظر می‌گیرد، بی‌اثر است (میکوچی95،1998؛ ترجمه یاسایی،1383).
3-4-2 ارتباطات خانواده
از ربع قرن آخر قرن بیستم، کارشناسان در زمینه ارتباطات بین فردی توجه خود را معطوف به مطالعه نحوه ارتباطات موجود در روابط مختلف کرده‌اند. یکی از این روابط، رابطه‌های موجود در خانواده است. خانواده از بسیاری جهات برای ارتباطات انسانی بافتی منحصربه‌فرد است. به جای معرفی استعاره وار، خانواده را به عنوان یک سیستم یا یک گروه پردازش اطلاعات، با مجالی برای بده بستان اجتماعی بین اعضای آن می‌دانند. بسیاری از متخصصان خانواده، را به عنوان نوعی مکالمه و گفت و شنود معرفی می‌کنند (فیتزپاتریک96،2004). ارتباطات خانوادگی شیوه ایست که از طریق آن اطلاعات کلامی و غیرکلامی بین اعضای خانواده رد و بدل می‌شود. فرزندان به وسیله‌ی آن نحوه ارتباط برقرار

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سلامت اجتماعی، سلامت روان، سلامت روانی، سازمان بهداشت جهانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره عملکرد خانواده، تعبیر و تفسیر، رفتارهای غیرکلامی، الگوهای ارتباط