منبع پایان نامه ارشد درباره سجل احوال، انقلاب مشروطه، قانون مجازات، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

دو انقلاب مشروطه و كودتا بازداشت؛ خدمت نظام وظيفة اجباري نيز كه عملاً به رهاكردن روستاها توسط نيروي كار جوان و فعال منجر ميشد، از سوي ديگر، سياستهاي ارضي معلول مساوات خواهي و عدالت خواهي يا براي مقابله با يك جنبش دهقاني نبوده، بلكه گامي براي درهم شكستن قدرت زمينداران و توسعة نفوذ دولت در روستاها بود. در دوران رضاشاه، بخش كشاورزي و شيوة توليد دهقاني سهم بري شاهد تحول اساسي نبود. اگرچه فعاليتهاي تجاري در بخش كشاورزي با توسعة شهرها و رونق اقتصادي تشديد شد، بخش كشاورزي و توجه به آن خارج از برنامههاي توسعة اقتصادي رضاشاه قرارداشت. گزارشهاي موجود نشان ميدهد كه در آن دوران، زندگي روستاييان سخت و طاقت فرسا بوده است. در اين دوره، مناسبات ارباب و رعيتي و شيوة تقسيم محصول چون گذشته ادامه يافت، اما بر ميزان املاك خصوصي افزوده و بزرگ مالكي به جزء مسلط انواع اصلي زمين داري در ايران تبديل شد.118 زمين داران بزرگ هركدام چندين دهكده را مالك بودند و حدود نيمي از كل زمينها را در اختيار داشتند. به عبارت ديگر ، از يكسو 37 هزار نفر خانوار 20000 ده ششدانگ را مالك شدند و از سوي ديگر 60 درصد دهقانان ايراني حتي يك وجب زمين نداشتند ؛ 23 درصد از كشاورزان كمتر از يك هكتار، و 10 درصد آنان از يك تا سه هكتار زمين داشتند و فقط 7 درصد صاحب بيش از سه هكتار زمين بودند. خود رضاشاه به زور يا به بهاي بسيار اندك زمينهاي مرغوب را به تملك خود درآورده و به بزرگترين مالك زمين تبديل شده بود، به حدي كه هنگامی که بركنار شد صاحب 2100 دهكده بود و 250 هزار مالك رعيت روي زمين هايش كار ميكردند. اين امر مانع از انجام اصلاحات اساسي در روستاها و شكلگيري يك طبقة بورژوازي صنعتي و مستقل در شهرها و ايجاد بنيادهاي مدني محكم و مشروع براي رژيم ميشد. از جمله نتايج حاصل از اصلاحات اقتصادي و مالي دولت و فرايند صنعتي شدن، تخصيص منافع حاصله به گروههاي غيرمولد حاكم بر ساختار اجتماعي بود و سياستهاي مالياتي دولت همسو با اين صاحبان منافع و تجار بزرگ و زمين داران، به كاهش مصارف تجملي زمين داران و ثروتمندان و افزايش سطح مصرف و استاندارد زندگي طبقات متوسط و پايين شهري و روستايي و توزيع عادلانهتر درآمد و ثروت كمكي مؤثر نميكرد. لذا، اگرچه دولت با درجة معيني از استقلال از طبقات، به لحاظ اقتصادي مسلط عمل ميكرد، ضعف بهره وري و نيروي كار و عدم تغيير در ساختار اراضي در ادغام آن در اقتصاد « پيراموني » روستاها و عقب ماندگي ساختاري اقتصاد كشور و نحوة جهاني، مانع از رشد آن شد كه دولت در شرايط شكنندة بين المللي و فشارهاي برخاسته از ركود و جنگ دوام آورد. همچنين، نفت كه در بناي اقتصادي كشور نقش مهمي را ايفا ميكرد، به دليل مناسبات استثماري بين شركت نفت ايران و انگليس و مسئلة تقسيم منافع و در نتيجه قرارداد جديد 1312 ه.ش ( 1933 م) نتوانست دستاوردهاي مهمي براي دولت داشته باشد و بخش نفت عملاً نتوانست نقش مهمي را در انباشت سرمايه در اين دوران ايفا نمايد . در نهايت، تضادهاي داخلي و بين المللي مانع از تداوم و تقويت فرايند انباشت سرمايه و صنعتي شدن توسط دولت با جهتگيري توسعهاي شد. 119عامل مهم ديگر، جنگ جهاني دوم بود كه لطمات اساسي به رشد صنعتي و دولتي در ايران وارد كرد و باعث توقف سرمايهگذاري هاي صنعتي و توسعة اقتصادي ايران گرديد. متفقين تأسيسات زيربنايي را در مسير تحقق اهداف جنگي استفاده مستهلك كردند .120
3-2-4- تحول فرهنگي و اجتماعي
تأثيرات فكري نهضت مشروطيت و حضور طبقة جديدتر تحصيل كردگان غرب در كنار طبقة حاكم كه معتقد بودند جامعة سياسي را بايد بر پاية دگرگون سازي فرهنگ سنتي به فرهنگ مدرن پيشبرد و از اين طريق، عظمت و تمدن گذشته را بر پاية جديد، در ايران بنيان نهاد در واقع چشم انداز سياستهاي فرهنگي اين دوره است. تلاشهايي كه در اين زمينه انجام شد، چيزي نبود كه از روحية نظاميگري رضاشاه برخاسته باشد، بلكه تبلور خواستها و آرمانهاي روشنفكراني بود كه تنها راه رسيدن به تمدن غرب را دوري از سنتها و فرهنگ ديني حاكم بر جامعة ايراني ميدانستند. نوسازي فرهنگي رضاشاه بر سه محور ناسيوناليسم، باستانگرايي و تجدد گرايي و مذهبزدايي ميچرخيد. در محور ناسيوناليسم رضاشاه با تأسيس نهادهاي جديد و نو به ترويج باستانگرايي با تأكيد نژاد آريايي و نيز تأسيس فرهنگستان زبان فارسي اقدام كرد.121 يكي از اصول مهم حاكم بر تجدد، ساختن ايراني به طرز پهلويسم بود . ويژگي اين اصل، ايرانيگرايی و شاه پرستي بود. رجوع به قوانين، مقررات و برنامه هاي اين دوران ، به روشني گواهي ميدهد كه اصل يادشده در بسياري از برنامههاي اين دوران مدنظر بوده است. در زير به بعضي از تصميمات و اقدامات عصر دولت مطلقة رضاشاه براي دستيابي به اين اصل اشاره ميشود: تصميم نمايندگان مجلس راجع به دعوت دولت به تعمير مقبرة حكيم ابوالقاسم فردوسي ( 1303 )، قانون سجل احوال ( 1304 )، قانون يكصدهزار تومان اعتبار براي مخارج جشن جلوس و تاج گذاري ( 1304 )، مادة 81 قانون مجازات عمومي، توهين به شخص اول مملكت ( 1310 )، تفسير اصل 37 متمم قانون اساسي موضوع واژة ايراني الاصل(1317) ، قانون تبديل برجها به نامهاي فارسي ( 1304 )، آيين نامة به كارگيري سال شمسي به جاي سال قمري ( 1306 )، به كاربردن ايران به جاي پرس و پرشيا ( 1309 )، سلام شاهنشاهي و سرود ملي ايران ( 1314 )، تغييرات اسامي نقاط و شهرهاي كشور به فارسي و نامهاي باستان ( 1314 )، مراسم سلام در حضور شاه ( 1312 )، نحوة انتخاب اسامي، نقاشي ،از تمثال پادشاه ( 1315 )، سازمان پرورش افكار ( 1317 )، سازمان پيشاهنگي ( 1314 )تأسيس انجمن لغت و ادبيات فارسي ( 1313 )، اساسنامة فرهنگ زبان فارسي ( 1314 ) و اساسنامة فرهنگستان زبان ايران ( 1314). قوانين و مقررات فوق با تكيه بر ارزش خاصي ضرورت يافت كه تحت عنوان ايرانگرايي و شاه دوستي از آن يادشده است. قوانيني همچون قانون سجل احوال، تابعيت، بازسازي مقبرة فردوسي و نيز اساسنامة فرهنگستان زبان ايراني (فارسي)، كه مهمترين گام براي گسترش زبان فارسي بود، دقيقاً در جهت تحقق ارزش ايرانگرايي تصويب شدند. بر اساس اسناد و مدارك موجود، ميتوان گفت كه در آن عصر، ايرانيت و شاه پرستي دو ركن مهم و جدانشدني از مسير تجدد تلقي ميشدند و با يكديگر همزاد بودند. شاه دوستي و شاه محوري، تلاش براي خلق وجهه كاريزمايي براي پادشاه و پيوند سلطنت با موجوديت ايران و ايران گرايي با تأكيد بر لزوم تجديد عظمت ايران باستان، پس از انقلاب مشروطه به صورت يك آرمان درآمد و ناسيوناليسم يكي از زيرساختهاي اساسي حكومت گشت.122 تجددگرايي و تضعيف ارزشهاي ديني در كاركردي تعاملي، بخشي از برنامه هاي نوسازي فرهنگي دولت رضاشاه محسوب ميشد . ريشهدار بودن تفكر ديني و مباني ارزشي حاكم بر جامعة ايراني، مانع جدي در فرايند مدرنسازي اين دوره به شمار ميرفت، به طوري كه ميتوان گفت ايرانگرايي رضاشاه در اقدامات زير انعكاس یافت.123 الف) تأسيس فرهنگستان؛ ب) بزرگداشت فردوسي و شاهنامه؛ ج) تدوين تقويم مستقل ايراني؛ د) تغيير نام کشور؛ ه) باستان شناسی
3-2-4-1-تأسيس فرهنگستان:
يكي از مشخصههاي مدرنسازي رضاشاه، اصلاح زبان و تلاش براي پاكسازي فارسي از واژههاي وام گرفتة بيگانه به خصوص عربي بود و براي هدف مورد نظر، در سال 1314 ش فرهنگستان زبان ايران تأسيس شد. البته پيش از تأسيس فرهنگستان، كميتهاي از طرف وزارتهاي جنگ و معارف تشكيل شد كه فهرستي از 300 واژة نو تهيه كرد. فرهنگستان هشت كميسيون تخصصي داشت كه اعضاي آن را« واژه هاي نو » برميگزيدند. اين واژها پس از تصويب رضاشاه طي بخشنامهاي به سازمانهاي دولتي اطلاع داده ميشد. از بدو تشكيل تا پايان سال 1316ه ش، تعداد واژگان تصويب شده به 650 واژه رسيد، با وجود اين، رضاشاه از كندي كار فرهنگستان شكايت داشت. پس از تجديد سازمان آن، تا پايان سال 1319ه.ش يك هزار واژة جديد باعجله تصويب شد كه اين شتابزدگي به نارضايتي كساني همچون ملك الشعراي بهار و محمد قزويني منجرگرديد.124 همچنين از ديگر وظايف فرهنگستان بر اساس مادة 2 اساسنامه، مطالعة پيشنهادها براي اصلاح نظام نوشتاري فارسي بود كه عملاً به جز ارائه چند مقاله، به سطح چشمگيري از زايندگي نزديك نشد.125 همچنين، با گسترش مدارس عمومي و برقراري تعليمات اجباري، تأسيس كلاسهاي شبانه اکابر براي پيكار با بيسوادي و آموزش سالمندان و اجبار كلية كاركنان دولت به شركت در آنها، بر شمار باسوادان فارسي زبان افزوده شد. همزمان با توسعة زبان فارسي، از رواج زبانهاي محلي چون تركي، عربي و كردي از طريق منع آموزش و چاپ آثار مكتوب آنها جلوگيري شد. روزنامهها و مدارس ارامنه، يهوديان و بهاييها تعطيل شدند. تنها اقليت مذهبي كه نه تنها دچار محدوديتي نشد، بلكه وضعيتش بهبود يافت زرتشتيان بودند، چراكه در چهارچوب ناسيوناليسم باستانگرا، آنان آرياييهاي اصيلي بودند كه از پذيرش ديني خارجي خودداري كرده بودند.126 مدارس ميسيونرهاي مذهبي نيز با محدوديت و سرانجام تعطيلي رو به رو شدند. در سال 1307ه.ش، وزارت معارف ادارة مدارس مذهبي امريكايي را بر عهده گرفت و ديگر مدارس خارجي موظف به رعايت شيوة مديريتي آن شدند. در سال 1319ه.ش، تمامي اين مدارس دولتي اعلام شدند.127 در ضمن، در سال 1317 ه.ش، سازمان پرورش افكار تأسيس شد. اين سازمان از طريق روزنامهها، رسالهها، كتب كلاسيك و كتب عام المنفعه، سخنراني عمومي، نمايش و سينما، «راديو، موسيقي و سرودهاي ميهني و امثال آن» به پرورش راهنمایی افکار عمومی دست زد. رياست سازمان با نخست وزير احمد متين دفتري و اكثر اعضاي كميسيونهاي آن اعضاي فرهنگستان بودند. سازمان در شهرستانها شعبي داشت، اما فعاليت آن در ادارات فرهنگ، آموزش و پرورش، دانشگاه و وزارتخانهها بيشتر بود. شركت دبيران و آموزگاران در جلسات آموزشگاه پرورشِ افكار اجباري بود. بيش از 50 درصد برنامههاي آموزشي به شرح،« مليت و وحدت ملي » ،« خدمات ايران به عالم تمدن »، « بزرگ ترين آثار ملي ايران »، « مبارزه با خرافات و عقايد صخيف » و « پيشرفت ايران در عصر پهلوي » اختصاص داشت. اين سازمان مهمترين نهاد فرهنگي متمركز در دورة رضاشاه بود. سعيد نفيسي كه همكار سازمان و سخنران برخي از جلسات آن بود، وظيفة مهم سازمان را يكسان سازي افكار و آمال و آرزوهاي افراد ميدانست، آن چنان كه اتحاد و اتفاق کلمه واقعی در میان ایشان فراهم شود تا در ميان افراد تحصيل كرده به هيچ وجه اندك اختلاف و دوگانگي از حيث افكار و آمال و آرزوهاي انساني پيش نيايد.128 ماهنامة ايران امروز به عنوان ارگان تبليغاتي سازمان در سال 1317 ه.ش منتشر شد و به مدت 2 سال تا سال 1320 ه.ش انتشار يافت.129
3-2-4-2- بزرگداشت فردوسي و شاهنامه:
در سال 1305ه ش، با حمايت رضاشاه انجمن آثار ملي تشكيل شد و اين انجمن در نخستين قدم در صدد آباد كردن قبر فردوسي برآمد و در سال 1313ه.ش به مناسبت هزارمين سالگرد تولد فردوسي، كنگرة بزرگي به مدت يك هفته با حضور 40 تن از خاورشناسان از 17 كشور در تالار دارالفنون تهران برگزار شد و در 20 مهرماه، در پايان كنگره، ساختمان جديد آرامگاه فردوسي در طوس افتتاح شد. دامنة تجليل از مفاخر فرهنگ ايران به فردوسي، حماسه سراي بزرگ تاريخ ايران، محدود نماند؛ براي شعراي بزرگي چون حافظ و سعدي آرامگاههايي ساخته و مقام ادبي آنان پاس داشته شد. در همين سالها، كتابهاي بسياري دربارة تاريخ تمدنهاي باستاني ايران و جهان تألیف یا به سفارش کمیسیون معارف ترجمه شدند.
3-2-4-3-تدوين تقويم مستقل ايراني:
در دوران نخست وزيري سردار سپه، با تصويب مجلس

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخته قاپو، درآمدهای نفتی، نظام حقوقی، بوروکراتیک Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره اصلاحات ارضی، ایدئولوژی، مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی