منبع پایان نامه ارشد درباره سبک رهبری، سبک های رهبری، مدارس ابتدایی، عملکرد کارکنان

دانلود پایان نامه ارشد

كارگرداني امورشركت جويد و انديشه خود را بكار گيرد ودر جهت بالندگي و شكوفايي هستي خودنيز گام بردارد. در چنين وضعي انسان راه بالندگي ميپويد و به دگرگوني فكر ميپردازد، پيوندهاي تازه مي‌آفريند و سر انجام هدفهاي بزرگ اجتماعي رادردايره هدفهاي مشخص خويش جاي ميدهد و حتي آنها را برتر می شمارد.
مشاركت بر اين عقيده بنيادين استوار است كه همه افراد حق دارند در مورد اموري كه مربوط به خودشان است احساس مسئوليت نمايند ؛ در باره آن فكر كنند ؛ انديشه خود را بدون ترس بيان كنند و بر تصميم هايي كه بر زندگي آنها اثر مي گذارد ؛ دخالت داشته باشند .
بنيادي ترين انديشه زير ساخت مشاركت پذيرش اصل برابري مردمان است .مردمان هر گاه در پيوند با يكديگر از اهميت و ارزش برابر برخوردار شوند آنگاه مشاركت ميان آنان مي تواند به”برخاستن و خيز برداشتن ياري دهد ” و سود بهره منديهاي بسيار براي همه فراهم آورد .
از ديدگاه مشاركتي همه افراددر مورد اموري كه مربوط به خودشان است ‍؛ احساس مسئوليت مي نمايند و حق دارند در مورد آنها فكر كنند وانديشه خود را آزادانه بيان نمايند . در بنگاههاي اقتصادي مشاركت به مفهوم كوشش دسته جمعي و همكاري تمام افراد (مديران ؛كاركنان و مشتريان ) براي دستيابي به اهداف و منافع مشترك است .
در مديريت مشاركتي فاصله بين كاركنان ومديران كاهش مي يابد؛ آنها در تصميم گيري ها و روند برنامه ريزي دخالت داده مي شوند و به همان نسبت از فوايد ودستاوردهاي ناشي از مشاركت برخوردار خواهند بود .
تعاريف وبرداشتهاي متعددي از مفهوم مشاركت مطرح شده است كه درهمه آنها اصول ومباني مشتركي يافت مي شود .
برخي از جنبه هاي مشترك وبنيادين كه بر آنها تآكيد شده است عبارتند از :
• برابري کارکنان و برخورداري از حقوق سازمان
• توزيع قدرت در بين کارکنان وسهيم كردن آنان در اختيارات وتصميم گيريها
• اجازه دادن به کارکنان براي نظارت بر اموري كه بر سرنوشت آنان تاثير دارد
• ايجاد فرصتهاي برابر براي پيشرفت همه کارکنان
منظورمابطورخاص ازمشاركت كارمندان چيست؟ تعريف ما اينگونه است: ما آن را بعنوان فرآيندي مشاركتي كه در آن از كل ظرفيت كاركنان استفاده مي‌شود بيان نموده‌ايم واين فرآيند براي تشويق افزايش تعهد جهت موفقيت سازمان طراحي شده است.منطق زيربناي اين طرح اين است كه بامشاركت كارمندان در تصميماتي كه برروي آنها اثرميگذاردو با افزايش اختيار وكنترل آنها بر روي زندگي كاريشان كاركنان بيشتر برانگيخته، متعهد نسبت به سازمان، بهره‌ور و راضي از شغلشان خواهند شد. (رابينز، 1384، ص 247-246)

2-23-1- مباني فكري مشاركت
مباني فكري مديريت مشاركتي را ميتوان در تئوري دموكراسي، تئوري سوسياليستي و در تئوري كلاسيك و انسان گرايانه مديريت يافت.يكي از اركان اصلي تئوري دموكراسي، مشاركت مساوي كليه افراد در تمام امور و تصميم‌گيري‌هاست. بطوريكه رئس و مرئوس هر دو تصميم‌گيري‌ها و در مسئوليت‌ها با يكديگر سهيم باشند.فرض اصلي در اين تئوري آن است كه هنگاميكه دانش تك تك افراد با هم تركيب شود و ازآن بطور جمعي و يكجا استفاده شود. انسان مي‌تواند با خردمندي و هوشياري بيشتري تصميم بگيرد.

2-23-2- سبك‌هاي مختلف مديريتي
الف) سبک رهبری استبدادی
ب) سبک رهبری فیدلر (کارمند مدار ـ کارمدار)
ج) سبک رهبری مبتنی بر مسیر هدف
د) سبک مشارکت در رهبری
الف) سبک رهبری استبدادی ، مردمی :
در رهبری استبدادی اخذ هرگونه تصمیمی به عهده رهبر است .
او تصمیمات را به کارکنانش ابلاغ می کند و از آنها انتظار دارد تصمیمات را اجرا کنند. در رهبری دموکراتیک رهبر به تمام افرادی که با او کار می کنند، با دادن آزادی رأی ، آن ها را در تصمیم گیری ها و انجام دادن امور شرکت می دهد و قدرتش را با آنان تقسیم می کند. یک مدیر مدرسه با توجه به موقعیتی که با آن روبرو می گردد، می تواند از هریک از سبک های رهبری استبدادی یا مردمی به طور مجزا یا به شکل تلفیقی استفاده کند. مثلاً در حالت تلفیق دو سبک می تواند در مورد موضوع خاصی ، نظریات و پیشنهادهای معلمان و سایر کارکنان را جمع آوری کند و براساس آنها خود تصمیم بگیرد. آنچه که در این زمینه حائز اهمیت است این است که یک مدیر باید بداند در زمینه کدامیک از موضوعات و مسایل مدرسه می تواند کارکنان را مشارکت دهد و از نظریات و همکاری آنان استفاده کند و در قبال کدام یک از مسائل ، خود تصمیم گیرنده باشد. به طور کلی ، اعمال سبک رهبری دموکراتیک از سوی مدیران موجب تأمین رضایت بیشتر کارکنان می شود و حتی اگر بهترین وضعیت ممکن نیز پیش آید باز هم مشارکت کارکنان در امور گوناگون سبب نارضایتی آنان نخواهد شد.
ب) سبک رهبری فیدلر:
نخستین الگوی مدیریت اقتضایی را فِرد فیدلر ارائه داد در این الگو به دو مفهوم اصلی کارمندمداری و کارمداری توجه شده است . رهبری که کارمندمدار توصیف می شود بر جنبه های روابط کار خود تأکید می کند. او فکر می کند هر کارمندی اهمیت دارد و به همین دلیل به یک یک افراد توجه می کند و نیازهای شخصی آنان را مدنظر قرار می دهد. امّا رهبر کارمدار، بر کار و وظیفه تأکید می کند و کارکنان را وسیله ای برای تحقق هدف های سازمان در نظر می گیرد. رهبر کارمندمدار با رهبر دموکرات و رهبرکارمدار با رهبر مستبد و خودکامه تشابه عملکرد دارند. رهبر دموکرات به روابط با کارکنان تحت پوشش خود اهمیت زیادی می دهد، در حالی که رهبر مستبد همه چیز را فقط در انجام وظیفه خلاصه می کند. براساس نظریه اقتضا، مدیر یک مدرسه می تواند هریک از سبک های کارمندمداری و کارمداری را متناسب با موقعیت هایی که با آنها مواجه می شود، انتخاب کند و مورد استفاده قرار دهد.
نکته قابل توجه در به کارگیری این روش ها آن است که مدیران باید کار معلمان و سایر کارکنان مدرسه را به خوبی بشناسد و براساس شناخت به دست آمده ، روش مناسبی به کار گیرند. مثلاً در قبال معلمان وظیفه شناس که به اهمیت وظایف خود آگاهی کامل دارند و فعالیتشان را براساس انتظارات انجام می دهند از سبک کارمند مداری استفاده کنند که بر محور روابط پایدار است و در قبال کارکنانی که از هر فرصتی برای فرار از کار استفاده می کنند. سبک وظیفه مداری را در پیش گیرند. بنابراین ، استفاده از هریک از سبک های مورد نظر بستگی به این دارد که مدیر مدرسه با چه افرادی سروکار دارد. در عین حال ، می تواند از دو سبک برای دو گروه از افراد وظیفه شناس و وظیفه نشناس و تلفیق دو سبک برای موارد بینابین استفاده کنند. بازدیدهای به عمل آمده از مدارس ابتدایی کشور حاکی از آن است که مدیران ما غالباً یا از سبک رابطه مدار (کارمندمدار) و یا از سبک وظیفه مدار (کارمدار) استفاده می کنند و تلفیق دو سبک یا استفاده از دو سبک مجزا برای کارکنان متفاوت ، انجام نمی شود.
ج) سبک رهبری مبتنی بر مسیر ـ هدف :
در این سبک ، وظیفه مدیر آن است که معلمان و سایر کارکنان مدرسه را برای رسیدن به هدف یاری دهد. ریشه اصطلاح مسیر ـ هدف از این جاست که رهبران موفق ، راه را برای کارکنان خود روشن و مشخص می کنند، مسیر رسیدن به هدف ها را به آنها نشان می دهند و آنان را یاری می کنند تا در راه رسیدن به هدف های مورد نظر، هر نوع سد یا مانعی را از میان بردارند. رابرت هاوس که ارائه دهنده این سبک است رفتار رهبران را براساس نظریه مسیر ـ هدف ، به چهار دسته تقسیم می کند:
۱) رهبر مقرراتی :
این رهبر خود برنامه ها را تدوین می کند و دستورالعمل های لازم را می دهد و در زمینه کارهایی که باید انجام شود، کارکنان را به صورتی دقیق هدایت و راهنمایی می کند. در واقع ، می توان گفت رهبر مقرراتی تقریباً شبیه رهبر وظیفه مدار و رهبر مستبد عمل می کند. این نوع رهبری زمانی اعمال می شود که کارها مبهم یا پرتنش باشند یا بین کارکنان تعارض ، برخورد و تضاد وجود داشته باشد. اعمال این نوع رهبری موجب تأمین رضایت بیشتری می شود; زیرا رهبر به تنظیم و مشخص کردن کارها و رفع ابهام آنها و همچنین رفع تعارض و برخوردهای بین کارکنان کمک می کند.
۲) رهبر حمایتی :
این رهبر با کارکنانش رابطه دوستانه ای دارد و می کوشد نیازهای آنان را تأمین کند. این شیوه رهبری تقریباً همانند سبک رهبری رابطه مدار یا دموکراتیک است . اگر کارها به گونه ای باشد که کارکنان کارهای مشخص و معینی انجام دهند، رهبری حمایتی باعث می شود که عملکرد کارکنان ارتقا یابد.
۳) رهبر مشارکتی :
این رهبر با کارکنانش مشورت می کند و می کوشد اگر کارکنان خود را باور داشته باشند، اعمال رهبری مشارکتی ، رضایت آنان را بیشتر تأمین خواهد کرد.
۴) رهبر هدف گرا:
این رهبر هدف ها را تعیین می کند و از کارکنان می خواهد آن هدف ها را به بهترین وجه تأمین کنند. اعمال این نوع رهبری هنگامی است که کارها مشخص نباشد و آنچه که باید انجام شود، مبهم باشد. در این صورت اعمال رهبری هدف گرا موجب می شود که انتظارات کارکنان افزایش یابد و آنان برای بهبود عمل کرد تلاش کنند، هاوس عقیده دارد که رهبران انعطاف پذیرند و می توانند با توجه به شرایط و اوضاع به صورت هم زمان، هریک یا تمام این رفتارها را در پیش گیرند. مدیران مدارس نیز می وانند با توجه به موقعیتی که در آن قرار می گیرند از انواع رهبری موجود در سبک مسیر، هدف ، به صورت مجزا یا تلفیقی استفاده کنند و اثربخشی و کارایی فعالیت ها را افزایش دهند.
د) سبک رهبری مشارکتی :
در سبک رهبری مشارکتی ، مدیر مدرسه سعی می کند بر حسب موضوع ، از نظریات ، دیدگاهها و پیشنهادهای کارکنان در تصمیم گیریها و انجام دادن امور استفاده کند. مشارکت دادن کارکنان با توجه به موارد زیر صورت می پذیرد:
۱) هنگامی که نوع و کیفیت تصمیم اهمیت دارد.
۲) هنگامی که کارکنان باید راه حل ارائه شده یا تصمیم اخذ شده را بپذیرند و به آن عمل کنند.
۳) هنگامی که استفاده از نظریات کارکنان ضروری باشد.
استفاده از سبک رهبری مشارکتی نتایج مثبتی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :
کیفیت کار افزایش می یابد و کاستی های آن رفع می گردد.
کارکنان به پذیرش دگرگونی و تغییر، رغبت نشان می دهند و از تحول و تغییر بیم و هراس ندارند.
روحیه افراد تقویت می شود و رضایت شغلی آنان افزایش می یابد.
فضای دلپذیر در محیط مدرسه و در گروه کارکنان و مدیر ایجاد می شود.
تعارض ، دشمنی
سبک های متفاوتی از رهبری را مورد مطالعه قرار دادیم و نقاط اشتراک برخی سبک ها را نیز یافتیم . اما آنچه که از کلیت بحث سبک های رهبری عاید می گردد، این است که یک مدیر آموزشی در نقش یک رهبری با توانایی نفوذ و ستیز میان مدیر و کارکنان کاهش می یابدو به تقویت روحیة همکاری و تعاون در کارکنان مدرسه کمک می کند. در افکار، رفتار و احساسات کارکنان ، باید به موقعیتی که در آن تصمیم می گیرد و عمل می کند توجه داشته باشد و متناسب با شرایط، از یکی سبک ها یا تلفیقی از آنها استفاده کند، زیرا هر شیوه یا سبک رهبری مناسب وضع و موقعیت خاصی است و ممکن است اثری که در آن وضع دارد بر وضعیت دیگر نداشته باشد. نکته مهم اینکه مدیران باید به یاد داشته باشند که بهترین سبک رهبری وجود ندارد و موقعیت و شرایط، بهترین سبک را تعیین می کند، بنابراین توجه به وضعیتی که تصمیم می گیریم و به آن عمل می کنیم بسیار مهم است .
مديراني كه اطمينان قابل توجه و يا كامل به زیردستان دارند سبك مديريت مشاركتي ودموكراتيك را درون سازمان به اجرا در مي‌آورند. قابل ذكراست در شرايط امروز عدم اعتماد مدير به زيردستان از دلائل عدم موفقيت سازمانهاست ولي چنانچه مديران ضمن اعتماد به زير دستان شرايط رشد كاركنان ومشاركت آنان را فراهم سازند ودرجهت پيشرفت و بقا سازماني گام برداشته‌اند.

2-23-3- نظام مديريت مشاركتي
نظام مدیریت مشارکتی یکی از نظام های مدیریتی پویاست که نقش مهمی در توسعه منابع انسانی سازمانها ایفا می کند و عبارت است از به وجود آوردن فضا و نظامی توسط مدیریت که تمام کارکنان و مشتریان و مشاوران یک سازمان در روند تصمیم گیری و حل مسایل و ومشکلات سازمان با مدیریت،همکاری و مشارکت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره انتقال اطلاعات، ارتباط مؤثر، ارتباطات مؤثر، سلسله مراتب Next Entries پایان نامه رایگان درمورد اختلالات اضطرابی، زنان باردار، فیزیولوژی، کاهش اضطراب