منبع پایان نامه ارشد درباره ساختمان سازی، فرهنگ و سنت، لیبرالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

مسایل اساسی اوست که بدون آنها زندگی انسان، معنا و مفهوم بنیادی خود را از دست می دهد. برخی آن را مجموعه نگرش ها، ارزش ها و هنجارها می دانند و بعضی هم آن را مجموعه علم، هنر و معنویات یک جامعه تلقی می کنند. عده ای قایلند که مفهوم فرهنگ اطلاق می شود بر منظومه ی فکری تصریح شده یا حتی صیقل ناخورده ای که حدود، ثغور، حریم، میزان و مرزهای رفتاری را در جامعه تعریف می کند و به همان دلیل، الگوی رفتاری خاص و همخون با نظام ارزشی حاکم بر رفتار جمعی ارایه می کند. بعضی دیگر معتقدند مجموعه آداب، اندیشه ها، دیدگاه ها، اعتقادات و ارزش های یک قوم را که اولاً برخوردار از وحدت تألیفی باشد و ثانیاً اقیانوس دوار آن قوم را فرا گرفته باشد و ثالثاً آدمیان غافلانه و غیر مختارانه در آن غوطه ور باشند، فرهنگ می نامند. در یک تعریف آن را مجموعه ی پیچیده ای متضمن معلومات، معتقدات، هنرها، اخلاق، قوانین، آداب، رسوم و تمامی تمایلات، قابلیت ها و عادات مکتسبه، که آدمی در حالت عضویت در یک اجتماع حاصل می نماید دانسته اند و به اعتقاد برخی دیگر فرهنگ شامل مجموعه سنت ها، باورها، آداب و اخلاق فردی یا خانوادگی یا اقوامی است که پایبندی ایشان به مفاهیم، اسباب تمایزشان را نسبت به سایر اقوام دیگر رفتارهای آدمیان در هر جامعه، دارای قالبی است که می توان آن را فرهنگ نامید.
مرحوم جلال آل احمد فرهنگ را تحویل بار مرده ها به زنده ها تعریف کرده اند.
پارسونز فرهنگ را الگویی می داند که به رفتار فرآورده های عمل بشری مربوط است و می تواند به ارث برسد.
2-۱-۲- ویژگی های فرهنگی:
با توجه به تعریف های مزبور و دیگر تعاریفی که از فرهنگ شده، نکات زیر شایان توجه است:
1-ویژگی مهم فرهنگ سیالیت و قدرت قابل انتقال بودن آن از عصری به عصر دیگر است. نسل ها آینده وارث نسل پیشین از حیث باورهای فرهنگی هستند. اصولاً قوام و پایداری فرهنگ با انتقال آن از نسلی به نسل دیگر صورت می گیرد. قابلیت انتقال فرهنگ از طریق اجتماعی شدن و توسط نهادها صورت می گیرد.
2-ویژگی دیگر فرهنگ اکتسابی بودن و فراگرفتنی بودن آن است، روش آموزش و نیز پذیرش ارزش ها و باورهای فرهنگی، روشی غیر مستقیم، غیر استدلالی، غیرمختارانه و به عبارت دیگر القای غیر مستقیم است.
3-بیشتر مردم باید باورهای فرهنگی را پذیرفته باشند به تعبیر دیگر مشترک بودن و عموم پسندی ویژگی همه ی فرهنگ هاست. فرهنگ باید در بین بیشتر مردم رایج باشد، چه مفهوم فرهنگ در ارتباط با کل جامعه معنای جدید می یابد، البته خرده فر هنگ ها که خاص گروه های ویژه ای است از این امر مستثنی است، ضمن اینکه خرده فرهنگ ها، دیگر به عنوان فرهنگ عمومی جامعه شناخته شده نیستند.
4-فرهنگ زمان بردار است و شکل گیری آن به زمان نسبتاً طولانی نیاز دارد، ایستایی نمی پذیرد و البته با گذشت زمان نیز متحول خواهد شد. از بین بردن برخی باورهای فرهنگی در زمان کوتاه ممکن است، اما ایجاد باورهای فرهنگی تازه به صورت ریشه ای و عمیق در میان مردم، در کوتاه مدت به سادگی امکان پذیر نیست. در یک برهه ی خاص، برخی باورهای فرهنگی به صورت محورعمل می کنند و برخی ضعیف تر، که علل و دلایل متفاوتی می تواند داشته باشد که در جای خود قابل بررسی و تأمل است.
5-فرهنگ اجتماعی است و خاستگاه آن اجتماع بشری است، یعنی هر فرهنگی در جامعه شکل گرفته، باور شده و معنا و مفهوم یافته است. از طرف دیگر فرهنگ ها مهم ترین و اصلی ترین وسیله و ابزار حفظ جامعه است، چرا که عناصر مختلف اجتماع از طریق بستر فرهنگی به هم پیوند می خورند.
6-انتقال و سیلان فرهنگی از نسلی به نسل دیگر نیازمند ابزار و وسایل است تا به صورتی علمی و اصولی روابط فرهنگی نسل های جدید با نسل های پیشین حاصل آید، مجموعه عواملی همچون خانواده، رسانه، مدارس و دانشگاه ها و جامعه، ارزش های فرهنگی و راه و روش زندگی با قالب فرهنگی آن را منتقل می نمایند. زبان، ادبیات، آموزش در سطوح مختلف، هنر با تمام ابعاد آن، هنرمند، آداب، رسوم، تعلقات، باورها، اندیشه ها، رفتارهای سیاسی و اجتماعی، تبلیغات و رسانه هایی مثل مطبوعات، کتب، صدا و سیما، فیلم، تئاتر، شعر، موسیقی و بسیاری دیگر از این جمله اند. بعضی مانند هنر، آموزش و رسانه ها در انتقال نسل به نسل فرهنگ جامعه، نقش اساسی تری به عهده دارند.
2-۱-۳- نمای شماتیک فرهنگ:
:فرهنگ، اساس هویت جامعه است. فرهنگ اعم از مظاهر فرهنگی مانند زبان و خط و امثال اینها و آنچه باطن و اصل تشکیل دهنده پیکره فرهنگ ملی است مثل : عقاید، آداب اجتماعی، مواریث ملی، خصلت های بومی و قومی اینها ارکان و مصالح تشکیل دهنده فرهنگ یک ملت است.
.فرهنگ به مثابه روح جامعه، ضمن تأثیر گذاری بر تمامی امور جامعه، خود ممکن است تحت تأثیر همین امور قرار گیرد.
.فرهنگ امری ثابت و تغییرناپذیر نیست.
.فرهنگ، بر تمامی ابعاد جامعه تاثیر مستقیم دارد. کلیه فعالیت های اجتماعی از برنامه ریزیهای کلی و سیاستهای کلان کشور گرفته تا امور جزئی تر جامعه ، بطورکامل در ارتباط مستقیم با امور فرهنگی قرار دارند.
.فرهنگ، سازنده ذهنیت یکایک افراد و تعیین کننده رفتار عمومی است.
.فرهنگ، همواره باید تحت نظارت و حمایت قرار داشته باشد. فرهنگ کشور به یک نظم، جهت گیری، جهت یابی و انسجام بخشهای دولتی و غیردولتی در باب فرهنگ احتیاج دارد.
.انواع فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملی، فرهنگ عمومی، فرهنگ تخصصی، فرهنگ سازمانی.
2-۱-۴- شاکله بندی معناشناختی فرهنگ:
برای واژه ی فرهنگ تعاریف متعددی ارائه شده است. ریشه ی لاتین این واژه (culture) به معنی کشت و کار و آباد کردن و کاشتن زمین و بارور ساختن آن بوده است. که به تدریج مفهوم آن در ادبیات و علوم راه یافت و در قرن ۱۸ میلادی نویسندگان آن را به معنی پرورش رانی و معنوی به کار بردند. فرهنگ به مجموعه ی آگاهی ها، گرایش ها، عادات و رفتارهای غالب در اکثریت مردم یک جامعه که در تنظیم مناسبات فرد با خداوند، با خویشتن، با دیگران و با طبیعت تجلی پیدا می کند، اطلاق می گردد. نظام فرهنگی یک جامعه یکی از ۴ نظام (اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) کلان جامعه است. فرهنگ در تعامل با دیگر مؤلفه های قدرت ملی، به عنوان یک زیرساخت با تعیین هویت و جهت مؤلفه های سیاسی، اجتماعی و دفاعی امنیتی می تواند در روند توسعه ی یک کشور تأثیرگذار و نقش آفرین باشد.
در مورد فرهنگ سه دیدگاه کارکردگرایانه به چشم می خور د ، عده ای فرهنگ را مقوله ای خیلی ساده می پنداشتند و فکر می کردند که با الزام و اجبار می توان فرهنگ جامعه را تغییر داد، این دیدگاه افراطی است. در مقابل، دیدگاهی تفریطی است که فرهنگ را امری پیچیده می داند که اصلا قابل مدیریت نیست و معتقد است که نباید به مهندسی و مدیریت فرهنگ پرداخت. دیدگاه سومی هم وجود دارد که دیدگاه متعادل است ، بر اساس این دیدگاه نه می توان فرهنگ را رها کرد و نه با الزام و اجبار و دستور می شود با فرهنگ برخورد کرد . نظریه درست نظریه سوم است. لیبرالیسم و فاشیسم در دو طرف افراط و تفریط قرار دارند . فرهنگ لیبرالیسم فرهنگ پیرو امیال انسانی است، در جامعه لیبرال ارزش ها، باورها، جهان بینی و … نسبی به شمار می رود. نگاه سوم اعتدالی و معقول و فرهنگ مورد قبول ما و نشات گرفته از منبع وحی است. این فرهنگ پیشرو و راهنما است، زیرا هم دارای اجزاء و مفروضات ثابت و هم اجزا متغیر (که تحت تاثیر فکر و اندیشه متفکران، رسوم و شرایط تغییر می کنند) است .
 
2-۱-۵- مجموعه فرهنگی:
معماران گذشته ما انسان های چند بعدی بودند که به همه ی علوم زمان خود از جمله ریاضیات،‌هندسه، نجوم، طب و ساختمان سازی تسلط داشتند و بالطبع از همه دانش خود در جهت ایجاد بنایی که شایسته زندگی انسان ها باشد، استفاده می کردند؛ این بزرگان همواره به این نکته توجه داشتند که معماری و ساختمان سازی باید مطابق با هویت و اصالت و سنت های غنی ایرن زمین باشد.
از همان زمانی که معماری جدا از فرهنگ و سنت جامعه و کشوری بررسی و اجرا گردد، انحطاط معماری آغاز خواهد شد.
در کشور ما نیز متأسفانه با آن همه سوابق درخشان فرهنگی، انحطاط در معماری مصادف با شروع انقلاب صنعتی در غرب آغاز گشت.تبادل فرهنگی بین ایران و غرب و تقلید سبک های غربی در جامعه تأثیرات خود را در همه شئون به نحو مطلوبی به جای گذاشت به گونه ای که بر معماری، این ظریف ترین هنر انسانی هم اثرات خود را عیان ساخت.
معماری ایران دچار گسست فرهنگی گردید و پیشرفت سلسله مراتبی هنر ساختمان سازی کشورمان، دستخوش تغییرات و زوال تدریجی شد که این جدایی سنت و فرهنگ از معماری تا به امروز باعث انحطاط و انحراف معماری و شهرسازی ایران گشته است. مشخصاً از دوره قاجار بود که با گسترش تبادلات فرهنگی با غرب و ورود صنعت که منشأ غربی داشت،‌سبک های تقلیدی در سیمای شهر ها نمایان گشت.
در معماری امروز ایران باید به دنبال راهکاری برای پیوند دوباره و تلفیق فرخنده این هنر با فرهنگ و سنت از یک سو و علوم نوین و معدن ساختمان از سوی دیگر بود؛ تا دیگر بار نه تنها فن و تکنولو‍ژی بلکه زیبایی و هنر جایگاه خود را در معماری به دست آورند.
با توجه به اینکه رکن اساسی هر جامعه را فرهنگ آن جامعه می سازد و با توجه به این نکته که رشد فرهنگی در جامعه ما چندان شکوفایی نداشته است لذا چنین به نظر می رسد برای جبران این کمبود لازم است مراکزی چند در شهر های مختلف میهن ما ایجاد شود.
محیط فرهنگی از آن زمینه زندگی انسان حکایت دارد که تلاش انسانی واسطه، آفریننده و یا سازمانده آن بوده است و از این رو آمیخته با ارزش های فرهنگی پذیرفته شده است..
یک اثر فرهنگی می تواند باعث لذت بردن انسان ها از زیبایی وهنر شود. این نگاهی است که از قدیم وجود داشته است و در زمان فعلی شدت بیشتری گرفته است.
این توجه و شناخت می تواند در توانمند سازی و افزایش ظرفیت ها و ارتقای کیفیت زندگی مؤثر واقع شود.
2-2- سازه های نو و معماری
انسان از بدو پیدایش تا کنون در طبیعتی که همواره برای او ناشناخته و پر رمز و راز بوده، به کندوکاو مشغول بوده است. او به تدریج از دل طبیعت، مفاهیم و جلوه های تکنولوژی را بیرون کشید و آنها را در ذهن خود پروراند و حاثل آن را طی قرن ها به زبان هاب مختلف بازگو نمود. او روزی با یک کشف جدید حیرت دنیا را برنگیخت و روزی با یک جرقه ناگهانی در افکار، اختراعی را ثبت نمود و به این ترتیب تکنولوژی پا گرفت. بنابراین تکامل نه فقط از مغز انسان بلکه در پیش چشمان او، از طبیعتی که خداوند در اختیارش گذاشته است می تراود.
معماری به عنوان یکی از مولفه های محیط انسان ساخت، در طی روند تاریخی خویش همواره متأثر از فناوری های زمانه بوده که تأثیرات غیر قابل انکار فولاد و بتن در پیدایش معماری مدرن گواهی بر این مدعاست. لیکن طی سالهای اخیر که پیشرفت های عمده ای در صنعت شاختمان و مصالح ساختمانی به وجود آمده است، شاهد حصور تأثیرگذارتری از جلوه های تکنولوژی در معماری هستیم. در این میان گاه معماری در سایه فناوری های جدید قرار گرفته و گاه تکنولوژی با حضور موثر و البته نامحسوس خود در خدمت معماری بوده است. (3)
عناصر مورد استفاده فن آوری در میانه قرن بیستم، به طور هنرمندانه در معماری مورد استفاده قرار گرفتند. در این معماری، از دقت و ظرافت صنعت اسلحه سازی، نور و نورپردازی مناسب، به کارگیری صحیح اصول رفتار ساختمانی، شکل مقاوم و ساخت هواپیما، کارایی اتومبیل، زیبایی هنرمندانه و اقتصاد ماشین های به کار گرفته برای مقاصد گوناگون استفاده شده است.(8)
طی سال های اخیر ضرورت شکل گیری نگرشی جامع و میان رشته ای به سیستم های ساختمانی و پیوند میان متخصصانی که از مرحله طراحی تا اجرای یک ساختمان با یکدیگر تعامل خواهند داشت به ویژه در زمینه سازه و معماری، در دانشگاه ها و مجامع حرفه ای مورد تأکید قرار گرفته است. (10)
اختراع سازه های جدید این امکان برای معماران فراهم کرده است که با توجه به شرایط مختلف طراحی، امکان طراحی یک مجموعه مناسب، با توجه به ویژگی های کالبدی و فعالیتی آن مکا

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره منطقه آزاد، مراکز فرهنگی، فضاهای فرهنگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره زیبایی شناسی، ساختمان سازی، جامعه شناسی