منبع پایان نامه ارشد درباره زبان عربی، صاحب نظران، علامه طباطبایى، تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

و ایجى در این مساله، آن همه روایت از صحابه و تابعین کافى است تا در این باره ادعاى اجماع معنوى شو
4) کدام یک از اهل علم از محدثان گفته است ثعلبى احادیث‏ساختگى در تفسیرش آورده و او حاطب لیل (هیزم کش در شب) است؟ این ادعاى ابن تیمیه است که ثعلبى را متهم مى‏کند و او را ناآگاه به صحیح و سقیم، سنت و بدعت مى‏شناسد. در حالى که (تا اندازه‏اى که ما جست‏وجو کردیم) جملگى دانشمندان وى را سخت ‏ستوده‏اند، این کلام از ابن خلکان (م: 681 ق) است که درباره وى مى‏گوید: «وى در دانش تفسیر یگانه دوران خود بوده و تفسیرى بزرگ نگاشته که بر تمام تفسیرها برترى دارد. غافر بن اسماعیل الفارسى در کتاب سیاق تاریخ نیشابور نام ثعلبى را آورده و وى را با این عبارات ستوده است: «هو صحیح النقل موثوق به‏»، «او درست گفتار و مورد اطمینان است.»116 تاج الدین سبکى117 (م: 771 ق)، صلاح الدین صفدى118 و جلال الدین سیوطى (م: 911 ق) نیز همان تعبیر ابن خلکان را آورده‏اند و سیوطى افزوده‏است: «عالما بارعا فی العربیة حافظا موثقا، دانشمندى چیره دست در عربیت و حافظى مورد اطمینان است.»119 ابن جزرى نیز درباره او عبارت«مفسر امام بارع مشهور، مفسرى پیشوا، چیره‏دستى مشهور، به کار مى‏برد.»120
5) بر خلاف ادعاى ابن تیمیه که مى‏گفت: بغوى که آگاه‏تر از ثعلبى است و تفسیرش مختصر تفسیر اوست، این احادیث دروغین را نیاورده است، بغوى در ضمن اقوال گوناگونى که درباره شان نزول این آیه مى‏آورد (اقوالى که با شان نزول آیه درباره امام على هیچ منافاتى ندارد همان طور که در نقد دیدگاه ابن کثیر و فخر رازى ملاحظه کردید) با صراحت نوشته‏است: «و قال ابن عباس رضى الله عنهما و قال السدى: قوله «والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة ویؤتون الزکاة وهم راکعون‏»، اراد به على بن ابى طالب ، مر به سائل وهو راکع فى المسجد فاعطاه خاتمه».
«ابن عباس و سدى مى‏گویند: خداوند از این آیه «والذین آمنوا…» على بن ابى طالب را اراده کرده است، نیازمندى به امام على رسید و امام در حال رکوع در مسجد انگشترش را به او داد.»121
6) تفسیر جامع البیان فى تاویل آى القرآن از محمد بن جریر طبرى (م: 310 ق) که در نزد ابن تیمیه اجل تفاسیر و با ارزش‏ترین آن‏هاست122 با پنج طریق شان نزول این آیه را نقل مى‏کند، جملگى این احادیث درباره امام على است، سه حدیث نص در این معنى است (از جمله یکى از مجاهد (مجاهد بن جبر از تابعین) که ابن تیمیه او را آیت در تفسیر مى‏شناسد)123 و دو حدیث‏به صورت قدر متیقن، 124 سیوطى نیز حدیثى دیگر از طبرى از ابن عباس نقل کرده که گفته است: شان نزول این آیات درباره امام على است، 125 لیکن هم اکنون در تفسیر طبرى چنین حدیثى نیست!!
باز همین طور ابن ابى حاتم نیز با دو سند یکى از عتبة بن ابى حکیم (از تابعین م: 147 ق) و سلمة بن کهیل (از تابعین م: 121 ق) این حدیث را نقل کرده است.126 پس چطور ابن تیمیه مى‏گوید: دانشمندان بزرگ از اهل تفسیر مانند ابن جریر و ابن ابى حاتم، این احادیث‏ساختگى را ذکر نکرده‏اند؟ ! بلکه این سند ابن ابى حاتم به سملة بن کهیل است که تمام افراد سند آن در دیدگاه دانشمندان علم رجال اهل سنت، مورد وثاقت، صدق و راستى‏اند.
ابن ابى حاتم سند خود را چنین مى‏آورد: «حدثنا ابو سعید الاشج، حدثنا الفضل بن دکین ابو نعیم الاحول، حدثنا موسى بن قیس الحضرمى عن سلمة بن کهیل قال: «تصدق على بخاتمه وهو راکع فنزلت: «انما ولیکم الله»».
«ابن ابى حاتم با این سند از سلمة بن کهیل نقل مى‏کند که گفته است: «على انگشتر خود را (به نیازمند) در حال رکوع صدقه داد پس این آیه نازل شد: «انما ولیکم الله».»
افراد این سند عبارت‏اند از:
الف: ابو سعید بن الاشج (م: 257 ق): ابو حاتم درباره او مى‏گوید: «ثقة صدوق امام اهل زمانه؛ وى مورد اطمینان، راستگو، پیشواى عصر خود است‏» و النسائى مى‏گوید: «صدوق؛ راستگوست‏» برخى دیگر با جمله: «ما رایت احفظ منه؛ دانشمندتر از او ندیده‏ام‏» از او یاد کرده‏اند.127
ب: الفضل بن دکین ابو نعیم (م: 219 ق): وى از مشایخ محمد بن اسماعیل بخارى (مؤلف صحیح) مى‏باشد. یحیى بن معین درباره او مى‏گوید: «ما رایت اثبت من رجلین، ابو نعیم و عفان. انسانى آگاه‏تر و درست از بر کننده‏تر از ابو نعیم و عفان ندیدم‏» و دیگرى مى‏گوید: «ما رایت محدثا اصدق من ابى نعیم، حدیث گویى راستگوتر از ابو نعیم ندیده‏ام.»128
ج: موسى بن قیس الحضرمى: یحیى بن معین، در مورد او مى‏گوید: «ثقة، مورد وثاقت و اطمینان است‏» و ابو حاتم مى‏گوید: «لا باس به، مورد ایراد نیست‏» و عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل مى‏کند که درباره او گفته است: «لا اعلم الا خیرا، چیزى جز نیکى درباره‏اش نمى‏دانم‏».129
د: سلمة بن کهیل (م: 121 ق) از تابعین: جملگى او را توثیق کرده‏اند از جمله: ابو زرعة که مى‏گوید: «ثقة مامون ذکى، مورد وثوق، مطمئن و با هوش‏» ابو حاتم درباره‏اش مى‏گوید: «ثقة متقن، مورد وثوق و استوار گفتار است‏»130
7) سیوطى در در المنثور به نقل از عبد بن حمید و عبد الرزاق از ابن عباس، این حدیث را آورده131 و ابن کثیر نیز از عبد الرزاق این حدیث را نقل کرده است.132 بنابراین، کلام ابن تیمیه که مى‏گوید افرادى مانند ابن حمید و عبد الرزاق ذکرى از این گونه احادیث‏به میان نیاورده‏اند، بى‏اساس است.
8) آن مفسرى که از ثعلبى آگاه‏تر است و احادیثى آورده که اجماع مفسران را بر نزول آیه درباره امام على نقض مى‏کند، کیست؟ ابن تیمیه تنها به نام ابن ابى حاتم اشاره مى‏کند غافل از آن که همین ابن ابى حاتم همان طور که ملاحظه کردید روایت صحیح السند در مورد نزول آیه درباره تصدق امام على نقل کرده است و روایتى که، ابن ابى حاتم از عبد الملک بن ابى سلیمان (م: 145 ق) از ابو جعفر الباقر نقل مى‏کند افزون بر آن که، امام باقر هرگز نزول آیه را درباره امام على انکار نکرده‏اند، این حدیث‏خبرى واحد است و در کتاب‏هاى تراجم و رجال نیز عبد الملک از راویان امام باقر 133 و امام باقر از مشایخ او134 شمرده نشده است، ابن جریر طبرى و ثعلبى نیز مانند ابن ابى حاتم تنها از وى این حدیث را از امام باقر نقل کرده‏اند و سندى دیگر ندارد.
9) هیچ کس از بزرگان تفسیر در نزد ابن تیمیه مانند طبرى، ابن ابى حاتم و دیگران به نقل از ابن عباس نگفته است رخداد تصدق انگشتر مربوط به ابا بکر است ‏بلکه این ادعاى ابن تیمیه است که به ثعلبى نسبت مى‏دهد، تنها خبرى واحد مقطوع غریب بدون شاهد و متابع از عکرمه نقل شده که تصدق انگشتر را به ابا بکر نسبت داده است، 135 عکرمه هم در نزد بزرگان اهل سنت مورد اعتماد نیست و از همین رو مسلم بن حجاج در صحیح خود از وى هیچ روایتى جز یک حدیث آن هم براى شاهد حدیثى دیگر نقل نکرده است.136
10) ابن تیمیه که بیهوده دست و پا مى‏زند در آخرین نقد بر روایات شان نزول آیه درباره تصدق انگشتر به وسیله امام على ، به روایت ابن ابى حاتم از ابن عباس، تشبث مى‏جوید که گفته است: «کل من آمن فقد تولى الله و رسوله و الذین آمنوا، هر کس ایمان دارد، خدا و رسول و مؤمنان را به ولایت مى‏پذیرد» غافل از آن که این حدیث ربطى به ادعاى ابن تیمیه ندارد.
ابن عباس در این حدیث (بر فرض صدور) در صدد بیان این مطلب نیست که مؤمنانى که باید ولایتشان را پذیرفت چه کسانى هستند بلکه تنها در صدد بیان این نکته است، هر مؤمنى باید ولایت‏خدا و رسول و مؤمنان را بپذیرد، لیکن این مؤمنان چه کسانى‏اند، هرگز در این حدیث اشاره نشده است. البته ابن عباس در احادیث متعددى که پیش از این بیان شد، با صراحت این آیه را درباره امام على مى‏داند که به این معنى است، آن مؤمنان که ولى دیگران هستند جز امیر مؤمنان امام على کسى دیگر نیست.
بنابراین، آیا موضع ابن تیمیه و پیروان او در این موارد چیزى جز تعصب خشک ویرانگر، پندارهاى بى مبنا و اتهام به دانشمندان چیزى دیگر است؛ اگر ما بخواهیم با احادیث ماثور این گونه برخورد کنیم از دین چه مى‏ماند؟ به قول علامه طباطبایى که مى‏گوید:
«اگر درست‏باشد از این همه روایاتى که درباره شان نزول این دو آیه وارد شده، چشم‏پوشى شود و این همه دلیل‏هاى روایى نادیده گرفته شود، باید به طور کلى از تفسیر قرآن چشم پوشید؛ چه، وقتى با این همه روایات اطمینان پیدا نکنیم چگونه مى‏توانیم به یک یا دو روایتى که در تفسیر هر کدام از آیات وارد شده است، وثوق و اطمینان پیدا کنیم؟… اگر انسان دچار عناد و مبتلا به لجاجت نباشد، روایات آن قدر هست که اطمینان آور باشد و جا براى اشکال‏ها و خرده‏گیرى و تضعیف آن‌ها نیست.»137
حاصل آن که، با جمع‏بندى احادیث در این باره به این نتیجه مى‏رسیم: تصدق انگشتر از ناحیه امام على در حال نماز واقعیت داشته و آیات 55 و 56 (آیات ولایت) سوره مائده درباره این رویداد تاریخى نازل شده است.
5-4-بررسی کلمات آیه به صورت مجزا
1-5-4-إنّما
إنما:2 کلمه‌ایست که در زبان عربی برای نشان دادن یک انحصار به کار می‌رود؛ بدین معنا که گوینده منظور خویش را به معنی و مفهومی خاص و یا اشخاصی معین، محدود می‌نماید و آن را از سایر مفاهیم و یا اشخاص نفی می‌نماید. به عنوان مثال اگر گفته شود فقط خداوند معبود ماست، به این معناست که الوهیت و معبود بودن، تنها منحصر در خداوند است و سایر موجودات، از جایگاه الوهیت، خارج شده‌اند. بر این اساس و بر طبق سایر قوانین مربوط به استفاده از این کلمه در زبان عرب آوردن انّما در آغاز این آیه، مقام ولایت بر مؤمنین را در عده‌ای خاص منحصر می‌کند. به بیان دیگر، تنها سه مورد را در هنگام نزول آیه به عنوان ولیّ مؤمنین معرفی می‌کند و این مقام را از سایرین نفی می‌نماید. پس معنای این آیه بدین گونه می‌باشد که: «ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوعِ نماز زکات می‌پردازند، می‌باشند».
2-5-4-ولیّ
ولّی در زبان عربی به صورت اسم فاعل و مفعول یکسان استعمال می‌شود.138 اسم فاعل آن به معنای کسی است که سرپرستی امر دیگری را بر عهده گیرد و متولّی آن باشد. و در اسم مفعول به معنای کسی است که دیگری سرپرستی او را بر عهده گرفته است.139 مولا نیز در استعمال به همان معنای ولیّ می‌باشد.140 معانیِ دیگر کلمه «ولیّ» عبارتند از: معتق، عتیق، پسر عمو، ناصر، حافظ نسب و دوست.141 در کتب لغت عرب همانند مفردات القرآن و لسان العرب و… برای این کلمه، معانی متعددی آورده شده است. که می‌توان از آن جمله داماد، هم‌‌قَسَم، دوست، سرپرست، یاور و… را ذکر نمود. بسیاری از این معانی گفته شده در توضیح کلمه «ولیّ» نه تنها در این آیه بلکه در آیات دیگر قرآن کریم (که در آن‌ها نیز، کلمه ولیّ بکار رفته است) مفهوم درستی را نمی‌رساند. (به عنوان مثال اگر معنای داماد را از بین معانی ولیّ در این آیه جایگزین نماییم معنای آیه این‌‌گونه می‌شود: «فقط خدا و رسولش و کسانی که در حال رکوع نماز زکات می‌دهند، داماد شما هستند.» که عدم صحت این معنی کاملا آشکار است.) با توجه به این مطلب، مفسرین و صاحب نظران اسلامی درباره معنای ولیّ در این آیه فقط یکی از سه معنی دوست، یاور و ناصر و سرپرست و صاحب اختیار را برگزیده اند.
3-5-4-زکات
زکات: یعنی «اعطای مال در راه رضای خداوند متعال» و یکی از موارد آن اعطای مال به مستمندان می‌باشد. که در این آیه به آن اشاره شده است.
4-5-4-رکوع
رکوع:5 به این دلیل که پیش از آوردن لفظ رکوع صحبت از به جای آوردن نماز توسط مؤمنین می‌باشد (یقیمون الصلوة)، رکوع در این آیه به همان معنی عمل خاص در نماز است که پس از قرائت حمد و سوره می‌باشد و عبارتست از خم شدن و انحنای سر.
6-4-مفهوم امامت
در مورد تعریف «امامت»، اختلاف نظر زیادى وجود دارد، و باید هم وجود داشته باشد، چرا که امامت از نظر گروهى (شیعه و پیروان مکتب اهلبیت از اصول مذهب و ریشه هاى اعقتادى است، در حالى که از نظر گروه دیگر (اهل سنت) جزء فروع دین و دستورات عملى محسوب مى شود. بدیهى است این دو گروه به مسأله «امامت» یکسان نمى نگرند و طبیعى است که تعریف

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فریقین، علامه طباطبایی، فخر رازى، مجمع البیان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امامت در قرآن، قرآن کریم