منبع پایان نامه ارشد درباره زبان عربی، نزول قرآن، زبان قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

مي کند: ” مِن حقّي عليهم و مِن حقّهم علي أن أضعَ صورة َ هذه المشارکة و المعايشة في إطارِها المنشودِ.” 59
(من بر آنان حق دارم و آنها نيز بر گردن من حق دارند که تصوير اين مشارکت و همزيستي را در چارچوب مطلوب آن قرار دهم.)

فصل دوم:
تأثيرپذيري شعر عربي از قرآن كريم

2ـ1ـ اثر قرآن بر زندگی قوم عرب:
طلوع اسلام در زندگی أعراب صفحه‌ی جدیدی گشود و آن صفحه‌ی دین استوار اسلام بود که پیامبر اکرم (ص) برای ابلاغ آن بر انگیخته شده بود، تا به وسیله‌ی آن مردم را از تاریکی جهل برهاند و آنان را از زندگی پوچ و خیالی به حیات سراسر سعادت و خوشبختی برساند.
اسلام با توحید و یکتا پرستی، باطل کننده‌ی شرک و بت پرستی شد و پرستش و عبادت بت‌ها را منسوخ کرد و با آنان به مقابله پرداخت. این دین مردم را به تقوی الهی، اطاعت پروردگار، توحید، طهارت، نماز و روزه، زکات و امر به معروف و نهی از منکر دعوت نمود و بر صداقت و وفای به عهد و ایثار تکیه داشت.
این دین نظام قبیله ای را باطل کرد و کسانی که خود را برتر از دیگران می‌دانستند و به خود می‌بالیدند با سایر مردم برابر دانست و فرمود که عربي بر عجم و عجمي بر عرب و ثروتمند بر فقیر برتری ندارد و همه مسلمانان برابر و یکسانند و آنچه سبب برتری از دیگری می‌شود، تقوی و عمل صالح است.60
قرآن بهترین راه را برای اصلاح جامعه پیش روی مردم قرار داد و باعث وحدت اجتماع شد.
2ـ2ـ تأثير پذيري زبان عربي از قرآن كريم:
تأثير، اصلاح، پالايش قرآن و اسلام تنها در زندگي اعراب خلاصه نشد، بلكه در همه ي شئونات مردم وارد شده و حضور اصلاح گرانه پيدا كرده است، از جمله، زبان عربي را بر اساس مباني توحيدي اخلاقي انساني، پالايش كرد و نظم و نثر عرب را از هر جهت تحت تأثير و مورد نقد قرار داده، و ضمن تأسيس وا‍‍ژگان بسياري با بار معنوي و توحيدي از هر گونه تعبير زشت و زننده پالايش كرد.
بعضی از اثرات اسلام و قرآن بر زبان عربی به شرح ذیل می‌باشد: 61
الف) شیوع زبان مادر و متحد شدن زبان‌های مختلف عرب که همه در زبان مادر متجلی بود و حل شدن لهجه‌های قبیله ای در زبان مادر. البته بر اساس برخی دلائل، این امر به قبل از اسلام بر میگردد، مانند اثر پذیری لهجه‌ها از زبان مادر، در زمان حج و در کوچ‌های زمستانی و تابستانی62.
اما بیشترین و محکم ترین دلیل‌ها برای حل شدن لهجه‌ها در زبان مادر، به نزول قرآن به زبان مشترک میان أعراب و ظهور پیامبر اسلام از میان آنان و انتشار دین اسلام در میان آنان بر می‌گردد؛ زیرا بيشتر زعما و رؤسا و مجریان احکام اسلام، پس از فتح مکه از قبیله قریش بودند و خلفاء و دولتمردان و فرمانروایان لشکرها نیز از قریش انتخاب می‌شدند، پس به حکم ضرورت، زبان آنها باید زبان رسمی در میان قبائل مختلف مي شد.البته زبان قرآن كه همان زبان فراگير مادر بود با زبان و لهجه ي قريش فرق مي كرد و ما از اينكه زبان قرآن، همان زبان قريش باشد، جانبداري نمي كنيم.63
به این ترتیب شناخت اینکه چگونه بیشتر عربها زبان قریش را در مدت کمی آموختند آسان می‌گردد. شایان ذکر است که بعضی لهجه‌های دیگر مثل لهجه حمیر با لهجه مركزي چندان اختلاف ریشه ای و اساسی از نظر اعراب و اسلوب و صرف نداشته‌اند؛ بلکه این اختلاف فقط در الفاظ بوده است.
ب) دومین اثری که قرآن کریم در زبان عربی گذاشت، انتشار زبان عربی در کشورهای روم و فارس و دیگر سرزمین‌هاست که در اثر فتوحات و جنگها و هجرت قبایل عرب به آن کشورها و اقامت کردن و گرفتن آنجا و آمیخته شدن با اهل آن سرزمین‌ها و نزدیک شدن عجم‌ها به آن قبایل و یادگیری زبان عربی و وارد شدن به دین اسلام از رهگذر فراگیری قرآن، پدید آمد. 64
ج) ظهور لحن در کلام عربی در اثر ازدواج فرزندان عرب با عجمی‌ها و یا تغییر در لهجه عربهایی که با عجمی‌ها معاشرت فراوان داشته‌اند. وجود قرآن موضعی باز دارنده در برابر این آفت داشت.
گرچه پديده ي لحن در ميان خود اعراب اصيل، چه در عصر جاهلي و چه در عصر نبوي و خلفاي راشدي وجود داشته و رسول خدا و خلفاء به ويژه اميرالمؤمنان را نگران كرده بود و به همين دليل بود كه علم نحو را به طور خاص و علوم ادبي را به طور عام تأسيس فرمود.65
د) گسترده شدن اهداف و اغراض زبان به واسطه پیمودن یک راه دینی.
این گستردگی در موارد ذیل تجلی و ظهور می‌یابد: 66
1. بیان عقاید دینی مانند: اثبات وجود خالق و توحید ذاتی خداوند و تقدس صفات خدا و ایمان به قیامت و حسابرسی در معاد و ثواب و عقاب و جز آنها که عرب آنها را نمی‌توانست قبل از آمدن اسلام بفهمد؛ جز عده معدودی از حنفیان.
2. تفسیر شریعت اسلامی و احکام آن به طوری که هماهنگ با موقعیت‌های مکانی و زمانی و عهده دار حسن تقدیر در زندگی و رفتار صحیح اجتماعی باشد.
3. به کارگیری شریعت در تمام امور زندگی اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و عبادی و جز آنها.
4. وضع کردن بسیاری از علوم مانند: تفسیر و قرائات و جز آنها و یا ترجمه بسیاری از علوم از زبانهای دیگر به زبان عربی مانند: علوم طبی و ریاضی.
ه‍) ارتقای مفاهیم و معانی که موارد ذیل از آن جمله است: 67
1. به برکت قرآن میدان معنا شناختی الفاظ توسعه یافته است؛ زیرا قرآن به تعقل بها داده و سعی بر این داشته است که مفاهیم از دایره محسوسات به معقولات کشانده شود.
2. معانی الفاظ به دقت بررسی شده و هماهنگی بین لفظ و معنا مراعات گردیده است و آن در اثر پیشرفت فکر و وسعت دایره تفکر و فرهنگی شدن اندیشه و تامل و دقت در امور دینی و اقتباس از تمدن فارس و روم و گوناگونی صور خیال پدید آمده است.
و) تغییر در الفاظ و اسلوب‌ها که در یکی از صورت‌های ذیل ظاهر می‌شود:
1. تهذیب الفاظ که به پیروی از قرآن سعی شد تا از به کارگیری الفاظ وحشی و متنافر خودداری شود؛ مثلا کلمه بعاق (6) که در میان عرب جاهلی کاربرد فراوانی داشته است؛ اما همین معنا در قرآن به «مزن » تعبیر شده است؛ آنجا که می‌خوانیم ءانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون 68. در قرآن از استعمال الفاظی که ذوق سلیم نمی‌پسندد و گوش را می‌آزارد خودداری شده است. بعد از آن الفاظ زبان عربی نیز به تبع قرآن تهذیب و پاکیزه گردیده است.
2. وسعت در دلالت الفاظ؛ به این صورت که لفظی علاوه بر استعمال لغوی در یک حقیقت شرعیه نیز استعمال شده است. البته مفهوم دوم بی مناسبت با مفهوم اول نبوده است؛ مثل صلوة که از نظر لغوی به معنای دعاست و در شرع به معنای انجام اعمال مخصوص نیز به کار رفته است.69
3. از بین رفتن الفاظی که شارع مقدس از استعمال آنها خودداری کرده و یا لفظ دیگری به جای آن بکار برده است؛ مثل لفظ «انظرنا» به جای لفظ «راعنا»؛ چنان که در قرآن آمده است: یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتَقُولُوا رَاعَنا وَ قُولُوا اُنظُرنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ اَلیمٌ70
4. تثبیت ورود گروهی از الفاظ عجمی به زبان عربی که آنها را الفاظ معرب می‌نامند، از دیگر آثار نزول قرآن بود. مانند کلمه مسجد که در اصل مَزگَت به معنی مَعبَد بوده و یا سِجّیل که در اصل سنگ گل بوده است. قرآن می‌فرماید: تَرْمیهِمْ بِحِجارَةٍ مِن سِجّیل 71
5. زیبا سازی اسلوبها و فن آوری در بیان مطالب و محکم سازی نظم مطالب و رساندن کلام به اوج بلاغت. این به جهت دمیده شدن روح الهی قرآن کریم در کلام سخنورانی بوده است که سعی داشتند، از قرآن در کلامشان بسیار استفاده کنند و به شیوه قرآن سخن گویند و ایجاز غیر مخل را بر اطناب ممل ترجیح دهند و استدلالات خود را با قرآن محکم سازند.72
2ـ3ـ ظهور اسلام و پیشرفت شعر
با ظهور اسلام در جزیرة العرب نه تنها اهمیت و مقام و رتبه شعر تنزل نیافت بلکه شعر به نحو بهتری به حیات خود ادامه داده و با ترغیبها و تشویقهای پیامبر و توجه آن حضرت به مقام شعر و شاعری مکان و مقام خود را به نحو مطلوبتری افزایش داد.
در تاریخ می‌بینیم که در بین اسرای جنگ احد اسیری که شاعر است مورد لطف پیامبر قرار گرفته و بر او منت نهاده و آزادش می‌کند؛ اما بر خلاف دیگر اسیران از او فدیه دریافت نکرده؛ ولی در مقابل آزادی او تعهد می‌گیرند که بر ضد اسلام و مسلمین شعر نسراید. و یا در جای دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کعب بن زهیر را مهدور الدم دانسته و خون او را مباح نموده‌اند؛ ولی به جهت شعری که سروده بود مورد توجه پیامبر قرار گرفته و حضرت او را مورد عفو و مرحمت قرار می‌دهند.73
مقام شعر در مواردی به حدی بالا میرود که پیامبر عزیز اسلام مسلمین را همانطوریکه امر به تعلیم و تعلم قرآن کریم می‌فرموده آنان را امر به سرودن و ضبط و ثبت اشعار فرموده و این امر را یاری دین و جهادی در راستای حفظ اسلام می‌دانستند.74
2ـ3ـ شعر در قرآن
چنانکه دیدیم اسلام به «شعر» اهمیت می‌دهد و پیامبر اسلام شعرای متعهد را ارج می‌نهاده است، با این حال خداوند متعال در قرآن مجید با صراحت تمام صفت «شاعر» بودن را از پیامبر نفی فرموده است. چنانکه «شعر نبودن» قرآن مجید را تصریح نموده است.
1. وَ الشُّعراءَ یَتَّبِعُهُم الغَاوُنَ. ألَمْ تَرَ أنَّهُم فِی کُلِّ وادٍ یَهیمُونَ. وَ إنَّهُم یَقوُلُونَ مَالا یَفعَلونَ. إلّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَکَروا اللهَ کَثیراً وَ انْتَصَروا مِن بَعدِ ما ظَلَمُوا وَ سَیَعلَمَ الَّذینَ ظَلَموا أیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ. (شعراء / 227 ـ 224)
«پیامبر شاعر نیست». شعرا کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند. آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند و سخنانی می‌گویند که خود عمل نمی‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح انجام می‌دهند و خدا را بسیار یاد می‌کنند و به هنگامی که مورد ستم واقع میشوند به دفاع از خویشتن و «مؤمنان» بر می‌خیزند (و از ذوق شعری خود کمک می‌گیرند) و به زودی آنها که ستم کردند می‌دانند که بازگشتشان به کجاست.
2. وَ مَا عَلَّمْناهُ الشِّعرَ وَ ما یَنبَغی لَهُ إنْ هُو إلّا ذِکرٌ وَ قُرآنٌ مُبینٌ. (یس / 69)
نه ما او را (یعنی محمد صلی الله علیه و آله ) شعر آموختیم و نه شاعری شایسته مقام اوست، بلکه این کتاب ذکر الهی و قرآن روشن بیان خداست.
3. وَ یَقولُونَ أئنّا لَتارِکُوا إلهَتَنا لّشاعرٍ مَجنُونٍ (صافات / 36)
«با کمال تکبر و بی شرمی» می‌گفتند آیا ما برای خاطر شاعر دیوانه ای دست از خدایان خود برداریم.
4. أمْ یَقولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیبَ المَنونَ. قُلْ تَرَبَّصُوا فَإنّی مَعَکْم مِن المُتَرَبِّصینَ. (طور / 31 و30)
یا که «کافران نادان) گویند «محمد صلی الله علیه و آله » شاعریست «ماهر» و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم. «تا به مرگ از دعوی نبوتش آسوده شویم». ای رسول بگو شما به انتظار مرگ من باشید که من هم از منتظران «مرگ و هلاک» شما هستم.
5. إنَّهُ لَقولُ رَسولٍ کریمٍ. وَ ما هو یَقولُ شاعرٌ قَلیلاً ما تُؤمِنونَ. (حاقه / 42و 41)
قرآن به حقیقت وحی خدا و کلام رسول بزرگوار است. نه شخص شاعری «و گفتار خیالی و موهومی» است گرچه اندکی مردم هوشیار به آن ایمان می‌آورند.
این پنج سوره تماماً جزو سوره‌های مکی هستند؛ و همانگونه که گفته شده معلوم می‌شود این اتهام در مکه بین سران کفار مطرح بوده است.75
2ـ5ـ دیدگاه قرآن درباره شاعران
شاعر از مقام و موقعیت فوق العادهای برخوردار بوده به حدی که بالاتر از خطیب و رفیع تر از جنگنجو بوده است. و با پیدا شدن شاعری در قبیله مجالس جشن و سرور برگزار می‌گردید که قبیله صاحب شاعری شده است که در واقع او زبان گویای قبیله خواهد بود و با اشعارش هم می‌تواند تألیف قلوب نماید و هم دشمنان را هجو کند. و با رجزهایش جنگجویان را تشویق کرده و پیروزیها را نصیبشان نماید. و با رثاهایش مصائب و مصیبت‌ها را بیان کند و مصیبت زدگان را تسلی خاطر دهد…
از جمله آیات نازل شده در این کتاب شریف چند آیه است که با بیان اوصاف شاعران دیدگاه خود را نسبت به آنها بیان داشته و بهمین مناسبت یک

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع هیدرولیک، منحنی سنجه رسوب، رسوب معلق Next Entries تحقیق با موضوع رسوب معلق، منحنی سنجه رسوب، میانگین دما