منبع پایان نامه ارشد درباره رفتارگرایی، ایالات متحده، امپریالیسم، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان نیروهای سازمان ملل شد. این اتفاق باعث شد تا آمریکا به‬کار تقویت ناتو باشد؛ در همین راستا ترکیه و یونان در سال 1952 به ناتو پیوستند و طراحی برای الحاق آلمان هم پیشنهاد دادند که در نهایت در سال 1955 آلمان هم به ناتو پیوست.(نقیب زاده، 1385: 258) رویاوریی دو قدرت شوروی و آمریکا در شرق دور و جنگ کره نشان داد که منافع این دو قدرت دیگر محدود به اروپا نمی‬شود بلکه اختلاف منافع آن‬ها جهانی است.
بعد از دوره‬ی کوتاه تشنج‬زدایی حوادثی اتفاق افتاد که موجب تشدید بحران در روابط بین دو بلوک گردید. یکی از این حوادث مسابقه‬ی تسلیحاتی بین آمریکا و شوروی است. استیلای هسته‬ای آمریکا بر شوروی طی سال‬های 1958 تا 1966 تنزل کرد ولی ایالات متحده هم‬چنان موضع برتری داشت و این دوره را «برتری88 استراتژیک» آمریکا می‬نامند. در این دوره آمریکا از توان «ضربه‬ی نخست»89 برخوردار بود؛ یعنی قابلیت این را داشت که با یک حمله‬ی پیش‬گیرانه‬ی شدید، قدرت انتقامی شوروی را از کار بیندازد. با مشاهده‬ی پدیده‬ی «اسپوتنیک» آمریکایی‬ها هرگونه نرمش را نسبت به شوروی کنار گذاشتند. با پرتاب اسپوتنیک بر روی مدار زمین، شوروی نخستین کشوری بود که ماهواره به فضا فرستاده بود. این تحول دلالت بر آن داشت که شوروی فن‬آوری ساخت راکت‬هایی را به دست آورده است که با آن می‬توان موشک‬های بالستیک بین‬قاره‬ای ساخت. این موفقیت شوروی باعث ترس آمریکایی‬ها شد.(راست و استار، 1381: 459) حادثه‬ی دیگر که موجب بحران شد مسأله‬ی برلن بود. شوروی که تازه موفق به پرتاب اسپونتیک شده بود دوباره پرونده‬ی برلن را پیش کشید و تقاضا کرد که هم برلن شرقی و هم برلن غربی به شهر آزاد و بی‬طرف تبدیل شود ولی آمریکا حاضر نبود که برلن غربی را از دست بدهد. کنفرانس‬ها و نشست‬هایی بین مقامات دو طرف برگزار شد که با شکست مواجه شدند؛ در نتیجه حکومت آلمان شرقی در 13 اوت 1961 دستور ساخت دیوار برلن را صادر کرد.(نقیب زاده، 1385: 262)
علی‬رغم این‬که شوروی در این زمان موفق به پرتاب ماهواره شد ولی برتری تسلیحاتی آمریکا هم‬چنان پابرجا بود. شوروی برای جبران ضعف موشکی، در سال 1962 موشک‬هایی با کلاهک هسته‬ای و تعدادی جنگنده در خاک کوبا مستقر کردند؛ این‬کار منجر به «بحران موشکی کوبا» در اکتبر 1962 گردید. طی این بحران ده روزه، رئیس جمهور کندی تصریح کرد که آماده است در صورت برچیده نشدن این سلاح‬ها از خاک کوبا، ضربه‬ی نخست هسته‬ای را علیه این نیروها و حتی شاید خاک شوروی وارد نماید. از آن‬جا که آمریکا روی‬هم‬رفته از برتری استراتژیک برخوردار بود، رهبران شوروی تهدید آمریکا را جدی گرفته و موشک‬ها و جنگنده‬های خود را از کوبا عقب کشیدند.(راست واستار، 1381: 462)
بعد از بحران کوبا یک دوره‬ی طولانی تشنج‬زدایی بین شرق و غرب آغاز شد ولی هر یک از دو ابر قدرت دست از تلاش برای دست یافتن به سلاح‬های مجهزتر بر نداشتند. با این وجود از سال 1973 به بعد تلاش‬هایی در جهت خلع سلاح عمومی نیز مشاهده می‬شود. «پیمان مسکو» که در اوت 1963 بین آمریکا و شوروی و انگلستان به امضا رسید و به 99 کشور دیگر دنیا تحمیل گردید آزمایش‬های اتمی در زمین، دریا و جو را ممنوع می‬کرد.(نقیب زاده، 1385: 274)
از سال 1967 تا زمان فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد دوره‬ی برابری نسبی بین دو ابر قدرت است؛ به‬این دلیل که از سال 1966 تا 1975، ایالات متحده آمریکا درگیر جنگ زمینی دردناک و پرهزینه‬ی دیگر در ویتنام گردید. این رویداد مخارج نظامی آمریکا را به ارقام نجومی تازه‬ای سوق داد. در سال 1973، سقف مخارج نظامی آمریکا در واکنش به جنگ، به سقف قبل از وقایع ویتنام کاهش یافت و تا سال 1977 به همان مقدار باقی ماند. این در حالی بود که اتحاد شوروی به تحکیم موقعیت خود در هر دو زمینه‬ی تسلیحات متعارف و هسته‬ای مبادرت کرده بود. مخارج جنگ افزارهای این کشور تا دهه‬ی 1970 پا به پای ایالات متحده‬ی آمریکا رسید.(راست و استار، 1381: 463)
تحولاتی که پس از جنگ جهانی به وقوع پیوستند و به تبع آن‬ها جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شد، موجب گردید تا نظریه‬پردازانی مانند والتز با تأثیرپذیری از نظریه‬ی سیستم‬ها و تاحدودی رفتارگرایی، نظریه‬ای را با عنوان واقع‬گرایی ساختاری را ارائه دهند.

2-3. نظریه‬ی کنث والتز
با ورود نهضت رفتارگرایی در روابط بین‬الملل در دهه‬های 1950 و 1960 و به دنبال پیشرفت و توسعه‬ی مطالعه‬ی روابط بین‬الملل، نظریه‬پردازان این رشته در صدد علمی کردن نظریه‬پردازی در این رشته برآمدند. رفتارگرایی روش جدیدی بود که روش‬های سنتی را به چالش می‬کشید. واقع‬گرایی یکی از جریان‬هایی بود که مورد حمله‬ی رفتارگرایان واقع شد؛ به همین دلیل کنث والتز تلاش کرد تا به بازبینی این نظریه بپردازد. البته نظریه‬ی واقع‬گرایی از جانب گروه‬های مختلفی مورد انتقاد واقع شد. این انتقادها هم از جانب رفتارگرایان بود و هم از جانب طرفداران نظریه‬های همگرایی و وابستگی متقابل و نظریه‬های مارکسیستی.
والتز در سال 1979 تلاش کرد با ارائه‬ی «نظریه‬ی سیاست بین‬الملل» به نقد دیدگاه‬های سنتی واقع‬گرا از جهت روش‬شناختی و نظریه‬پردازی و هم‬چنین به نقد مخالفان و چالش‬گران واقع‬گرایی پاسخ بدهد.(احمدی، 1376: 119) والتز با ارائه‬ی این نظریه، نظریه‬ی موازنه‬ی قدرت قبلی را در قالب ساختارگرایی بازسازی کرد. این نظریه‬پرداز با تأثیرپذیری از دست‬آوردهای نظریه‬ی سیستم‬ها و تا حدودی با بهره‬گیری گزینشی از بعضی دست‬آوردهای روش‬شناسی رفتارگرایی به تدوین یک سلسله قضایای آزمون‬پذیری اقدام کرد که متغیرهای مستقل و وابسته‬ی آن به وضوح از هم جدا شده‬اند.(سیف زاده، 1376: 163)
کنث والتز به‬رغم بازسازی‬هایی که در نظریه‬ی واقع‬گرایی انجام داده است ولی از اصول بنیادین واقع‬گرایی، یعنی دولت‬محوری، عقلانیت و قدرت عدول نکرد. آن‬چه که از دیدگاه والتز در مورد سیاست بین‬الملل برداشت می‬شود این است که ایشان ضمن حفظ اصول و چارچوب کلی واقع‬گرایی سعی می‬کند روش‬شناسی و تحلیل جدیدی را برای بررسی روابط بین‬الملل به‬کار گیرد. در روش‬ها و تحلیل‬های جدیدی که والتز به‬کار می‬گیرد هیچ انتقادی به دیدگاه واقع‬گرایی مبنی بر تمایل بشر به جنگ، شرارت، ترس و طمع نمی‬کند؛ بلکه با توجه به مؤلفه‬های اصلی این دیدگاه نظریه‬ی خود را ارائه می‬دهد. نظریه‬ی والتز بر محوریت مفهوم سیستم حاکم بر نظام بین‬الملل استوار است و مهم‬ترین اصل سازمان‬دهنده سیاست بین‬الملل را ساختار نظام بین‬الملل می‬داند و دولت‬ها مهم‬ترین بازیگران در عرصه‬ی نظام بین‬الملل هستند. با توجه به‬این‬که ایشان اساس نظریه‬ی واقع‬گرایی را مورد چالش قرار نداد این‬گونه برداشت می‬شود که نگاه والتز نسبت به انسان مانند واقع‬گرایانی مانند مورگنتا است؛ با این تفاوت که این نگاه به انسان را به نظام بین‬الملل و شرایط حاکم برآن سرایت می‬دهد. واقع‬گرایانی مانند مورگنتا انگیزه و علت قدرت‬طلبی کشورها را ذات ناقص و معیوب انسان می‬دانند و والتز ساختار آنارشیک نظام بین‬الملل را مهم‬ترین عامل قدرت طلبی انسان می‬داند.

2-3-1. تعریف والتز از نظریه
اصولاً نظریه ‬یک امر ساختگی است؛ نظریه ساخته‬ای فکری است که به کمک آن واقعیت را انتخاب و تفسیر می‬کنیم. نظریه باید با واقعیات ارتباط داشته باشد؛ به گونه‬ای که امکان تبیین و پیش‬بینی را فراهم سازد. این امر با فرق گذاشتن میان نظریه و واقعیت امکان‬پذیر است.(والتز، 1386: 7) به عبارتی دیگر نظریه‬ها را می‬سازیم تا با کمک آن‬ها بتوانیم واقعیت‬ها را تبیین کنیم. لازمه‬ی این امر این است که واقعیت‬ها جدای از نظریه‬ها باشند.
از دیدگاه والتز نظریه‬ها با قاعده‬مندی‬ها و امور تکرار شونده سر و کار دارند و تنها در صورتی امکان نظریه‬پردازی وجود دارد که این گونه قاعده‬مندی‬ها و امور تکراری را بتوان مشخص ساخت. نظریه تصویری است از سازمان یک حوزه و ارتباطات میان اجزای آن. از دیدگاه والتز نظریه و قانون با علم فرق می‬کنند. نظریه نشان می‬دهد که برخی عوامل از عوامل دیگر مهم‬تر هستند و روابطی را در میان آن‬ها مشخص می‬سازد. در واقعیت هر چیز با هر چیز دیگر ارتباط دارد و نمی‬توان یک حوزه را از حوزه‬های دیگر جدا کرد؛ ولی نظریه برای آن که بخواهد یک حوزه‬ی خاص از واقعیت را بررسی کند آن حوزه را از حوزه‬های دیگر جدا می‬سازد؛(والتز، 1386: 13) زیرا واقعیت از نظریه جدا است. ایرادی که والتز به مورگنتا می‬گیرد، این است که مورگنتا به استقلال سیاست باور داشت ولی نتوانست این برداشت را بپروراند و آن‬را در سیاست بین‬الملل به‬کار ببرد. والتز می‬گوید مورگنتا و دیگر واقع‬گراان نتوانستند از مفاهیم فراتر بروند و به نظریه‬ای مشخص برسند. هدف مورگنتا ارائه‬ی نظریه‬ای درباره‬ی سیاست بین‬الملل بود و عناصر یک نظریه را هم به دست می‬دهد ولی هرگز نتوانست نظریه‬ای ارائه کند.(والتز، 1386: 12)

2-3-2. سطح تحلیل والتز
والتز در کتاب انسان، دولت و جنگ (1964) تلاش می‬کند ریشه‬های جنگ را در روابط بین‬الملل بررسی کند. وی به سه سطح تبیین یا سه «تصویر»90 اشاره می‬کند: تصویر اول سرشت انسان است که ریشه‬ی جنگ را در سرشت جنگ‬طلب انسان جست‬وجو می‬کند؛ تصویر دوم دولت است که جنگ را براساس جنگ‬طلبی دولت ‬های خاص با ایدئولوژی‬ها و رژیم‬های خاص سیاسی تبیین می‬کند؛ و تصویر سوم ساختار نظام بین‬الملل است که وقوع جنگ را بر مبنای آنارشیک بودن نظام بین‬المللی تبیین می‬کند.(مشیرزاده، 1388: 108) والتز تبیین‬های تصویر اول و دوم را به دلیل کاهش‬گرا بودن رد می‬کند و بر تصویر سوم یعنی تبیین جنگ سیستمی که در آن جنگ ناشی از ساختار نظام بین‬الملل است، تأکید می‬کند؛ به‬این صورت که حضور دولت‬های متعدد رقیب منجر به ایجاد سیستمی غیر سلسله‬مراتبی (آنارشیک) می‬شود که در آن به دلیل نبود هماهنگی میان آن‬ها، به صورت خودکار امکان جنگ و کشمکش را فراهم می‬سازد.(احمدی، 1376: 119)
با توجه به تعریف ارائه شده از نظریه توسط والتز و این‬که نظریه یک حوزه را از حوزه‬های دیگر جدا می‬سازد، نوواقع‬گرایی با ترسیم تصویری کل‬نگر از نظام سیاسی بین‬المللی الگوی نظری خود را بر پایه سطح تحلیل سیستمی بیان می‬کند. در این نظام بین‬المللی سطح ساختاری و سطح واحدهای آن هم‬زمان مجزا از هم و با هم هستند.(والتز، 1386: 17) والتز برای این‬که بگوید الگوی نظری او برای تحلیل نظام بین‬الملل بهترین الگو است با انتقاد از نظریه‬های موجود در روابط بین‬الملل، همه‬ی آن‬ها را «کاهش‬گرا»91 می‬داند. منظور از کاهش‬گرا آن است که «فهم کل را موکول به شناخت ویژگی‬ها و روابط متقابل اجزای آن کنیم». به نظر والتز نظریه‬های کاهش‬گرا در روابط بین‬الملل عبارتند از: 1. نظریه‬های اقتصادی امپریالیسم که بر اهمیت عناصر و عوامل اقتصادی تأکید کرده، و علل ظهور امپریالیسم را در سطح دولت‬ها می‬دانند. 2. نظریه‬های سیستمی روزکرانس، استانلی هافمن و مورتون کاپلان؛ والتز می‬گوید هافمن و روزکراسن تبیین سیاست بین‬الملل را در سطح دولت‬ها و سطح سیاست‬مداران جست‬وجو می‬کنند. 3. والتز پیشتازان نظریه‬ی واقع‬گرایی، یعنی مورگنتا، کستجیر سینگر و آرون را هم به کاهش‬گرایی متهم می‬کند؛ زیرا به نظر او آنان ریشه‬های قدرت را در ماهیت بشر یعنی سطح تحلیل فردی جست‬وجو می‬کنند.(احمدی، 1376: 121 ـ 120) والتز پس از به چالش کشاندن این نظریه‬ها و کاهش‬گرا خواندن آن‬ها نظریه‬ی سیستمی خود را ارائه می‬کند. همان‬طور که گفته شد سطح تحلیلی که وی برای تبیین سیاست بین‬الملل ارائه می‬کند سطح تحلیل کلان است.
براین اساس والتز با رد نظریه‬های واقع‬گرا و نظریه‬های سیستمی روزکرانس، هافمن و کاپلان به دلیل کاهش‬گرا بودن، نظریه‬ی واقعگرای ساختاری خود را ارائه می‬کند و آن‬را بهترین نظریه برای تبیین سیاست بین‬الملل معرفی می‬کند؛ به همین دلیل به‬نظر می‬رسد نگاه والتز به سیاست بین الملل ایدئولوژیک است.

2-3-3. عناصر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره جنگ جهانی دوم، رفتارگرایی، ایالات متحده، وابستگی متقابل Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره لیبرالیسم، رفتارگرایی، نظام بین الملل، هنجارسازی