منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، معماری سنتی، پهلوی اول، معماری ایران

دانلود پایان نامه ارشد

دولتی برخوردار می گردد.در سال 1306ه.ش نقشه جامعی برای این میدان تهیه گردید که به نام باغ ملی-به دلیل وجود سردر باغ ملی – خوانده شد و شامل بلدیه ، محل نمایش ، سینما ، ورزش بود لیکن پس از چندی با توجه به نیاز های موجود و نزدیکی این محل به میدان توپخانه ، ارگ سلطنتی و کاخ مرمر که در ابتدای سلطنت رضا شاه ساخته شده بود مجموعهای از ساختمانهای اداری و نظامی بنا گردید که همگی آنها هنوز مورد استفاده قرار میگیرد این مجموعه شامل ساختمانهای پست ، کاخ شهربانی ، ثبت احوال ، وزارت خارجه ، باشگاه افسران ، موزه ایران باستان ، کتابخانه ملی وزارت جنگ (دفاع) و هنرستان عالی دختران است. بعد از مجموعههای قدیمی و کهن نقش جهان اصفهان ، گنجعلی خان کرمان ، کریمخان شیراز ، امیر چخماق و یا مجموعه مارکار در یزد و دیگر مجموعههای شهر های ایران ، مجموعه میدان مشق رضا شاهی تهران یکی از بزرگترین مجموعههایی است که از دوره معاصر به آنها افزوده شده است.
5-2-1-سبک معماری سنتی
اولین گرایش معماری این دوره را میتوان همان معماری اواخر قاجار با تلفیق عناصر وارداتی دانست. معماران سنتی در ایران دوره رضا شاهی بیشترین حامیان این گرایش بودند. در این دوره اکثریت مردم جهت ساختن ساختمانهای کوچک و معمولی مانند خانه و ساختمانهای تجاری،، اغلب موارد به مهندس معماری مراجعه نمیکردند و با کمک معماران سنتی اقدام به ساخت آنها مینمودند. معماران سنتی این دوره با آموزش های سنتی خود و با الگوبرداری از ساختمانهای مهندسان طراح، سعی میکردند که جنبهها و نکتهها معماری جدید را با روشها و آنچه خود از معماری سنتی میدانستند، بیامیزند. از آنجایی که در این دوره معماران سنتی هنوز با منبع غنی معماری ایرانی اتصال داشتند، از این آمیزش نتایج جالب توجه و گاه ارزشمندی در سبک معماری بناهای مسکونی و تجاری دوره پهلوی اول حاصل شد. لذا ساختمانهای این دوره را میتوان در اصل تداوم همان سبک معماری قاجار اواخر دوره ناصری با کمی تغییر در مصالح و تکنیک ساخت دانست.
5-2-2- سبک معماری مدرن
دومین گرایش معماری این دوره (گرایش به معماری اوایل مدرن) عمدتاً از سوی معماران خارجی و تحصیلکردگان ایرانی در خارج از کشور حمایت میشد. معمارن مدرن شکل گرفته دراین دوره، در اصل معماری مدرنی بود که تحت تأثیر معماری مکتب وین و هنر معماری اکسپرسیونیسم آلمان قبل از سال 1930 میلادی قرار داشت. این شیوه تا حدودی تحت تأثیر تزئینات جنبش آر نووُی فرانسه بود. یکی از مهمترین معماران این سبک در دوره رضاشاه که حدود شش سال ،از سال 1314 تا 1320ه.ش، در ساخت و سازهای رضاشاهی فعالیت چشم گیری داشت، وارطان هوانسیان بود.242 وارطان شش دانگ به معماری مدرن وفادار بود. البته او سالها فرصت داشت تا دین خود را به معماری مدرن که شیفته آن بود، ادا نماید. ولی آنچه از کارهای او و بقیه معماران مدرن ایرانی، چه در دوره پهلوی اول و چه در دوره پهلوی دوم، میتوان فهمید آنست که هیچ کدام از آنها نتواستند به اصول معماری مدرن شکل گرفته بعد از «چهارمین کنگره سیام» وفادار بمانند البته میتوان به دلایل زیادی اشاره نمود، از جمله: بستر اجتماعی، اعتقادات و سنن و ایرانی بازی این معماران. حتی سرکرده این معماران، وارطان، در مقالات خود که عمدتاً بعد از دهه ی 1340ه.ش، در مجلههای معماری نوین و هنر و معماری به چاپ میرسید، همواره در کنار حمایت از معماری مدرن، در پی آن بود که کارهای معماری، رنگ و بوی ایرانی داشته باشد. نکته و نظریات او درباره معماری مدرن معماری سنتی ایران در اولین مقاله او با نام «مسائل مربوط به معماری در ایران» که در اولین شماره آرشیتکت در سال 1325ه.ش به چاپ رسید ، و مقاله بعدی او با عنوان «معماری ایران در دوراهه سبک ملی و جدید» که به سال 1348ه.ش در شماره اول هنر و معماری به چاپ رساند، چندان تفاوتی نکرده بود. وارطان در این دو مقاله، با اختلاف زمانی 23 سال نوشته شده، به دنبال انتقاد از معمارانی است که بدون آگاهی از تحولات روز، به دنبال کپی و تقلید صرف از معماری سنتی ایران هستند. جوهره مباحث وارطان در دو مقاله مذکور، آشتی دادن هوشمندانه معماری مدرن با معماری ایرانی است. محتوای اصلی مقالات او، در طرفداری و حمایت از معماری مدرن بود ولی او با عباراتی که در ادامه این سطور میآید، قصد داشت این معماری جدید را با فرهنگ ایرانی آشتی دهد. وارطان در مقاله ی مذکور نوشته است:
«و اما دربارۀ طرز تفکر دومی یعنی نداشتن تعصب نسبت به سنن و آداب گذشته و نظر انداختن به حال و آینده باید گفت اینجانب در عین حالیکه طرفدار این طرز تفکر هستم از زیاده روی و افراطی بودن در این زمینه و به اصطلاح از پاپ هم کشیشتر بودن نیز بیزار هستم. یعنی با تقلید کورکورانه از معماری امروزه اروپا و آمریکا و غیره بدون درک و بررسی خصوصیات و غیره مخالفم.»
«از طرف دیر فرمالیزم ساختمانهای امروزهمان را خطرناک میدانیم و این هرج و مرج که در معماری معاصر ایران وجود دارد یک قسمت ناشی از فرمالیزم است که یک گروه برای اثبات پیشرو و متجدد بودن خود مقلد ساختمانهای اروپا و آمریکا در این سرزمین شدهاند بدون اینکه مختصر به خصوصیات اقلیمی و اجتماعی محیط خود توجه کرده باشند این است که مردم امروز غالباً از آنها شکایت دارند و این خود جای بحث مفصلی است.243»
و در ادامه مطالب نیز در تلفیق معماری سنن ایران با معماری مدرن چنین تأکید میکند:
«مدرنیزم یک واقعیت یک پدیدۀ طبیعی مسلم است و باید آن را پذیرفت منتها این مدرنیزم و نو طلبی در همه جا یکسان و یکنواخت نیست و با شرایط اجتماعی و اقلیمی هر آب و خاک رنگ خاصی به خود میگیرد که نماینده سنتها و آداب و رسوم مردم آن سرزمین است244.»
وارطان هوانیسان شیفته رضاشاه بود، و جزو اولین گروه ازمعماران ایرانی بود که در تجدد آمرانه رضاشاه حضوری چشم گیری داشت. او در یادداشتها و مقالات خود، معماری مدرن را همچون رویداد کشف حجاب میدانست، و بر این عقیده بود که همانگونه رضاشاه چادر سیاه را از سر زنان کند و آنها را از قید حجاب رهانید، معماری مدرن نیز همچون کاری با ساختمانهای دوره ی قاجار نمود، و دیوارهای گلی باربر آنها را گرفت و آهن و شیشه همان کار کشف حجاب را نمود. برون گرایی ساختمانهای دوره پهلوی اول، ماحصل همین دیدگاه است. او نوشته است:
«کسانی که آن زمان را بیاد دارند بخوبی میدانند که ساختمانهای این شهر بزرگ مانند طبقه نسوان که در زیر چادر سیاه مستور بودند با دیوارههای بلند کاهگلی و یکنواخت محصور و جز با یک دیوار چوبی آنهم به اشکال مختلف که در روی آنها کوبههای آهنی بدقواره نصب شده بود وسیله ارتباطی دیگری با دنیای خراج خود نداشتد. در آن عصر یعنی از رفع حجاب مگر کسی میتوانست این حصار سیاه و غم انگیز را از گرد منزل مسکونی خود برداشته و از اتاق نشیمنش پنجرهای بروی خیابان باز کند و یا با لکنی در جا و بنای خود احداث نماید؟ آن روزها همان گونه که زن در خانه محبوس و به مثابه یک نفر زندانی زندگی میکرد ساختمانها و باغها و سایر اماکن پایتخت ما هم در میان دیوراهای بلند محصور و مستور مانده و باز چنانکه در چهرۀ زن آن روز جلوۀ تبسم و صفا دیده نمیشد قیافۀ ساختمانها نیز در پناه همین دیوارهای گلی سیاه و بعضاً سر بفلک کشیده عبوس و غمگین بنظر میرسید245.»
همان گونه که تاریخ ثابت کرد، کشف حجاب آمرانه نتوانست بعد از دوره رضاشاهی دوام بیاورد و اکثریت زنان به چادر و حجاب خود برگشتند. هم سو با همین حرکت، معماری مدرن نیز نتوانست همانند غرب در ایران شکل گیرد، و این موضوع، یعنی آشتی دادن معماری مدرن با سنن ایرانی، به یکی از دغدغههای اساسی معماران پهلوی دوم بدل شد. هم سو با شکلگیری معماری ابنیه عمومی و ساختمانهای مسکونی، در این دوره، شاهد شکل گیری معماری صنعتی نیز به وجود آمد. معماری صنعتی یکی از زیر شاخههای معماری مدرن است و عمدتاً شروع آن در کشورهای جهان سوم، به دست معماران خارجی است و از این رو به عنوان «معماری مستعمراتی» شناخته میشود. در این نوع معماری، به خاطر داشتن عملکرد و ابعاد و استانداردها ثابت، فرم معماری ساختمان همانند اجزای ماشین، به وظایف خاص از پیش تعیین شده پاسخ میگوید. لذا فرم اینگونه از ابنیه اغلب مشخص و قابل شناسایی است و اکثریت فضاها و هم جواری آن در یک سطح صاف گسترش مییابد تا در ارتفاع. این ساختمانها دارای سالنهای وسیع و یک طبقهای هستند که ستونهایی آنها را تقسیم میکند. طراحی این ابنیه بیشتر در ایران دوره پهلوی اول، به دست مهندسین و تکنسینهای خارجی، سهم آلمان پر رنگتر بود، صورت گرفت، ولی مصالح به کار رفته در آنها، یک طعم و رنگ محلی به آنها بخشد و همین موضوع باعث شد که تا حدودی این ابنیه شخصیت ایرانی داشته باشند. از موفقترین این ساختمانها میتوان به ساختمان مرکزی دخانیات ایران در تهران اشاره کرد. ساختمان شرکت دخانیات ایران با طراحی شرکتی آلمانی و با نظارت یکی از مهندسین آلمانی به مدت یازده ماه ساخته و در 5 مهرماه سال 1316ه.ش افتتاح شد.246 ساختمان مرکزی دخانیات با مساحت 2870 متر مربع در چهار طبقه (دو طبقه زیر زمین طبقه همکف و طبقه اول از قسمت داخلی دارای بالکن سراسری است) ساخته شده است. این ساختمان یادآور سادگی معماری مدرن اروپایی است که در ساخت آن از مصالح جدید و تکنولوژی مدرن در سازه و تأسیسات آن استفاده شده است. از مهمترین مشخصات این ساختمان میتوان به ورودی مرتفع و نمای بتنی با پنجرههای مستطیلی یکنواخت اشاره نمود. که معماری مدرن خاستگاه خود را در ایران دوره رضاشاهی یافت، ولی به نظر میرسد بالندگی آن را باید در دوره پهلوی دوم جست و از آن به عنوان یکی از سبکهای غالب آن دوره نام برد. کارهای خوب مدرن در دوره پهلوی اول میتوان به هتل دربند، و میهمانخانه ی راه آهن در میدان راه آهن به طراحی وارطان، و یا خانه های طراحی شده گابریل گورکیان، اشاره کرد.
5-2-3-سبک معماری نئوکلاسیک
سومین گرایش معماری، که در اصل میتوان آن را به عنوان سبک معماری دوره پهلوی اول نامید، معماری نئوکلاسیک اروپایی با تلفیق موتیفهای ایرانی عمدتاً ایران باستان است. این سبک در دوران بعدی، به خصوص در دوره پهلوی دوم، به عنوان «سبک ملی» نام گذاری شد. در اصل این سبک چیزی نیست مگر خوانش معماری فاشیسم اروپا، عمدتاً معماری آلمان هیتلری، دوران اسلامی، به خصوص در کارهای نیکلای مارکوف، رنگ و بوی ایرانی یافت. پرویز رجبی در کتاب معماری ایران در عصر پهلوی، درباره چگونگی شکل گیری «سبک ملی» و منابع الهام آن چنین نوشته است:
«رضاشاه معمار در کارهای خود با آگاهی تمام به دو اصل مهم و انکار ناپذیر توجه داشت. او از یک طرف به خاطر پاسداری از هویت ملی متوجه سنتهای کهنسال معماری ایران بود و از طرف دیگر ناگزیر از پذیرفتن شیوههای معماری اروپایی و تکنیک مدرن این معماری بود، که میتوانست جوابگوی نیازهای جدید ایران باشد. رضاشاه کبیر خوب میدانست، نه معماری سنتی ایران برآورندۀ نیازهای عصر اوست و نه معماری اروپا بدون آمیزش با معماری سنتی ایران میتواند به شکل اروپایی خود زیبنده ایرانی باشد که در راه تشخیص هویت ملی خود است. از این است که این زمان رضاشاه کبیر توانست با آمیختن معماری ستنی ایران با معماری اروپا خالق سبکی از معماری باشد، که با توجه به ویژگیهایش بیآنکه از برای نخستین بار عرضه میشد، سبکی که آدمی بی اختیار به آن نام«رضاشاه» میدهد. نکتهای که در اینجا اشاره به آن ضروری است که هم در این زمان برای نخستین بار، به خاطر توجه خاص رضاشاه کبیر به میراثهای ملی، باستان شناسان و ایران شناسان ایرانی و غیر ایرانی توانستند بیشتر از هر زمان دیگری درر معماری باستانی و سنتی ایران مطالعه کنند و در حالی که خود به تشویق رضاشاه کبیر دست اندرکار شده بودند. حاصل بررسیهایشان را در خدمت معماری رضاشاهی قرار دهند247.
معماری نئوکلاسیک یکی از سبکهای محبوب دیکتاتورهاست. آنچه معماری نئوکلاسیک را برای دیکتاتوریهایی همچون آدولف هیتلر و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، جنگ جهانی اول، بهره بردار، انقلاب مشروطیت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره معماری ایران، بهره بردار، بوم گرایی، طبیعت انسان