منبع پایان نامه ارشد درباره دوره رضاشاه، اجتماعی و فرهنگی، نهضت مشروطه، سلسله قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

لشگریان ساسانی بوده که بنا به اعتقادشان برای زیارت این آتشگاه شاهان ساسانی از تیسفون مقر حکومتشان پای پیاده به این مکان میآمدند، نکتهای که در معماری این آتشکده بیش از هر چیز دیگر جالب توجه و قابل ذکر است استعمال آجر و سنگ در بنای این آتشکده میباشد. پی و بنا و سکو و جرزهای اطراف آتشکده را باسنگهای حجاری شده بنا نمودهاند و بعداً در روی آن آجر کار کردهاند و چنین به نظر میرسد که ساختمان اصلی و اولیه آتشکده با آجر بوده و استعمال سنگهای حجاری شده توأم با آجر بوده و استعمال سنگ در این بنا مربوط به دوران مرمت بعدی است. علاوه بر رعایت مصالح، پایهها را مجزا و طاقها را با نوع آجرهای محکمتری که در کوره حرارت کافی دیده و از نظر رنگ هم با سایر آجرهای استفاده شده در بنا فرق دارد ساختهاند، معمولترین طاقهای زمان ساسانی طاقهای ضربی است که از جرزهایی که پایه طاقها را روی آن میگذاشتند کمی عقبتر قرار گرفته تا دوام بیشتری داشته باشد. اطاق آتشکده دارای گنبدی است که روی چهار جرز مربعی شکل ساخته شده و در وسط آتشکده مذبح قرار دارد که در هنگام اعیاد و جشنها آتش مقدس را از آتشدان محل به این آتشگاه منتقل میکرده اند. اطاق مرکزی آتشگاه سالن بزرگی است که تماماً با آجر ساخته شده و رنگ آجرها قرمز، زرد و گاهی مایل به خاکستری است که دارای استحکام بیشتری بوده است.73
2-8-6-قصر شیرین
چهار قاپو (چهار قاپی، چهار در) از جمله آتشکدههای زمان ساسانی در شهر مرزی قصر شیرین است. این چهار طاقی از نوع آتشکدههایی است که دارای دالان طواف میباشد که اینک رواق آن فرو ریخته ولی آثار آن بر روی بدنه چهار طاقی وجود دارد. بنابراین میتوان نتیجه گرفت اثر کاملاً متقارن به جا مانده، تالار بار عام شاهنشاهی ساسانی بوده و بخش های دیگر این کاخ از میان رفته است. آتشکده قصر شیرین عبارت است از اطاقی مربع شکل که گنبد آن فرو ریخته است ولی بقایای گوشوارهها در چهار گوشه بنا دیده میشود، بنای چهار طاقی قصر شیرین که با مصالح محلی ساخته شده است بیشتر از لاشه سنگ و ملات گل، ماسه و آهک است74. در شمال این آتشگاه ویرانههای کاخ خسروپرویز دیده میشود که دارای باغ وسیعی بوده است. خود کاخ بر روی مصطبهای برپا شده بود که در جهت شرقی یک مهتابی و یک ایوان وسیع داشته است در پشت این ایوان تالار اصلی بوده است که به این ایوان متصل بوده، تالار به صورت مربع شکل و دارای گنبدی بوده است. در سمت غربی این تالار حیاط کوچکی ساخته شده بود که در چهار طرف آن چهار ایوان ستون دار وجود داشته و در طرف غرب آن ایوان کوچکتری و در دو جهت دیگر دارای اطاقهای متعدد بوده است مقابل ایوان حیاط بزرگ کاخ بوده که به شکل مستطیل و اطراف آن حجرات و اطاقهایی ساخته شده بود75.

2-8-7-طاق کسری
«ایوان خسرو» یا «طاق کسری» مشهورترین بنای شاهان ساسانی و نشان دهنده شکوه و عظمت دربار آنهاست. بخش اندکی از این بنا، که ساخت آن را به شاپور یکم و خسرو یکم و دوم نسبت میدهند، سرِپا مانده. مهمترین فضای آن، ایوان عظیم معروفش است که در مرکز قرار گرفته، دورتادور ایوان را راه رویی احاطه کرده است که هم به ایوان و هم به دو اتاق دو سویش دسترسی دارد و از محیط بیرون نیز مستقیماً میتوان به آن راه یافت. در انتهای ایوان درگاهی است که نخست به راه روی مذکور و سپس به اتاقی کوچک و در پایان به فضای بزرگ میرسد که عرض آن برابر ایوان اما طولش کمتر، و فضاهای اطرافش تقریباً مشابه ایوان اصلی است، ولی مشخص نیست که سقف داشته یا مانند حیاطی باز بوده است. اسکار روتر، که از نخستین کاوش گران و مطالعه کنندگان این بناست، از چگونگی آرایش معماری آن گفته است که
«آرایش طاق کسری، که بزرگترین مقیاس را در میان سکونت گاههای سلطنتی ساسانیان دارد، از طرحی پیروی میکند که کاملاً برخلاف قاعده معمولی است که به طور نمونه در کاخ های فیروزآباد، سروستان و دامغان نشان داده شده و به همان اندازه نیز از کاخهای تراس دار قصر شیرین و هاوش کوری متمایز است».76
اما این آرایش به بخش دیوان یا تالار بارعام کاخها و خانههای سلطنتی ساسانیان هم خوانی بسیار دارد و در کاوش های تازهتر مشخص شده که این بنا به حیاطی باز میشده و ایوانی دیگر روبروی آن بوده است.77 بنابراین میتوان نتیجه گرفت که اثر کاملاً متقارن به جا مانده، تالار بارعام شاهنشاهی ساسانی بوده و بخشهای دیگر این کاخ از میان رفته است.

فصل سوم:
حکومت دوره پهلوی (1357-1302) ه.ش

3-1-حکومت رضاشاه پهلوی
رضا سوادکوهی که بعدها نام خانوادگی پهلوی را برای خود برگزید قبل از اینکه به حکومت برسد، چهرهای ناشناس بود. او در دهکده آلاشت از توابع سوادکوه در استان مازندران بهدنیا آمد. پدربزرگ رضاخان، مرادعلیخان، افسرهنگ محلی ارتش بود و در حدود سال 1227 ه.ش (1264 ه.ق) در محاصره هرات به قتل رسید. عباسعلی کوچکترین فرزند مرادعلی در سال 1194 ه.ش (1230 خ.ق ) متولد شد. عباسعلی دوبار ازدواج نمود و ثمرهی ازدواج دوم او پسری بود که رضا نامیدند. رضا در اسفند سال 1256 ه.ش (1294 ه.ق ) از مادری به نام نوشآفرین متولد شد. عباسعلی، پدر رضاشاه، شش ماه بعد از تولد او درگذشت. نوشآفرین پس از مرگ شوهرش، به اصرار برادرش آلاشت را ترک کرد و راهی تهران شد. رضا به تشویق دایی خود و نیز به خاطر سختی معیشت، حدود سالهای 1271 ه.ش (1310 ه.ق) و 1272 ه.ش (1311 ه.ق)، یعنی در پانزده سالگی، به قزاقخانه پیوست. بیشتر داوطلبان و سربازان فوج قزاق از خانوادههای بیبضاعت بودند. از چگونگی خدمت رضا در قزاقخانه پیش از سال 1290 ه.ش (1329 ه.ق) سابقهای وجود ندارد. رضاخان در سال 1290 ه.ش (1329 ه.ق)، تحت فرماندهی کل فرمانفرما، در نبردهایی علیه سالارالدوله شرکت جست و رشادتهایی از خود نشان داد و به درجه نایب یکمی ارتقا یافت. در سال بعد، به خاطر زبردستی در کاربرد شصتتیر، او را ستوان کردند. به تدریج در سالهای آتی همه او را سربازی شجاع و بیباک شناختند و فرماندهان عالی رتبه یکی بعد از دیگری او را در لشکرکشیهای خود برای سرکوب شورشهای ایلات همراه میبردند. شهرت نظامی رضاخان، هوشمندی فطری و مهارت حرفهای او کار خود را کرد و دیری نپایید که جمعی از رجال تهران و شهرستانها وی را میشناختند. او از سال 1294 ه.ش (1333 ه.ق) به درجه سرهنگی و از سال 1297 ه.ش ( 1336 ه.ق) به درجه سرتیپی نائل آمد. رضاخان تحصیلات رسمی نداشت و در اکثر منابعی که به زندگی او پرداخته شده است، او را بیسواد و فردی گوشهگیر میدانند البته در بعضی خاطر نشان میکنند که او تا سال 1298 خورشیدی،خواندن و نوشتن یاد گرفته بود. رضاخان صدای محکم و رسا نداشت و سخنران قابلی هم نبود. مرد کم حرفی بود و به ندرت نطق طولانی میکرد. وقتی ناچار میشد سخنرانی کند مختصر میگفت و به اصل مطلب میپرداخت. ولی در عوض، شکل و قامت او بسیار به کمکش میآمد. مردی تنومند، دارای 190 سانتیمتر قد و کمتر کسی صورت او را به خنده دیده بود. او با پشتکار خود توانست مراتب ترقی را طی کند و در طول حیات خود متحمل مصائب زیادی شد، از جمله چندین بار به مالاریا مبتلا شد که تا پایان عمر او را رنج داد. شیوه زندگی او ساده و با انضباط بود، لذایذ جسمانی معدودی داشت و ترتیب خورد و خوراک خود را هیچگاه عوض نکرد. وی افسر قزاق بود، یاد گرفته بود که فرمان قاطع بدهد و بیچون و چرا، بیخواست و التماس، ندای اطاعت بشنود و چنانکه تاریخ نشان داد به خوبی از عهدهی اینکار برآمد. یکی از پیامدهای بروز نهضت مشروطه، تغییر رژیم سلطنتی ایران بود. شاید اگر مشروطهخواهی پایههای مشروعیت و اقتدار قاجاریه را سست نمیکرد، رضاشاه مانند بسیاری از بنیانگذاران سلسلههای دیگر، جز از راه خونریزی، هرگز نمیتوانست سلسله پیشین را واژگون کند. در حقیقت طرفداران رضاشاه با استفاده از قدرت قانونی مجلس که مهمترین نهاد برآمده از نهضت مشروطه بود، ماده واحده خلع قاجارها را به تصویب رساندند، و با رای نمایندگان مجلس شورای ملی، سلطنت در خانواده رضاشاه موروثی شد. رضا شاه در اسفند سال 1299 ه.ش ( 1338 ه.ق) با کودتای نظامی به جایگاه قدرت سیاسی دست یافت. هدفهای ملی گرایی سکولار و مشروطهخواهی را به نام خود بوجود آورد و وظیفه ایجاد دولت مدرن مقتدر و متمرکز را پیش روی خود قرار داد، که یک ارتش ملی در قلب آن جا میگرفت. همزمان با آن، شروع به برقراری سلطه شخصی خود در ارتش و دولت جدید کرد و مخالفت کشوری و لشکری را درهم شکست، فرایندی که عمدتا با جلوس او بر تخت سلطنت در سال 1304 ه.ش کامل شد. در این سال ارتش درصدد برآمد در ساختار جامعه نفوذ کند. رضاشاه از ارتش به عنوان کانون ملیگرایی استفاده کرد و افسران در صف مقدم تحول اجتماعی و فرهنگی قرار گرفتند. ارتش، همچنین رژیمی که به آن خدمت میکرد، با یکپارچهسازی ملی و ایجاد یک قدرت مرکزی کارآمد، محبوبیت قابل توجهی در میان روشنفکران و محافل ملیگرا کسب کرد و این محبوبیت و ملیگرایی، شروع روندی بود که ایران را به سمت مدرنسازی آمرانه سوق داد. عصر پهلوی اول از دو دوره مشخص تشکیل میشود. دوره نخست (1312- 1304 ه.ش ) پس از گذر از یک مقطع کوتاه (1304- 1299 ه.ش ) برای دستیابی به حاکمیت و با انقراض سلسله قاجار و تاجگذاری رضاشاه شکل گرفت. شاخص اصلی این دوره، حضور افراد نوگرا وتحصیلکرده غرب چون علیاکبر داور، عبدالحسین تیمورتاش ونصرتالدوله فیروز بود که شاه از طریق آنان موفق به اجرای برنامههای نوسازی شد. این دوره همچنین دوره آغاز طرحهای اقتصادی بلند مدت چون طرح راهآهن، شروع تحول در نظام قضایی و آموزشی، ایجاد تغییر در پوشش سنتی و مقابله با پوشش دینی و آغاز تحول در آداب و رسوم سنتی و مذهبی بود. دوره دوم (1320-1312 ه.ش )، به بیان صریح رضاشاه، دورهی «رژیم یکنفره»78 یا حاکمیت مطلقه بود. شاخصههای این دوره، کنار گذاشتن رجال مقتدر دوره نخست چون تیمورتاش و داور، اجرای سیاستهای غیر دینی و غربگرا و بهرهبرداری از طرحهایی بود که در دوره نخست سلطنت به اجرا درآمده بودند. سال 1304 ه.ش را باید سال شروع نوسازی ایران یا سال شکلگیری «ایراننوین» دانست. شاید بهترین توصیف نوسازی در ایران که از آن به عنوان «شبه مدرنیسم» نام برده میشود، از طرف اندیشمند معاصر، محمدعلی همایون کاتوزیان، صورت گرفتهباشد. او در کتاب خود تحت عنوان اقتصاد سیاسی ایران “از مشروطیت تا پایان سلسلهی پهلوی”، به علل و عوامل ظهور چنین شبه مدرنیسمی در دوره رضاشاه پرداخته است. همایون کاتوزیان بر این عقیده است که ظهور چنین شبه مدرنیسمی در ایران بر دوپایه استوار بود: نخست، نفی همه سنتها، نهادها و ارزشهای ایرانی که «عقبمانده» و سرچشمه حقارت ملی محسوب میشدند، و دوم اشتیاق سطحی و هیجان روحی گروهی کوچک، اما رو به گسترش از جامعهی شهری. او در این باره چنین نوشته است:
«اما اینکه خود این شبه اروپاگرایی متکی بود به نهاد کهنسال استبداد ایرانی، بیش از هرچیز برملا کننده محتوای «مدرن ومترقی» شبه مدرنیسم دولتی است. لیکن توجهات طرفداران داخلی و خارجی این گونه نظامها که عملا معتقدند برای دستیابی به دموکراسی به دیکتاتوری آهنین «نیاز» است چندان شناخته شده است که به بحث بیشتری نیازی ندارد.79»
انتقال ناسیونالیسم احیاگرای اروپایی به ایران در کشف تمدن ایران باستان سهم به سزایی داشت. در مورد دستاوردهای این تمدن مبالغه و شتاب زیادی صورت گرفت که تشخیص واقعیت از افسانه نا ممکن بود. دستاوردهای با ارزش و بزرگ اجتماعی و فرهنگی ایران بعد از اسلام به کندی ولی قاطعانه کمرنگ و یا انکار شدند، در حالی که استبداد ساسانیان همچون الگوی فضیلت، بالا یافت. در کشوری که «ناسیون» و مفهوم اروپایی ملیت هرگز وجود نداشت مفهومی تنگ نظرانه از «ملت ایران» جعل شد. این هیچ ثمری نداشت و فقط در میان واحدهای فرهنگی ایران که همواره جامعه هماهنگ ایرانیان را برپا داشته بودند، تفرقه ایجاد کرد80. امین بنائی نیز با جمع بندی سیاست اقتصادی ایران در دوره رضاشاه، معتقد است:
«یک میل و خواهش درونی برای صنعتی شدن فراتر از منطق بنیاد اقتصادی، نه به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، مجمع عمومی، داریوش بزرگ، شاهنشاهی هخامنشی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سجل احوال، انقلاب مشروطه، قانون مجازات، آموزش و پرورش