منبع پایان نامه ارشد درباره دوران کودکی، نمایشنامه

دانلود پایان نامه ارشد

سیفاً
بل یعمل بوقاً یصرخُ فی صَحَراءِ الزَّمَنِ الیابس». (عبدالصبور، 2006: 560)
(چند ماه است/ مجلهی ما همچون خالی آتشین بر بازوی این سرزمین وسیع میدرخشد/ همچون شیری که شمشیر با خود حمل نمیکند/ بلکه همچون شیپوری است که در صحرای خشک زمان، فریاد میکشد)
در این جملات مصرع «أسُد لایحملُ سیفاً» تصویری است از این مسأله که در سرزمینهای عربی شیر نشانهی شجاعت و قدرت است اما عبدالصبور از شیری سخن گفته که سلاح حمل نمیکند و حمل کنندهی شیپور است و این سخن او بر این مسأله دلالت دارد که برای تغییر اوضاع جامعه برای این که خونی ریخته نشود، باید عقل و منطق را به کار گرفت. یعنی شمشیر راه مناسبی برای تغییر اوضاع نیست بلکه با زبان و منطق باید مردم را آگاه و بیدار نمود تا با هم یاری شان بتوان شرایط نا به سامان جامعه را تغییر داد.
در این نمایشنامه قسمت هایی وجود دارد که شاعر در آن به آیین های ملی و محلی مردم مصر اشاره میکند، مثلاً زمانی که مادر سعید در دوران کودکیاش این ترانه را میخواند:
«نَم یا حبیبی نَم و یا زمانُ ابستم
للولد الجمیل
یأتی لکَ الصباح بالخیرِ و النجاح
و الأمل الظلیل» (عبدالصبور، 2006: 586)
(بخواب ای محبوبم، بخواب/ ای روزگار به کودک زیبای من بخند/ صبح با خیر و موفقیت و آرزوهای پیوسته به سراغ تو خواهد آمد)
این ترانه که مادر سعید در دوران کودکی برای او میخواند تا خوابش ببرد شبیه ترانههای فولکوریک است که مادران مصری میخواندند. یا در جایی دیگر وقتی سعید از روشن نمودن آتش و چرخیدن پیرامون آن سخن میگوید در واقع اشاره به رقصهای آفریقاییها یا انسانهای بدوی میکند که در میان مردم مصر قدیم نیز رایج بود.
«سعید: ماذا نَفعَلُ فی هذی الغُرفَهِ کلَّ صباح
إلا أن نشعلَ نارَ الغَضَب الحمراء
و نظلُّ ندورُ حوالیها و نَدُورُ، ندور
کمجذوبین إلی أن یتملکنا الإغماء». (همان: 564)
(سعید: ما هر روز صبح در این اتاق چه میکنیم/ جز آن که آتش سرخ خشم را برمیافروزیم/ و پیوسته پیرامون آن میچرخیم و می چرخیم/ همچون مجذوبینی که ما را به اغماء و بیخبری میبرد)

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نمایشنامه، موضوعات تاریخی، ظلم و ستم، لیلی و مجنون Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد نمایشنامه، آثار ادبی، ادبیات معاصر، لیلی و مجنون