منبع پایان نامه ارشد درباره دانش حرفه ای، نهاد اجتماعی، دانش آشکار، میان رشته

دانلود پایان نامه ارشد

جای استفاده از قوانین و مقررات به عنوان شکل هدایت شده سلسله مراتبی حل مسائل، کارکنان مجبور به ارائه راه حلهایی درجهت حل کارای مسائـــــل و مشکلات تجاری هستند. (استاک، 1998)
به عبارت دیگر، در وضعیتهای پیچیده، جایی که وظایف سازمانی به اندازه زیادی به هم وابسته اند و کارکنان نمی توانند سطوح موردنیاز تخصص را جهت حل مسائل میان رشته ای در اختیار داشته باشند، برای اشتراک دانش و تخصص خود نیاز به مشارکت با دیگران دارند. بسیاری از این نوع وظایف در شرکتهای حرفه ای اتفاق می افتد، جایی که معمولاً افراد به دلیل پیشینه آموزشی و شغلی خود در حوزه خاصی تخصصی دارند. در شرکتهای حرفه ای افراد به محض مواجهه با وظایف موجود در حوزه های تخصصی خود، می توانند آن را به آسانی و بدون نیاز به تعامل با دیگران انجام دهند. با وجود این، زمانی که ماهیت وظایف پیچیده است و به هماهنگی تخصصها از حوزه های میان رشته های زیادی نیاز دارد، افراد درجهت دستیابی به دانش سازمانی به سطوح بالایی از تعامل با دیگران محتاج هستند.
اگرچه یک سازمان می تواند از تخصصهای فردی درجهت یافتن راه حل مسائل گسترده سازمانی استفاده کند، ولی با این حال نمی تواند ادعایی درخصوص درستی دانش افراد داشته باشد. برعکس، سازمان خودش در برابر تخصصهای تغییرپذیر و خصایص فردی متخصصان آسیب پذیر است. بنابراین، این امکان وجود دارد که حتی پس از به کارگیری شماری از متخصصان هنوز نتواند به طور کامل از پتانسیل آنها در حل مسائل پیچیده و گسترده سازمانی استفاده کند.
مشارکت دانشی برای حل مسائل پیچیده با تجزیه فعالیتهای دانشی مترادف نیست. اینکه چه نوع دانشی به مشارکت گذاشته می شود و چگونه دانش به مشـــارکت گذاشته می شود، به وسیله حرفه ایها، نه به وسیله مدیریت تعیین می شود. ضمناً، برخلاف فعالیتهای مبتنی بر تولید، که به طور جزئی تخصصی شده اند، فعالیتهای دانشی اغلب غیرساختاری بوده و نمی تواند به طور جزئی تعریف شوند. یعنی بازده فعالیتهای دانش بر غیرقطعی است. بنابرایــن، مشارکت دانشی گزینه ای است که به وسیله حرفه ایها انتخاب و استفاده می شود، برخلاف تجربه رسمی فعالیتهای ساختاری که به وسیله مدیریت تحمیل می شود مشارکت دانشی فرایندهای اجتماعی و غیررسمی است.
2-2-6- سیر مراحل تبدیل داده به دانش و خرد سازمانی
با توجه به فرآیند تبدیل داده ها در درون سازمان به دانش (نمودار2-1 ) آن چیزی که حائز اهمیت است این است که ما بتوانیم با کاربردی کردن دانش، به خرد رسیده و با ایجاد ارزش افزوده از طریق دانش، برتری و مزیت رقابتی ایجاد نماییم .
نمودار 2-1 فرآیند تبدیل داده به دانش و خرد سازمانی

منبع : خیراندیش و افشار زاده، 1383،ص 25
2-2-7- سلسله مراتب کارکردی دانش
علاوه بر تقسیم بندی فوق، دانش می تواند براساس کارکردهایی که دارد تقسیم بندی شود. دانش می تواند کارکرد توصیفی داشته باشد و به بیان چه چیزی یک پدیده بپردازد، می تواند کارکرد فرایندی داشته باشد و چگونگی انجام واقعه ای را توصیف کند یا مــی تواند کارکرد علت – معلولی داشته باشد و چرایی وقوع یک پدیده را تبیین سازد( زک، 1999).
این تقسیم بندی توسط کوئین و همکارانش( ۱۹۹۶) در مورد دانش حرفه ای یک سازمان به کار گرفته شده است. ایشان دانش حرفه ای در یک سازمـان را به ترتیب اهمیت در چهار سطح کارکردی تعریف کرده اند:
دانش درک یا دانستن چه چیزها: از طریق آموزش رسمــی به دست می آید. این سطح از دانش، برای سازمان ضروری است، لیکن برای موفقیت تجاری کافی نیست.
مهارت پیشرفته یا دانستن چگونـــــــگی ها : تبدیل آموخته های کتابی به اجرای اثربخش. توانایی به کارگیری اصول علمی یک رشته در دنیای پیچیده واقعی. این سطح از دانش برای سازمان ارزش افزوده زیادی به دنبال می آورد.
فهم سیستم ها یا دانستن چراها: دانش عمیق از چگونگی و روابط علت – معلولی یک رشته علمی. این دانش به افراد حرفه ای اجازه می دهد تا از سطح اجرای وظایف فراتر روند و به حل مسایل وسیع تر و پیچیده تر بپردازند و ارزشی فوق العاده را برای سازمانها ایجاد کنند.
خلاقیت خودانگیخته یا توجه به چراها : شامل انگیزه، اشتیـاق و تطبیـق برای موفقیـت می شود. گروههایی که این خصوصیت را دارند معمولاً نتایج بهتری از گروههای با ســــرمایه فیزیکی بیشتر تولید می کنند. بدون این خصوصیت، دانش حرفه ای سازمان ممکن است دچار رخوت شود و از تغییر و بهبود در جهت تطابق با الزامات محیط پیرامونی باز بماند.
کوئین اظهار می دارد که سه سطح اول دانش حرفه ای می تواند در سیستم های سازمان، پایگاههای داده یا فناوریهای عملیاتی موجود باشد؛ اما سطح چهارم مرتبط با فرهنگ سازمانی است. وی همچنین خاطرنشان می کند که اکثر سازمانها تمرکز آموزشی خود را روی سطح اول می گذارند و کمتر به سطوح بالاتر می پردازند.
2-2-8- جریان دانش
پس از رشد نظریه ای هایی که بر چگونگی توزیع و جریان دانش در سازمان تاکید داشتند، مدلهایی نیز برای تبیین جریان دانش توسعه داده شده است. در این میان دو مدل معروفیت بیشتری دارند که مدل اول چرخه عمر دانش نام دارد.
در مرحله اول از این جریان، اطلاعات و دانش تایید نشده از تعامل با دنیای خارج به دست می آید. سپس دانش و اطلاعات تحصیل شده، در سازمان و در قالب تلاشهای فردی یا گروهی تایید و معتبر می شود و در نهایت دانش تایید شده در قسمتهای مختلف، برای افزایش اثربخشی سازمانی ترکیب و به کار گرفته می شود.
مدل دیگری با نام مدل عمومی دانش، جریان دانش را در چهار فعالیت عمده سازمان می دهد( نیومن و کانراد،1999).
۱- خلق دانش، اشاره به کلیه فعالیتهایی دارد که مـــــوجب ورود دانش جدید به سازمان می شود؛
۲- ذخیره و نگهداری دانش که حفظ و موجود بودن دانش در سازمان را تضمین می کند؛
۳- انتقال دانش شامل جریان یافتن دانش از یک گروه یا فرد در سازمان به گروه یا فرد دیگری؛
۴- به کارگیری دانش شامل فعالیتهایی است که از دانش در فرایندهای کسب و کار استفاده می کنند.
2-2-9- خصوصیات دانش
برخی دیگر از محققـان سازمان( اسپک و هوگ22، 1995) با دانش به عنوان اشیایی برخورد کرده اند که می تواند شخصیتهای مختلفی را به خود گیرد. این رویکرد مشابه روش شی گراء است که در آن برای شناسایی و کارکردن با هریک از موجودیتهای سازمان، صفات یا خصوصیـاتی به آنها نسبت داده مـــی شود.
در این رویکرد می توان انواع دانش را بااستفاده از چنین خصوصیاتی شناسایی کرد ( برگوف و پارسچی23، 1998):
فعالیت: اشاره به فعالیتهای سازمانی دارد که دانش با آنها مرتبط است. هریک از فعالیتهای سازمانی مرتبط می تواند به عنوان یک خصوصیت به دانش نسبت داده شود.
حوزه : خصوصیت حوزه اشاره به موضوع دانش دارد. برای مثال، دانش می تواند متعلق به حوزه پزشکی، جامعه شناسی یا امثالهم باشد.
شکل : این خصوصیت اشاره به شکل ارایه دانش دارد و مثلاً می تواند کاغذی، الکترونیکی یا ذهنی باشد.
نوع : اشاره به نوع دانش دارد و می تواند مقادیری چون رویه، اصول راهنما، گزارش پیشرفت، گزارش شکست، دستنامه وامثالهم را اختیار کند.
محصول / خدمت: در برخی مواقع دانش در سازمان به طور مستقیم با یک محصول یا خدمت در ارتباط است که این محصولات و خدمات به عنوان خصوصیت دانـش ذکـر مــی شود.
زمان و مکان: این خصوصیت بیشتر به دانشهایی تعلق می گیرد که به شکل ذهنی هستند تا زمان و مکان دسترسی به آنها مشخص شود.
با تکمیل این خصوصیات برای دانشهای موجود در سازمان، می توان به ذخیره، بازیابی و توزیع آنها پرداخت.
2-2-10- طبقه بندی انواع دانش
2-2-10-1- انواع دانش از نظر نوناکا
يكي از معروفترين طبقه بندي ها از دانش توسط نوناكا انجام گرفته است وي در اين طبقه بندي دو نوع دانش را معرفي مي كند كه عبارتند از :
1- دانش آشكار: دانشي است كه عيني بوده و مي تواند به صورت رسمي و زبان سيستماتيك بيان شود نوناكا معتقد است كه اين نوع دانش مستقل از كاركنان بوده و در سيستم هاي اطلاعات كامپيوتري ، كتاب ها ، مستندات سازماني و نظاير اين ها وجود دارد . دانش صريح داراي قابليت كدگذاري و بيان از طريق گويش است . علوم دانشگاهي مثال بارز اين نوع دانش است. ( ابطحی و صلواتی،1385،ص 16 )
2- دانش نهان (نهفته):دانشي است كه انتزاعي بوده و دست يابي به آن آسان نيست . لي و چوي به نقل از پولاني دانش نهفته را به اين صورت تعريف مي كنند:
” دانشي كه منابع و محتواي آن در ذهن نهفته است و به آساني قابل دست يابي نبوده و غير ساختارمند است .” اين دانش از طريق تجربه و يادگيري عملي كسب مي گرددو كدگذاري شده نيست اين دانش ، دانش نانوشته سازمان است كه بيانگر ميزان تجربه و مهارت كاركنان است . در اين زمينه زيباترين تعبير را خود پولاني ارائه داده است ” ما بيشتر از آن چه مي گوييم ، مي دانيم”
2-2-10-2- انواع دانش از نظر نوناکا و تاکه اوچی
در تقسیم بندی دیگری نوناکا و تاکه اوچی، دانش را به دانش روشن و دانش خاموش تعریف کرده و اظهار کرده اند:
الف ) دانش روشن دانشی مستند و عمومی، ساخت یافته با محتوای ثابت، برونی شده و آگاهی است. دانش روشن آن چیزی است که می توان به دست آورد و از طریق تکنولوژی اطلاعات تسهیم کرد.
ب ) دانش خاموش در ذهن، رفتار و ادراک انسان مقیم است. دانش خاموش از تعامل افراد ظهور می یابد و به مهارت و عمل نیازدارد.
نوناکا و تاکه اوچی بیان می کنند که دانش خاموش پنهان است و بنابراین نمی توان به آسانی آن را به صورت الکترونیکی نشان داد. منظور این دو دانشمند این است که دانش، محصول تعامل دانش خاموش و روشن است.فرآیند ایجاد دانش منتهی به مارپیچ کسب دانش می شود. با افرادی که دانش خاموش داخلی خود را به وسیله ملاقات یا به شکل دیجیتال با دیگران سهیم می شوند، آغاز می گردد. دیگران سپس دانش سهیم شده را درونی می سازند و این عمل فرآیند دانش ایجاد می کند. سپس این افراد،با دانش جدید ایجاد شده، آن را با سایرین سهیم می شوند و فرآیند دوباره آغاز می گردد. هی بارد این فرآیند را نوآوری می نامد ( مارتنسون، 1379، ص 41) .
2-2-10-3- انواع دانش از نظر وارنک و دیگران
وارنک و دیگران (1998) نیز دانش را به انواع متعدد به شرح زیر تقسیم کرده اند :
الف) دانش عمومی: دانشی است که به صورت سازگاری متقابل،‌ در نهاد اجتماعی مشخص شده.
ب) دانش فردی: دانشی است که متعلق به فردی واحد می باشد و با دیگران تسهیم نشده است.
ج) دانش درونی: دانشی است که فقط درون نهاد اجتماعی مشخص قابل دسترس می باشد.
د) دانش برونی: دانشی است که فقط خارج از نهاد اجتماعی مشخص، قابل دسترسی باشد.
2-2-10-4- طبقه بندی انواع دانش از نظر فایراستون
طبق نظر فایراستون (2001) ، دانش را می توان از لحاظ سطح به سه سطح فردی، گروهی و سازمانی تقسیم بندی کرد. دانش در سطح فردی شامل اطلاعات افراد درباره محصولات، شیوه پردازش ، فرآیند تولید یا ارائه خدمات در قالب دانش آشکار و مهارت های ارتباطی، مهارت های حل مسئله و ارزشها و تجارب در قالب دانش ضمنی است. دانش در سطح گروهی، به مهارت ها و توان حل مسئله افراد در قالب یک گروه اطلاق می شود که به صورت انفرادی قابل حصول نمی باشد. دانش در سطح سازمانی، شامل دستور العمل ها ، کتابچه ها، مشخصات و محصولات، رویه های کاری، مستندات در قالب دانش آشکار و فرهنگ سازی، بینش و اصول اخلاقی است.

2-2-10-5- انواع دانش از نظر جورنا
رنه جورنا نیز در مقاله ای با عنوان ” انواع دانش و اشکال مختلف سازمانی“ سه نوع دانش را نام می برد( ابطحی و صلواتی، 1385، ص27 ) :
الف) دانش نهان: که قابل مشاهده نبوده و در تجارب، فرهنگ و ارزش های یک فرد یا سازمان نهفته است.
ب) دانش صریح: دانش آشکار و کدگذاری شده است.
ج) دانش نظری یا تئوریکی: دانشی که از تخصص های عمیق افراد سرچشمه می گیرد و ویژگی های این نوع از دانش بیشتر شبیه دانش نهفته است. وی سپس به بیان کاربرد این سه نوع دانش در ساختارهای پنج گانه مینتزبرگ پرداخته است.
2-2-10-6- انواع دانش از نظر بلاکلر
بلاکلر (1995) نیز انواع دانش را مورد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، عملکرد سازمان، عملکرد سازمانی، دانش سازمانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مدیریت دانش، سازمان های دولتی، مدیریت دانش در سازمان، دانش سازمانی