منبع پایان نامه ارشد درباره خود کارآمدی، دوران کودکی، عوامل بیرونی، جمعیت شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

و موفقیت را انتظار داشتند در مقابل، زنان دارای کارایی شخصی زیاد به هنگام کودکی برای سطوح بالای موفقیت از جانب پدر تحت فشار بوده (اشنی ویناد34، 1995، نقل از زمانی، 1385).
زمانی که دنیای کودک تأثیر همشیرها، همسالان و بزرگسالان دیگر را می‌پذیرد، تأثیر والدین که در سالهای دوران کودکی بسیار مهم بودند، کاهش می‌یابد. معلمان از طریق تاثیرشان بر رشد توانایی‌های شناختی مهارت‌های مسئله گشایی که برای عملکرد کارآمد بزرگسالی حیاتی هستند، بر قضاوت‌های کارایی شخصی اثر می‌گذارند.
2-5-2-2 نوجوانی
تجربیات انتقال نوجوانی شامل کنار آمدن با درخواست‌ها و فشارها، از آگاهی جنسی گرفته تا انتخاب دانشگاه و شغل است. در هر موقعیتی که مستلزم سازگاری است، نوجوانان باید شایستگی‌های جدید ارزیابی‌های جدید از توانایی‌هایشان را ایجاد نمایند. بندورا خاطرنشان ساخت که موفقیت این مرحله انتقالی بین کودکی و بزرگسالی به سطح کارایی شخصی ایجادشده در طول سالهای کودکی بستگی دارد.
3-5-2-2 بزرگسالی
بندورا را به اوان بزرگسالی و سالهای میانه تقسیم کرد. اوان بزرگسالی مستلزم سازگاری‌های بیشتر با مسائلی چون ازدواج، پدر و مادری و ارتقاء شغلی است. کارایی شغلی زیاد برای عملکرد موفق در این تکلیف‌ها ضروری است. افرادی که کارایی شخصی کمی دارند، نمی‌توانند با این موقعیت‌های اجتماعی برخوردی شایسته داشته باشند و احتمالاً از عهده‌ی سازگاری بر نمی‌آیند.
سالهای میانی بزرگسالی نیز استرس زا هستند، به طوری که افراد زندگی خود را ارزیابی مجدد می‌کنند، با محدودیت‌هایشان مواجه می‌شوند، و احساس کارایی شخصی خود را تصریح مجدد می‌نمایند. افراد میانسال باید توانایی‌ها، مهارت‌ها و هدف‌های خود را ارزیابی مجدد کنند و فرصت‌های تازه‌ای را برای رشد و بیان حال بیابند.
4-5-2-2 پیری
ارزشیابی‌های کارایی شخصی در پیری دشوار است. توانایی‌های جسمی و ذهنی رو به کاهش، بازنشستگی از کار فعال و کناره‌گیری از زندگی اجتماعی، دور جدیدی از خود ارزیابی را می‌طلبد. پایین بودن خود کارآمدی می‌تواند به صورت نوعی پیشگویی کام بخش تأثیر بیشتری بر کارکرد جسمی و ذهنی بگذارد. اگر معتقد باشیم که دیگر کاری نمی‌توانیم انجام دهیم، پس ممکن است حتی تلاش هم نکنیم به نظر بندورا، خود کارآمدی عامل مهمی در تعیین موقعیت یا شکست ما در سراسر عمر است.
6-2-2 سنجش خود کارآمدی
برای سنجش خود کارآمدی، از راهبرد تحلیل فرد رد تحقیق استفاده می‌شود. در این راهبرد، جزئیات اندازه‌گیری خود کارآمدی فرد پیش از پرداختن به رفتار در موقعیت‌های خاص مشخص می‌شود، بنابراین، از آزمودنی خواسته می‌شود که پس از برگزیدن یک موقعیت مشخص، کارهایی را که می‌تواند انجام دهد و میزان اطمینان خود از انجام موفقیت‌آمیز آن کارها را تعیین کند. این راهبرد نشان می‌دهد که قضاوت خود کارآمدی تنها به موقعیت‌های خاص مربوط است و بیان گر یک حالت کلی نیست که بتوان آن را با پرسشنامه‌ی شخصیت اندازه گرفت؛ برای مثال، از فردی که در یک آزمون زبان شرکت می‌کند، خواسته می‌شود کارهایی را که می‌تواند انجام دهد و میزان اطمینان خود را در انجام موفقیت‌آمیز آن‌ها تعیین کند.
راه‌کارهایی برای غلبه بر ضعف‌ها و رسیدن به خود کارآمدی بالا و موفقیت و تسلط در زندگی
1-قرار دادن/گرفتن در معرض تجربه‌های موفق از طریق ترتیب دادن هدف‌های قابل‌دسترس و بدین وسیله، افزایش دادن امکان حصول عملکرد.
2-با قرار دادن/گرفتن شخص در معرض الگوهای مناسبی که رد عمل موفق‌اند و بدین وسیله، افزودن تجربه‌های جانشینی موفق او.
3-فراهم آوردن متقاعدسازی و تشویق‌های کلامی جهت عملکرد موفق روش‌های مختلفی دارد، از جمله می‌توان گفت که من توانایی عملکرد موفق دارم.
4-با تقویت برانگیختگی فیزیولوژیکی از طریق رژیم غذایی و برنامه‌های ورزشی، نیرومندی و انرژی حیاطی را می‌توان افزایش داد.
5-جست‌وجوی ناشناخته‌ها، استقبال از تغییرات و قبول این مطلب که”زیبایی زندگی در تغییرات آن است”.
6-نسبت به هم نوعان خود احساس تعلق داشتن، عدم خودبینی و از خود راضی بودن.
7-تحرک و پویایی در مقابله با بی‌عدالتی و کشف یک راه حل خلاق و حفظ آرامش.
8-توجه به خود تشویقی و نیروهای برانگیزاننده‌ی درونی.
9-از زندگی شکوه و شکایت نداشتن؛ (فرد بااحساس خود کارآمدی پایین، شکوه‌های خویش را با دیگران در میان می‌گذارد که حمایت آنان را به دست آورد).
10-عدم احساس نگرانی نسبت به کسانی که او را رد می‌کنند.
11-آموختن نکات مفید از شکست، به همان میزان که از موفقیت می‌آموزد.
12-عدم احساس مالکیت نسبت به دیگران و مصونیت نسبت به حسادت.
بندورا این فنون را برای افزایش خود کارآمدی در موقعیت‌هایی از قبیل نواختن یک ابزار موسیقی، سازگار شدن با جنس مخالف، تسلط یافتن بر ریاضیات و مهارت‌های کامپیوتر، ترک سیگار، غلبه بر هراس‌ها و دردهای جسمی، و بهبود یافتن حمله‌ی قلبی به کاربرد (بندورا، 1997).
7-2-2 رابطه دو جانبه خود کارآمدی و عملکرد
بندورا با تاکید بر رابطه سه جانبه شناخت، رفتار و محیط نظریه خود را از دیگر نظریه‌های روانشناسی متمایز کرده است. درحالی‌که نظریه‌های قدیمی بر این تاکید داشتند که بین رفتار و محیط رابطه دو طرفه وجود دارد، بندورا در نظریه‌ی خود شناخت را هم در این رابطه وارد می‌کند (پاجارس، 2000، نقل از شماعی زاده، 1384).
توجه به این رابطه سه جانبه در درک و مفهوم خود کارآمدی و حوزه‌ها و اثرات آن مهم است. تحقیق بر روی کارآمدی نشان داده است که خود کارآمدی پیش‌بینی کننده‌ی موثر و مهمی برای عملکرد است (جیمز35، 2002، چن36 و همکاران، 1998، به نقل از شماعی زاده، 1384).
اشخاص با خود کارآمدی بالا، علاقه ذاتی به کارها دارند و تمایل به افزایش تلاش خوددارند و در مقابله با موانع پشتکار بیشتری از خود نشان می‌دهند و خیلی موثرتر عمل می‌کنند. عملکردهای بسنده و با موفق بیش‌ترین ضرورت را در شکل‌گیری خود کارآمدی دارند. ارزیابی افراد از عملکرد خود باعث تنظیم و ایجاد احساس خود کارآمدی در آنان می‌شود، عملکرد خود کارآمدی در یک چرخه تقویت متقابل شکل می‌گیرد. خود کارآمدی از طریق، علاقه، انگیزه و پشتکار بر عملکرد تأثیر دارد درحالی‌که عملکرد با ایجاد بازخورد اطلاعاتی بر اساس خود کارآمدی بر آن موثر است.
تحقیقات موجود نشان داده‌اند که اگر چه رابطه مثبت بین خود کارآمدی و عملکرد بسنده وجود دارد، خود کارآمدی بهترین پیش‌بینی کننده برای عملکرد آینده فرد است. فرد با خود کارآمدی پایین، موفقیت‌ها را به عوامل بیرونی مثل شانس نسبت می‌دهد (چن و همکاران، 1998، به نقل از شماعی زاده، 1384).

8-2-2 تأثیر خود کارآمدی بر فرایندهای انگیزشی
انگیزش به معنای در نظر گرفتن هدف‌ها یا معیارهایی برای خود و استفاده از آن‌ها برای ارتقای عملکرد غرد است. برای مثال، انگیزش فرد در تحصیلات تا وقتی باقی است که معیارهای بالا، نتیجه مثبت احساس غرور از دست‌یابی به این معیارها، و احساس توان مندی از این دست‌یابی ها هم چنان در وی حفظ شود. از طرف دیگر، ملاک و انگیزه‌ی پایین وقتی به سراغ فرد می‌آید که معیارهایش پایین باشد، پاداش‌های بیرونی یا درونی کمی از انجام دادن کار حاصل شود یا فرد احساس کند که دست‌یابی به عملکرد موفق، غیرممکن است. (کیم،2003).
باورهای خود کارآمدی در نحوه‌ی مقابله‌ی افراد با موقعیت‌های مختلف در دست‌یابی به اهداف تأثیر می‌گذارند (پروین و جان37، 2001، ترجمه‌ی جوادی و کدیور). آن‌ها هم چنین اثر وسیعی بر فرایندهای انگیزشی دارند. این فرایندها عبارت‌اند از:
1-انتخاب: باورهای خود کارآمدی با انتخاب اهداف در ارتباط‌اند (یعنی افراد دارای باورهای خود کارآمدی بالا، اهداف پیچیده‌تری را، که متضمن تلاش بیشتری هستند، انتخاب می‌کنند).
2-تلاش، پشتکار و عملکرد: افراد دارای باورهای خود کارآمدی بالا، تلاش و مداومت بیشتری در کارها دار ندو در مقایسه با افراد دارای باورهای خود کارامدی پایین، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.
3-هیجان: افراد دارای باورهای خود کارآمدی بالا در مقایسه با افراد دارای خود کارامدی پایین در زمینه‌ی انجام دادن تکالیف خلق و خوی بهتری دارند (یعنی اضطراب و افسردگی کمتری را تجربه می‌کنند).
4-مقابله با موقعیت‌های فشار زا: افراد با باورهای خود کارآمدی بالا در مقایسه با افراد با باورهای خود کارامدی پایین، بیشتر می‌توانند با موقعیت‌های فشار زا و نومیدکننده کنار بیایند.
اگر افراد مطمئن باشند که می‌توانند از عهده‌ی تکالیف دشوار برآیند، تلاش جدی تری برای موفق شدن می‌کنند. به افرادی که در موقعیت خاصی (تحصیلی، ارتباطی، شغلی و…) کارایی شخصی ندارند، می‌توان آموزش داد که به توانایی خود برای موفق شدن بیشتر اعتماد کنند و بدین ترتیب، احساس ارزشمندی و امکان موفقیت خود را تقویت کنند (هالجین و ویتبورن، 2003، ترجمه سید محمدی، 1387).
9-2-2 خود کارآمدی و تفاوت‌های سنی و جنسیتی
به نظر می‌رسد که کارایی شخصی در نتیجه جنسیت و سن فرق می‌کند. پژوهش با کودکان بزرگسالان نشان می‌دهد که مردان به طور متوسط از نظر کارایی شخصی بالاتر از زنان هستند. این تفاوت‌های جنسیت حدود 20 سالگی به اوج می‌رسد و در سالهای بعدی کاهش می‌یابد. در دو جنس، کارایی شخصی در طول دوران کودکی و اوان بزرگسالی افزایش می‌یابد، در میانسالی به اوج می‌رسد و بعد از 60 سالگی کاهش می‌یابد (کگاس، 1989، ودوارد و الستون، 1987، نقل از شولتز و شولتز، ترجمه‌ی سید محمدی، 1383).
هاکت و به تز (1981) اولین کسانی بودند که نظریه شناختی-اجتماعی بندورا که بر نقش خود کارآمدی در انتخاب شغلی تاکید دارد به کار گرفتند. آن‌ها بر نظریه خود کارآمدی برای تبیین انتخاب‌های شغلی زنان متمرکز شدند و پیشنهاد کردند که کارآمدی پایین، محدودیت طیف انتخاب‌های شغلی زنان را تبیین می‌کند (سوانسون و فواد، ترجمه موسوی، 1383).
لنت و همکاران (1994) همچنین طرح می‌کنند که متغیر تفاوت‌های فردی و جمعیت شناختی (همچون جنس، نژاد، قومیت و شرایط اقتصادی – اجتماعی) با پیشینه و متغیرهای بافتی تعامل دارند و بر تجارب یاد گرفته‌شده که در باورهای خود کارآمدی نقش دارد تأثیر می‌گذارد. در عوض این انتظارات کارآمدی با پیامد مورد انتظاری که افراد در مورد نتایج رفتارشان دارند مرتبط هستند (سوانسون و فواد، ترجمه موسوی، 1383).
تفاوت‌های جنسیت در کارایی شخصی نقش مهمی را در انتخاب شغلی ایفا می‌کند. پژوهش‌ها نشان داده است که مردان هم برای مشاغل به اصطلاح مردانه و هم زنانه، کارایی شخصی زیادی را در خود می‌بینند. در مقابل زنان برای مشاغل به اصطلاح زنانه خود کارآمدی بالا، اما برای مشاغل به اصطلاح مردانه خود کارآمدی پایینی در خود می‌بینند (شولتز و شولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
10-2-2 خودکارآمدی: محور نظریه شناختی-اجتماعی
بندورا (1986) دیدگاه جدیدی از عملکرد انسان ارائه کرد که در آن روندهای شناختی، جانشینی، خود نظمی و خود انعکاسی در انطباق‌پذیری انسان و تغییر از اهمیت برخوردارند. وی مفهوم جبرگرایی دوسویه را مطرح کرد که در آن سه عامل: الف) عوامل فردی به شکل شناخت، عاطفه و حوادث زیستی، ب) عوامل رفتاری و ج) عوامل محیطی تعاملاتی را پدید می‌آورند که روابط دو گانه سه وجهی را پدید می‌آورد پاجارس (1996) می‌گوید طبق نظریه شناختی-اجتماعی بندورا افراد مسئولان فعال و پویای رشد خویش‌اند و می‌توانند در وقوع چیزها از طریق فعالیتشان دخیل باشند، در واقع چگونگی تفکر، باور و احساس بر چگونگی رفتار موثر است.
طبق دیدگاه بندورا (1986) افراد باورهایی دارند که در کنترل و مسئولیت فردی نقش کلیدی ایفا می‌کند. محیط و سیستم های اجتماعی از طریق مکانیسم های روان‌شناختی سیستم خود بر رفتار انسان اثر می‌گذارد. بنابراین وضعیت اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و ساختارهای خانواده به طور مستقیم بر رفتار اثر نمی‌گذارند. در عوض آن‌ها بر آرزوها، باورهای خود کارآمدی، استانداردهای فردی، حالات هیجانی و خود نظمی موثرند و متعاقباً رفتارهای انسان را تغییر می‌دهند. در بین سازه‌های مذکور خود

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره خود کارآمدی، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، الگو گیری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره خود کارآمدی، عملکرد تحصیلی، سلامت جسمانی، عملکرد شغلی