منبع پایان نامه ارشد درباره حکمرانی مطلوب، سازمان ملل، جهانی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

ا کار شروع و همچنین بدین شکل خاتمه پیدا می کند. اگر کار مطابق با ذوق و توان فرد باشد آسیب زا یا خطرناک نخواهد بود. اما کار از آنجا که یک فعالیت اجباری است اگر ایجاب کند که فرد با ویژگیهای ماشین سازگار شود، عملکردش جنبه تکراری داشته باشد و تلاش های خود را دائماً با تلاش های دیگران و پیشرفت کار هماهنگ کند، منبع استرس و ناسازگاری خواهد شد و مطلوب و کارآمد نخواهد بود.(هکی،19،1392)
2-3-2-کارآمدی به عنوان یکی از شاخصه های حکمرانی مطلوب
در این بخش از نوشتار به بحث در مورد کلیات راجع به حکمرانی مطلوب خواهیم پرداخت. تعریف لغوی حکمرانی، تعریف و مفهوم حکمرانی، تحول در این مفهوم و در نهایت تعریف و مفهوم حکمرانی مطلوب و مبانی تاریخی آن را در این بخش مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهیم.
2-3-2-1-تعریف لغوی حکمرانی
از نظر واژه شناسی حکمرانی به واژه یونانی «kubernan» به معنی هدایت کردن یا اداره کردن بر میگردد و توسط افلاطون در رابطه با چگونگی «طراحی نظام حکومت»3 استفاده شده است.این اصطلاح یونانی ریشه لغت «gubenare» در لاتین قرون وسطی بود که بر همان مفاهیم هدایت کردن،قانونگذاری یا راندن دلالت میکند.(سردار نیا،106،1386) این اصطلاح در فرهنگ حقوقی آکسفورد مترادف با واژه «حکومت»4 به کار رفته است.5
2-3-2-1-1-تعریف و مفهوم حکمرانی
حکمرانی یک مفهوم چالش برانگیز، لطیف، پیچیده و قوی است. حکمرانی در ادبیات حقوقی و سیاسی مترادف با حکومت نیست. پیچیدگی این واژه البته باعث نتایج تاسف برانگیز شده است به گونه ای که چالش تعریف تقریبا واحد و یکدست از حکمرانی را دشوار ساخته است. در سیاست عمومی نیز تعریف مفهوم حکمرانی چالش هایی را ایجاد کرده است که البته این بحث از حوزه این مقال خارج است.6 بنابراین ارائه تعریفی از حکمرانی، چالشی، ظریف و پیچیده است که نیاز حقوق دانان نیز بدان آشکار است. به‌نظر می رسد اگر بخواهیم با مفهوم حکمرانی به خوبی آشنا شویم باید بفهمیم که حکمرانی، چیست زیرا حکمرانی مشابه دولت نیست. حکمرانی موضوعی است درباره نحوه تعامل دولتها و سایر سازمانهای اجتماعی با یکدیگر ، نحوه ارتباط اینها با شهروندان و نحوه اتخاذ تصمیمات در جهانی پیچیده. حکمرانی فرایندی است که از آن طریق جوامع یا سازمانها تصمیمات مهم خود را در ارتباط با اشخاص عادی یا در رابطه با همدیگر اتخاذ و مشخص می‌كنند؛ چه کسانی در این فرآیند درگیر شوند و چگونه وظیفه خود را به انجام برسانند.
سیستم حکمرانی، چارچوبی است که فرایند متکی بر آن است. بدین معنی که مجموعه ای از توافقات، رویه ها، قرارداد ها و سیاست ها مشخص می کنند که قدرت در دست چه کسی باشد، تصمیمات چگونه اتخاذ کردند و وظایف چگونه انجام و اداره ‌شوند.این مفهوم توسط برخی از سازمان ها و نهادهای رسمی نیز تعریف شده است که به شرح آن خواهیم پرداخت.
بانک جهانی حکمرانی را روشی تعریف میکند که درآن قدرت بر مدیریت اقتصادی یک کشور و منابع طبیعی آن در راستای دسترسی به توسعه اعمال می شود.7
همچنین در طرح توسعه سازمان ملل متحد حکمرانی بدین نحو تعریف شده است:
«حکمرانی عبارت است از اعمال قدرت اقتصادی،سیاسی و اداری برای مدیریت امور عمومی کشور در همه سطوح. حکمرانی مشتمل بر سازوکارها، فرآیندها و نهادهایی است که از طریق آن شهروندان و تشکل ها منافع خود را ابراز نموده، حقوق قانونی خود را استفاده نموده، تعهدات و تکالیف خود را ایفاء و اختلافات خود را با میانجیگری حل می نمایند.»(مرکز پژوهش مجلس،بیتا،323)
در مجموع می توان گفت حکمرانی اصطلاحی است که بر اعمال قدرت بر مجموعه ای از زمینه های نهادی دلالت دارد و در آن مفاهیم هدایت و کنترل و تنظیم فعالیت ها، در جهت منافع «شهروندان»8 و «رای دهندگان»9 و کارکنان مستقر است. بنابراین میتوان کفت مفهوم حکمرانی وسیع تر از مفهوم حکومت است. «حکومت» به طور مشخص با نقش مقامات سیاسی در حفظ نظم اجتماعی در سرزمینی معین، و اعمال قدرت اجرایی در محدوده آن سر و کار دارد. لیکن در تعریف حکمرانی سه اصطلاح مورد توجه قرار میگیرند. «پاسخگویی»10،«مشروعیت»11 و «شفافیت»12.اینها البته از شاخصههای حکمرانی مطلوب نیز محسوب می شوند که در جای خود بدان اشاره خواه شد.
در حالی که حکومت نهادهای سیاسی و اداری و دستگاه های قانونگذاری، اجرایی و قضایی را دربر می گیرد که عهده دار برقراری نظم و امنیت و گرداندن جامعه و برآوردن نیازهای گوناگون شهروندان می باشند، حکمرانی به پویش ها و فرآیند های تصمیم گیری، چگونگی کاربرد قدرت و چند و چون روابط دولت و شهروندان اشاره دارد. به عبارت دیگر حکمرانی فرآیند بههم پیوسته ای است که از طریق آن منافع متضاد یا متنوع را هم ساز نموده و اقدام به همکاری مسالمت جویانه اتخاذ می شود.(موسی زاده،132،1391)
مفهوم حکمرانی در چهارسطح زیر مطرح است:
1) حکمرانی در فضای جهانی، که با مسائل فراتر از حوزه دولتهای ملی سروکار دارد. در این مفهوم میتوان گفت که به حکمرانی در سطح بین المللی نظر داریم و در جایی که روابط بین دولتها و سازمانهای بین المللی دولتی در این حوزه مطرح می شود.
2) حکمرانی در فضای ملی، یعنی درون یک کشور. این سطح خود دارای سطوح زیر است: سطح ملی، استانی، شهری و محلی. برای مثال می توان حکمرانی را در سطح قدرت دولتی در محدوده مرزهای جغرافیایی همان کشور به عنوان نمونه بیان کرد.
3) حکمرانی در فضای سازمان یا حکمرانی سازمانی. این سطح شامل فعالیت های مختلف سازمانها می شود که معمولا” باید در برابر هیات مدیره پاسخگو باشد. برخی از این سازمانها خصوصی اند (نظیر شرکتهای تجاری خصوصی) و برخی دیگر دولتی نظیر (بیمارستان ها، مدرسه‌ها، شرکتهای دولتی و…). مفهوم حکمرانی مطلوب در این رساله بیشتر ناظر به همین مفهوم سوم است، و البته تا حدودی مورد چهارم.
4) حکمرانی در فضای جوامع محلی، كه این سطح شامل فعالیتهایی در سطح محلی
می‌شود.13 در این مورد باید از شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی غیر دولتی نام برد که قراردادهایش تابع قراردادهای نظام حقوق عمومی قرار دارد. این سطح از حکمرانی نیز به مفهوم مطلوب آن ناظر است. از آنجایی که انعقاد قرارداد های کار در این گونه سازمان های یعنی سازمان های دولتی و موسسات عمومی غیردولتی انجام می شود باید گفت که این دو قسم اخیر از مفهوم حکمرانی ناظر به قراردادهای پیمانکاری دولتی نیز است.
2-3-2-1-2-تحول در مفهوم حکمرانی
«دولت»،14ساخت منسجم قدرتی در قالب نهادهای اداری، سیاسی و قضایی است که در سرزمین و بر اشخاص معینی تسلط پایدار دارد. این نهاد از نظر داخلی نگهبان نظم داخلی و بین المللی به شمار می رود و از نظر خارجی پاسدار تمامیت سرزمین و منافع ملت و یکایک شهروندان خویش میباشد. با تحول در مفهوم حقوق عمومی و حقوق بین الملل به ویژه پیدایش مفهوم جدید ملت، دولت ساخت واحد و یکپارچه قدرتی پایدار شناخته می شود که بنابر اراده ملت برپا می شود. (آشوری،162،1390) از این منظر «دولت-ملت»15 در شکل سازمان سیاسی، جامعه سیاسی مستقلی است که زنجیرهای متداخل و مشترک «شهروندی»16 و «ملیت»17 را به هم پیوند داده است.(هیود،304،1387) دو مفهوم اخیر از روزگار نه چندان دور یعنی حدود 50 سال پیش تا به امروز تحولاتی را تحت تاثیر ایدئولوژی های مطرح در اندیشه سیاسی تجربه کرده اند. شکل گیری اندیشه «حاکمیت قانون»18 و «جهانی سازی»19 و «حکمرانی مطلوب»20 نیز بر این فرآیند موثر بوده است. هنگامیکه از دو دهه پیش،حرکت به سوی جهانی سازی افزایش یافت، بسیاری از کشورهای در حال توسعه برنامه های سیاسی شان را برای گسترش «حاکمیت قانون» و «حکمرانی مطلوب»اولویت بندی کردند.
«حکمرانی مطلوب» و «حاکمیت قانون» دو مفهوم در هم تنیده و به هم پیوستهاند، چرا که پیش شرط تحقق حکمرانی مطلوب، احترام به حاکمیت قانون است.حاکمیت قانون یک تعریف صریح و روشن ندارد اما عموما چنین استنباط می شود که رژیم حقوقی و سیاسی، برای گسترش آزادی های مسلم، باید به وسیله قانون محدود شود. در بیشتر مفاهیم پایه ای،حاکمیت قانون، نظامی است که در آن سعی می شود از حقوق شهروندان در برابر استبداد و سوء استفاده از قدرت دولت حمایت شود.(شمعی،94،1388) از این رو قوانین باید در ذات و ماهیت و اهداف غایی خود از ویژگیهایی بهره مند باشند تا این مهم متحقق گردد. برای مثال «لان فولر»21 ثبات، شفافیت، عدم تناقض، اطاعت همه گیر از قانون، متناسب بودن با اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی را به عنوان شاخصه های ضروری وضع قانون در نظر می گیرد.
حکمرانی مطلوب نیز ارائه شده تا بخشی از برنامه ایجاد «دولت های توانمند ساز»22 باشد، دولتی که لزوما همراه با «دولت کوچک» نیست بلکه بر «دولت بهتر» یعنی دولتی که فضای مناسب را برای مانور موسسات و شهروندانی فراهم می نماید که موجب رشد و توسعه و بهره برداری از منابع می شوند.(هداوند،87،1384) این گونه دولت ها با فراهم کردن امکانات بخش خصوصی برای توسعه اقتصادی خود را از حالت انحصار خارج ساخته و آزادی اقتصادی را برای شهروندان به ارمغان می آورند.
وقتی صحبت از قرارداد های پیمانکاری صحبت به میان می آید، نمیتوان گفت دولت بی نیاز از بخش خصوصی و واگذاری قرارداد به این بخش است. نظام مطلوب حکمرانی برای قراردادهای پیمانکاری، بدون تصور دولت کوچک، یعنی دولتی که بخش های از فعالیت اقتصادی خود را بخش خصوصی واگذار کند، امکان پذیر نیست. بنابراین باید در نظام مطلوب حکمرانی برای دولت، جایگاه بخش خصوصی در حیطه پیمانکاری و قرارداد به صراحت و شفافیت مشخص شود. بهترین دولت دولتی است که تنها به عنوان ناظر بر امور اقتصادی جامعه نظارت داشته باشد و تا حد ممکن از دخالت در آن پرهیز نماید.
2-3-2-1-3-تعریف و مفهوم حکمرانی مطلوب
حکمرانی مطلوب روایتی نو از مفاهیمی همچون، دموکراسی، حقوق بشر، پاسخگویی، مشارکت، حاکمیت قانون است. در عین حال چهارچوبی به دست می دهد که همه این اهداف و ارزشها به صورت یک جا جمع شوند و با ایجاد حداکثر همگرایی و همسویی اهداف محوریت دنبال شود. حکمرانی مطلوب روایتگر توسعه حق بنیادین و انسان محور است. حکمرانی مطلوب همچنین با احترام به اصول دموکراسی درصدد است تا راه های پاسخگویی دولت ها را فراهم سازد و حق اظهار نظر و بیان عقاید شهروندان را گسترش دهد.

2-3-2-1-3-1-مبانی تاریخی حکمرانی مطلوب
حکمرانی مطلوب از جمله مباحث تازه ای است که در دو دهه اخیر توجه محافل جهانی و داخلی در سطوح علمی و بین المللی جهان به آن معطوف شده است. محققان حکمرانی مطلوب با رویکردها، ابعاد و اهداف گوناگون به تبیین و تشریح این اصطلاح جدید پرداخته اند. مفهوم حکمرانی مطلوب اصولا در منشور سازمان ملل و حقوق بین الملل ایجاد شده و ریشه در سایه حمایت سازمان ملل متحد دارد. در این میان به طور دقیق مشخص نیست که برای اولین بار واژه حکمرانی مطلوب توسط چه شخص یا نهادی به کار برده شده است، اما اسناد گوناگون بین المللی مؤید تصریح صریح یا ضمنی به مقوله حکمرانی مطلوب می باشند.
برای مثال اعلامیه اجلاس جهانی برای توسعه اجتماعی 1995 سازمان ملل متحد اعلام می دارد که :«دموکراسی، حکمرانی و مدیریت شفاف و پاسخگو در همه بخش های جامعه، بنیان حیاتی و ناگزیر برای واقعیت بخشیدن به توسعه پایدار اجتماعی و مردمی است.»حکمرانی مطلوب همچنین شرط اساسی دستیابی به اهداف توسعه هزاره است. این اهداف هشت گانه برای دستیابی به توسعه و کاهش فقر که امید میرود و تا سال 2015 میلادی تحقق یابد در دستور کار سازمان ملل متحد و نهاد های وابسته به آن قرار گرفتهاند.
همچنین کمیسیون حقوق سازمان ملل طی قطعنامه ای23 به بیان ویژگیهای اساسی حکمرانی مطلوب پرداخته است که عبارتند از شفافیت، مسئولیت، پاسخگویی، مشارکت، حاکمیت قانون و انعطاف پذیری.
دبیرکل وقت سازمان ملل متحد آقای کوفی عنان در کنفرانس بین المللی حکمرانی برای رشد پایدار و عدالت در سال 1997 این گونه اظهار عقیده کرده است:
«معضل فعلی علم سیاست، بازتعریف نقش دولت است. این باور به طور فزاینده تقویت می شود که کارکرد اصلی دولت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قانون کار، جرم انگاری، نظام حقوقی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حکمرانی مطلوب، حقوق بین الملل، عوامل اجتماعی