منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بین الملل، واقع گرایی، حقوق بشر، حقوق بشردوستانه

دانلود پایان نامه ارشد

ایجاد توافق میان آمریکا و شوروی از یک سو و راهکار «تفاهم متقابل در کاهش تنش» که از سوی وی مطرح شد، از سوی دیگر. یکی از مهمترین پیشرفت هایی که در این زمان کسب شد، معاهده محدود سازی موشک های هسته ای میان برد در دسامبر سال 1987 است. این اولین توافق محدود کننده ای است که در زمینه سلاح های اتمی بدست آمد. اما باز هم پایان جنگ سرد نقطه عطفی است که در اینجا همراه است با فعالیت های گوناگون کنترل تسلیحات. پس از سال ها بحث، بالاخره معاهده استارت 1 در سال 1991 به امضا رسید. این معاهده نتیجه 15 سال مذاکره است که از مذاکرات کاهش متوازن و متقابل نیروها در وین آغاز گردید که ارمغان دیگرش معاهده نیروهای متعارف در اروپا بود. امضای معاهده استارت 2 در 1993 میان یلتسین و کلینتون، روسای جمهور وقت شورووی سابق و آمریکا، نیز فصل جدیدی بر دیپلماسی کنترل تسلیحات گشود. هر چند این بار روسیه از تصویب آن سر باز زد. با سرکار آمدن اوباما نیز تحرکات جدیدی در زمینه خلع سلاح دو جانبه میان این کشور و آمریکا صورت گرفت که امضای معاهده جدید استارت در 8 آوریل 2010 توسط رییس جمهور دو کشور، برجسته ترین این تحرکات است. این تحول به نوبه خود اهمیت ویژه ای داشته است که می تواند به منزله ورود به دوران دیگری از حرکت دوجانبه آمریکا و روسیه به سمت خلع سلاح تلقی شود.
گفتار سوم : اهداف خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای
هدف مستقیم فرآیند خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای، کاهش و تحدید ذخایر موجود و خودداری از توسعه وگسترش سلاح های هسته ای در آینده و نهایتا امحاء و انهدام تسلیحات هسته ای تولید شده است . گرچه این هدف مستقیم خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای است، لیکن این خود از یک هدف غیرمستقیم ولی بنیادین و اصلی نشات می گیرد که می توان آن را هدف نهایی یا عله العلل خلع سلاح دانست و آن چیزی نیست جز امحاء جنگ و تعمیم وضعیت صلح در سراسر جهان و برای همه زمان ها.101 بنابراین اساسی ترین هدف از خلع سلاح تامین و حفظ صلح و امنیت جهانی است . برقراری صلح بدون خلع سلاح نمی تواند واقعی باشد بلکه حالتی است که باید آن را صلح مسلح نامید. به عبارتی خلع سلاح هدف نهایی نیست بلکه وسیله ای است برای تحقق هدف بزرگتری که همانا ایجاد امنیت جهانی است. امنیت ناشی از خلع سلاح، می تواند امکاناتی چون رفاه اجتماعی، سالم سازی محیط زیست و فقرزدایی را فراهم آورد و در سایه ایجاد تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز، جامعه بشری را به مسیر پویا و تحمل پذیری سوق دهد.102 اهداف خلع سلاح را در مقوله های ذیل می توان مطرح کرد :
1. نجات بشر از نابودی حتمی ناشی از کاربرد سلاح هسته ای : حجم خشونت در جنگ بستگی به نوع سلاح هایی دارد که برای کشتار و تخریب به کار گرفته می شود. با این محاسبه ساده می توان نتیجه گرفت که حذف هر نوع سلاحی می تواند به همان میزان در کاهش آثار آن موثر باشد و در واقع هر نوع محدودیت در به کارگیری سلاح راهی است برای کمک به نجات بشر از دام آن سلاح. با این دید می توان به آثار مثبت فعالیت هایی چون کنترل و حذف سلاح هسته ای امیدوار بود.103
2. جلوگیری از فقر وگرسنگی با تخصیص منابع تسلیحاتی به امور دیگر: آیزنهاور، رئیس جمهوری سابق آمریکا به وضوح به فرصتهای از دست رفته ای که تولید سلاح های مدرن هسته ای به جامعه تحمیل می کند، اشاره دارد. وی می گوید: « هزینه های ساخت یک بمب افکن مدرن هسته ای برابر با هزینه بنا کردن سی مدرسه مدرن در سی شهر است . این هزینه معادل مخارج ساخت دو نیروگاه برق است که هرکدام قادر به تامین الکتریسیته یک شهر شصت هزار نفری است . این هزینه برابر با مخارج ساخت دو بیمارستان کاملا مجهز است و بالاخره این پولی است که صرف ساختمان پنجاه مایل از بزرگراه با زیرسازی محکم می شود»104
خلع سلاح در افراطی ترین صورت آن عبارت است از الغای جنگ یا از بین بردن سلاح هایی که نقش اساسی در بروز جنگ دارند. گذشته از این هدفهای اصلی و اولیه، اهداف فرعی و ثانویه ای نیز درخلع سلاح وکنترل تسلیحات دنبال می شود که از آن جمله بالابردن سطح زندگی مردم به ویژه درکشورهای توسعه نیافته است. در همین زمینه، نیکیتا خروشچف در مقابل رای دستگاه مدیریت نظامی شوروی مبنی بر تقویت قدرت نظامی با نظری انتقادی به مردم گفت : « شما پیوسته به دنبال ارتشی بزرگتر و قویتر هستید. شما تاکید دارید که برای کسب برتری کمی وکیفی نسبت به دشمن سلاح های جدیدی به دست آورید. من این مطلب را رد نمی کنم که مسئولیت سنگینی به عهده ارتش است و شکی در ارزش اخلاقی آن ندارم. اما این واقعیت هم وجود دارد که وقتی بودجه کشور به مصرف صنایع غیر مولد برسد، سطح رفاهی زندگی مردم به علت استمرار این سیاست لطمه خواهد دید . امروز و دیروز کمترین بازده مربوط به هزینه هایی بوده است که برای افزایش قدرت جنگ مصرف گردیده است. »105
گفتار چهارم : اشکال خلع سلاح هسته ای
حکومت ها از این لحاظ به گفتگو در باب خلع سلاح هسته ای اقدام می کنند که می ترسند گسترش وضع موجود، امنیت آن ها را از نظر نظامی و سیاسی و اقتصادی به مخاطره افکند. بنابراین جای تعجب نیست که دیدگاه های آنان درباره نوع خلع سلاح هسته ای عمیقا رنگ نیازهای آن ها را به خود بگیرد. بدین ترتیب خلع سلاح هسته ای اشکال متفاوتی یافته است و می تواند به صورت یک جانبه یا دوجانبه، عمومی و یا محلی باشد.
شناسایی رابطه بین اشکال گوناگون خلع سلاح و امنیت بین المللی، چه در دوران حاکمیت نظام دو قطبی و چه در زمان حال از اهمیت زیادی برخوردار است . زمانی که یک کشور پیشنهاد خلع سلاح یک جانبه هسته ای می دهد و به آن نیز عمل می کند، قصد دارد طرف مقابل را تحت فشار سیاسی قرار دهد و انگیزه درگیری را از او سلب کند ؛ ضمن اینکه هیچ ضمانتی وجود ندارد که دیگرکشورها از پیشنهاد خلع سلاح استقبال کنند . به هرحال خلع سلاح یک جانبه هسته ای ناظر بر انهدام یا کاهش یک جانبه تسلیحات هسته ای است و می تواند به عنوان اقدامی بازدارنده پیش از شروع جنگ یا پس از آن به مثابه مجازات کشور شکست خورده به کار آید.
خلع سلاح دوجانبه هسته ای نیز ناظر بر انهدام یا کاهش دوجانبه تسلیحات هسته ای است. خلع سلاح عمومی هسته ای عمدتا بر اساس تجارب تاریخی خیال پردازانه است ؛ چرا که دستیابی به این نوع خلع سلاح مستلزم همکاری همه واحدهای سیاسی یا حکومت هاست و این امر زمانی ممکن است که همه کشورها از نظام بین المللی و امنیت ملی برداشت یکسان و همگونی داشته باشند .
سرانجام، خلع سلاح محلی هسته ای نمونه ای از تحدید توافق شده تسلیحات هسته ای است که کشورهای یک منطقه خاص در چهارچوب تامین منافع منطقه ای خود البته با در نظرگرفتن سنخ و ماهیت نظام حاکم دنبال می کنند.106
گفتار پنجم : مبانی نظری خلع سلاح هسته ای
نهادها و هنجارهای حقوقی شکل گرفته در حوزه کارکرد تسلیحات، نتیجه مستقیم تبلور اندیشه های سیاسی در صحنه بین المللی است. دو بینش کلی همواره در روابط بین الملل، کارایی تسلیحات هسته ای در شکل گیری یا خاتمه منازعات را توجیه کرده اند. یکی مکتب عدم جنگ افروزی تسلیحات یا واقع گرایی است و دیگری مکتب صلح زدایی تسلیحات و لزوم تعقیب خلع سلاح یا آرمان گرایی است.
بند اول : مکتب واقع گرایی
بر اساس مکتب واقع گرایی که حقوق بین الملل را در عمل و عمدتا ترجمان وضعیت مناسبات قدرت در روابط بین المللی می داند107، خلع سلاح بیش از کنترل تسلیحات مبتنی بر بلند پروازی است. نبود سلاح و حذف کامل سلاح های هسته ای موجود عامل تضمین کننده صلح نیست بلکه وجود این تسلیحات و برابری توانمندی نظامی و تسلیحات هسته ای کشورهاست که موجد این وضع و ثبات در وضعیت موجود و جلوگیری از بروز جنگ و بی نظمی خواهد شد.108
بر اساس این بینش، دولت ها در روابط بین المللی خود تابع اصل خودیاری109 خواهند بود. آن ها باید بر قدرت نظامی خود بیفزایند تا امنیت ملی خود را تامین کنند. استراتژی این بینش، جنگ محور است و بر پایه تفکر موازنه قدرت درحالت متعارف و دکترین بازدارندگی درحالت غیر متعارف استوار است.110 بنابراین دستیابی به هر سلاح و وسیله ای که بتواند قدرت نظامی و توان تسلیحاتی کشورها را افزایش دهد یکی از اهداف اصلی واقع گرایان می باشد و بنابراین کشورها به دنبال موثرترین و بالاترین سلاح موجود و ممکن می روند تا توان نظامی خود را افزایش دهند و سلاح هسته ای به خاطر قدرت فوق العاده و ماهیت تخریبی عظیمی که دارد سلاحی است که ویژگی های مطلوب واقع گرایان در افزایش قدرت را داراست. بنابراین اقدامات کشورها در راستای خلع سلاح هسته ای، طبق نظریه این مکتب قابل تبیین نیست و اساسا کشورها طبق واقع گرایی اقدامی در راستای خلع سلاح به عمل نمی آورند چون حتی برای حفظ صلح، سلاح هسته ای لازم است . در این راستا، میرشایمر معتقد است : ” سلاح هسته ای نیروی قدرتمندی برای صلح است چون این سلاح ها ماهیت کشتار جمعی دارند.”111
بند دوم : مکتب آرمان گرایی
در مقابل برخی وجود تسلیحات را عاملی برای تحریک دولتها به جنگ و درگیری و در نتیجه برهم زدن صلح و امنیت بین المللی برای تامین منافع خود می دانند و در نتیجه حفظ صلح و شکل گیری امنیت پایدار در جهان را منوط به پیگیری روندی معقول برای تضمین خلع سلاح تلقی می کنند. اینکه تسلیحات باید به نفع صلح پایدار بین دولتها کنارگذاشته شود، حاصل اندیشه های صلح طلبی و ایده آلیستی کانت و ویلسون می باشد.112
بر این اساس، رقابت تسلیحاتی و افزایش حجم زرادخانه ها، نتیجه احساس تهدید متقابل در میان دولت ها است کما اینکه رقابت آمریکا و شوروی سابق به عنوان راهبران دو ایدئولوژی متفاوت در عرصه بین المللی، این امر را به خوبی ثابت نمود.113 حفظ صلح به نحوی تفکیک ناپذیر، با خلع سلاح یا حداقل کنترل تسلیحات ملازمه دارد.114 در نتیجه نه تنها وجود تسلیحات به ویژه سلاح های هسته ای ظرفیت آسیب پذیری زیست مسالمت آمیز در جامعه بین المللی را افزایش می دهد بلکه همواره رفتار دولتمردان از عقل و خرد جمعی تبعیت نمی کند بلکه در طول تاریخ همواره رهبرانی نژادپرست یا جنگ طلب بوده اند که وجود این توانمندی های نظامی، به ابزاری برای کشورگشایی آن ها و ایجاد لطمات غیر قابل جبران بر بشریت، تبدیل شده است. بنابراین به خاطر صلح پایدار باید این امکانات تهدیدنده صلح را از بین برد وگرنه جامعه بین المللی از آن در امان نخواهد بود. به عبارت بهتر کسانی که دلشان برای بشریت می تپد و خواهان رفاه و صلاح انسان در دنیایی عاری از تهدید و ارعاب، جنگ و ابزارهای خشونت هستند، خواهان خلع سلاح کامل اند . به دلیل تاثیرپذیری از اندیشه حکومت واحد جهانی، به نظر آن ها دولت ها نباید منتظر یکدیگر بمانند بلکه باید راسا با تعقل و نتیجه گیری منطقی، سلاح های هسته ای خود را نابود سازند.115 از این دید توسعه جهانی تسلیحات هسته ای، نه یک ارزش مبهم بلکه ضد ارزشی محض است که به نحوی ریشه ای با صلح و توسعه ناسازگار و با آزادی آشتی ناپذیراست.116
بند سوم : بینش حقوق بشردوستانه
بینش دیگری که جنبه کاملا حقوقی دارد، بینش حقوق بشردوستانه است . رابطه حقوق بشردوستانه و خلع سلاح هسته ای به اشتراک موضوع آن ها یعنی سلاح هسته ای باز می گردد و اینکه حقوق بشردوستانه نه تنها استفاده از سلاح های هسته ای را با انسانی بودن جنگها سازگار نمی داند و استفاده از این سلاح ها را ممنوع می شمارد بلکه اساسا آزادی عمل و حقوق حاکمیتی دولتها در رابطه با این گونه سلاحها را تابع موازین محدود کننده حقوق بین الملل قرار می دهد . از این حیث، جنگ و تسلیحات موجب پیوند قدیمی دو شاخه حقوق بین الملل یعنی حقوق خلع سلاح هسته ای و حقوق درگیری های مسلحانه شده است.
تفسیر بشریت با شاخص امنیت و سلامت فردی، نوسازی شاخه های دیگرحقوق بین الملل را که ناظر بر تحدید نوع یا درجه خشونت مسلحانه هستند، آشکار می سازد و همچنین موجب ارتقای بشریت و جایگاه آن در قاموس حقوق بین الملل می گردد.117

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره جامعه بین المللی، سازمان ملل، حقوق بین الملل، روابط بین الملل Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بین الملل، حقوق بشردوستانه، حقوق بشر، سازمان های بین المللی