منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، وق بنیادین، حقوق بنیادین

دانلود پایان نامه ارشد

اشخاص در برابر خطرات را دنبال نمی کند بلکه همچنین در پی حمایت از آنها در اعمال آزادیهایشان است. چنین است به ویژه هدف حق های اجتماعی که به یک کارگر امکان به حرمت درآوردن همبستگی اجتماعی را برای اختیار انتخاب هایی در حیات حرفه ای می دهد. این حقوق اغالب تحت قالب تخصیص انواع مرخصی ها که هدفشان استراحت نبوده بلکه انجام فعالیتی دیگر به جزء اشتغال می باشد خود را عرضه می کنند. به نحوی کلی تر می توان گفت چنین نگرشی ما را به عدم تفکیک ضروریات آزادی، امنیت و مسئولیت که در بطن اشکال جدید سازماندهی کار در سطح بین الملل واقع شده اند وا می دارد.
3-3-تحولات حقوق و آزادیهای بنیادین و گفتگوی اجتماعی
3-3-1-تعریف حقوق بنیادین بشر
اندیشه حقوق بشر در طول تاریخ همواره مطرح بوده و در بستر تحولات دغدغه اندیشمندان بوده است.پس از سال 1789 میلادی این مفهوم جنبه عینی به خود گرفت و مطالبه آن پس از این تاریخ در سطوح ملی و بین المللی استمرار یافت.در نیمه دوم قرن بیستم تصویب مقررات حمایتی یا مقررات مربوط به اجراء و اعمال این حقوق به علت نبود سازو کارهای لازم،پیگیری و دنبال شد.در قرن بیست و یک رعایت این دسته از حقوق به موضوع روز تبدیل گردید.
اما باید خاطر نشان ساخت که معاهدات حقوق بشری ریشه ای عمیق تر از صرف توافق دو یا چند کشور دارند .این معاهدات نمایانگر اراده کشور ها نیستند بلکه منعکس کننده خواست جامعه انسانی برای برخورداری از حداقل تضمین های حمایتی در برابر نقض حقوق بشرند.موضوع این معاهدات بر خلاف معاهدات متعارف بین المللی مبادله منافع میان کشور های عضو نیست.به عبارت دیگر این معاهدات ماهیت انسانی دارد و به علاوه به منظور تنظیم روابط میان کشور ها با یکدیگر منعقد نمی شوند.معاهدات حقوق بشری حقوق بنیادین فرد را بدون توجه به تابعیت او هم در برابر کشور متبوع خود و هم در برابر دیگر کشور ها مورد حمایت قرار می دهند.
هر چند نظام های فکری،ارزش ها و هنجارهای خود را بر اساس تبیین موقعیت انسان در جهان هستی استوار می سازند .حقوق بشر نیز از نوع نگرش نظام ها به ماهیت بشر و نیازهای او تاثیر می پذیرد.بدین ترتیب دخاالت برخی از برداشت ها نسبت به مبانی دینی،در سازگاری و ناسازگاری اسلام با حقوق بشر غرب،امری روشن است و بسته به نوع برداشت از مبانی دینی،ممکن است برخی از تعارضات کم رنگ تر یا پررنگ تر شود.(حقیقت،21،13981)
جدال های فکری در غرب در دوران رنسانس،افق های تازه ای را در آنجا برای تفکر درباره انسان گشود و با نگرش جدید به انسان،جنبه های محسوس و مشهود حیات بشر را بر دیگر جنبه ها تقدم بخشید و اندیشمندان جهان غرب را برای اداره حیات جمعی به سوی قوانین بشر سوق داد.28
از اوایل قرن بیستم روند جهانی کردن این اصول و ارزش ها آغاز شد.تاسیس سازمان ملل متحد نقطه عطفی در این راستا بود و اعلامیه جهانی حقوق بشر،نخستین گام عملی در رسمیت بخشیدن به حقوق انسان مدار در صحنه بین المللی تلقی شد.از مهمترین تحولات تاریخی که منجر به شکل گیری حقوق بشر به شکل امروزی گردید می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-سال 1215-منشور بزرگ حقوق در انگلستان
-قرن 18:فلاسفه عصر روشنگری مفهوم حقوق بشر و ایده تشکیل یک جامعه ای که به صورت دموکراتیک اداره شود و نیز امنیت را برای همه توسعه دادند.
-سال 1762:طرح نظریه قرارداد اجتماعی توسط ژان ژاک روسو
-سال 1776:اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا توسط جفرسون29
-سال 1789:اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه
-سال 1946:تشکیل کمیسیون حقوق بشر در سازمان ملل
-دهم دسامبر 1948:پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد
-چهارم نوامبر 1950:کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و آزادی های اساسی که در سیزدهم سپتامبر 1953 اجرایی شد.
-بیست و یکم دسامبر 1965:کنوانسیون بین المللی حذف کلیه اشکال تبعیض نژادی که در چهارم ژانویه 1969 اجرایی شد.
-شانزدهم دسامبر 1966:میثاق بین المللی حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی که در بیست و سوم ژانویه 1976 اجرایی شد.
-سال 1979:کنوانسیون حذف کلیه اشکال تبعیض علیه زنان
-دهم دسامبر 1948:کنوانسیون منع شکنجه و سایر مجازات ها یا رفتارهای خشن و غیر انسانی که در بیست و ششم ژوئن 1987 اجرایی شد.
-سال 1990:پیمان نامه بین المللی حقوق اطفال
-سال 2000:منشور بنیادین اتحادیه اروپا
حقوق بشر از جمله مفاهیمی است که در حوزه تعریف اندیشمندان را با مشکلات زیادی روبرو ساخته است.اما سازمان ملل متحد آن را اینگونه تعریف نموده است:
«حقوق بشر به طور کلی به عنوان حقوقی قابل تعریف می باشد که از ذات ما جداشدنی نبوده و بدون آن ما نمی توانیم به عنوان انسان زندگی نماییم.حقوق بشر و آزادی های اساسی این امکان را برای ما فراهم می سازند تا صفات انسانی مان،عقلمان،استعدادمان و وجدانمان را به طور کامل پرورش داده و به کار بریم و نیازهای روحی و دیگر نیازهایمان را برآورده سازیم.آنها مبتنی بر خواسته روز افزون بشر برای یک زندگی است که در آن شان ذاتی و ارزش هر انسانی از احترام و حمایت برخوردار باشد.»30

حقوق بشر آن دسته از قواعد و هنجارهایی است که از طریق اعلامیه ها،بیانیه ها،رویه ها،آراء،میثاق ها و کنوانسیون های بین المللی به رسمیت شناخته شده،اساس رفتار دولتها را با شهروندانشان تشکیل می دهد.با وجود اعتقاد به جهان شمولی معیارهای حقوق بشر و وابستگی متقابل آن حقوق با یکدیگر تردیدی نیست که میان این هنجارها دسته ای از حقوق غیر قابل انحراف و غیر قابل تعلیق وجود دارند که به درستی می توان آنها را حقوق بنیادین بشر نامید.امروزه حقوق بنیادین جایگاه برجسته ای در ادبیات حقوقی کشورها پیدا کرده است.اما پرسش اصلی آن است که کدام حق را می توان بنیادین و کدام حق را غیر بنیادین نامید.زیرا نظام های حقوقی گوناگون به طور قطع برداشت های یکسانی از این مفهوم ندارند.آیا آنچه را که یک حقوقدان آلمانی،اسپانیایی یا فرانسوی حق بنیادین می داند حقوقدان ایرانی هم چنین می داند؟ توضیح در مورد چیستی حقوق بنیادین از حوصله این پایاننامه خارج است، اما در یک نگاه گذرا و با یک سنجه ماهیتی می توان گفت بنیادین بودن برخی از حقوق بدان خاطر است که وجود آن حقوق مایه قوام و نبود آن موجب زوال شخص یا شخصیت انسان می باشد.«حقوق بنیادین ترجمان واقعی دسته ای از هنجارهای اخلاقی،سیاسی و فلسفی است که از آبشخور برابری،آزادی،مردم سالاری و دولت قانونمند نشات گرفته و از کشوری به کشور دیگر تفاوت می کند.سیاهه حقوق و آزادی های بنیادین نیز بالتبع در کشورهای مختلف دارای تفاوت های چشمگیری خواهد بود.»(گرجی،8،1383)
3-3-2-آزادی بیان
3-3-3-گفتگوی اجتماعی در حقوق کار
3-3-3-1-تعریف گفتگوی اجتماعی
سازمان بین الملل کار تعریف کارآمد و گسترده ای از گفتگوی اجتماعی ارائه نموده و در واقع فرآیندها و عملکردهایی را که در کشورهای مختلف برقرار هستند، منعکس می کند. این تعریف سازمان انواع مذاکره یا مشاوره یا صرفاً تبادل اطلاعات میان نمایندگان دولتها، کارفرکایان و کارگران در خصوص موضوعات و منافع مشترک مربوط به سیاست اجتماعی و اقتصادی را در بر می گیرد. سازمان بین المللی کار بر این موضوع صحه می گذارد که تعریف مزبور از گفتگوی اجتماعی در هر زمان و از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
اتحادیه اروپا نیز گفتگوی اجتماعی را تعریف کرده است. گفتگوی اجتماعی اروپایی درباره سیاست اجتماعی اروپایی، شامل هر دو سطح مذاکره و مشاوره می شود. مواد 138 و 139 معاهده اتحادیه اروپایی بر الزام کمیسیون اروپایی به انجام مشاوره بین کارگران و کارفرمایان در سطح اتحادیه در زمینه سیاست اجتماعی تصریح دارد. ماده 139 از معاهده مزبور نیز بر این نکته تاکید می کند که ممکن است گفتگوی میان شرکای اجتماعی در سطح اتحادیه منجر به روابط معاهده ای شود از جمله قراردادها، قراردادهایی که در سطح اتحادیه منعقد شده اند باید برای دولتهای عضو، کارگران و کارفرمایان یا مطابق با رویه های خاص و یا مطابق با یک درخواست به اجرا درآید.(زاهدی،218،1387)

3-3-3-2-شرایط اصلی تحقق گفتگوی اجتماعی سازنده
3-3-3-2-1-آزادی انجمن ها
اصل آزادی انجمن ها اولین و مقدم ترین عاملی است که گفتگوی اجتماعی بر پایه احترام به اصل مزبور و اجرای آن تحقق می یابد. آزادی انجمن ها یک مفهوم چند بعدی است و ابعاد آن شامل این موارد می شود؛
1-عملکرد آزادانه سازمان ها
2-حق انتخاب آزادانه سازمان ها
3-حق سازمان ها در سازماندهی امور داخلی
4-حق اعتصاب
5-حق تشکیل اتحادیه و کنفدراسیون و پیوستن به سازمان های بین المللی کارگری و کارفرمایی
6-حمایت علیه مداخله
7-حق انجام مذاکرات جمعی
3-3-3-2-2-بنیادهای دموکراتیک
در گفتمان امروز به چنین رژیم هایی دموکراتیک یا مردم سالار گفته می شود.«خود دموکراسی از لحاظ لغوی به معنای حکومت مردم است ،اگرچه یونانیان واژه دمو31 را اساسا به معنی مستمندان یه جمعیتی کثیر به کار می بردند (هیود،152،1387) اساس دموکراسی واژه ای است یونانی برگرفته از کلمه دموس32 به معنی مردم و کراسیا33 به معنی قدرت.»رژیم های دموکراتیک به دلیل مردمی بودن در مقابل رژیم های غیر دموکراتیک یا غیر مردمی قرار می گیرند.34به هر حال اگرچه واژه مردم سالاری را چنانچه معادل دموکراسی به کار برده اند اما باید به این نکته توجه داشت که مثلا دموکراسی در مفهوم مدرن با دموکراسی در یونان باستان نوعی اشتراک لفظی دارد و نباید الفاظ و مفاهیم را از بستر تاریخی و نظام فکری خود منتزع و حکمی واحد بر آنها حمل کرد.مهم ترین مولفه های دموکراسی عبارتند از،حقوق مدنی،اصل نمایندگی،تفکیک قوا،نظارت قوا پارلمانتاریسم و مسئولیت پذیری.
با توجه به محیط و شرایط گسترده تر، گفتگوی اجتماعی نیازمند اصول و اساس دموکراتیک است. گفتگوی اجتماعی مکانیزم موثر مشارکت را که لازمه حکومت دموکراتیک است فراهم می کند. اگرچه گفتگوی اجتماعی تنها در جوامع دموکراتیک پیشرفت می کند اما به انتقال دموکراسی نیز کمک شایانی می کند در کشورهایی نیز که فرآیند گفتگوی اجتماعی تا حد زیادی به نگرش های دولت از قدرت بستگی دارد این موضوع مهم تلقی می شود.
3-3-3-2-3-حقانیت و مشروعیت گفتگوی اجتماعی
در مورد مبنای حقوق از دیرباز تا کنون دیدگاه های متفاوتی ابراز شده است که به گونه های مختلف قابل تقسیم بندی است. در اینجا به دسته بندی رایج که در این مورد وجود دارد اشاره خواهیم کرد.در این باره می توان گفت که سه تحلیل عمده و اساسی وجود دارد.
:تحلیل اول آن است که برخی، قواعد حقوقی را از نوع گزاره های اخباری می دانند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از واقعیتی حکایت می کند و بر آن استوار است. بنابراین فقط قانونی که منطبق با این واقعیت باشد، حقانی و مشروع خواهد بود. طرفداران این تحلیل که می توان آنها را واقع گرایان نامید خود در اینکه چه واقعیتی باید مبنای حقوق باشد، اختلاف نظر دارند.(نصرتی،80،1387)
:تحلیل دوم این واقعیت را آشکار می سازد که برخی قواعد حقوقی را از نوع گزاره های انشایی می دانند که لزوما از واقعیتی حکایت نمی کند و بر آن استوار نیست. بنابراین، مبنای حقوق و ملاک اعتبار و مشروعیت قوانین، صرفا به انطباق آن با اراده قانونگذار منحصر می شود و هیچ معیار دیگری برای ارزیابی قوانین وجود ندارد. طرفداران این تحلیل که می توان آنها را اعتبار گرا نامید خود در اینکه چه کسی باید مبنای اعتبار قانون باشد، اختلاف نظر دارند.
:اما گروه سوم در آخرین تحلیل، گزاره های حقوقی را از نوع گزاره های ترکیبی و آمیخته اخباری و انشایی می دانند و مبنای قانون و حقوق را آمیزه ای از واقعیت و اعتبار می دانند. از این دیدگاه مشروعیت و الزام آوری قانون، نه صرفا به دلیل مطابقت آن با واقعیت است و نه خواست و اراده قانونگذار، بلکه ترکیب این دو قانون را به صورت قاعده ای مشروع و الزام آور در می آورد.
مشروع در لغت، اسم مفعول از ریشه شرع به معنای شرعی است. در فقه مشروع به امری گویند، که مطابق با شرع مقدس اسلام بوده و شرع آن را مقرر داشته باشد. در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بنیادین، وق بنیادین، اتحادیه اروپا Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، سازمان ملل، حقوق اقتصادی