منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، قوانین داخل، قوانین داخلی، حقوق بشری

دانلود پایان نامه ارشد

ساخت که: «لیبی ماده 2 کنوانسیون را در پرتو مقررات امری اسلام در مورد ارث، و شقوق (ج) و (د) از بند 1 ماده 16 را بدون لطمه به حقوقی که اسلام برای زنان تضمین کرده است، اجرا میکند.
این اصلاح زمانی واقع شد که لیبی نخستین گزارش خود را طبق ماده 18 کنوانسیون ارائه کرد. متعاقب آن، مذاکراتی بین لیبی و کمیته انجام گرفت که در آن نماینده لیبی و اعضای کمیته، شرط اولیه لیبی را به تفصیل بررسی کرده و راههایی را نشان دادند که طی آن، امکان مشخصتر کردن شرط وجود داشت.
به واقع، اگر چه تعداد گستره شروط وارد بر کنوانسیون محو تبعیض، در بین معاهدات حقوق بشری، پس از کنوانسیون حقوق کودک، رتبه دوم را دارد، اما شروط حذف و لغو شده نیز بیش از هر معاهده حقوق بشری دیگر بوده است.96
به طوری که ملاحظه شد، کمیته رفع تبعیض نسبت به شروط وارد بر کنوانسیون، به گونهای جدی و فعال عمل کرده است و از این پس نیز چنین خواهد کرد، بلکه همان گونه که از طرحها و پیشنهادهای ارائه شده در کمیته برمیآید، این رویه وسعت و قوت خواهد یافت. در این پیشنهادها تأکید شده است که کمیته میتواند در بحث و گفتگوهای مثمر ثمر با دولتهایی که شروط ناهمخوان با یکدیگر دارند، وارد شده و دیگر ارگانهای معاهداتی را نیز به ورود به چنین بحثی، تشویق کند.
همچنین میتواند مباحثی را با مقامات عالی کشورهایی که الحاق به کنوانسیون را با شرط در دست بررسی دارند، انجام دهد و همچنین سازمانهای غیردولتی (NGOs) را در سطوح ملی و بینالمللی، تشویق کند تا با مشورت با دولتها، در جهت وادار کردن آنها به انصراف از شروط، بپردازند.97
همچنین تأکید شده که کمیته باید به تشویق و ترغیب دیگر دول عضو کنوانسیون برای اعتراض به شروط مغایر با موضوع و اهداف کنوانسیون ادامه دهد و نیز باید به رویکردهای ارائه شده توسط سایر ارگانهای حقوق بشری، به ویژه «کمیته حقوق بشر»، توجه کند و مبنای عمل خود قرار دهد و تماسهای خود را با دیگر ارگانهای معاهداتی راجع به این موضوع از طریق نشستهای منظم رؤسای ارگانها، حفظ کند.98
3-12- کشورهای اروپایی و الحاق به کنوانسیون
اساساً الحاق به هر معاهده بینالمللی، به معنای محدود نمودن اختیارات حکومتهای ملی است. چرا که دولت موظّف میگردد با محدود کردن قوانین داخلی، طبق قوانین فراملی عمل نماید، لذا سیاستمداران با کیاست به سادگی الحاق کشور خود را به معاهدات بینالمللی نمیپذیرند. در الحاق کشورهای اروپایی و آمریکایی به کنوانسیون نیز با توجه به حق شرط این کشورها، به وضوح دیده میشود که:
1. برخی کشورهای اروپایی هنوز به کنوانسیون ملحق نشدهاند و فقط آن را تصویب یا امضا کردهاند.
2. برخی دیگر از آن جهت به این کنوانسیون ملحق شدهاند که در حقیقت، عمده مفاد این معاهده، همان قوانین داخلی آنهاست که اینک در قالب کنوانسیون به جهان دیکته میشود.
3. در الحاق آنان به کنوانسیون، این نفع مستتر است که در تعامل با سایر کشورهای ملحق شده، میتوانند فشار لازم را برای تغییر وضعیت داخلی کشورها منطبق با الگوی فمینیستی، وارد آوردند.
4. در مواردی که قوانین داخلی آنها با کنوانسیون منطبق نیست و مصلحتی در تغییر آن نمیبینند، نسبت به آن بخش حق تحفّظ قائل شده و مورد اعتراض هیچ کشوری نیز قرار نگرفتهاند.
5. در این میان، نکتهسنجی و منفعتطلبی مکزیک قابل توجه است که صریحاً اعلام نموده: «لازم است منافع مادی که در الحاق به کنوانسیون حاصل میشود، به میزانی باشد که برای مکزیک قابل دسترس باشد.»
6. این تحفّظات (مانند تحفّظ دولتهای آلمان و هلند نسبت به بندهای 10 و 11 مقدمه) به وضوح نشانگر این امر است که برخی کشورهای اروپایی با دقت، مراقب آن هستند که این معاهده بینالمللی درصدد ایجاد تساوی بین زنان و مردان کشورهای ضعیف، با زنان و مردان کشورهای سلطهگر نباشد، بلکه فقط ناظر به وضعیت داخلی کشورها بوده و موقعیت مساوی بین زنان آن کشورها با مردان آنها ایجاد کند. آن هم با استفاده از ابزار قدرت نظام سلطه جهانی غرب و با اهرم فشار سازمان ملل.
3-13- نکتهسنجی برخی کشورهای عرب
نکته جالب توجه دیگر آنکه بعضی کشورهای عربی مانند: سوریه، لیبی و عراق، ضمن امضاء کنوانسیون، با نکتهسنجی ظریفی اعلام کردهاند: «تصویب کنوانسیون مذکور توسط دولتهای عربی و الحاق به آن، به هیچ وجه حاکی از به رسمیت شناختن اسرائیل و وارد شدن در مذاکرات با اسرائیل نمیباشد».
از آنجا که پس از الحاق به کنوانسیون، گاه سایر کشورهای عضو، در ارتباط با عملکرد کشور دیگر در زمینه مسایل زنان، وارد مذاکره میشوند، این کشورها از همان ابتدا به این مطلب تصریح کردهاند که نباید این معاهدات زمینهساز مذاکره با اسرائیل گردد، چرا که اسرائیل نیز از جمله کشورهای عضو کنوانسیون است.99
3-14- برخورد سیاسی گزینشی و تبعیضآمیز با حق شرط
از جمله نشانههای سیاسی بودن الحاق به کنوانسیون اینکه؛ حق تحفظ کشورهای مستقل جهان بیش از سایر کشورها مورد اعتراض قرار گرفته است، جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) که فقط به بند (د) ماده 2، بند (2) ماده 9 و بند (1) ماده 29 کنوانسیون، حق تحفظ قائل شده و محدوده حق شرط او بسیار محدودتر و همچنین شفافتر از بسیاری کشورهای دیگر (از جمله کره جنوبی) است، مورد اعتراض یازده کشور اروپایی (دانمارک، نروژ، هلند، اسپانیا، پرتغال، انگلستان، اتریش، فنلاند، فرانسه، سوئد و آلمان) قرار گرفته است. لازم به ذکر است که حق شرط هیچ کشوری به جز عربستان به این میزان مورد اعتراض قرار نگرفته است.100
در اینجا به این بحث خاتمه میدهیم و وارد مباحث و مبانی نظری میشویم. در حوزه مباحث تئوریک دو دیدگاه نسبت به زن وجود دارد، یکی دیدگاه فمینیستی است که قبلاً عرض کردیم آبشخور اصلی «کنوانسیون محو تبعیض علیه زنان میباشد» دیدگاه دوم، دیدگاه اسلامی و قرآنی است که مبنای نظام حقوقی زن در اسلام است. بیگمان در فضایی که دفاع از انسانها، کرامت و حقوق آنان امری ضروری است، باید به حقوق زنان به ویژه در جوامع اسلامی عنایت بیشتر نمود و دیدگاه، دین را نسبت به آنان بازشناخت. در این بخش از پژوهش، دیدگاه اسلامی در مورد زن، مقام زن، حقوق اجتماعی او در قرآن مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

فصل چهارم

4-1- تفاوتهای زن و مرد
مقدمه:
قبلاً مشترکات انسانی زن و مرد از دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار گرفت؛ اینک درصدد بررسی این سؤال هستیم که آیا زن و مرد افزون بر نقاط مشترک، از تفاوت یا تفاوتهایی نیز برخوردار هستند یا خیر؟
برای یافتن پاسخ این سؤال نیز به قرآن کریم مراجعه میکنیم:
4-2- فزونی درک عاطفی زنان:
برای اثبات تفاوت ادراکی زن و مرد به آیه «آیا کسی [را شریک خدا قرار میدهید] که در زر و زیور پرورش یافته و در [هنگام] مجادله بیانش روشن نیست»101 استدلال شده است. دو نکته از این آیه قابل استفاده است: اول: زنان عواطف و احساسات بیشتری در مقایسه با مردان دارند؛ دوم: در
نزاعهای لفظی و فیزیکی ضعیف هستند که از آثار عواطف و احساسات بیشتر آنان ناشی شده است.102
4-3- فزونی درک عقلانی مردان:
بنا بر نظر بسیاری از مفسران کلام الهی (هم قدما و هم متأخران) آیه 34 سوره نساء بیانگر نقش مدیریتی مرد بر خانواده است.103 با توجه به اینکه انجام آن نقش، نیازمند نگرشی منطقی و خردمندانه به قضایا و امور زندگی است، گذاشتن چنین مسئولیتی در کانون خانواده بر عهده مرد از رجحان نوع مردان در برخورداری از این نگرش حکایت میکند. مفسران بسیاری، جمله «فضلالله بعضهم علی بعض» را که بر وجود تفاوت بین زن و مرد دلالت میکند بر نکته پیشین حمل نمودهاند.
این تفاوت چگونه قابل تبیین است؟ آیا این تفاوت از ضعف و کاستی در قدرت ادراکی زنان ناشی است، یا عوامل دیگر در آن مؤثرند؟
اکثر اندیشمندان قدیم و برخی از معاصران بر احتمال اول اصرار میورزند، ولی بعضی دیگر تبیین پسندیدهتری برای این حقیقت بیان میکنند: «تسلط بر خود، ضبط و مهار عواطف و احساسات، شرطاول تفکر صحیح و سنجش و داوری درست است و زن در این زمینه آسیبپذیر و ناتوانتر است. زیرا شدت عاطفه در زنان مانعی جدی از نگرش عقلانی به مسایل است؛ اما مرد از آنجا که عواطف ضعیفتری دارد با سهولت بیشتری میتواند بر خود تسلط یابد و با فرونشاندن گردوغباری که عواطف و احساسات برمیانگیزد به روشنی و وضوح واقعیات را ببیند و از سر واقعبینی حکم و داوری کند.
به تعبیر دیگر، تفکر واقعبینانه و ژرفنگرانه و درست فقط در فضای خالی از عواطف و احساسات روی مینماید؛ بنابراین قبل از هر کار باید این عوامل مزاحم را از صحنه خارج کرد. در زن این طرد و اخراج با دشواری بسیار صورت میپذیرد و در مرد با صعوبت کمتر. اینکه قدرت تعقل در مرد بیشتر است، ناشی از قوت خود مرد نیست، بلکه معلول ضعف دشمنان تعقل در اوست.104
در واقع میتوان گفت قدرت تعقل در هر دو جنس (زن و مرد) وجود دارد؛ ولی در مرد به لحاظ اینکه مانع کمتر است اقتضای تعقل بیشتر میباشد. مطالب به دست آمده در علوم جدید نیز توجیه دوم را تأییدمیکنند. این علوم، عوامل متعددی را در تفاوت ادراک مؤثر میدانند. از جمله این عوامل، علاقه و رغبتهای شخص ادراک کننده است.105 گرایش قویتر زنان به امور عاطفی و احساسی سبب میشود از میان محرکهای گوناگونی که در برابر وی ایجاد میشود- و پدیده ادراک در واقع پاسخگویی به آنمحرکهاست- به محرکی پاسخ گوید که تناسب و سنخیت بیشتری با روح حساس و عاطفی او دارد؛ در نتیجه عاطفی بودن جنس مؤنث باعث میگردد کانون توجه وی به اموری مناسب و همسو با عواطف جلب گردد. در حالیکه مردان کمتر عاطفیاند و تأثیرگذاری این عامل در آنان ضعیفتر است. تأثیر آن، تفاوت ادراک مرد و زن را در پی دارد.106
4-4- تفاوت زن و مرد در عواطف و انفعالات و کارکردها:
وجود تفاوت و اختلاف بین افراد بشر مسلم و غیرقابل انکار است. تفاوت رفتاری انسانها یکی از نمونههای بارز اختلاف میان آنها است. به طور مثال، بعضی به کارهای فیزیکی، برخی به کارهای فکری، عدهای به مسایل ریاضی علاقهمندند. دستهای پرداختن به هنر را ترجیح میدهند.
تفاوت رفتاری زن و مرد و به تبع آن، گوناگونی مبادی رفتاری در آنان نه قابل انکار است و نه کسی منکر شده است. آنچه مورد مناقشه، انکار و اثبات است این که آیا مبادی و زیرساختهای رفتار از جمله عواطف و انفعالات مختلف که مورد بحث ماست، ساخته و پرداخته آفرینش و طبیعت است یا اینکه زنان و مردان به مرور ایام، منافع خویش را در انجام چنین رفتارهایی یافتهاند و این یافتهها از نسلی به نسل دیگر منتقل و در آنان نهادینه شده است، نه اینکه این مبادی را طبیعت در نهاد آنان قرار داده باشد. البته فرض سومی هم وجود دارد و آن اینکه، بعضی از رفتارها را برخاسته از نهاد و طبیعت زن و مرد و برخی دیگر را محصول عوامل اکتسابی بدانیم.107
ما معتقدیم بهرغم اشتراک زن و مرد در تکوین که به هویت مشترک انسانی آنان، شأن و منزلت واحد، غایتی همگون و ابزاری یکسان برای رسیدن به آن غایت در هر دو منجر شده است، تفاوتهای طبیعی، ذاتی در میزان برخورداری از انفعالات و عواطف نیز بین این دو صنف وجود دارد. مستدل شدن این مدعا، متوقف بر کاوشی در فلسفه زوج آفرینی انسان از دیدگاه قرآن است.

4-5- فلسفه زوج آفرینی انسان:
قرآن کریم به دو نکته در زوج آفرینی انسان اشاره مینماید که هر دو، نوعی تقسیم کار طبیعی بین انسانها شمرده میشود:
الف) تکثیر نسل:
قرآن درباره تکثیر نسل میفرماید «پدیدآورنده آسمانها و زمین است. از خودتان برای شما
جفتهایی قرار داد و از دامها [نیز] نر و ماده [قرار داد]. بدین وسیله شما را بسیار میگرداند. چیزی مانند او نیست و اوست شنوای دانا».108
خداوند در این آیه، فلسفه زوج آفریدن انسان و چهارپایان را تکثیر نسل آنها بیان فرموده است. طبق صریح این آیه، زن و مرد در دستیابی به این مقصود شریکاند و به طور معمول، هر یک بدون دیگری توانایی تکثیر نسل ندارد. تحقق این مقصود به مشارکت و همکاری زن و مرد وابسته است.
باید دانست که تکثیر نسل، امری

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بشر، حقوق بشری، کنوانسیون منع شکنجه، حقوق کودک Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قانون اساسی، حقوق بشر، دولت ایران، حقوق زنان