منبع پایان نامه ارشد درباره جامعه بین المللی، سازمان ملل، حقوق بین الملل، روابط بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

سلاح و کنترل تسلیحات هسته ای
گفتار اول : مفهوم خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای و نقد مناسبات آن ها
از زمانی که نخستین بمب های اتمی بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی فرو ریخته شدند، کاملا مشخص گردید که غول از چراغ جادو بیرون آمده است. از آن پس جامعه بین المللی با این نگرانی روبه روگردید که چگونه این غول را مهار کرده و مجددا به چراغ بازگردانند.91
طی سالیان متمادی، پیشنهادهای بسیاری برای رهایی جهان از رشد تسلیحات و نیروهای مسلح داده شده است تا با تحقق خلع سلاح، جامعه جهانی با نظم بهتری برپا شود، اما هیچ کدام از این پیشنهادات، سیاست های قابل اجرایی نبوده اند. هانری چهارم در خصوص یکی از همین پیشنهادات اظهار نظر معروفی کرده است که امروزه نیز صادق است : « طرح کاملی است، من نقصی در آن نمی بینم، جز آنکه هیچ یک از فرمانروایان روی زمین با آن موافقت نخواهد کرد. »92
با وجود این دفع نهایی مواد قابل استفاده در سلاح هسته ای تنها راه ممکن برای ایجاد جامعه ای امن است. بنابراین به خوبی ضرورت خلع سلاح هسته ای احساس می شود.
خلع سلاح هسته ای در مفهوم ویژه اش عبارت است از کاهش تسلیحات هسته ای دولت ها چه از نظر کمیت و چه قدرت آتش آن ها. بر اساس این که کاهش محدود باشد یا گسترده، سخن از خلع سلاح کامل هسته ای و یا خلع سلاح جزئی هسته ای به میان می آید. با پیشرفت تسلیحات هسته ای، تخمین و برآورد سطح تسلیحات هسته ای، موضوعی کاملا پیچیده شده است، به گونه ای که احتمالات آماری درخصوص درجه تاثیر یا دقت سلاح های هسته ای از یک سو و توان آن ها در خنثی کردن اقدام های متقابل الکترونیکی و مقاومت آن ها از سویی دیگر، داخل محدوده موضوع می شود. خلع سلاح هسته ای را می توان با توجه به محدود بودن منطقه ای یا ملی آن، تقلیل یا انهدام تسلیحات هسته ای منطقه ای و ملی نیز تعریف کرد. در چهارچوب تعریف حقوق بین الملل، خلع سلاح هسته ای در سه مفهوم کاملا مشخص به کار می رود: 1) خلع سلاح هسته ای دولت مغلوب 2) از میان بردن تمام سلاح های هسته ای در تمام جهان 3) کاهش یا نابودی تسلیحات هسته ای ملی از طریق عهدنامه های بین المللی.93
اما خلع سلاح هسته ای در معنای دقیق آن به فرآیندی اطلاق می شود که در نهایت به امحای کامل تسلیحات هسته ای می انجامد و به عبارت دیگر به تخریب ذخایر موجود تسلیحات هسته ای گفته می شود و نه اقدام هایی که تنها به محدود نمودن و یا به ممنوعیت کاربرد آن سلاح ها رضایت می دهد. امروزه می توان کنترل تسلیحات را جایگزین اندیشه غیر قابل اجرای خلع سلاح دانست. کنترل تسلیحات، توافقی بین کشورها برای تامین امنیت بین بین المللی از طریق تنظیم استراتژی ها و توانایی های نظامی است و در معنای مضیق و سنتی، ناظر بر تحدید کمی یا کیفی برخی از انواع تسلیحات می باشد. این دو واژگانی قدیمی در ادبیات حقوق و روابط بین الملل هستند که در کل، به مذاکره پیرامون تسلیحات هسته ای به منظور کاهش آن ها تا حد صفر یا حداقل تا سطوح بسیار پایین اطلاق می شوند . اگرچه خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای گاه به طور متناوب به یک معنا به کار می روند، به دلیل تفاوتی که میان کاهش و خویشتن داری هست شایسته است که بین آن دو تفاوت قائل شویم. در حالی که کنترل تسلیحات هسته ای یک هدف واقع بینانه و عمل گرایانه برای رسیدن به امنیت بین المللی به شمار می رود، خلع سلاح هسته ای با هدف انهدام تسلیحات برای ممانعت از دسترسی به آن ها بسیار آرمان گرایانه جلوه می کند و به جز در سیاست اعلامی دولتها برای کسب اعتبار، در سیاست های عملی راهی ندارد. به طورکلی خلع سلاح، به جز در جهت مقاصد تبلیغاتی، مردود شناخته شده است . فرآیند خلع سلاح وکنترل تسلیحات هسته ای به تناسب تحولات تاریخی، دگرگونی هایی را پذیرا شده و اکنون مفهومی یافته اند که چه بسا با نخستین بینش های ناظر بر تاسیس و تکوین آن ها تفاوتهایی شگرف داشته باشند . واژه کنترل تسلیحات هسته ای گرچه ابتدا در دهه 1950برای تفهیم انعقاد یک معاهده بین المللی تحدید مسابقه تسلیحاتی پدیدار شد و در مقابل خلع سلاح هسته ای قرار گرفت و آن چنان که می شناسیم دارای عمری شصت ساله است لیکن در حال حاضر آن چنان معنای وسیعی یافته است که امروزه خلع سلاح و سایر مفاهیم مشابه، زیر مجموعه اجزای آن تلقی می شوند.94 بر این اساس محتوای نظام نوین کنترل تسلیحات عبارت است از: تثبیت، کاهش یا از میان برداشتن تسلیحات هسته ای، جلوگیری از برخی اقدامات نظامی معین با سلاح های هسته ای، تنظیم و قانونمند سازی کاربرد تسلیحات هسته ای، منع نقل وانتقال اقلام مهم نظامی هسته ای، کاهش خطر وقوع جنگ تصادفی هسته ای، تحدید کاربرد سلاح های هسته ای در درگیریهای مسلحانه و اعتماد سازی میان دولتها از طریق ایجاد شفافیت بیشتر در زمینه ها و عرصه های استفاده از سلاح های هسته ای .95
به نظر می رسد که در وضعیت کنونی کنترل تسلیحات هسته ای مفهوم عامی است که تلاش های مربوط به تثبیت توانمندی های نظامی در باب سلاح های هسته ای و کاهش آن ها یا کنترل تسلیحات به مفهوم سنتی آن را در کنار انهدام ذخایر موجود تسلیحات هسته ای یا خلع سلاح به مفهوم دقیق آن، در بر می گیرد.96 از لحاظ امکان پذیری نیز در حالی که به نظر می رسد که خلع سلاح هسته ای کم شده باشد، کنترل تسلیحات هسته ای هنوز راه حل عملی به نظر می رسد و در رویه دولت ها نیز جا افتاده است. در عمل نیز خلع سلاح به کنترل تسلیحات تبدیل گشته است تا با واقعیات جامعه بین المللی همساز باشد. مذاکرات آمریکا و شوروی سابق و درحال حاضر روسیه و توافقات آن ها برای انعقاد قراردادهای دوجانبه هسته ای محدودیت سلاح های راهبردی97 و کاهش سلاح های راهبردی98 و نیز رضایت آن ها برای عقد قراردادهای بین المللی چندجانبه کنترل تسلیحات هسته ای مانند معاهده منع اشاعه سلاح های هسته ای99 ادعای فوق را تایید می کند. به عبارت دیگر، در حال حاضر خلع سلاح هسته ای که در گذشته از سوی زمامداران بلوک شرق برای در تنگنا قراردادن بلوک غرب عنوان می شد، با مفاهیم واقع بینانه وکوچکتر مثل کنترل تنها گروه خاصی از تسلیحات در محدوده زمانی مشخص، جایگزین شده است. بنابراین در مجموع واژه کنترل تسلیحات هسته ای واژه مناسب تری است.
گفتار دوم : تحولات تاریخی خلع سلاح و کنترل تسلیحات هسته ای
وقتی به قاطعیت می گوییم تاریخ آموزگار خلف، صادق و بی رحم بشریت است پس می توانیم عنوان کنیم که تاریخ، رابطه میان خلع سلاح و کنترل تسلیحات را به خوبی بیان می کند و توفیق هر یک را به خوبی اندازه گیری می نماید. تاریخ تلاش های انسان دوستانه در زمینه خلع سلاح، قدمتی چون تاریخ جنبشهای صلح طلبانه دارد اما بی شک فجایع ناشی از کاربرد دو سلاح هسته ای آمریکایی علیه مردم دو شهرژاپنی، یکی ازعوامل اصلی و تحرک بخش تلاش برای خلع سلاح هسته ای بوده است.100
مهمترین طرحی که در این جهت در فردای جنگ دوم پیشنهاد گردید، طرح باروخ در سال 1946 بود. هدف این طرح، دستیابی به خلع سلاح هسته ای، کنترل تحقیقات هسته ای و تولید آن تنها برای مقاصد صلح آمیز بود. این طرح وجود یک نهاد توسعه بین المللی اتمی را برای کنترل فعالیت های هسته ای پیش بینی کرده بود. هرچند مذاکرات در خصوص این طرح بهترین فرصت برای جامعه بین المللی در جهت از بین بردن تسلیحات هسته ای بود. اما شکست مذاکرات باعث ایجاد مشکلات زیر بنایی در خلع سلاح به عنوان وسیله ای برای صلح گردید و در دیگر سو فارغ از تلاش هایی که برای رفع تنش میان دو ابر قدرت صورت می گرفت، طرح باروخ تنها به افزایش بی اعتمادی و تخاصم میان آن دو کمک کرد و این روند پر چالش همچنان ادامه یافت.
با توسعه تکنولوژیک و تولد جنگ افزارها و آزمایش های آن ها از سوی دو ابرقدرت دوران جنگ سرد، هر دو کشور در اوائل دهه 1950 تلاش نمودند تا طرح هایی را در باب خلع سلاح هسته ای ارائه نمایند که منافع امنیتی ویژه خودشان را در بر داشت. این طرح ها به طور عمده به منظور جلوگیری از برتری طرف مقابل و محدود کردن وی ارائه می شد؛ لذا هیچ گونه پیشرفتی حاصل نگردید. در اواسط دهه 1950 شکست مذاکرات خلع سلاح از یک سو و رشد نگرانی از خطر سلاح های هسته ای باعث گردید که ضرورت ایجاد دیدگاه جدیدی در رابطه با مسابقه تسلیحاتی مطرح شود. در پی گفتگوهایی که در ژنو در باب منع آزمایش های هسته ای، مناطق عاری از سلاح های هسته ای و طرح هایی برای درگیر نشدن در مناطق حساس نظیر اروپای مرکزی صورت پذیرفت و بسیاری عوامل دیگر، ادبیاتی جدید در اواخر دهه 1950 پدید آمد که باعث شکل دادن به نظریه کنترل تسلیحات شد. رشد تفکر کنترل تسلیحات موجب گردید تا بسیاری بر این باور باشند که خلع سلاح کامل و عمومی تسلیحات ممکن نبوده و ثبات بین المللی تنها از طریق مدیریت تسلیحات ممکن خواهد بود. توجهات این موارد بیشتر به سمت منافع متقابل طرفین متخاصم برای پرهیز از جنگ هسته ای بود.
در اواخر دهه 1950 و اوائل دهه 1960 هنوز تلاش هایی در جهت کسب خلع سلاح جامع و عمومی صورت می گرفت. نیکیتا خروشچف، رئیس جمهور وقت شوروی سابق، بحث خلع سلاح کامل را در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر 1959 مطرح نمود. این امر منجر به گفتگوهای مک کلوی – زورین در سال 1961 که در «اصول مورد توافق» در 1962 آورده شد و پیش نویسی برای بحث در کمیته خلع سلاح 18 گانه سازمان ملل در ژنو گردید. سرآغاز دوران کنترل تسلیحات مصادف است با اکتبر 1962 که با بحران موشکی کوبا کلید می خورد. این بحران سبب شد تا دو ابر قدرت جهان به این درک برسند که در برخوردها و منازعات سیاسی، برداشت ها و تفاسیر اشتباه از نظرات یکدیگر عملاً می تواند نتایج جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد.
اولین اقدامات جدی در خصوص کنترل تسلیحات با امضای معاهده منع جزئی آزمایشهای هسته ای در آگوست 1963 میان آمریکا، شوروی و انگلستان صورت پذیرفت. این معاهده به عنوان معاهده منع آزمایش های هسته ای، سرآغازی بود برای دیگر ابتکاراتی که در این حوزه صورت گرفت. یعنی ابتکارات خلع سلاحی در طول سالهای 1963 تا 1968 که ابر قدرت ها سعی کردند بر اساس منافع دوجانبه، گسترش سلاح های هسته ای را محدود سازند. این روند از طریق مذاکرات چند جانبه بر سر توافقات منع گسترش صورت پذیرفت که نتیجه این مذاکرات امضای معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای در جولای 1968 بود. هر چند این معاهده تفوق چندانی نداشت اما توانست به عنوان محور اصلی رژیم منع گسترش تسلیحات هسته ای در جهان قرار گیرد. آن هنگام که شوروی به چکسلواکی در سال 1968 حمله کرد، برای اولین بار توجه ابر قدرت ها به اهمیت و دشواری کاهش تسلیحات راهبردی جلب شد و در نهایت منجر بدان شد که آمریکا و شوروی قرارداد محدودیت سلاح های راهبردی یک را امضا کنند. هدف این قرارداد ایجاد مانعی بر سر راه به کارگیری موشک برای جلوگیری از مسابقه تسلیحات آینده بود. هر چند این معاهده به قرائت بسیاری، رقابت تسلیحاتی را به جای کمیت به سراغ رقابت بر سر کیفیت می برد. همین امر موجب شد که گفتگوها برای محدودیت سلاح های راهبردی دو آغاز گردد، اما دیپلماسی در این ایام و در این زمینه بسیار کند بود و مشکلات موجود در روابط شرق و غرب موجب به تاخیر افتادن امضای معاهده محدودیت سلاح های راهبردی دو تا ژوئن 1979 شد. اما پس از این توافق، شوروی به افغانستان حمله نمود و منجر بدان شد که معاهده محدودیت سلاح های راهبردی دو هیچ گاه در آن ایام در آمریکا تصویب نگردد؛ علی رغم آنکه هر دو طرف محدودیت های عنوان شده در این معاهده را رعایت کردند.
عدم وجود پیشرفت در ابتکارات کنترل تسلیحات بین سال های 1975 تا 1985 عملاً موجب مشکلاتی در کنترل تسلیحات راهبردی شده بود. تلاش برای مذاکره پیرامون کنترل تسلیحات متعارف در قالب کاهش متوازن و متقابل نیروها موجب کاهش پیچیدگی های تکنیکی و رقابتی می گردد. اولین نشانه های تحول در توافق های استکهلم در سال 1986 مشاهده گردید و پس از آن به قدرت رسیدن گورباچف و از بین رفتن موانع سنتی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مجمع عمومی، عنصر معنوی، دیوان بین المللی، شورای امنیت Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حقوق بین الملل، واقع گرایی، حقوق بشر، حقوق بشردوستانه