منبع پایان نامه ارشد درباره توسعه شهر، مشارکت مردم، سازمان ملل متحد، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

پايدار را مي توان موارد زير دانست:
? مرزبندي محلات در جهت افزايش سرمايه اجتماعي، هويت و حس تعلق
? مرزبندي محلات در راستاي حفظ ارزشها و فرهنگ بومي محلات با عدم ايجاد گسستگي در محلات
? افزايش فشردگي كالبدي و توسعه شهري
? حفاظت و احياي نظام هاي طبيعي در شهر و مرزبندي محلات
? بهبود زيست پذيري اجتماعات شهري
? پايندگي و تقويت اقتصاد شهري
? اصلاح نظام اداري و حكمراني شهري (صرافي، 1379: (10-12.
توسعه پايدار در كوچكترين پاره شهري را توسعه پايدار محله اي مي نامند. در تحليل پايداري سطح محله، افزايش انسجام اجتماعي، مرز پايدار، عدم ايجاد دو پارگي محلات قديمي, دلبستگي به محيط محله, بهداشت و سلامت محيطي, خوانايي و هويت محله اي، افزايش مشارکت و حس تعلق ، پايداري اقتصادي و ارزش مسكن مطرح است. توسعه شهري پايدار كه از جمله نظريه ها و سياستهاي اخير و جاري تلقي مي شود، بخش عمده اي از ادبيات شهرسازي سالهاي اخير را به خود اختصاص داده است. از شاخص هاي توسعه شاخص هاي اجتماعي – اقتصادي مي تواند باشد. كه اين شاخص به ميزان مشاركت و آگاهي اجتماعي ساكنان و مالكان و يا توان اقتصادي ساكنان و شهروندان و سطح آسايش آنها در شهر و محله اشاره دارد و اينها مي تواند بيانگر توسعه يافتگي شهر و محله از درون باشد. تعداد تشكل هاي مردمي براي حل مسائل شهري و رسيدن به توسعه يكي ديگر از اين مولفه هاي توسعه يافتگي محسوب مي شود. هر چه مشاركت مردم در اداره شهر و محله خود بالاتر باشد ، شهر بسيار سريعتر از آنچه كه فكر مي شود ، از درون توسعه مي يابد . لذا مي توان اين شاخص را به عنوان يكي از شاخص هاي توسعه دروني شهر در نظر گرفت (شجاعي، 1389: 2_3).
براي رسيدن به توسعه پايدار بهتر است که از مقياس کوچکتر يعني محله آغاز کنيم و در مسير توسعه پايدار شهري از توسعه محلي شروع کنيم. فاكتورهاي زير براي پايداري توسعه محلي اساسي هستند:
? مرزبندي بر اساس ويژگيهاي اجتماعي و فرهنگي محلات
? افزايش مشارکت مردمي و سرمايه اجتماعي
? تقاضا و مالكيت از جامعه
? افزايش هويت و حس تعلق
? امكان پذيري ،برنامه ريزي بر پايه نيازها
? عدم تمركز و انتقال مسئوليت ها و منابع
? تعهدهاي سياسي و حمايت هاي اداري
? محيط مساعد و فاكتور هاي فرهنگي – اجتماعي
? استفاده از تكنولوژي مناسب كه در سطح محلي پايدار باشد
? مديريت مالي شفاف و كارا در راستاي مرزبندي و مديريت صحيح محلات
? پردازش هاي موثر و ارزيابي هاي دوره اي
? پايداري سياسي.(World Health Organizatin: 2003: p.7 )
بنابراين توسعه پايدار بايد در سطح محلي مقدس شمرده شود و امكانات همكاري نزديك مردم ، مالكيت و مشاركت مستقيم آنان فراهم شود. مرزبندي محلات بيشتر در راستاي افزايش مراودات اجتماعي در جهت ايجاد پيوستگي اجتماعي، افزايش حس تعلق و هويت مکاني باشد و مرزبندي نبايد منجر به دو پارگي و گسست اجتماعي در محلات شود.
جدول شماره 1: نتيجه گيري رويکرد توسعه پايدار شهري

رويکرد توسعه پايدار شهري
متغيرها

1. اقتصادي 2. اجتماعي_ فرهنگي 3. محيطي

اهداف
1. روند بهگشت اجتماع با افزايش هويت، حس تعلق، مشارکت و سرمايه اجتماعي.
2. پايداري زيست محيطي( با هدف برقراري تعادل اکولوژيک و مرز پايدار)
3. پايداري اجتماعي( با هدف برقراري عدالت اجتماعي و پيوست اجتماعي)
4. پايداري اقتصادي( با هدف فراهم سازي زمينه براي بقاي اقتصادي و از بين بردن موانع مالي مرزبندي).
5. پايداري مرزها با افزايش حس هويت، روابط اجتماعي و پيوستگي بافت
6. استفاده از اصول و شاخصهاي تقسيمات محله اي در راستاي پيوستگي اجتماعي و فرهنگي محله.

اصول
محله گرايي، پيوستگي بافت، ارتباط بين اجتماعات محلي ، تقويت هويت مکاني، ايجاد سرمايه اجتماعي، هويت بخشي به مرکز محله، کيفيت زندگي و وحدت و جامع نگري.

کاربرد
افزايش روابط اجتماعي در محلات، افزايش هويت و حس تعلق در محلات، کاهش فاصله ها و سفر با توجه به تنوع کاربري ها، عدم تمرکز شهري و کاهش پراکندگيها، ايجاد اشتغال محلي، ساختار اجتماع متعادل، حمل و نقل هوشمند و کاهش ترافيک، توزيع منابع و تهيه غذاي پايدار محلي
منابع: (تقي زاده، 1379: 73، صرافي، 1379: 44_ 38، Brehany& Rockwook, 1994: pp 159_160، Edward, 1991: pp 210_223).

1-1-3-2 حکمروايي خوب شهري:23
به عنوان شاخه اي از رويکرد توسعه پايدار مطرح مي شود. از دهه ي 1990، رويکرد جديدي راه خود را در سمينارهاي توسعه و مطالعات تحقيقاتي باز کرد، اين رويکرد، حکمراني(Governance) بود. کاربرد اين واژه از اواخر دهه ي 80 مخصوصا در آفريقا آغاز شد. (شريفيان ثاني، 1380: 49)
حکمروايي خوب شهري براي رفع مشکلات دولتها و شهرها مطرح شده است که تعريف ساده ي ان چنين است:” اين نوع حکمروايي به مجموع شيوه هايي اطلاق مي شود که از طريق انها افراد و نهادها (خصوصي و عمومي) امور مشترکشان را برنامه ريزي و مديريت مي کنند.” (رفيعيان و ديگران، 1390: 93) براساس تعاريف برنامه عمران سازمان ملل متحد، حکمروايي خوب عبارتست از: مديريت امور عمومي بر اساس حاکميت قانون، دستگاه قضايي کارآمد و عادلانه و مشارکت گسترده مردم در فرآيند حکومتمداري. (حيدري و ديگران، 1383: 258)
ازديدگاه كميته اسكان سازمان ملل متحد24، برنامه ريزي استراتژيك و فرايند تصميم گيري فراگير كليد هاي اصلي در حكمراني خوب و پاي داردر شهرها به شمار مي روند . از نظر اين كميته :”حكمراني شهري مجموعه اي از افراد ، نهادها ، بخش عمومي و خصوصي است كه امور شهر را برنامه ريزي كرده و اداره مي نمايند . در واقع فرايندي مستمر از تطبيق و همسو سازي منافع متضاد و متفاوت افراد و گروههاست . اين فرايند شامل نهادهاي رسمي و غير رسمي و نيز سرمايه اجتماعي شهروندان است . حكمراني شهري پيوندي نا گسستني با رفاه شهروندان دارد . حكمراني خوب شهري بايد شهروندان رادردسترسي به مزاياي شهروندي ياري رساند.”
حکمروايي مطلوب بر ضرورت مشارکت دولت در توسعه جامعه محلي اشاره مي کند و بر تعامل هم افزاي دولت با بخش خصوصي و جامعه مدني به منظور ارتقاي کيفيت زندگي شهروندان و افزايش مشارکت و همبستگي اجتماعي تاکيد مي نمايد (عبدالهي مهر، 1389: 75).
حکمروايي شهري در پي آن است تا نقش دولت را در حد هماهنگ کننده و پاسدار قوانين محدود کند و از دخالت مستقيم آن در تصميم گيري ها، اداره و اجراي امور مربوط به زندگي روزمره مردم بکاهد. از اين رو توجه و تعمق در الگوي ياد شده، کمک زيادي به يافتن ترکيب جديدي از همکاري سه بخش دولت، جامعه مدني و بخش خصوصي در ارئه خدمات عمومي بهتر خواهد نمود. نقش نهادهاي مدني به عنوان مدافع حقوق شهروندي در تقويت مشارکت مردمي به منظور تاثيرگذاري بر سياستگزاريهاي عمومي، نقش بخش خصوصي به عنوان عامل توليد در تقويت سرمايه گذاري ها و رشد توليد ناخالص ملي به منظور افزايش درآمد سرانه و پويايي اقتصاد و بازار و ايجاد رفاه نسبي، و در نهايت نقش دولت به عنوان تسهيل کننده فعاليتهاي عمومي در فراهم سازي محيطي براي توسعه پايدار به منظور ايجاد ثبات و توسعه عدالت اجتماعي در جامعه، از نقشهاي مهم و اساسي هر يک از بخشها در تسهيل حکمراني خوب خواهد بود. حکمروايي شهري يعني اثرگذاري همه ي ارکان اثرگذار شهري بر مديريت شهر، با تمام سازو کارهايي که به سوي تعالي شهر و شهروندان حرکت کنند، نه اينکه عرصه هاي عمومي و خصوصي کنار گذاشته شوند و فقط عرصه حکومتي اختياردار آن دو باشد. (رفيعيان و حسين پور، 1390: 92_94).
ويژگي هاي حکمروايي شهري مطلوب، يک هدف مشترک را دنبال مي کند و آن مقتدرسازي شهروندان و مشارکت است ( شريفيان ثاني، 1380: 50). حکمروايي مردم سالار نيازمند ساز و کارهايي است که از طريق آن شهروندان به طور عادي بتوانند در فرآيند سياستگذاري مشارکت کنند (ميدري و ديگران ، 1383: 351).
اصول حکمروايي خوب شهري:
? مشارکت: به معني حضور همه مردم در تصميم گيري هاي مختلف است و مبتني بر وجود آزادي بيان و حق اظهار نظر همه افراد جامعه خواهد بود و مرزبندي بايد به گونه اي باشد که مشارکت و روابط اجتماعي را بيشتر کند.
? حاکميت قانون: وجود چارچوب قانوني عادلانه و منصف که از ويژگي بي طرفانه بودن برخوردار است. مرزبندي محلات بايد در چارچوب قوانين شهرسازي باشد.
? شفافيت: به معني جريان آزاد و قابليت دسترسي سهل اطلاعات است و از سويي شفافيت مرزبندي مد نظر است.
? مسئوليت پذيري: نهادهاي تصميم گير نسبت به تامين خواسته ها و تمايلات افراد احساس مسئوليت داشته باشند و مرزبندي هاي آنها در جهت افزايش هويت و حس تعلق مردم محله باشد.
? اجماع سازي: حکمراني خوب نيازمند اين است که منافع و سلايق مختلف در جامعه را به سمت اجماعي گسترده هدايت کند که نيازمند توسعه انساني پايدار است در نتيجه مرزبندي نيز بايد اجماع سازي را در جهت افزايش مشارکت بيشتر کند.
? عدالت و انصاف: همه افراد بايد برابر باشند.
? کارايي و اثر بخشي: نهادها و سازمانها بايد هميشه نيازهاي مردم را در نظر داشته باشند و استفاده پايدار از منابع طبيعي و حفاظت از محيط زيست را مد نظر داشته باشند.
? پاسخگويي: نهادهاي دولتي و بخش خصوصي و سازمانهاي مدني پاسخگو عموم مردم باشند و مرزبندي ها نبايد باعث دو پارگي و گسست اجتماعي شود.
هدف حکمروايي خوب: به کارگيري حداکثري ظرفيتهاي موجود در هر يک از بخشهاي فوق الذکر به منظور نيل به اهداف گسترده تري از رفاه اقتصادي، اجتماعي و ايجاد پيوست اجتماعي.
الگوي حکمروايي شهري، به عنوان فرآيند مشارکتي توسعه تعريف مي شود که به موجب آن همه ي بهره وران شامل حکومت، بخش خصوصي و جامعه مدني وسايلي را براي حل مشکلات شهري شدن سريع فراهم مي کنند. در شرايط کشورهاي در حال توسعه، شهرنشيني سريع در تداوم مديريتهاي سنتي شرايط نامساعدي را در شهرها به وجود آورده که ضرورت تقويت حکومت هاي محلي و مشارکت مردم و بخش خصوصي را در برنامه ريزي و مديريت توسعه شهري اجتناب ناپذير مي سازد. (رفيعيان و ديگران ، 1390: 94_100). مرزبندي محلات نيز بايد به گونه اب باشد که اين مشارکت و سرمايه اجتماعي را دو چندان کند.
از آثار و نتايج ديگر حکمروايي مطلوب افزايش مشارکت و حس تعلق مکاني، توسعه پايدار و ترويج اخلاق زيستي است. حکمراني مطلوب بر صرفه جويي در استفاده از منابع کمياب ، تامين پايداري محيط زيست تاکيد دارد. محورهاي مديريت شهري مطلوب برخورداري از اقتصاد شهري پايدار ، محيط شهري مناسب و پايدار ، مرزي پايدار در جهت افزايش مشارکت و روابط اجتماعي، مردم سالاري شهري پايدار و زندگي شهري مطلوب هستند و اين اهداف و آرمان ها در پرتو تسهيل مشارکت بخش خصوصي و تشکل هاي مردمي و هم بستگي و تشريک مساعي بازيگران محلي به واقعيت تبديل و مسير توسعه پايدار محلي هموار مي شود. . ( فدايي ، 1387 : 129 )
حکمروايي خوب باعث پايداري مرزهاي محله، بهگشت اقتصادي، پايداري اجتماعي، افزايش ظرفيت جمعي در مسائل مربوط به مرزبندي و افزايش سرمايه ي اجتماعي مي شود و نوع برنامه ريزي از پايين به بالا است.

جدول شماره 2: نتيجه گيري نظريه حکمروايي خوب شهري

حکمروايي خوب شهري
متغيرها

اجتماعي، سياسي، مديريتي
اهداف
_ به کارگيري حداکثري ظرفيتهاي موجود در هر يک از بخشهاي فوق الذکر به منظور نيل به اهداف گسترده تري از رفاه اقتصادي، اجتماعي و ايجاد پيوست اجتماعي.
_ مرزبندي محلات با هدف افزايش مشارکت و سرمايه اجتماعي براي مديريتي مشارکتي

اصول
1.مشارکت 2.حاکميت قانون 3. شفافيت (در مرزبندي) 4.مسئوليت پذيري 5. اجماع سازي 6. عدالت و انصاف 7.کارايي و اثر بخشي 8. پاسخگويي.

کاربرد
مرزبندي در راستاي افزايش سرمايه اجتماعي _ افزايش پيوست اجتماعي همراه با مشارکت_ برنامه ريزي و مديريت مشارکت طلبانه_ برنامه ريزي مردم مبنا.
منابع: (رفيعيان و ديگران ، 1390: 95_94، ميدري و ديگران ، 1383).

2-1-3-2 مشارکت: 25
مشاركت مفهوم جديدي نيست و ريشه هاي آن را مي توان در دولت شهرهاي يونان باستان جستجو كرد، اما سابقه تفكرات مشاركت

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سلسله مراتب، عدم تمرکز، فرهنگ و سنت، مشارکت مردم Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره اعتماد متقابل، برنامه چهارم توسعه، توسعه روستا، عدم تقارن اطلاعات