منبع پایان نامه ارشد درباره توسعه بازار، سهم بازار

دانلود پایان نامه ارشد

دارند .

ج : استراتژي هاي تمركز گرايي :
از اين استراتژي ها زماني استفاده ميشوند كه محصول موسسه داراي بازار ويژه اي باشند هر موسسه اي كه خواهان اجراي اين نوع استراتژي است يك قسمت مشخص از بازار را انتخاب كرده و موسسه هاي ديگر را كنار ميزند . موسسه ميتواند قسمتي از بازار ، گروه خاصي از مصرف كنندگان با ميزان خط توليد و توزيع معين در يك منطقه جغرافيايي را مورد هدف قرار دهد .

3-الف -1-3: تصميمات تاكتيكي و يا استراتژي هاي كمكي :
اين نوع استراتژي ها درباره حيطه هاي وظيفه اي است كه موسسه براي بهتر انجام دادن آن تلاش ميكند تا با استفاده از استراتژي هاي كمكي به اهداف ازپيش تعيين شده دست يابد ازقبيل : قراردادهاي وام ، قراردادهاي مديريتي ، همكاري و فعاليتهاي مشترك براي خيلي بهتر اجرا كردن يك وظيفه توليدي وبازار يابي .

3-الف-2: استراتژيها برحسب اهداف و وظايف :
از ديگر تقسيمات استراتژيها برحسب اهداف و وظايف ميباشد مانند :
استراتژي هاي ورود ، رشد ، بهينه كردن ، صرفه جويي و ….
به لحاظ طبقه بندي استراتژي ها مبتني بر اهداف ( تجزيه تحليل رهبري استراتژيك ) جايگاه جداگانه اي دارد اين نظريه توسط پاتل و يانگر ارائه گرديد كه سعي كردند توضيح دهند استراتژي هايي كه موسسه ها به وضعيت رقابت با دوه عمري كه كالا در آن قرار دارد ميتواند تعقيب كند چه ميتواند باشد 1
اين تقسيم بندي استراتژي ها برپايه اهداف و وظايف برنه قسمت ميباشد .
بالا بردن سهم بازار – حفظ موقعيت – استراتژي هاي رشد همراه با تمركز – خرمن كردن – انتخاب و بهينه كردن وضعيت – عقب نشيني آهسته آهسته – نظاره كردن به اطراف – پيدا كردن جاي مناسب و حفظ آن – تصفيه آني 2
اين استراتژي هاي 1 نام برده را ميتوان با توجه به دوره عمر كالا به چند بخش تقسيم نمود :
اول : دوره رشد كالا ( استراتژي رشد ساكن )
دوم : دوره بلوغ كالا همراه با استراتژي هاي به خود آمدن و صرفه جويي
سوم : دوره افول كالا ( استراتژي هاي تصفيه كردن )
چهارم : استراتژي هاي مختلط (استفاده يك يا چند استراتژي با هم و يا تلفيقي از آنها)
————–
1- برنامه ريزي و مديريت استراتژي ك دكتر سهراب خليلي
2- مديريت استراتيكي – دكتر عليرضا امير كبيري

3-الف- 3: استراتژيهاي رشد و توسعه :
موسسات براي موفقيت خود و پيشرفت درحيطه كاري به دو فرآيند فعاليتي نياز دارند :
اول: سودآوري دوم : رشد و تداوم آن
موسسات از يكسو در پي كسب موفقيت و برتري در محيط رقابتي براي سودآوري و از سوي ديگر همراه با كسب سودآوري و توانايي موسسه همواره در پي كسب رشد و برتري ميباشد تا به اين وسيله بتواند به توفق خود ادامه دهد . استراتژي هاي مربوط به رشد ، موسسه ميتواند در دو بخش جداگانه مورد بررسي قرار گيرد .
الف : برحسب رشد داخلي ب : برحسب رشد خارجي
3-الف-3-1: استراتژي هاي رشد داخلي :
اين استراتژي ها كه مربوط به منابع داخلي موسسه است در دو گروه جداگانه بررسي ميشود
اول : رشد با ماندن در حيطه بازار / كالا
دوم : رشد با وارد شدن در يك بازار / كالاي جديد 1
الف : استراتژي هاي يكپارچگي :
كه نام ديگر استراتژي ماندن در بازار فعلي ميباشد كه به دو شاخه تقسيم ميگردد :
الف -1: استراتژي هاي يكپارچگي افقي : 2
(( موسسه با استفاده از اين استراتژي در داخل بازار خود ميتواند نفوذ و اثر بخشي خويش را گسترش دهد . اين نوع رشد را ميتوان با خريد و يكي كردن موسساتي كه داراي فعاليت يكسان ميباشند ميتوان صورت داد .در اينباره سه مبحث مختلف وجود دارند ))2
الف – ا-1: نفوذ دربازار :
((‌در استراتژي بازار / كالاي موجود يكاستراتژي فروش بيشار در بازار فعلي مورد نظر ميباشد. اين استراتژي ها ميتواند به صورتهاي افزايش مقدار خريد مشتريان ، افزايش دادن نسبت كهنه شدن كالا ، كاهش قيمت كالا براي افزايش فروش )) 3
1-اميركبيري – عليرضا – مديريت استراتژيك – فصل سوم – چاپ دوم 1377
2-همان ماخذ 3- همان
الف -1-2- متفاوت كردن كالا :
اين نوع استراتژي ها براي متمايز سازي كالاهاي شركت از موسسات رقيب استفاده ميشود . با تغيير كيفيت ، مزه ، بو ، طرح و يا بسته بندي كالاها ميتوان آنها را به نسبت جذاب تري از كالاهاي رقيب درآورد كه هدف اين استراتژي ايجاد ذهنيت مثبت براي نام تجاري موسسه ميباشد .

الف-1-3-: متفاوت نمودن بازار :
عبارتنداز افزايش كالاي معين در سطح بازار موجود اين سطح بازار موجود ميتواند قسمتهاي جديد و ديگري از بازار باشد كه تاكنون موسسه در آن فعاليت مي نمود و هدف اساسي آن پيدا كردن مشترياني است كه تاكنون از كالاي موسسه استفاده نميكردند .

ب : استراتژي يكپارچه شدن عمودي :
دراين استراتژي ها موسسه بمنظور سودآوري به سمت فروشندگان ، خريداران و يا منابع و نيز كانالهاي توزيع گسترش پيدا ميكند .
(( موسسه در يكپارچگي عمودي به سمت جلو يا كانالهاي توزيع و مصرف كنندگان پيش ميرود . بعنوان مثال موسسه اي كه مواد غذايي توليد ميكند علاوه بر توليد به گسترش فروشگاههاي زنجيره اي براي جذب مشتريان نيز توجه دارد . البته اين استراتژي زماني مورداستفاده قرار ميگيرد كه :
اول : كانالهاي توزيع فعلي گران باشد ويا اينكه نتواند نياز موسسه را فراهم سازد
دوم : توزيع كنندگان باعث محدوديت برتري رقابتي موسسه نسبت به رقبا دريك شاخه صنعت شوند .
سوم : براي توزيع كالاهاي توليد شده منابع مالي وانساني كافي دراختيار موسسه باشد
چهارم : سود توزيع و فروش در بازار بالا باشد )) 1
————
1- كاتلر- فيليپا – مفاهيم استراتژي بازاريابي – فصل چهارم – چاپ اول 1999
ب-1: در يكپارچگي عمودي به سمت عقب :
دراين نوع فعاليت موسسه به سمت گسترش فعاليتهاي خود به سمت قبل از مراحل توليد تلاش ميكند . يعني در اينحالت شركت مواد خام و ملزومات مورد نياز خود را توليد ميكند. اين نوع گسترش درحالي صورت ميگيرد كه :
اولاً : قيمتهاي فروشندگان فعلي بالا باشد
ثانياً : موسسه به فروشندگان اعتماد كافي نداشته باشد
ثالثاً : حالت تامين مواد اوليه به گونه اي باشد كه تعداد رقباي شركت زياد و فروشندگان مواد اوليه اندك باشند .
رابعاً : منابع مالي و انساني در اين زمينه كافي باشد .
خامساً : اگر نسبت سود فروشندگان و تامين كنندگان مواد اوليه مورد نياز موسسه بالا باشد .
سادساً : در تامين مواد اوليه مورد نياز اگر سرعت تحويل به موسسه اهميت داشته باشد .

فايده اين استراتژي تامين استقلال وروديهاي توليد ،كاهش دادن هزينه اصلي ، توسعه فرآِند كيفيت محصولات شركت وميزان آن ودر پي آن سودآوري موسسه .

ج : استراتژي هاي تنوع سازي :
اين استراتژي ها با وارد شدن به حيطه جديد بازار / كالا ميتواند صورت بگيرد كه يك بعدي و چند بعدي ميباشد .

الف : استراتژي هاي تك بعدي :
((در اين مورد ميتوان گفت جهت گيري و سوق دادن منابع موسسه تنها به سمت يك نوع فعاليت يا رشته كاري ميباشد . براي ورود به يك بازار جديد فشردگي فعاليت ها براي استراتژي تك بعدي صورت ميگيرد . بعبارت ديگر :
اولاً : موسسه يا با كالايي كه از تكنولوژي و فرآيند توليد فعلي بدست آمده با وارد شدن در بازارهاي موجود و يا جديد بر روي بازار فشردگي صورت ميگيرد .
ثانياً : با كالاهاي جديد متكي بر تكنولوژي جديد با ورود به بازارهاي موجود بر روي كالا فشردگي صورت ميگيرد )) 1

استراتژي تك بعدي به چند بخش تقسيم ميشود :
1) توسعه بازار :
عبارتند از تلاشهايي است كه براي جستجو بازار جديد با كالاهاي موجود كه هدف آن براي كالاهاي جديد بازارهاي جديد و نيز مشتريان جديد ميباشد . اساس اين نوع استراتژي ها كوششهاي افزايش ميزان فروش ميباشد . بدين ترتيب موسسه با توزيع ريسك خود به بازارهاي گوناگون سعي در افزايش برتري رقابتي و تمايز آن را دارد . توسعه بازار در شرايط زير مهيا ميباشد
.
((اول : كانال جديد توزيع ، ارزان ، با كيفيت و قابل اطمينان پيدا شود .
دوم : موسسه دركار جديد خود بسيار موفق باشد
سوم : بازار مورد فعاليت داراي ظرفيت خالي بوده و اشباع نشده باشد
چهارم : منابع مادي و انساني به ميزان كافي در اختيار موسسه باشد )) 2
پنجم : ظرفيت توليد موسسه بالا باشد

—————-
1- امير كبيري – عليرضا – مديريت استراتژيك – فصل سوم – چاپ دوم
2- همان ماخذ
2) توسعه محصول :
در اين نوع استراتژي به بازارهاي موجود كالاهاي جديدهمواره با تكنولوژي جديد عرضه شود بعنوان مثال در توليد جديد اتومبيلهاي جديد با سوختهاي غير فسيلي در اين حالت توزيع ريسك به كالاها سعي ميشود كه برتري رقابت تامين شود . اين استراتژي در موارد زير كاربرد دارد :
(( اول : اگر در مرحله عمر كالا به دوره بلوغ رسيده و كالاي موفق را دارا باشد
د.وم : در رشته صنعتي كه تغيير تكنولوژي در آن به سرعت اتفاق مي افتد .
سوم : اگر قباي اصلي با قيمت مناسب تري كالاهاي با كيفيت توليد كنند .
چهارم : رشد شاخه صنعت سريع باشد )) 1
استراتژي هاي متنوع تك بعدي با كالاهاي موجود ويا بازار موسسه رابطه مستقيم دارند در توسعه محصول براي رسيدن به بازار شناخته شده با استفاده از كانالهاي موجود و جديد در توسعه بازار و تكنولوژي هاي جديد وموجود مورد استفاده قرار ميگيرد كه از تاثير اين دو عامل ميتوان هم از نيروزايي براي موفقيت موسسه استفاده كرد .

ب : استراتژي هاي تنوع چند بعدي :
((اين استراتژيها با وارد شدن به فعاليت در بازارهاي كاملاً جديد با كالاهاي جديد صورت ميگيرد . اين استراتژي را كه متنوع كردن بي ربط مي نامند ، موسسات فعاليتهاي خود را به چند حيطه كاري كه از نظر فعاليت هيچ ربطي به هم ندارند گسترش ميدهند )) 2
بعنوان مثال : يك شركت توليد پارچه كه در بازارهاي شيميايي و دارويي و نيز فرآورده هاي دامي نيز فعاليت كنند .استراتژي هاي چند بعدي در مواردي كه شرايط زير موجود باشد صورت ميگيرد .

—————
1- كاتلر – فليپا – مفاهيم استراتژيك بازاريابي – فصل پنجم – چاپ اول 1999
2- همان

((اول :در رشته صنعت موجود سودآوري و فروش در حال كاهش باشد
دوم : منابع انساني و مادي براي فعاليت در شاخه صنعت جديد مورد فعاليت بطور كامل دراختيار باشد
سوم : فرصت سرمايه گذاري در حيطه هاي جديدموجود باشد
چهارم : اگر ميزان نقدينگي موسسه مثبت بود يا وجوه انباشته داشته واز هم نيروزايي مثبتي در بين سرمايه گذاريهايش برخوردار باشد )) 1
در اين نوع استراتژي ها هر واحد استراتژيك با گرايش به يك رشته صنعت خاص و متفاوت ميتوان به سوي سودآوري فعاليت خويش برود كه جداي از سودآوري براي موسسات از واحدهاي استراتژيك متفاوت ريسك موسسه را در بين اين واحدها تقسيم نموده تا موسسه بتواند بهنر و موثرتر خود را با تغييرات بيروني تطبيق دهد .

3-2-3-2: استراتژي هاي رشد خارج از موسسه :
استراتژي هاي رشد و پيشرفت اگر در داخل موسسات قابل اجرا مشاور بيرون از موسسات نيز ميتواند باعث توفيق سازمانها گردد . شرايط محيطي كه در قلمروهاي گوناگون موسسات قرار دارد باعث ميشود تا موسسات به اين نوع استراتژيها نيز روي بياورند كه به آنها نيز ميپردازيم :

الف : استراتژي اتحاد :
((اين نوع استراتژي با اتحاد واحدهاي استراتژيك يك يا چند شركت كه در يك يا چندحيطه بازار / كالاي مختلف فعاليت ميكنند شكل ميگيرد،در اين نوع استراتژي منابع و دارايي هاي موسسات مورد بحث جمع شده و هركدام از آنها موجوديت حقوقي خويش را از دست داده و به يك موسسه جديد تبديل ميشوند )) 1

————–
1- كاتلر- فيليپا – مفاهيم استراتژي بازاريابي – فصل چهارم – چاپ اول 1999
دلايلي كه موسسات به انجام اين نوع استراژي ها گرايش پيدا ميكنند عبارتند از :

(‌( اول :افزايش دادن ارزش موسسه
دوم : سود برد از فعاليتها و فرصتهاي مشترك در مقياس بزرگ
سوم : با افزايش منابع فعاليتهاي موسسه همراه با واحدهاي ديگر تنظيم شده و با استفاده از هم نيروزايي مثبت افزايش بهره وري پديدار ميگردد .
چهارم : فرصتي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سهم بازار، سلسله مراتب، توسعه بازار Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ارزش بازار