منبع پایان نامه ارشد درباره تنظیم هیجان، درد مزمن، سلامت روان، مصرف کنندگان

دانلود پایان نامه ارشد

دهنده نقش ناخودآگاه در تمرکز هیجان هاست که به طور طبیعی افراد دلایلی را برای توجیه رفتار خود ابداع می کنند که از نظر اجتماعی قابل قبول است (شریفی درآمدی و آقایار، 1386).
ب)پیشینه تحقیقاتی
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
در تحقیق انجام شده توسط اسکالفورد205 و همکاران (2013) مشخص شد که مدیریت درد غیر دارویی در کودکان که شامل روش هایی مانند حضور پدر و مادر، حواس پرتی، استفاده از موسیقی و … می تواند در کاهش درد نقش موثری داشته باشد.
انجلر و همکاران (2013) در پژوهشی متمرکز بر درد لگنی مزمن مشخص کردند که پس از درمان مناسب باید روند درمان متمرکز بر درد باشد که این نیازمند ادغام عناصر پزشکی، روانشناختی و جنسی است.
در مطالعه مروری جانست206 و همکاران (2012) با هدف بررسی مدیریت درد در هنگام زایمان مشخص شده است که اکثر روش های مدیریت درد در زایمان به رابطه ی مادر و کودک پرداخته اند و نتایج آن ها در کاهش درد به وضوح مشخص نمی باشد.
در تحقیقی که توسط یتسه و همکاران (2011) با موضوع برنامه های مدیریت درد بر روی سالمندان در خانه سالمندان انجام شد، مشخص شده است که افرادی که برنامه های مدیریت درد را دریافت کردند بهزیستی روانی بیشتری داشتند.
در پژوهش انجام شده توسط مراکوتکی207 و واتسون (2011) مشخص شد که افراد دارای درد مزمن در عملکرد اجرایی (کنترل خود، کنترل هیجانات و خود آگاهی) و فعالیت شناختی (توجه، برنامه ریزی، حل مسئله، فراشناخت، خطاهای شناختی) دچار اختلال هستند. همچنین این دو نشان دادند که افراد با درد مزمن از حجم مغز کمتری برخوردارند.
گلدنبرگ و همکارانش (2011) در تحقیقی در باب مدیریت درد در بیماران مزمن روماتیسمی دریافتند که مدریت درد در بیماران روماتیسمی نقش مهمی دارد و باید در مسیر برنامه های مرتبط با درد قرار گیرد.
اثر تسکین درد روش های روانشناختی بستگی به نوع درد، وضعیت فرد، نگرش مراقبان و در نهایت اثربخشی روش مورد نظر دارد. برای دردهای پس از عمل جراحی، هیپنوتیزم می تواند در درمان زخم ها و کاهش درد موثر باشد (گیناندز و همکاران، 2003). با این حال در زمینه جراحی و مراقبت های بعد از آن، مداخلات روانشناختی نسبت به گروه کنترل تفاوتی را در بیماران ایجاد نمی کند (گاوین و همکاران، 2006؛ به نقل از ونگ، 2011).
مطالعات مختلفی عوامل روانشناختی را در درد مزمن سهیم دانسته اند ولی برخی مطالعات رابطه ای بین درد و فاکتورهای روانشناختی پیدا نکرده اند (روث و همکاران، 2011اa، روث و همکاران، 2011b، روث و همکاران، 2011c، والین و همکاران، 2011، ایکسیو و همکاران، 2011؛ به نقل از ونگ و همکاران، 2011).
گودسو (2012) در تحقیق خود نشان داده است که شرکت کنندگان این تحقیق از مدیریت درد روانشناختی حداقل استفاده را دارند، بدین معنی که فقط 16% از شرکت کنندگان از این روش استفاده کردند و 34.5% در گذشته از این روش استفاده کرده بودند. این استفاده کم به احتمال زیاد تحت تاثیر عوامل مختلفی است از جمله پوشش بیمه و ادرک این که درمان های روانشناختی برای فرد دچار درد مزمن باعث شرمساری است. اگرچه نتیجه این تحقیق حاکی از تعامل نزدکی احساس فیزیکی درد و عوامل روانی است.
در تحقیقی که توسط مک کراکن (2007) انجام شد، مشخص شده است که انعطاف پذیری روانی بیش از راهبردهای مدیریت درد سنتی که شامل چندین روش از جمله شرایط بدنی، ریلکسشن یا کنترل توجه، راهبردهایی برای کاهش الگوی تفکر غیر منطقی و فعالیت های مدیریتی است، در کنترل درد موثر است.
کیف و همکاران (2005) در پژوهش خود با موضوع مدیریت درد خانواده محور در بیماران سرطانی در آخر عمرشان نشان دادند که مدیریت درد خانواده محور می تواند در آخر زندگی بیماران سرطانی مفید باشد.
استیو، ویتلی، مایل، ابی208 (2013) در پژوهش خود نشان دادند که ارزیابی هیجانی ناکارامد، به خصوص سرکوب هیجانات با کمردرد مرتبط می باشد. بنابراین باید افراد در درمان درد فرایند های هیجانی را نیز در نظر گیرند.
برگ بوم . همکاران (2012) در تحقیق خود با موضوع تغییر در متغیرهای روانشناختی در ارتباط با بیماران با درد ماهیچه ای نشان دادند که در طول درمان فاجعه سازی، افسردگی، نگرانی، ترس و باورهای اجتنابی در طول درمان تغییر می کنند.
آراندا و همکاران (2010) کاهش درد را در استفاده ی زنان از راهبردهای تنظیم هیجان نشان دادند. نتایج نشان می دهد که زنانی که نمره بالا در ترمیم هیجانات را ارائه کردند، درد کمتری را احساس کردند. آن ها همچنین روحیه بهتر که تاثیر کمتری از تجربه درد دارد را نیز گزارش کردند. مطالعات گویای این است که راهبردهای تنظیم هیجان شناختی، پاسخ های شناختی به حوادث هیجان برانگیز هستند که به طور هشیار و ناهشیار سعی می کنند تا شدت و نوع تجربه هیجانی افراد یا خود حادثه را تغییر دهند
برکینگ و همکاران (2008) در پژوهش خود با موضوع مهارت های تنظیم هیجان به عنوان هدف روان درمانی نشان دادند که مهارت های پذیرش، تحمل و اصلاح فعال احساسات منفی برای سلامت روان و نتایج درمانی مهم است. به طوری که با جایگزینی مهارت های تنظیم هیجان در درمان شناختی-رفتاری می توان اثرات آن را افزایش داد.
پاکوت و همکاران (2005) نشان دادند که تنظیم هیجان روزانه می تواند در کاهش درد سالمندان موثر باشد. در این پژوهش مشخص شده است که تنظیم هیجان روزانه ( شامل خودحمایتی و بهبود هیجانات مثبت و منفی) در کاهش درد سالمندان واقع در خانه سالمندان مفید باشد.
تاسو و همکاران (2004) در پژوهش خود نشان دادند که هیچ ارتباطی بین جنسیت، نژاد و قومیت با مدیریت درد وجود ندارد.
مطالعات طولی نیز نشان داده است که مهارت های تنظیم هیجان، سلامت روان را در آینده پیش بینی می کند. همچنین شواهد اولیه نشان می دهد که تنظیم هیجان در درمان سوء مصرف مواد (لینهان و همکاران، 2002)، اختلالات خوردن ( سافر و همکاران، 2001؛ تلک و همکاران، 2001)، افسردگی در میانسالان ( لینک و همکاران، 2003) نیز موثر است ( برکینگ وهمکاران، 2008).
در زمینه ارتباط باورهای فراشناختی با مدیریت درد تحقیقات اندکی صورت گرفته است.
تورنر و همکاران (2001) نشان دادند که باورهای مرتبط با درد نقش کلیدی در عملکرد فیزیکی و روانشناختی دارد.
در تحقیق انجام شده توسط گادا و کوکوزکا (2013) مشخص شد که باورهای فراشناختی با ابتلا به افسردگی در ارتباط است.
در تحقیق انجام شده توسط تامپسون و همکاران (2010) مشخص شد که متغیرهای شناختی قویا با ناتوانی در ارتباط است. باور خودکارامدی پایین تر در افرادی که از درد فاجعه سازی می کنند دیده می شود. البته بین شدت درد و متغیر های شناختی در تحلیل چند متغیری ارتباطی دیده نشد.
در تحقیقی دیگر بیان شده است که هیچ ارتباطی بین باورهای مرتبط با درد و ابعاد درد جسمی دیده نشده است ولی این باورها در سلامت روان می تواند موثر باشد ( دیسویک و همکاران، 2004).
ترنر و همکاران (2000) نشان دادند که باورها راجع به درد در درد متوسط و شدید در افراد دچار بیماری گیجگاهی فکی نقش مهمی در عملکرد فیزیکی و روانشناختی دارد.
تحقیقات انجام شده در داخل کشور
سجادیان، نشاط دوست، مولوی، سراوردی و ابریشم کار (1391) در تحقیق خود با موضوع تاثیر روش درمان گروهی شناختی-رفتاری مدیریت درد بر کاهش علایم چندبعدی و فاجعه آفرینی درد زنان مبتلا به کمر درد شهر اصفهان، دریاقتند که این درمان به طور معنی داری باعث کاهش علایم چندبعدی درد و فاجعه آفرینی زنان می شود.
باقریان، برهانی و عباس زاده (1391) در پژوهش خود با موضوع تاثیر روش های غیردارویی کنترل درد بر کاهش درد ناشی از رگ گیری در کودکان سن مدرسه بستری در مرکز تالاسمی شهر کرمان نشان دادند که بین میانگین نمره درد در دو گروه آزمون تفاوت معنی دار وجود ندارد (05/0 P).
فرخ نیا، فتح آبادی، شهیدی (1390) در پژوهش خود با موضوع بررسی تاثیر مداخلات روانشناختی در کاهش شدت درد و تغییرات ایجاد شده در ضربان قلب و سطح اشباع اکسیژن خون گزارش کردند که مداخلات در کاهش شدت درد موثر بوده است.
وکیلی، نشاط دوست، عسگری، رضایی و نجفی (1388) در پژوهش خود نشان دادند که درمان های شناختی-رفتاری در کاهش افسردگی افراد مبتلا به کمردرد مزمن موثر است.
فرخ نیا، شهیدی و فتح آبادی در پژوهش خود تاثیر مداخلات شناختی در کاهش شدت درد، پریشانی و بهبود کیفیت زندگی موقعیتی کودکان مبتلا به سرطان را بررسی کردند . به این نتیجه رسیدند که مداخلات شناختی آماده سازی کودک و والد و انحراف مسیر توجه کودکان توانست شدت درد و سطح پریشانی را کاهش دهد و کیفیت زندگی موقعیتی کودکان را بهبود بخشد.
فخاری و همکاران (1392) در پژوهش خود نشان دادند که در افراد افسرده بیشتر از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان مانند سرکوب هیجان استفاده می کنند و کمتر از راهبرد سازاگارانه ارزیابی مجدد استفاده می کنند.
نجفی، فرهودیان، علیوندی وفا، اختیاری، مساح (1392) در تحقیق خود با موضوع میزان تنظیم هیجان در مصرف کنندگان مت آمفتامین با سابقه رفتارهای مخاطره آمیز و مصرف کنندگان بدون سابقه رفتارهای مخاطره آمیز، هیچ رابطه ای بین توانایی تنظیم هیجان و خرده مقیاس های آن با ارتکاب رفتارهای مخاطره امیز در مصرف کنندگان مت آمفتامین دیده نمی شود.
گنجی، محمدی و تبریزیان (1391) در تحقیقی در رابطه با ارتباط مکانیسم های دفاعی و تنظیم هیجان و سبک های دفاعی نشان دادند که آن دسته از افراد که از سبک های دفاعی رشد نایافته استفاده می کنند از توانایی مدیریت و تنظیم هیجان پایین تری برخوردارند.
صالحی و همکاران (1390) نشان دادند که دو راهبرد شناختی تنظیم هیجان از جمله مصیبت بار تلقی کردن و نشخوار فکری می توانند پیش بینی کننده ی مشکلات هیجانی باشد.
امین آبادی، خداپناهی و دهقانی (1389) در تحقیق خود با موضوع نقش میانجی تنظیم هیجان شناختی در ادراک نوجوانان از ابعد فرزندپروری و موفقیت تحصیلی آنان دریافتند که ادرک محبت نوجوانان از جانب والدین با تنظیم شناختی هیجان و موفقیت تحصیلی آن ها رابطه دارد و این ادراک نوجوانان را برای پیشرفت بیشتر برمی انگیزد.
ج) جمع بندی
به اعتقاد برخی از پژوهشگران بسیاری از علایم و نشانه های افراد دچار درد مزمن ناشی از تغییرات فرایندهای شناختی (باورها، نگرش ها، سطح سازگاری و غیره) مرتبط با شرایط اجتماعی و فرهنگی است. لیکن شواهد نشان می دهد تاثیر منفی این اختلالات فقط به شخص مربوط نمی شود، چون برخی از این اختلالات دارای تاثیر کارکردی شدید هستند. به همین دلیل عقیده بر این است که برای درمان این اختلالات از درمان های ترکیبی استفاده شود . یک دیدگاه معتقد است که درمان می بایستی بر اساس دستگاه اعصاب مرکزی، بازپروری فیزیکی، پسخوراند زیستی، آموزش آرمیدگی، تحریک حسی و جراحی اعصاب استوار باشند. هرچند که این ریکرد درمانی فنون متفاوتی دارند ولی وجه مشترک همه آن ها رهایی از درد و رنج است. افزون بر این می توانیم این تکنیک ها را به طور انفرادی یا گروهی مورد استفاده قرار دهیم (رجبی و عطار، 1380). مطالب موجود در این فصل نشان می دهد که تاثیر متغیرهای روانشناختی در درد مزمن بر هیچ کس پوشیده نیست، بسیاری از متغیر های هیجانی و شناختی در مدیریت درد مزمن اثرگذار هستند و درمان موثر فقط با در نظر گرفتن این عوامل صورت می گیرد. تا کنون نیز تحقیقات گسترده ای بر روی تاثیر این متغیرها صورت گرفته است. اما با این حال نتایج تحقیقات با یکدیگر در تناقض هستند و علاوه بر این تا کنون تحقیقات اندکی بر روی تاثیر باورهای فراشناختی و تنظیم هیجان بر درد صورت گرفته است. در نتیجه با انجام این تحقیق می توانیم در زمینه افزایش اطلاعات در زمینه تاثیر متغیرهای روانشناختی در مدیریت درد گامی مثبت برداریم.

فصل سوم:
روش پژوهش

3-1- روش پژوهش
این پژوهش، یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است.
3-2- جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر، افراد دارای سردرد مزمن مراجعه کننده به کلینیک درد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تنظیم هیجان، تنظیم شناختی، تنظیم شناختی هیجان، نشخوار فکری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نشخوار فکری، خودآگاهی، رگرسیون، فراشناختی