منبع پایان نامه ارشد درباره تفسیر قرآن، قرآن کریم، علامه طباطبایی، روایات تفسیری

دانلود پایان نامه ارشد

از رجوع به سایر کتابهای تفسیری روایی اهل تسنن نیست؛ زیرا همه روایات تفسیری اهل تسنن و بویژه روایات فضایل، در آن ذکر نشده است. نکته دیگر این که هر چند در مقام بحث و گفتگو با اهل تسنن می توان به روایات آن، به خصوص روایاتی که به صحت و اعتبار آنها تصریح شده، استناد کرد ولی فهم معارف و استنباط احکام و تبیین معنا و مقصود آیات، تنها به روایاتی از این تفسیر می توان اعتماد کرد که از قراینی مانند قوت متن، مطابقت با نص یا ظاهر آیات، سنت قطعی، روایات معتبر و اعتبار عقلی به صدور آنها از پیامبر(ص) و یا یکی از جانشینان معصوم آن حضرت، اطمینان حاصل شود؛ و از روایاتی که به صدور آنها از امام معصوم اطمینان حاصل نشود، تنها می توان به عنوان مؤید استفاده کرد.
به طور کلی، تفسیر «الدرّ المنثور» در زمان خود جایگاه خوبى در میان تفاسیر باز کرد. این تفسیر به روش روایى است و احادیث پیامبر اسلام، صحابه و تابعان را نقل می‌کند. علامه طباطبایی به این تفسیر به صورت وسیعى استناد نموده است. این استفاده به صورت نقل روایت از رسول خدا(ص) صحابه و تابعین می‌باشد و اوّلین منبع روایى «المیزان فی تفسیر القرآن»، قلمداد می‌شود.
11-2-معرفی اجمالی تفسیر جلالین36
تفسیر جلالین مشهور است و به سبب موجز و مختصر بودنش در میان مردم رواج بسیار دارد. سبب نامگذاری این تفسیر به«جلالین» آن است که در تألیف آن، دو دانشمند که هر دو«جلال الدین» لقب داشته اند، شرکت کرده اند:(2) نخست: فقیه و اصولی شافعی مذهب جلال الدین محمد بن احمد مَحلی (در گذشته به سال864 ق). دوم: علاّمه و پیشوای نامدار جلال الدین عبدالرحمن سیوطی(در گذشته به سال911 ق).
از شگفتیهای روزگار آن که محلّی کار خویش را از نیمه‌ی دوم قرآن، یعنی از سوره‌ی کهف تا پایان مصحف، آغاز کرد. وی چون مردمی را دیده بود که تفسیر قرآن را آغاز کرده، ولی آن را به پایان نبرده اند، این روش را در پیش گرفت. امّا أجل مانع تحقّق آرزوی او شد و محلّی بی آنکه بتواند نیمه‌ی نخستین قرآن را تفسیر کند، در گذشت و سیوطی از پس وی آمد و آن کار را با همان روشی که محلّی پیشه ساخته بود، کامل کرد. در نتیجه آن تفسیر به این نام یعنی تفسیر جلالَین مشهور گشت.
نگارنده با بررسی این تفسیر دریافت که کار این پیشوا با وجود شباهت ظاهری، از برخی جهات با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت به هنگام دّقت آشکار می‌گردد. آن تفاوت را می‌توان چنین خلاصه کرد که: سیوطی در تفسیر جلالین بیش از محلّی به جنبه‌ی تفسیر اثری اهتمام دارد. تفسیر أثری در شرح و گزارش قرآن کریم نخستین اصل است، بگونه ای که هیچ مفسری نمی‌تواند از آن بی نیاز باشد؛ هر چند که از دانش و ژرف بینی و باریک اندیشی برخوردار باشد.
تفسیر أثری بر دو پایه استوار است: 1) تفسیر قرآن به کمک قرآن. 2) تفسیر قرآن به کمک حدیث نبوی(ص) صحابیان تفسیر قرآن را از پیامبر(ص) گرفته و برای مردم باز گفته اند، و برای آن بخش از قرآن که تفسیر آن را دریافت نکرده اند، از روی اجتهادهای خویش تفسیری افزوده اند. همچنین تابعان تفسیر را از صحابه گرفته و به همان روش اجتهاد کرده اند. از همین جا تفسیر صحابه و تابعان(در چشم اهل سنّت) از منزلتی والا برخوردار گشته است، زیرا بسیاری از درون مایه‌های تفسیر آنان حدیث نبوی است و (افزون بر آن) روزگار آنان به عهد نبّوت نزدیک بوده است و البتّه از حیث منزلت صحابه از تابعان والاتر است.

فصل سوم
بررسی تفسیری آیه‌ی اطاعت

1-3-بررسی، تحلیل و تفسیر آیه اطاعت
یا ایها الذین امنوا اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم …(59)
ای اهل ایمان فرمان خدا و رسول و فرمانداران(از طرف خدا و رسول را اطاعت کنید…(59)

سیوطی در ذیل تفسیر روایی آیه شریفه 59 سوره نساء آورده است که با اسناد و سلسله روات از جمله ابن جریر و ابن ابی حاتم از عطاء در قول خداوند تبارک و تعالی گفت: اطاعت رسول پیروی از کتاب و سنت اوست و در مورد (و أولِی الأمرِ مِنکُم) گفت: صاحبان علم و فقیهان هستند.37
و همچنین از بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی و نسایی و ابن جریر و ابن المنذر و ابن ابی حاتم بیهقی به نقل از سعید بن جبیر از عبدالله بن عباس در آیه شریفه(أطِیعوا الله و أطِیعوا الرسُول و أولِی الأمرِ مِنکُم) گفت: این آیه در حق عبدالله بن حُذافه بن قیس بن عدی هنگامی که پیامبر او را به یکی از جنگ ها(سَرِیَّه ها)38 فرستاد. نازل شد.
و ابن جریر و ابن ابی حاتم از السّدیّ آورده اند که در این آیه گفت: حضرت رسول اعظم در یک سّرِیَّه که عمار بن یاسر هم در آن بود خالد بن ولید را به فرماندهی سراغ قومی فرستاد.39پس به سمت آنان رفتند و در نزدیکی آنان شب را به صبح بردند. آن قوم را شخصی بنام ذو العبیتین از حضور لشکریان اسلام خبر داد و همه گریختند بجز مردی که خانواده‌ی خود را آماده فرار کرد و خود از تاریکی شب برای رسیدن به لشکر خالد بن الولید استفاده کرده، سراغ عمار یاسر آمد و از او امان خواست عمار هم به او امان داد. البته در حضور عمار مسلمان شد و شهادتین را بر زبان جاری کرد. و در همان تاریکی شب به نزد خانواده خود برگشت، صبح که لشکر خالد به آن قوم رسید کسی را نیافتند بجز آن مرد که امان گرفته بود.
خالد او را گرفت و اموالش را مصادره کرد. خبر که به عمار رسید. نزد خالد آمد و گفت: او را رها کن او اسلام آورد و از جانب من در امان است. خالد گفت: با کدام اجازه تو امان می‌دهی، و سب و شتم بین آن دو رد و بدل شد. تا خدمت پیامبر اعظم رسیدند پس پیامبر امان عمار یاسر را اجازه داد ولی از تکرار این عمل منع کرد. امّا آن دو در حضور پیامبر به همدیگر دشنام دادند.40 خالد گفت: ای پیامبر می‌گذاری این بنده سیاه به من دشنام دهد. پیامبر فرمود: ای خالد به عمار دشنام نده، همانا هر که به عمار دشنام دهد به خدا دشنام داده است. و هر کس عمار را خشمگین کند، خدا را خشمگین کرده است. و هر کس عمار را لعنت کند، خداوند او را لعنت می‌کند عمار خشمگین شده و بلند شد و رفت. خالد در پی او رفته و از او معذرت خواهی کرد. او هم عذرش را پذیرفت.41 پس خداوند آیه را نازل کرد.(یا أیُها ألذِینَ أمنُوا أطِیعوا الله و أطِیعوا الرسُول و أولِی الأمرِ مِنکُم)
و ابن جریر از ابن میمون بن مهران در آیه(و أولِی الأمرِ مِنکُم) آورده است که (أولِی الأمرِ مِنکُم) همانا فرماندهان لشکریان اسلام در زمان پیامبر می‌باشند.42
و سعید بن منصور و ابن ابی شیبه و عبد ابن حمید و ابن جریر و ابن منذر و ابن ابی حاتم از ابو هریره در خصوص (و أولِی الأمرِ) نقل کرده است که این‌ها فرماندهان و امیران از شما هستند و در تعبیری فرماندهان قسمتی از لشکر هستند.
و همچنین ابن ابی شیبه و بخاری و مسلم و ابن جریر و ابن حاتم از ابو هریره نقل می‌کند که گفته است، پیامبر فرمود: هر کس مرا اطاعت کند همانا خداوند را اطاعت کرده است و هر کس امیر منصوب مرا اطاعت کند مرا اطاعت کرده است و هر کس مرا نافرمانی کند همانا خداوند را نافرمانی کرده و هر کس فرمانده و امیر منصوب مرا نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده است.43
و ابن جریر از ابن زید در آیه (و أولِی الأمرِ) گفت: پدرم گفت: همانا آنان حاکمان هستند گفت: پپامبر فرمود: اطاعت، اطاعت و در اطاعت امتحان الهی است. و گفت: اگر خدا می‌خواست این امر را در پیامبران می‌نهاد. یعنی با اینکه پیامبران در میان آنان بودند ولی حاکمانی برای آنان قرار داد. آیا نمی‌بینی هنگامی که حکم به قتل یحیی بن زکریا صادر کردند.44
و بخاری از انس روایت می‌کند که او از پیامبر نقل می‌کند. پیامبر فرمود: از حاکم و سلطان تبعیت کنید و هر چند حاکم شما سیاه خشمگین با علامت خاص باشد.45
و به نقل از احمد و ترمذی و الحاکم و بیهقی نیز در کتاب الشعب خود آورده است از ابی اَمامه نقل می‌کنند که از پیامبر شنیدم که در حجة الوداع فرمود: خداوند را بپرستید و نماز بپا دارید و روزه بگیرید و زکات بدهید و صاحبان امر را اطاعت کنید تا وارد بهشت بشوید.46
و ابن جریر و و ابن منذر و ابن ابی حاتم و حاکم از ابن عباس در مورد آیه شریفه (و أولِی الأمرِ) می‌گویند که اولأمر یعنی اهل فقه و دین و اهل اطاعت از خداوند هستند که به مردم معالم دین را آموزش می‌دهند و در میان مردم امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند پس خداوند به مردم اطاعت از آنان را واجب کرده است.47
و ابن شیبه و عبد ابن حمید و الحکیم و ترمذی در نوادر الأصول و ابن جریر و ابن منذر و ابن ابی حاتم و تصحیح حاکم از جابر بن عبدالله در فرموده قرآن کریم(و أولِی الأمرِ) گفت: اولی الأمر اهل علم هستند. و سعید بن منصور و عبدبن حمید و ابن جریر و ابن ابی حاتم از مجاهد(و أولِی الأمرِ) گفت همانا اولی الأمر فقها و علماء هستند.
و ابن ابی شیبه و عبد بن حمید و ابن جریر و ابن منذر از مجاهد در این آیه آورده اند که اولی الأمر یاران حضرت رسول اکرم و اهل علم و فقه و دین هستند.
و همچنین ابن ابی شیبه و ابن جریر از ابی العالیه در (أولِی الأمرِ) گفت: آن‌ها اهل علم هستند نمی‌بینی که خداوند در آیه شریفه 83 سوره نساء می‌فرماید: (وَ لَو رَدُّهُ إلَی الرَّسُول وَ إِلَی أُولِی الأمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَستَنبِطُونَهُ مِنهُم) و ابن ابی حاتم از ضحاک در مورد اولی الأمر گفت: آنان اصحاب رسول الله همانان آنان روات حدیث پیامبر هستند.48
و عبد بن حمید و ابن جریر و ابن ابی حاتم و ابن عساکر از عکرمه در مورد اولی الأمر نقل می‌کنند که گفتند: آنان ابوبکر و عمر هستند.6
و عبد بن حمید از کلبی در مورد (و أولِی الأمرِ) گفت: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و ابن مسعود هستند یعنی این روایات از طرق مختلف و به شکلهای متفاوت و مختلف روایت شده است.
و ابن ابی شیبه و ابن جریر و از عمر از پیامبر نقل می‌کند: بر مرد مسلمان استماع و اطاعت کردن واجب است در آنچه دوست دارد یا اکراه دارد مگر به معصیتی امر شود. اگر کسی مأمور به معصیتی شود بر او واجب نیست اطاعت کند.49
و ابن جریر طبری از ابی هریره نقل می‌کند که پیامبر فرمود: به زودی بعد از من والیانی بر شما تسلط پیدا می‌کنند. پس درستکار با درستکاریش بر شما مسلط، و فاجر با فجورش بر شما مسلط می‌شود. پس فرمان آنان را گوش دهید و از آن‌ها اطاعت کنید. و پشت سر آن‌ها نماز بخوانید. اگر نیکوکاری کردند، نیکی هم برای شما و هم برای آنان است و اگر بدی کردند نیز برای هر دوی شماست.50
و احمد بن حنبل از انس بن مالک نقل می‌کند که معاذ از پیامبر اکرم سؤال کرد: ای پیامبر اگر کسانی بر ما مسلط شدند که به سنت نبوی عمل نمی‌کنند و اوامر تو را انجام نمی‌دهند آنگاه تکلیف ما چیست؟ پیامبر فرمود: کسی که از خداوند اطاعت نکند لازم نیست از او اطاعت کنید.(لاطاعة لِمن لَم یُطع الله)51 ابن شیبه و احمد و ابویعلی و ابن خزیمه و ابن حبان و الحاکم از ابی سعید الخُدری نقل می‌کنند: که پیامبر علقمه بن بجزر را بر سپاهی امیر کرد و آن‌ها برای کاری روانه شدند او نیز عبدالله بن خذافة بن قیس السَّهمِی که از یاران بدر بود بر گروهی فرمانده کرد. در مسیر جایی توقف کردند و امر کرد آتش بر افروختند تا غذایی آماده کنند. سپس به آنان گفت: مگر من امیر شما نیستم. گفتند بله گفت: پس خودتان را در آتش افکنید. آنان برخاستند او گمان برد که واقعاً می‌خواهند خود را در آتش بیندازند. خندید و گفت: با شما مزاح کردم در بازگشت مطلب را خدمت رسول الله عرض کردند. ایشان فرمودند: کسی که شما را به معصیتی امر کند از او اطاعت نکنید.52و روایات مشابه بسیار زیاد است که همگی بر عدم اطاعت از سلطان جائری که امر به معصیت الهی بکند.
و از ابن ابی شیبه مروی است که حضرت علی بن ابی طالب فرمود: بر مسلمین لازم است اگر فراخوان شدند اجابت کنند و اطاعت کنند و باز ابن ابی شیبه به نقل از عبدالله بن مسعود پیامبر فرمود: (لاطاعة لبشرٍ فی مَعصِّیة الله) هیچکس در امر به معصیت مطاع نیست.53
همچنین از ابن ابی شیبه از حضرت علی که فرمود:

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره علوم قرآن، روایات تفسیری، تفسیر قرآن، فقه اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فرمانبرداری، حاکمیت سیاسی، امر به معروف، اندیشه شیعی