منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، بین النهرین، هخامنشیان، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

اورارتویی در هنر هخامنشی را میتوان به واسطه تأثیرپذیری هخامنشیان از هنر مادها به ویژه هنر زیویه دانست که خود تحت تأثیر هنر اورارتویی قرار داشتند. “هرتسفلد” معتقد است که تصویر گاو نر و ماهیت مرکب بر روی سرستونها در تخت جمشید و معماری رنگارنگ در پاسارگاد میتواند از اورارتوها نشأت گرفته باشد.17 همچنین، کلایس بر این باور است که تخته سنگهای پلکانهای تخت جمشید،مطابق باتخته سنگ های اورارتویی برای حصارها و پی ریزی تراس ها است. از تأثیرات معماری اورارتویی بر معماری هخامنشی میتوان به آرامگاههای سنگی مانند آرامگاه داریوش در نقش رستم با راهرو باریک اشاره کرد که توسط معماران محلی ساخته شده و طرح و اساس آن تحت تأثیر هنر اورارتویی است. همچنین آرامگاههای سلطنتی سلسله اورارتوها، همواره الگویی برای ساخت آرامگاههای هخامنشی در نقش رستم و تخت جمشید بوده است. به عنوان مثال، شباهت مقبره داریوش در نقش رستم با مقبرهای اورارتویی مربوط به (حدود قرن هشتم ق.م ،کاملاً مشهود است. قرار گرفتن اتاق مقبره آرامگاههای هخامنشی در ارتفاع بالا که از بریده شدن صخره ایجاد شده است، شباهت بسیاری با مقابر اورارتویی دارد. برای رفت و آمد و رسیدن به ورودی اتاق مقبرها از راه پله شش پاگردی استفاده شده است. اگر چه گیرشمن در کتاب «هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی»معتقد است که تأثیر هنر معماری اورارتویی بر معماری هخامنشی، صفه مصنوعی به عنوان یکی از عناصر مهم ساختمان سازی است، که پشت به کوه دارد و روی آن اقامتگاه مستحکم شاه ساخته شده است،18 اما علی اکبر سرفراز در کتاب «باستان شناسی و هنر دوران تاریخی» بر این اعتقاد است که با توجه به تاریخ هنر معماری در ایران، ایجاد ساختمان بر روی صفه مصنوعی تازگی نداشته، بلکه در ایران پیش از تاریخ، همان طوری که تپه سیلک نیز مشاهده شده است، خانه رئیس قبیله را بیشتر موراد روی صفه مصنوعی میساختهاند،19 ولی تراشیدن سنگ های بزرگ و ایجاد ساختمانهای سنگی از سنگهای حجاری شده منظم از اورارتوها گرفته شده است. چنانچه بیرون آمدگی های چهار طرف کعبه زرتشت در نقش رستم که از سنگهای تراشیده شده چهار گوش ساخته شده است، به برج دروازهای دژ اوراتویی تیی شه بانی در ناحیه (کارمیربلور) در ایروان ارمنستان شباهت دارد. ضمناً سنگ تیره به کار رفته در این برج با سنگهای آهکی سیاه رنگ پنجره های کور در برج نقش رستم و پاسارگاد شباهت دارد. بنابر این فرض می شود که برتر شمردن سنگ سیاه و همچنین تضاد قوی رنگها از اورارتوها به پارسها رسیده است. در این صورت معماری مادی را که تا کنون ماهیت آن چندان شناخته نشده است، به عنوان میانجی به حساب آورد. احتمال دیگر این است که پارس ها در لشکرکشیهای خود به کارمیر بلور و سایر شهرهای اورارتوها، معماری آنها را از نزدیک دیده و آن را تقلید کردهاند20.
2-3-3-تأثیر هنر بین النهرین (بابل و آشور) بر هنر هخامنشی
در دوره هخامنشی باید به تأثیرات آشور و بابل و میراث بین النهرین نیز توجه شود. آنچه را که داریوش از معماری آرایش ساختمان در بابل آموخت، به شوش، پایتخت ایلام منتقل نمود. این شهر، کانون مهمی بود بر سرراههای تجارتی که از خلیج فارس میآمد. از زمان قدرت ایلامیها در این منطقه، تپه ای از خرابهها به وجود آمد که بعدها، کاخ داریوش و تالار ستون دار یا آپادانای اردشیر دوم بر آن قرار گرفت.21 کاخ شوش، از یک آپادانا به سبک ایرانی و یک مجموعه شامل چند حیاط از نوع معماری بین النهرین تشکیل شده است که آن را به یک فضای پهناور از نوع بابلی شبیه کرده است. همچنین این کاخ با آجرهای نقش برجسته و لعاب کاری شده، بیشتر از همه از یک الگوی بابلی تبعیت میکند.ساختمانهای تخت جمشید شباهت بسیار به کاخ های آشوری، بابلی دارد. با این تفاوت که در کاخهای آشوری، بابلی، حیاط، عامل تکرار شونده است که در اطراف آن اتاقهایی کم عمق ساخته میشده و کاخ مجموعهای از چنین واحدهایی بوده است. به عبارت دیگر در هر چهار طرف حیاط، نقشه ساختمانی واحدی پیاده میشده است. اما درتخت جمشید، حیاط از ساختمان های گوناگونی به وجود میآید که اطراف آن بنا شده و بر حیاط مسلط و ارتفاع سطوح اطراف حیاط با یکدیگر در ارتباط است22. نقوش نیم برجسته ردیف شده بر سنگ دیوارها در ساختمان های تخت جمشید، هنر آشور و بابل در سدههای نهم تا هفتم ق.م را به یاد میآورد. نقوش نامبرده؛ صفوف تشریفاتی درباریان، نگهبانان، سربازان جاویدان و خراج گزاران اقوام مختلف امپراتوری را نشان میدهد23. در حجاری شمایل داریوش نیز، تزیین تاج، ریش و قرص خورشید بالدار بالای سر داریوش از تزئینات آشوری الهام گرفته است.
2-3-4-تأثیر هنر یونانی بر هنر هخامنشی
کوروش پس از فتح شهرهای آسیای صغیر تحت تأثیر هنر ظریف سنگ کاری یونانیان قرار گرفت و کارگران یونانی یا لیدیایی را به زیستگاه خود در پاسارگاد آورد تا کار ساختن کاخ ها و ساختمانهای اداری در دشت و تپه بلندی را برعهده بگیرند که ارگ خود را در آن جا بر پا داشته بود؛ چرا که روشهای بنایی و سنگ تراشی در یونان در مقایسه با بین النهرین و ایران بسیار پیشرفته بود. در پاسارگاد اسلوب سنگ کاری یونانی، متداول و حتی ظاهر کاخ ها بیشتر یونانی بود. همچنین بخش بندی شالوده بنا در پاسارگاد یعنی پایه پلکانی و دیوار صفه شباهت زیادی به معابد یونانی قرن ششم ق.م به بعد دارد24. شاهان هخامنشی به مجسمه های سنگی و ظروف سفالین یونان بسیار علاقه داشتند. مجسمه مرمر “پنلوپ” مربوط به نیمه دوم قرن پنجم ق.م، از خزانه تخت جمشید پیدا شده است. همچنین، کشف ظروف سفالین یونانی از خزانه
تخت جمشید و شوش، نشانه ای از علاقه پادشاهان ایران به هنر یونان است. بی شک در امور تخت جمشید، مجسمه سازان یونانی سهمی داشتهاند. زیرا به اعتقاد کلیکان وجود نقش سر و صورتهایی که عیناً شبیه نقش قرمز رنگ گلدان های یونانی است25، این ادعا را ثابت میکند. بنابراین تأثیر هنر یونانی در دوره هخامنشیان هم در معماری به صورت ساخت بنا و هم در نوع و چگونگی استفاده از مصالح دیده میشود. همچنین، در کتیبه داریوش درباره ساخت کاخ شوش آمده که برای ساخت و تزیینات کاخ شوش از یونانیان استفاده شده است. چنانچه داریوش در کتیبه خود میگوید: زیورهایی که با آن دیوارها آراسته شده است از یونان آورده شد. در دوره داریوش اول نیز، پیکرنگاری بی واسطه برای تزیین بناها به سبک آرکاییک دوره متأخر یونان (حدوداً از 700 تا 480ق.م) است که در آن انسانها و حیوانات، بسیار طبیعیتر از تفسیر نقش برجستههای مصری یا بابلی نمودار گشتهاند26. در طول دوران هخامنشیان، این تأثیرپذیری از هنر یونان کماکان ادامه داشت و خود بر این الگوپذیری اذعان داشتند؛ چنانچه داریوش خود در فرمانی اقرار میکند که وی از تعلیمات این یونانیان که مطیع کرده بود، کراهت و ابایی نداشته است.
2-3-5- تأثیرات هنری تمدن مصر بر هنر دوره هخامنشی
در هنر هخامنشی، تأثیرات هنر مصری نیزه دیده میشود که مستقیماً از خود مصری ها یا به وسیله فنیقیها اقتباس شده است. شاید یکی از تأثیرات قدیمی هنر مصر بر دوره هخامنشی را قبل از فتح مصر توسط کمبوجیه، میتوان پاسارگاد و روی نقش برجسته انسان بالدار مشاهده کرد. تأثیر هنر مصری تاج سر انسان بالدار است. که تقلیدی از نقوش خدایان مصری است. به ویژه تقلیدی از خدای “هارپوکرات” (Harpocrate) است که در ابتدا یکی از خدایان مصری بوده ولی بعدها مورد پرستش یونانیان و رومیان قرار گرفت27. تقلید طرح تاج مصری نقش انسان بالدار پاسارگاد را نمیتوان به زمانی که مصر به تصرف ایران در آمد، مربوط دانست. احتمالاً هنر دوره هخامنشی این تأثیر را از طریق فنیقیه و نواحی آسیای غربی گرفته باشد که پرستش این رب النواع در آنجا نیز رایج بوده است. فتح مصر توسط هخامنشیان و اقامت داریوش در مصر و ساخت و بنای معبدی که توسط داریوش در واحه الخارقه ساخته شد، علاقهمندی و تمایل داریوش به معماری مصر را در او بیدار کرد. شاید بتوان گفت؛ حتی نقشه کاخ او و بخشی از معماری تخت جمشید تحت تأثیر هنر معماری مصری و طرح و نقشه معابد مصری بوده است. مهمترین تأثیر معماری مصری در معماری هخامنشی، درگاههای تزیینی سنگی بناهاست، که نمونه آن در تخت جمشید قابل مشاهده است و شکلی خاص در هنر معماری مصر است که به لبه های افقی و عمودی ساختمان محدود و به حفره شیارهای مدور افقی بالای درگاه افزوده میشود. این عناصر معماری و تزئینی در ساختمان-های تخت جمشید، بین 521 و 484 قبل از میلاد ظاهر میشود. مجموعه کاخهای تخت جمشید، شباهتهای زیادی در زمینههای مختلف معماری و به طور خاص با کاخ آخاناتون مربوط به دوره تاریخ 1363 – 1344 ق.م در منطقه آمرنای مصر دارد. میتوان پذیرفت داریوش در زمان حضور در مصر این مجموعه را برای ساخت تخت جمشید الگو قرار داده است28 همچنین، گچ بری مقعر کتیبهها در تزئین معماری نمای ساختمانها به ویژه در تخت جمشید، نشان از نفوذ هنر مصری در ایران دوره هخامنشی دارد. مصریان در طرح سرستونهای خود از برگ نخل و شکل گیاه پاپیروس و گل لوتوس زیاد استفاده کردهاند و در هنر هخامنشی، نیز شکل سرستونها از ترکیب سر ستونهای مصری استفاده شده است. ضمن اینکه سرستونهای ایرانی ترکیبی ظریفتر و پیچیدهتر و تناسبی قوی و منطبق با مقیاسهای فنی دارند. عالیترین ساختمان هخامنشی، تالار وسیع آپادانا است. این نوع تالار ستون دار در ایران و جاهای دیگر مانند مصر متدوال بوده است.
2-4-نمادها در معماری هخامنشی
نماد آفرینی در تاریخ بشر پیشینه ای دور دارد. بدین معنی که از هزاران سال قبل انسان تبیین پدیدههای طبیعت و بیان احساست و عواطفش، از نمادها استفاده میکرده است. هرگاه به مطالعه باورهای دینی و اساطیری انسانهای بدوی پرداخته شود، تعداد زیادی از نمادها که هر کدام معرف بخشی از عقاید آنان در مورد طبیعت، زندگی و مرگ است، مشاهده می شود. انسان در ورای پدیدهها و حادثههای طبیعی، نیروی مرموز و نهفتهای را میبیند که روح آن یا نیرو سبب موجودیت یا حادث شدن پدیده میگردد. از دیدگاه انسان بدوی جهان سرشار از ارواح و نیروهای مرموزی بود که پدیده و حوادث، مظهری از آن نیروها یا ارواح بودند، به گونهای که مثلاً تندر را آوای خشم خدا، آذرخش را تیر انتقام خدا و رودخانه را پناهگاه ارواح میدانستند. انسان از باورهای دینی و مذهبی خویش دنیایی پر از انگاره، نماد یا نمایان دارد که با آن جهان و پدیدههایش را توجیه و تبیین میکند، یا به گونه ای حوادث طبیعی توجیهی برای باورهای خود میسازد.
2-4-1- انسان بالدار
بنایی در کاخ بارعام در پاسارگاد قرار دارد و نقش برجسته مرد بالداری با پوشاک عیلامی، ریش کوتاه و تاج مصری آتف، بر دیوار کاخ شرقی، دیوار سنگی درگاه شمالی به چشم میخورد. “ملون” (Mellon) این نفش برجسته را نشان دهنده نیروهای منتسب به شاهانی چون کوروش می دانست. “روت” (Root) نیز این نقش را اثری با شخصیت هخامنشی و متناسب با تنوع قومی و فرهنگی شاهنشاهی کوروش میشناسد29. این اثر در ردیف کهنترین آثار حجاری و نقوش برجسته عهد هخامنشی است. نقش مرد بالدار، دارای چهار بال است که دوتا به طرف بالا و دو تا به قسمت پایین نقش گردیدهاند و چون در سایر نقش های هخامنشی چنین بالی دیده نشده، وجود این بال ها موجب گردیده که بعضی آن ها را از مظاهر خیر و پارهای، فروهر کوروش بدانند که نمایاندن علو روح و مقام بلند معنوی کوروش بوده است.
2-4-2-نگاره ماهی –مرد
درگاهها چهار در ورودی و خروجی تالار کاخ بار در پاسارگاد را سنگ های صیقلی شده که روی آن ها نفشهای متنوعی حجاری شده اند، تشکیل میدهد، اجزای کمی از نقوش سالم باقی ماندهاند. طرفین درگاه شرقی، تصویر موجودی است که یک پایش به شکل انسان، و پای دیگرش ماهی است. نقش «ماهی-مرد» همانند نگهبان اسطوره ای بین النهرین، ایزد گیاهان و زندگی نباتی دانسته شده است..30
2-4-3-اسب
از دوران پیش از هخامنشیان نیز این حیوان مقدس و با ارزش بود. کاسیها در 1800 سال پیش از میلاد، الهه پرورش اسب به نام میریزیر را میپرستیدند. به کار بردن نقش اسب در حجاریها، ظروف، سکه، مهر و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، هخامنشیان، پهلوی اول، باستان گرایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، نقش برجسته، تأثیرپذیری، سازمان اداری