منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، هخامنشیان، دیوارنگاره، نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

فرش را در هخامنشی نمیتوان نادیده گرفت. در تخت جمشید نیز به کار رفته است.
2-4-4-گاو
در اساطیر کهن ایران گاو نمادی از منبع رویش و بالندگی گیاهان بود که از استخوانهایش کوهها، از خونش جویها و از سایر اعضایش پدیدههای دیگر خلق شدند. در آثار فراوانی که از دوره هخامنشیان بر جای ماندهاند، نقش گاو و گاو بالدار به عنوان نمادی از برکت و آفرینش مورد استفاده هنرمندان آن زمان قرار گرفته بود. نقشهای حیوانات و دیوارنگارههای تخت جمشید و شوش بیشتر متأثر از نقش های بابلی هستند31.

2-4-5-بزکوهی
نقش بزکوهی از دوران ماقبل تاریخ در بین اقوام گوناگون به صورت نمادین دیده شده است. نود درصد سنگ نگارههای موجود درایران دارای نقش بزکوهی با شاخ های بلند سمبلیک است که نشان و پیام آن (آب، باران، فراوانی و نعمت، نگهبان ماه، نگهبان و ناجی مشی و مشیانه) 32 است که نمونه آن را میتوان در دسته گلدان به شکل بزکوهی در دست مرد لیدیایی، در تخت جمشید مشاهده نمود و این ارتباط پیامی و کلامی مشترک بر روی سفالها اعصاره کهن برجا مانده است. وجود تصاویر بز کوهی بر روی سفالها، ظروف فلزی (نقره وطلا) و نقوش آنها با شاخهای سمبلیک بر سنگ های سخت کوهها، تحسین برانگیز و قدرت ماندگاری آن به جهت اعتقادات مردم است.
2-4-6-شیر
در آثار دوره هخامنشی، قداست شیر بازتابی از اندیشه های پیشینیان این سرزمین است، نقش برجستهها و حجاریها، تندیس، سرستونها، دیوارنگارهها، شیرهای سنگی، ظروف، لوازم زینتی و جواهرات، سلاح و مهرها و بسیاری از آثار برجای مانده از دوره هخامنشی، نشانه قداست آن برسایر حیوانات است. مهمترین دیوارنگاره از نقش شیر را در آثار به دست آمده از شوش میتوان مشاهده نمود نقش شیر در هنر دوره هخامنشی متأثر از باورها و اساطیر اقوامی چون بین النهرین، سومر، اکد، بابل و آشور است. نفش این حیوان در هنر دوره هخامنشی بیشتر کاربردی نمادین دارد. نقش شیر بالدار که در سرتاسر یکی از حیاطهای کاخ داریوش قرار دارد این جانور خیالی ترکیبی از موجودات گوناگون است که با یکدیگر مرتبط هستند و نقشی از زندگی و قدرت را نشان میدهند و از طرفی یادبودی است از خصوصیات بیست و سه استان از تشکیلات پهناور امرپراتوری هخامنشی که برای داریوش کار میکردند. سر و پاهای جلویی این حیوان از یک شیر تشکیل شده، گردن با پرهایی است با سه رنگ، شاخها شاخهای بز و گوشها مانند گوشهای کفتار (گرگ) هستند. بدن و دم آن از یک شیر و پاهای عقبی چنگالهای عقابند..33

2-4-7-گریفن
گریفین یا گریفن موجودی افسانهای است با بدن یک شیر و با سر و بال های یک عقاب. به دلیل آنکه از دیرباز و در باور مردمان گوناگون شیر سمبل پادشاه حیوانات و عقاب سمبل پادشاه پرندگان بوده است، گریفین نمادی از یک موجود قدرتمند و خارق العاده میباشد. در دوران باستان این موجود سمبل نیرویی الهی به شمار میآمد. به ندرت دیده شده است که گریفن بدون بال باشد34.
2-4-8-اسفنکس 35
یکی دیگر از نقوش به کار رفته در هنر هخامنشی موجودی خیالی است که به آن اسفنکس گویند. اسفنکس در واقع تصویر موجودی از مصر باستان است. موجود خیالی به شکل شیری خمیده با سری به شکل انسان است. در آثار متعلق به هخامنشیان، نقش برجستههای دیگری نیز مانند اسفنکس، از موجودی خیالی با سری به شکل انسان و بدنی به شکل گاو، برجای ماندهاند. نمونه اسفنکسی در تخت جمشید، متأثر از اندیشه مذهبی مهر در شهر کوروش بزرگ، پاسارگاد، اشاره کرد. در طرفین دروازه های اصلی کاخ کوروش گاوهای بال دار عظیم قرار دارند. تصویر بال در نقوش هخامنشی بسیار دیده میشود که متأثر از تفکر بین النهرینی و یا میتراییسم است. دایره بال دار مهر داریوش، کتیبه بیستون، تخت جمشید و نیز در آرامگاههای شاهان هخامنشی و نقش رستم، که بسیاری از محققان آن را تصویری از اهورا مزدا می دانند36.
2-4-9-نگاره فروهر
نگاره فروهر در فرهنگ ایرانی نشانه دو نماد میهنی، دینی است. فروهر را نباید جایگزینی برای اهورامزدا دانست. از دوران پادشاهی هخامنشیان، نماد فروهر نگاره مردی در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ بلند پرواز بود که آن را مظهر توانایی سربلندی، فر و شکوه میدانستند و پرچمهای خود را به نما و سیمای شاهین میآراستند. ویژگیهایی که در آیین زرتشت از این نگاره بیان میگردند عبارتند از:
1-چهرهی فروهر همانند آدمی است، از این رو گویای پیوستگی با آدمی است، او پیری است فرزانه و کارآزموده، نشانه از بزرگداشت و سپاس از بزرگان و فرزانگان و فراگیری از آنان دارد.
2-دوبال در پهلوها که هر کدام سه پر دارند، این سه پر نشانه سه نماد پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک که هم زمان انگیزه پرواز و پیشرفت است.
3-در پایین تنه فروهر سه بخش، پرهایی به سوی پایین است، که نشانه پندار و گفتار و کردار نادرست و یا پست میباشند، از این رو آن را، آغاز بدبختی ها و پستی برای آدمی میدانند.
4-دو رشته که در سر هریک انحنایی دیده میشود، در کنار بخش پایینی تنه میباشند نماد سپنتامینو و انگره مینو هستند، که یکی در پیش پای و دیگری در پس آن است. این رشته ها هر یک در تلاش هستند که آدمی را به سوی خود بکشند؛ این نشانه آنست آدمی باید به سوی سپنتامینو (خوبی) پیش رود و به انگره مینو (بدی) پشت نماید.
5-یک شکل حلقوی در میانهی بالاتنه فروهر وجود دارد. این نشان، جان و روان است که نه آغاز و نه پایانی دارد.
6-یک دست فروهر کمی به سوی بالا و در راستای سپنتامینو اشاره دارد که نشان دهنده سپاس و ستایش اهورامزداه و راهنمای آدمی به سوی والایی و راستی و درستی میباشد.
7-در دست دیگر نیز حلقه ای دارد که نشانه وفاداری به پیمان میباشد و راستی و پاکی، خوبی و جوانمردی است37.
2-5- بناهای دوره هخامنشی
2-5-1-پاسارگاد
مجموع ساختمانهای پاسارگاد، یعنی اقامتگاه کوروش بزرگ در یک محوطهای به طول 5/2 کیلومتر برپا گردیده است. که در 43 کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. پاسارگاد، جایگاه پادشاهان هخامنشی، به دستور کوروش دوم در سالهای 559 تا 550 پیش از میلاد ساخته شد و پایتخت اولین و دومین شاهان هخامنشی یعنی کوروش دوم و پسرش کمبوجیه دوم بوده است38. در پاسارگاد ساختمان کاخهای اصلی که با سنگهای تراشیده و نقوش برجسته، ساخته‌شده‌اند، از زمانی شروع میشود که کوروش بزرگ سرزمینهای ماد و پارس را به تصرف خود درآورده است. در پاسارگاد، دژ دفاعی مستحکمی بنا گردیده بود که این دژ منطقه پهناوری را دربر میگرفت که در حدود 200 متر درازا و بیش از 130 متر پهنا داشت. دروازه اصلی کاخهای کوروش در گوشه شرقی حصار پاسارگاد قرار داشته و عبارت بوده است از یک تالار که دو ردیف از چهار ستون زیر سقف آن پایدار مانده است. در طرفین دروازههای اصلی که در قسمت کم عرض حصار باز میشدند گاوهای عظیم بالدار قرار داشتند. از دروازههای کم عرض تر، که روی دیوارهای طویل قرارگرفته بودند، فقط یک پایه سنگی باقی‌مانده و روی این پایه، نقش برجستهای وجود دارد که فرشته بالدار را نشان میدهد که چهار بال دارد و بالای سر این فرشته کتیبهای وجود داشته، در کتیبه فوق چنین آمده است: من هستم کوروش، شاه هخامنشی. در پاسارگاد، بقایای آثار معماری دیگری که در داخل یک باغ بزرگ ساخته‌شده، کشف گردیده و مربوط به سه بناست که توسط هرتسفلد به عنوان، یک بنای دروازه، یک کاخ، به نام تالار بار عام کوروش و یک بنای دیگر به نام کاخ مسکونی تعبیر گردیدهاند. این بناها با اینکه دور از یکدیگر ساخته‌شده‌اند ولی مجموعه ساختمانهای پاسارگاد را تشکیل میدهند. یک جفت گاو بالدار با صورتهای روبهرو از بیرون و یک جفت گاو با سر انسان که صورتهایشان به طرف کاخها جهت داده‌شده بودند،از دروازه نگهبانی میکردهاند. با یک تالار ستون دار راست گوشه، تالار بار عام در مرکز ساخته شده است. این تالار از چهار طرف با دو ردیف ستون در برگرفته‌شده و در گوشههای آن یک برج چهارضلعی دیده میشود. بنای معروف به کاخ، دارای دو ایوان مشابه بوده و به احتمال زیاد اتاق‌های کوچکی نیز جهت سکونت ساخته‌شده که متأسفانه بر اثر مرور زمان آنها به کلی از بین رفتهاند. سر ستون‌های بکار برده شده در کاخهای پاسارگاد نسبت به بدنه ستون از پیشرفت زیادی برخوردار بوده و از سنگ سیاه و به صورت قسمت قدامی گاو نر یا شیر و اسب بوده است. در اطراف چهار دروازهای که در چهار طرف تالار پذیرایی قرار داشت، نقوش برجستهای دیده میشود که موضوع حیوانات افسانهای با سر انسان را به صورت نگهبانان، دروازههای ورودی تالار نشان میدهد که نظیر اینگونه حیوانات تخیلی در کاخهای شوش و تخت جمشید نیز باعظمت و ابهت خاصی نمایش داده شده است. در دو طرف دروازه اصلی تالار، نقوش برجستهای بر روی سنگ یکپارچه حجاری شده است که پادشاه را نشان میدهد که در پشت سر او خدمتگزاران چتری را بالای سرش نگاه داشتهاند39. مجتمع ساختمانهای پاسارگاد مظهر کاملی از هنر معماری ایران در عصر هخامنشی بوده که از نظر خصوصیات معماری احتمالاً باهنر مادی نزدیکی داشته است. جنبه ترکیبی هنر معماری پاسارگاد زیاد بوده و گاوهای بالدار آن از آشور و پایه ستون‌های افقی شیاردار از یونانیها و هیتیتها است. ولی علیرغم این تأثیرپذیری، مجموع معماری پاسارگاد یک خصوصیت ملی ویژهای به وجود آورده که نظیر آن در هیچیک از کشورهای فوق دیده نشده است و از نظر هنری برتر از همه آن‌هاست.
2-5-2-آرامگاه کوروش
این مقبره، اتاق کوچکی است که بر قاعدهاش شش طبقه سنگی قرار دارد و هر طبقه از طبقه زیرین کوچک‌تر ساخته شده است. به طوری که پلهها با اندازههای مختلف این قبر را در برگرفتهاند، در طرف شمال قرار دارد. بعد از ورودی، یک دهلیز به چشم میخورد که در انتهای آن، اتاق اصلی ساخته شده است. دیوارهای اتاق را سنگهای تراشیده شده سفید در بر گرفته و دو پارچه سنگ بزرگ حجاری‌شده نیز سقف آن را تشکیل میدهد این مقبره از نظر سبک معماری به ویژه پلان، قابل‌مقایسه با «زیگورات چغازنبیل» هست. ولی پوشش شیروانی آن پوشش خرپشتهای شکل معبد اورارتوها را در «موساسیر» به یاد میآورد. روی همین اصل در پوشاندن سقف مقبره کوروش، معماران هخامنشی از معماری اورارتوها، خصوصاً از معبد موساسیر تأثیر پذیرفتهاند. پارچه سنگ‌های تراشیده شده چهارگوش که در اتاق این مقبره بکار برده شده است، در شیوه کاملاً مشخص عصر هخامنشی، بابت‌های دم چلچلهای سربی یا آهنی به هم متصل شده که از نظر سبک معماری شایان توجه میباشد.40
2-5-3-تخت جمشید
در دامنه کوه رحمت مشرف بر جلگه وسیع و پهناور مرودشت که در مرکز خاک پارس واقع‌شده و از حدود هفت هزار سال پیش دارای پیشینههای تاریخی تمدن قدیمی میباشد، شروع به ساختن یک بنای عظیم و باشکوه که تا آن تاریخ در قاره آسیا نظیر آن شناخته نشده بود، به نام تخت جمشید نمودند. تخت جمشید در حقیقت یک پایتخت و کاخ تشریفاتی بود که شاهنشاهان هخامنشی در هنگام صلح و آسایش و در اواخر زمستان و ماههای اول بهار، و هنگام برگزاری جشن فروردگان در آنجا توقف نموده و بقیه سال را به این ترتیب که تابستان را در هگمتانه، پایتخت قدیم شاهان ماد، و زمستان را در شوش پایتخت قدیم ایلام و یا احتمالاً در بابل به سر میبردند41. عملیات آغاز ساختان تخت جمشید در حدود سال‌های 520 پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی آغاز شد و بخش اعظم آن پس از هفتاد سال در حدود 450 پیش از میلاد در زمان پادشاهی اردشیر یکم ساخته شد و به پایان رسید، اما عملیات ساختمانی بخش‌های دیگری از تخت جمشید تا پایان پادشاهی هخامنشیان کماکان ادامه داشت. چنانکه ساختمان «دروازه ی نیمه تمام» گواهی می‌دهد، پس از 190 سال همچنان کار ساخت‌وساز گسترش بناهای تخت جمشید ادامه داشته است. کاخ آپادانا نخستین بنایی بود که ساخت آن بلافاصله پس از صدور فرمان داریوش آغاز شد و بافاصله کمی پس از آن ساختمان کاخ تَچَر، دروازه‌ی همه‌ ملت‌ها و پلکان ورودی نیز آغاز شد. ادامه و تکمیل ساختمان بناهای اخیراً تا زمان پادشاهی خشایارشا به طول انجامید. در زمان این پادشاه همچنین احداث کاخ هدیش، کاخ سه دری و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، هخامنشیان، پهلوی اول، باستان گرایی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، نقش برجسته، تأثیرپذیری، سازمان اداری