منبع پایان نامه ارشد درباره تخته قاپو، درآمدهای نفتی، نظام حقوقی، بوروکراتیک

دانلود پایان نامه ارشد

خاطر سعادت و ثمر بخشی بلکه به عنوان نماد وسمبل حیثیت و منزلت وجود داشته است. این تقلید سطحی از ظواهر جوامع غربی ریشه در مسئله ای داشت که عقده حقارت ملی نامیده شده است81.»
رضا شاه به عنوان بنیانگذار «ایران نوین» و مشوّق وحدت و انسجام ملی به میدان آمد. برنامه ی اصلاحات او جامعه پراکنده منطقه ای و عشیرهای قاجار ر ا به ملتی واحد و کمابیش منسجم تبدیل کرد. از لحاظ ایدئولوژیکی، او و دستگاه دولتی وی برای مشروعیت حکومت شاهی از اندیشههای پیش از اسلام بهره میبرند. انتخاب نام پهلوی، که زبان پیش از اسلام در ایران بود، برای نام فامیل خود و عوض کردن نام بین المللی کشور از “parsia” به “iran ” در سال 1313 ه.ش، به مثابه تأکیدی بر میراث آریاییها از جمله تغییراتی بود که به قصد رها کردن رهبری سیاسی از اقتدار دینی صورت میگرفت. به تصور او، یونانیان و دیگر نویسندگان کلاسیک، نام «پرشیا» را بر کشورش نهاده بودند و کشورهایی که بر ایران غلبه یافتند این نام را حفظ کردند.
«در روزگار پرشکوه کوروش و داریوش، سرزمین مادری، ایران خوانده میشد و از این رو در دوران جدید هم باید کشور ما ایران خوانده شود82.»
رضاشاه، آشکارا در نوسازی ایران، از همتای ترک خود، مصطفی کمال معروف به آتاتورک، الگوبرداری نمود. لذا میتوان شباهتهای زیادی بین او و آتاتورک یافت. هر دو میخواستند جامعه چند فرقهای سنتی خود را به ملتی مدرن مبدل سازند. هر دو نوسازی را با غربی کردن و گذشته را با عدم کارایی اداری، هرج و مرج قبیلهای، اقتدار مذهبی و عدم تجانس اجتماعی و آینده را با همگونی فرهنگی، وحدت سیاسی و تجانس قومی، یکسان میدانستند. هر دو به تشکیل دولتهایی قدرتمند و فارغ از نفوذ بیگانه امیدوار بودند. هردو در تلاش بودند تا با زور، زنان را از خانههایشان بیرون آورند و به زندگی اجتماعی وارد کنند. هر دو میکوشیدند کشور خود، به ویژه مناطق شهری را با افزایش درآمدهای حاصل از منابع داخلی، توسعه دهند. هر دو با همکاری نظامیان به قدرت رسیدند و عقیده داشتند بدون استبداد سیاسی، دسترسی به اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی امکان پذیر نیست. اما آن دو از یک جنبه مهم، متفاوت بودند. در شرایطی که آتارتوک آگاهانه طبقه روشنفکر علاقمند و پشتیبان خود را در حزب جمهوری خواه سازمان داد، رضا شاه رفته رفته نخستین پشتیبان داخلی خود را از دست داد، در کسب پایگاههای اجتماعی جدید ناکام ماند و بنابراین بدون پشتیبانی حزب سیاسی سازمان یافتهای حکومت کرد. بدین ترتیب، در حالی که اقتدار مصطفی کمال کاملاً بر طبقه روشنفکر ترکیه مبتنی بود، دولت رضاشاه که هیچ گونه طبقاتی نداشت، به نحو خطرناکی بر بستر جامعه ی ایران معلّق بود83. با آغاز جنگ جهانی دوم رضاشاه و برنامه های توسعه او به پایان ناگهانی رسید و مسائل جدیدی ظاهر شد. در خلال جنگ، آمریکا نفوذ اصلی را داشت و فعالیتهای انگلیس و روس نیز در ایران کماکان ادامه مییافت. هنگام آغاز جنگ، در سپتامبر 1939 میلادی (مهرماه سال 1318 ه.ش) نفوذ آلمان در ایران فوق العاده بود. عمال و مأمورین مخفی و آشکار آلمان فعال بودند و تمایلات شاه نسبت به آلمانی ها نیز بر کسی پوشیده نبود. هنگامی که نیروهای نازی در ژوئن سال 1941 میلادی (خردادماه سال 1320 ه.ش) روسیه را اشغال کردند، دوستی رضاشاه با آلمان موجب بعضی از نگرانی ها شد. زیرا پس از آن واقعه، آلمانی ها می خواستند ایران را پایگاهی برای مقابله با روسیه کنند. نیروهای متفقین نیز ایران را به عنوان یک جاده تدارکاتی به روسیه لازم داشتند. البته عوامل آلمانی که به صورت ستون پنجم در ایران حضور داشتند، مانع از انجام این کار بودند. انگلیسیها و روسها با ارسال یادداشتی برای دولت ایران خواستار اخراج آلمانیها از کشور شدند. زمانی که رضاشاه در اجرای این درخواست تعلل ورزید، در سوم شهریور ماه سال 1320ه.ش (بیست و پنجم اوت سال 1941میلادی)، قوای نظامی انگلیس و روس وارد خاک ایران شدند. فشار نیروهای متفقین باعث شده که رضاشاه در شهریور ماه سال 1320 ه.ش (سپتامبر سال 1941میلادی) از کار کنارهگیری کند. او در استعفانامه خود که توسط فروغی نخست وزیر در مجلس قرائت گردید، چنین نوشته است:
«نظر به اینکه من همه قوای خود را در این چند ساله مصروف امور کشور کرده و ناتوان شدهام حس میکنم که اینک وقت آن رسیده است که یک قوه و بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دائم لازم دارد بپردازد و اسباب سعادت و رفاه ملت را فراهم آورد. بنابر این امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم و از کارکنارهگیری نمودم و از امروز که روز 25 شهریور 1320 است عموم ملت از کشوری و لشکری، ولیعهد و جانشین مرا باید به سلطنت بشناسند و آنچه نسبت به من از پیروی مصالح کشور میکردند نسبت به ایشان بکنند84.»
رضاشاه، بعد از استعفا به قصد خروج از ایران عازم اصفهان شد و در آنجا سند واگذاری املاک خود به جانشینش را امضا کرد.85 قصد وی آمریکای جنوبی بود و از بندر عباس با یک کشتی پستی که متعلق به دولت انگلیس بود، ایران را ترک کرد، اما انگلیس ها پیشتر جزیره موریس در اقیانوس هند را برای اقامت وی برگزیده بودند و اعتراض او در این خصوص به جایی نرسید. ظاهراً به همین سبب بود که گفتهاند، پس از ورود به جزیرهی موریس حاضر نشد میهمان دولت انگلیس باشد. پس از مدتی اقامت در جزیره موریس رهسپار ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی شد و تا زمان مرگش در مرداد (1323 خورشیدی) در آنجا ماند86.
3-2-نوسازی در عصر پهلوی اول
نوسازی در کشورهای اروپایی غربی با شکلگیری دولتهای مطلقه و تحت تأثیر خواستههای طبقه جدید آغاز شد و با وقوع منازعه میان طبقات جدید و قدیم و بیرون راندن دست کم بخشی از طبقه حاکم سنتی، در چهار چوبی سرمایه دارانه و دموکراتیک ادامه یافت. در ایران، نوسازی در برخی از زمینهها در قرن نوزدهم اغاز شد، اما ضعف و ناتوانی دولت قاجار و نیز طبقه متوسط موجب ناکامی و توقف آن شد. لذا با توجه به شکل نگرفتن نظام بوژوازی در ایران، پیشبرد فرایند نوسازی مستلزم وجود دولتی مدرن، متمرکز و مقتدر بود87. لذا، رضاشاه بعد رسیدن به قدرت مطلقه، از سال 1304 ه.ش جهت تشکیل یک دولت مرکزی قوی، از همان آغاز بر ضرورت نوسازی و اصلاحات مالی، اداری، اقتصادی، نظامی، آموزشی، پیشرفت تجارت از طریق احداث جادهها و راه آهن تأکید کرد. به طور کلی، اصلاحات و نوسازی را در این دوره می توان در چهاربخش تقسیم بندی کرده، مورد بررسی قرار داد:
3-2-1- تحول نظامی- اداری و سیاسی
رضاشاه به تأسیس ارتشی مدرن دست زد، چراکه مدرن سازی ارتش زمینه نوسازی را در سایر بخشها یا دیگر حوزههای جامعه فراهم ساخت. تمرکز قدرت، وحدت ملی، اصلاحات و ایجاد نظام دیوانی مدرن، همگی نیازمند استقرار ارتش جدید و مدرن بودند88. رضاشاه با ایجاد تشکیلات نظامی واحد در سال 1300 ه.ش و تأسیس دانشکده افسری در همان سال، به این روند تداوم بخشید89 و به رشد طبقه متوسط جدید در ایران یاری رساند و رده افسران به عنوان بخشی از حاملان فرایند نوسازی در عرصه تغییرات اجتماعی، مؤثر واقع شدند90. جذب امکانات مالی و درآمدهای نفتی، افزایش تعداد کادر افسران ایرانی، خدمت نظام وظیفه اجباری، خرید سلاح های جدید و آموزشهای جدید و تقسیم بندیهای جدید تشکیلاتی، همگی برتری ارتش و قدرت مطلقه رضاشاه را بر جامعه تثبیت میکرد91. تا پایان حکومت رضاشاه، بودجه وزارت جنگ بیش از یک سوم بودجه کل کشور بود و سالانه به طور متوسط 33 % بودجه و درآمد دولت را به خود اختصاص میداد که تخصیص بودجه از منابع دیگر، از جمله درآمدهای نفتی، هم جداگانه صورت میگرفت و صرف امور و فعالیتهای نظامی، فراتر از وزارت جنگ می شد92. رضاشاه از ارتش به عنوان وسیله ای برای ایجاد هویت ملی، تسریع آهنگ نوسازی و تغییر ساختار دولت استفاده کرد و با سرکوب شورشهای عشیره ای و منطقه قومی، به بر قراری وحدت ملی دست زد. این سیاست سرکوب او در قبال عشایر، با اسکان اجباری آنها در قالب سیاسیت «تخته قاپو» کردن عشایر همراه بود که تخته قاپوکردن ایلات کوچ روبه منظور برقراری امنیت و با اهداف سیاسی و جایگزین کردن وفاداری به دولت مبتنی بر ملت، به جای وفاداری به قوم و قبیله انجام گرفت. از پیامدهای تخته قاپوکردن، تغییر در شیوه معیشت ایلات بود و موجب نابودی بخش بسیاری از امکانات ملی و احشام عشایر گردید93 و بدون تردید، جریانهای از قبل نهفته را در جوامع ایلی تقویت کرد، تمایلات مرکز گریز را شتاب بخشید و بیگانگی جامعهی ایلیاتی را از خان ها عمیقتر کرد94. لذا، با فروپاشی دولت رضا شاه، ایلات کوچنده فعالیتهای اقتصادی و سیاسی خود را از سرگرفتند که این امر علاوه بر روشن ساختن ناکامی سیاست های قهرآمیز و خشونت بار در تغییر فرهنگ و شیوه زیست، به افزایش جمعیت ایلات کوچ رو انجامید95. همچنین، برای تضمین قدرت خود، با پشتوانه ارتش، روزنامههای مستقل و رادیکال همچون توفان و ستاره سرخ را تعطیل و مصونیت پارلمانی را از نمایندگان سلب کرده و احزاب سیاسی را از بین برد96. در این دوران، از ارتش به عنوان نیروی سرکوبگر برای خاموش کردن شورشها و متحد ساختن کشور استفاده کرد و بعدها از طریق اداره شهربانی، تبدیل به دستگاه پلیس سرکوبگر و بدون علت غایی نمود پیدا کرد و سربازان ایرانی به زور از میان جوانان انتخاب می شدند و با حقوق و مواجب اندک به کارگرفته میشدند. با توجه به اینکه ارتش هزینههای بالایی را به خود اختصاص داده بود، به علت ضعف تسلیحات و آموزش ناکافی، ناکارایی خود را نشان داد97. اصلاحات دوران رضاشاه که با سیاست تمرکز گرایی و افزایش نقش دولت مرکزی در همه عرصهها و جنبه بوروکراتیک قوی بود، طبیعتاً با نوسازی دستگاه اداری و گسترش آن و افزایش تعداد کارمندان و استخدام فارغ التحصیلان مدارس و موسسات آموزش عالی با پرداخت حقوق و مزایا مطابق با الگوهای اروپایی همراه بود که این اصلاحات در سال 1301 ه.ش (1340 ه.ق) آغاز گردید. از نگاه محققان، دیوان سالاری کردن دستگاه دولتی مساوی با تفکیک نهادی دولت از اقتصاد وابسته به زمین قرون وسطایی بود و این امر نخستین پیش شرط برای استقلال نسبی دولت از طبقات مسلط اقتصادی بود. در این راستا، مقرارت جدید استخدامی وضع شد، ولی نا آگاهی مردم از این قوانین و مقرارت، حقوق بسیار ناچیز کارمندان، فساد اداری و رشوه خواری در کلیه سطوح، مانع از کارآرایی و کارآمدی دستگاه اداری میشد. تقسیمات اداری و کشوری از سال 1316ه.ش تغییر کرد و کشور بر اساس آن به 13 استان تقسم شد که مطابق با الگو برداری فرانسه، هر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به چندین بخش تقسیم شد، ولی باحضور ارتش و ژاندارمری و شهربانی زیر نظر ستاد مشترک و شاه، نوعی حاکمیت دوگانه نظامی و غیرنظامی برقرار شد و استاندار عملا تحت الشعاع قدرت و نفوذ فرمانده نظامی بود98. در واقع، اقتدار گرایی و پاتریمونیالیسم با وجود آنکه در دوره رضاشاه جنبه بوروکراتیک به خود گرفته بود، با سلطه مطلق شاه و خودکامگی و روابط شخصی، به ویژه از طریق نقش کلیدی نظامیان، همراه بود که ذاتاً از نهادینگی پایدار و عقلایی امور و قانونمندی و رقابت و مشارکت سیاسی و حزبی مردم و حتی نخبگان فکری سیاسی جلوگیری میکرد.
3-2-2-تحول حقوقی- قضایی و آموزشی
رضا شاه با ایجاد یک نظام حقوقی و قضایی جدید و سکولار، به دوگانگی دیرینه میان محاکم شرع و محاکم عرف پایان داد. مقدمات این نظام حقوقی جدید در دوره مشروطه و با قانون اساسی و متمم آن فراهم شد، ولی پس از به سلطنت رسیدن و رفته رفته از سال 1307 ه.ش در رویارویی مستقیم با دین و روحانیت، در صدد محدودسازی نقش و نفوذ و اقتدار و حوزة فعاليت و اختيارات علما در امر قضاوت، معاملات ، عقد و ازدواج برآمد. به موجب اختياراتي كه داور در بهمن 1305 ه.ش از مجلس شوراي ملي گرفت، سازمان عدليه و همة دادگاهها را تعطيل و منحل كرد و ظرف دو ماه سازمان نوين دادگستري را به وجود آورد. بعدها، روحانيون از رياست دادگاه ها بركنار شدند و تحصيلات دانشگاهي براي قضاوت الزامي شد و تا به حدي رسيد كه 90 درصد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تخت جمشید، مجمع عمومی، داریوش بزرگ، شاهنشاهی هخامنشی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سجل احوال، انقلاب مشروطه، قانون مجازات، آموزش و پرورش