منبع پایان نامه ارشد درباره تجسم اعمال، قرآن کریم، معاد جسمانی، صدرالمتألهین

دانلود پایان نامه ارشد

اخلاق و اعمال و اعتقادات درست و صالح است. این تفاوت صورتها به سبب اختلاف مراتب است (همان:‌ 493ـ 495).
این نظر شیخ بهائی بی سابقه نبوده است. اهل عرفان تجسم اعمال را باور داشته‌اند (آشتیانی، 1360:‌ 87) از جمله می‌توان به نظر مولوی اشاره کرد که به این موضوع اشاره کرده است (ر ک: مولوی، 1370: 691). در آثار غزالی و ابن عربی سخنانی در تأیید این نظریه دیده می‌شود. (غزالی، 1408: 213ـ214 و ابن عربی، بی تا: 1، 307) نظریه تجسم اعمال را یکی از شاگردان شیخ بهائی یعنی صدرالمتألهین به اوج رساند به طوری که از پذیرش بسیار برخوردار شد. وی کوشیده است با مبانی عقلی و موازین حکمی‌به نحو مشروح و معتدل به این نظر بپردازد (آشتیانی، 1360:‌ 87). این نظریه بخشی از کل نظام فکری اوست و با دیگر نظریاتش از جمله در باره حرکت جوهری و معاد جسمانی و اتحاد عاقل و معقول سازگاری دارد. به نظر ملاصدرا همانطور که امور عینی بر ذهن اثر می‌گذارند امور ذهنی هم بر عین اثر می‌گذارند. تأثیر امر عینی بر دیگر امور عینی و ذهنی یکسان نیست مثلا رطوبت در برخورد با جسم غیرمرطوب آن را مرطوب می‌کند اما در تأثیر بر حس و خیال آنها را مرطوب نمی‌کند بلکه صورت محسوسه و متخیله در آنها به وجود می آورد و در تأثیر بر عقل سبب تشکیل صورت کلی عقلی می‌شود. پس ماهیت واحد می‌تواند در جاهای مختلف آثار مختلف بگذارد. از سوی دیگر حالتی مثل خشم که امری درونی است می‌تواند به شکلی بیرونی و عینی ظهور پیدا کند مثلا به شکل سرخی گونه یا تندی ضربان قلب. پس بعید نیست که همین خشم در جایی دیگر بتواند به صورت آتش نمایان شود. اعمال آدمیان می‌تواند تبدیل به اخلاق و ملکات نفسانی شود یعنی از صورت جسمانی خارج شود در آخرت هم همین اخلاق و ملکات نفسانی می‌تواند دوباره به اجسام آن جهانی تبدیل شود. همانطور که هیولا ماده تکون اجسام و صور مقداری است ولی خودش مقدارپذیر نیست نفس ناطقه هم ماده پیدایش تجسم اعمال و تکون اجسام و صور مقداری در آخرت است هرچند خودش دارای مقدار و بعد جسمانی نیست. ملاصدرا تأکید می‌کند که نفس و هیولا با یکدیگر تفاوتهایی هم دارند که در مسئله تجسم اعمال و نقش نفس در این میان باید به این تفاوتها هم توجه داشت (برای آگاهی بیشتر از این تفاوتها ر.ک:صدر الدین شیرازی، 1360:‌ 329ـ330 و همو 1341:‌ 67ـ 68). ملاصدرا در جای جای آثارش در تفسیر آیات و شرح روایات به تجسم اعمال اشاره می‌کند (برای نمونه ر.ک:1361:‌ 4، 282ـ 285و همو 1366:‌ 1، 326) و در همین رابطه به رد شبهاتی که در زمینه عذاب قبر و عذاب خدا و مسئله عدل و اختیار مطرح شده است می پردازد (ر.ک:صدرالدین شیرازی، 1375: 351و همو 1377:‌ 143و همو 1361:‌ 4، 171).
پس از ملاصدرا این نظریه طرفداران فراوان یافت که از آن جمله‌اند (ر.ک: صدرالدین شیرازی، 1337:‌ 2، 295 تعلیقه سبزواری نیز ر.ک: سبزواری، 1375:214و 268و 311و 497 وهمچنین ر.ک: اصفهانی، 1414:1، 297ـ 298 و امام خمینی، 1373: 437ـ439 و طباطبائی ج 6 ص 376 و مطهری، 1370: 206ـ213)
از نظریه تجسم اعمال و نحوه تبدل اعمال تعبیرهای مختلف وجود دارد از جمله گروهی عذاب را تجسم و صورت فعل و آثار نفسانی دانسته‌اند و گروهی دیگر عذاب را صورت باطنی اعمال دنیوی گفته‌اند (قدردان قراملکی، 1375: 116). البته رابطه تکوینی عمل و جزای آن و تجسم اعمال و معذب شدن با آن، با وجود معذب و معاقب خارجی ناسازگار نیست و اشکالی ندارد که حتی در یک مورد، هم عذابی تکوینی در کار باشد و هم مجازاتی تشریعی در نظر گرفته شود که مثلا حاکم شرع مأمور به اجرای آن باشد و هم خداوند یا ملائکه در دنیا و آخرت شخص را مجازات کنند.
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که بر قراردادی بودن عقاب و وجود معذب خارجی دلالت می‌کند. از قبیل مجازاتها و حدود و تعزیراتی که برای برخی گناهان در شریعت در نظر گرفته شده است. و این که در مواردی عذاب کننده خود خداوند یا ملائکه معرفی شده‌اند: «لِیَجزِیَ اللهُ کُلُّ نَفسٌ ما کَسَبَت اِنَّ اللهَ سَریعُ الحِساب» (ابراهیم:‌ 51) و «… فَانتَقَمنَا مِنَ الَّذینَ اَجرَموُا… » (روم / 47) «اِذ یَتَوَفِّیَ الَّذینَ کَفَروُا المَلائِکَه یَضرِبوُنَ وُجوُهَهُم وَ اَدبارَهُم وَ ذُوقوُا عَذابَ الحَریق» (الانفال/50) (نیز ر.کالدهر/ 4، الفتح / 6، المائده / 118)
تجسم‌های برزخی اعمال برای معصومین ( و برخی از اهل باطن قابل مشاهده است مشاهدات و مکاشفات عارفان و اهل معنی که پیوستگی آنها با عالم ملکوت به اثبات رسیده است خود راهی است برای گشودن اسرار تمثلات برزخی. ابو بصیر به حضرت باقر ( عرض کرد چقدر حاجى زیاد است و صداى داد و فریاد همه جا را گرفته. حضرت فرمودند:داد و فریاد زیاد است ولى حاجى چقدر کم است. علاقه دارى درستی سخن مرا با چشم خود ببینى؟در این موقع با دست روى دو چشمم کشید و دعائى خواند و فرمود اکنون نگاه کن به حاجی‌ها. [ابو بصیر گوید:] نگاه کردم دیدم بیشتر مردم بشکل بوزینه و خوک هستند و مؤمن چون ستاره درخشان در شب تار در میان آنها از دور دیده‏ مى‏شود. (مجلسی، 1403: 27، 30). همچنین از امام باقر ( نقل است که فرمود:« النَّاسُ کُلُّهُم بَهَائِمُ ثَلَاثاً إِلَّا قَلِیلًا مِنَ المُؤمِنِینَ وَ المُؤمِنُ غَرِیبٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ»:« مردم همگی حیوانند مگر‌اندکی از مومنین و مومن غریب است و سه مرتبه تکرار کردند. » (کلینی، 1365: 2، 242، باب فی قله عدد المؤمنین). از این روایات معلوم می‌شود که باطن بسیاری از مردم حیوان است و شکل انسانی ندارد. مشاهده تمثلات برزخی گناهان توسط اهل معنی از خصوصیات باطن مثالی گناهان است. علامه طهرانی در معادشناسی از جواد انصاری همدانی نقل می‌کند که ایشان در تشییع جنازه‌ای که در همدان اتفاق افتاد و در آن یکی از بزرگان شهر را که فرد فاسدی بود را برای دفن می‌بردند مشاهده کرد که روح فرد همراه جنازه حرکت می‌کند در حالی که به طرف تاریکی در حرکت است و چون این تاریکی را می‌بیند روح میت از تشییع کنندگان می خواهد که جسد او را نبرند. این تاریکی تجسم برزخی اعمال آن شخص بوده است که توسط انصاری همدانی مشاهده شد. (حسینی طهرانی، 1361: 2، 213)
چنانکه برخی از اهل معارف توضیح داده‌اند آخرت محل ظهور اسم باطن خداوند است لذا در آن موطن بواطن آشکار می‌شود: در عالم‌ برزخ‌ ـ که‌ مخفیات‌ ظهورش‌ افزایش‌ می‌یابد و سرائر انکشافش‌ بیشتر می‌گردد و قالب‌ ماده‌ای‌ که‌ می‌افتد صورت‌های‌ برزخی‌ اعمالی‌ که‌ انسان‌ انجام‌ داده‌، با ملاحظه‌ جان‌ و روح‌ ملکوتی‌ آنها، ظهور می‌کند، و هر عمل‌ متناسب‌ با آن‌ عالم‌ برای‌ انسان‌ تجلی‌ می‌نماید ـ بواطن‌ اعمال‌ هزاران‌ مرتبه‌ اثرش‌ قوی‌تر خواهد شد و انسان‌ دست‌ به‌ گریبان‌ با این‌ آثار قویه‌ و شدیده‌ خواهد شد. و بنابراین‌ از ظاهر گناه‌ و پیکره‌ عمل‌ که‌ بگذریم‌، باطن‌ و جان‌ دروغ‌ و زنا و غِش در معامله‌ و غضب‌ و شهوت‌ بی‌مورد و بخل‌ و حسد و کینه‌ توزی‌ و عبودیت‌ در مقابل‌ غیر حق، با حقائق‌ و واقعیات‌ خود موجودیت‌ خود را إعلام‌ می‌دارند؛ همچنانکه‌ اعمال‌ صالحه‌ از نماز و زکات‌ و دستگیری‌ از مستمندان‌ و تواضع‌ در برابر حق و حیا و عصمت‌ و عبودیت‌ معبود مطلق‌، با حقائق‌ و واقعیات‌ خود موجودند. و مثل‌ آن که‌ عالم‌ عوض‌ می‌شود و پیکره‌ دگرگون‌ میگردد؛ و گویا‌ آن‌ ستون‌هائی‌ که‌ آن‌ عالم‌ را بر آن‌ ستونها بنا کرده‌اند، غیر از ستونهای‌ این‌ عالم‌ است‌؛ فضای‌ آن‌ عالم‌ هم‌ فضای‌ دیگری‌ است‌ (همان: 2، 283)
در ذیل آیه:« وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلاَّ لِيَعبُدُونِ»:«من جن و انس را جز براى عبادت نيافريدم» (الذاریات/56) وارد است که «لیعبدون» یعنی «لیعرفون» (ر.ک سبزواری، 1375: 1، 189) و در تفسیر سلمی‌در توضیح این آیه می‌گوید:خداوند تعالی دنیا را برای اظهار قدرتش آفرید و آخرت را برای جزای خلقش، وآسمان را بیانی برای عظمت ملکش و کوهها را برای نشان دادن عظمت جبروتش آفرید وزمین را برای اعلام سطوتش بسط داد و رودخانه‌ها را برای اخبار از رأفتش جاری ساخت و بهشت را برای بیان فضلش نسبت به دوستانش و دوزخ را برای اظهار عدل نسبت به دشمنانش آفرید و پیامبران را برای تأکید حجتش و آنچه در زمین است برای اظهار نیکویی و لطفش و استشهادی برای ربوبیت و کبریائیش آفرید (سلمی، 1421: 2، 278). بنا بر این خلقت جهان برای ظهور اسما و صفات خداست و خلقت بشر برای معرفت الهی است. همچنین قرآن کریم می‌فرماید:« إِن هُوَ إِلاَّ ذِكرٌ لِلعالَمين لِمَن شاءَ مِنكُم أَن يَستَقيم » (تکویر/27و28) و می‌فرماید:« إِنَّ هذِهِ تَذكِرَه فَمَن شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً » (المزمل/19). پس ارسال رسل و تمام دستورات الهی برای تذکر انسان و متوجه کردن او به سوی خداوند و به حرکت درآوردن انسانها به سوی اوست. بنابر این می‌توان به این نتیجه رسید که همه هستی در حرکت تکاملی به سوی خداوند است و رحمت رحمانی و رحیمی خداوند است که این حرکت را ایجاد نموده است و همه هستی را به سمت خود جذب می‌کند. پس در حقیقت تقابل گناه با حرکت هستی به سوی خداوند باعث شده است که خداوند از باب رحمت بی انتهای خود انسان را از معصیت خود برحذر بدارد. وظایفی که خداوند توسط پیامبران بر عهده بشر قرار داده است برای رساندن او به هدف خلقت بوده است و روشن می‌شود که گناه به خاطر نقش آن در جلوگیری از حیات باطنی انسان و تناسب با خصوصیات حیوانی و ممانعت از سیر انسان به سوی خداوند ممنوع گردیده است.
اعمال انسان نشان دهنده شاکله باطنی اوست. قرآن کریم می‌فرماید:«کُلًّ یَعمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُم اَعلَمُ بِمَن هُوَ اَهدَی سَبیلا» (الاسرا/84) برخی دارای حیات طیبه‌اند و انسانند:«مَن عَمِلَ صالِحاً مِنکُم مِن ذَکَرٍ اَو اُنثَی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُم حیاه طَیِّبَه» (النحل/97) و برخی مانند حیوانات‌اند:«اَم تَحسَبُ اَنَّ اَکثَرَهُم یَسمَعوُنَ اَو یَعقِلوُنَ اِن هُم اِلّا کَالاَنعامِ بَل هُم اَضَلُّ سَبیلا» (الفرقان/44) این که شخص از حالت حیوانیت بیرون بیاید و به حیات باطنی انسانی برسد، و در کاملترین حالت به مقام مقربین رسیده و «فِی مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُقتَدِر» (القمر/55) آرام گیرد مربوط به ترک گناه است.
انسان در دنیا در حرکت به سوی خداست: «وَ لِلَّهِ مُلكُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ وَ إِلَى اللَّهِ المَصيرُ» (النور/42) اما گناه باعث می‌شود این حرکت با مشقت همراه باشد و کند شود:« يا أَيُّهَا الإِنسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقيهِ»:«‌هان اى انسان تو در راه پروردگارت سخت كوشيده‏اى [و رنج برده‏اى‏] و به لقاى او نايل خواهى شد » (الانشقاق/6). کدح به معنای کسب همراه با مشقت است (ابن منظور، 1405:‌2، 569) این کدح و با مشقت به سوی خدا رفتن نتیجه همان گناه است که بالاخره انسان در این دنیا درگیر آن می‌شود و سرعت سیر او به سمت خدا را کم می‌کند. و شاکله انسان را دچار مسخ ملکوتی می‌کند و باطن نفس انسان و ملکوت اعمال او را زشت و کریه و نامناسب با حضرت قرب الهی و بهشت عدن می نماید. تجسم برزخی اعمال و اخلاق روشن می‌کند که حقیقت طاعت و معصیت چیست و این حقیقت چه تأثیری بر باطن شخص عابد یا عاصی می‌گذارد که در قیامت آشکار می‌شود.
از حضرت رسول ( نقل است که فرمودند:«ان الله طیب و لا یقبل الا الطیب»:«خداوند پاکیزه است و جز پاکیزه را نمی پذیرد » (احسائی، 1403: 2، 70) همچنین نقل است«ان الجنه لایدخلها الا الطیب»:« جز پاکیزه وارد بهشت نمی‌شود» (کلینی، 1375:‌2، 70) این پاکیزگی حقیقتی تکوینی است و صرف مورد پذیرش بودن عمل نزد خدا را نشان نمی‌دهد بلکه نشان می‌دهد بر خی اعمال با قداست و پاکیزگی خداوند و حقیقت روح انسان که از روح الهی است متناسب است و برخی تکوینا متناسب نیست.

1-6) حقیقت بهشت و دوزخ
می دانیم که خداوند تعالی برای برحذر داشتن انسان از گناه بارها تأکید می کند که عاقبت گناه جهنم است و همچنین برای تحریص به کار خیر و انجام دستورات الهی وجود بهشت و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره عالم مثال، قرآن کریم، عارفان مسلمان، حسن و قبح افعال Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره قرآن کریم، علامه طباطبائی، آیات و روایات، نهج البلاغه