منبع پایان نامه ارشد درباره تامین مالی، هزینه سرمایه، هزینه بدهی

دانلود پایان نامه ارشد

مثبت دارند.
3- در صورتیکه بازده یک دارایی کم‌تر از هزینه سرمایه رایج در بازار باشد، آن دارایی فروخته می‌شود.

2-4-4-5- فاکتورهای کلیدی مورد توجه ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی به پنج فاکتور کلیدی که باعث خلق ارزش برای سهامداران می‌گردد توجه دارد:
سودخالص عملیاتی بعد از مالیات و قبل از هزینه‌های مالی، میانگین موزون هزینه سرمایه، میزان سرمایه گذاری‌ها و تامین مالی‌های هزینه بر، نرخ بازده سرمایه گذاری‌ها و وضعیت رقابتی مطلوب (شرکتی که شرایط مطلوب رقابتی داشته باشد NOPAT بالاتر و درنتیجه EVA بالاتر دارد )

2-4-4-5-1- هزینه سرمایه و نحوه محاسبه آن
هزینه سرمایه در شرکت عبارت است از نرخ بازدهی که بایستی آن شرکت نسبت به سرمایه‌گذاری خود بدست آورد تا بتواند انتظارات سرمایه گذارانی را که وجوه بلند مدت شرکت را فراهم کرده‌اند تامین کند. یک مفهوم مرکزی در مدیریت مالی، در پیوند با تصمیمات سرمایه گذاری و تامین مالی، هزینه سرمایه است که به سه دلیل زیر واجد اهمیت است:
برای تجزیه و تحلیل درستی راجع به تصمیمات مخارج سرمایه‌ای، که مهم‌ترین تصمیماتی هستند که توسط شرکت اتخاذ می‌شوند تخمینی از هزینه سرمایه لازم است، هزینه سرمایه عبارت است از نرخ تنزیلی که برای محاسبه ارزش فعلی خالص ((NPV مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنین عبارت است از معیاری مالی که نرخ بازده داخلی در مقایسه با آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. چندین تصمیم‌گیری مانند اجاره سرمایه‌ای، تامین مالی بلندمدت و سیاست سرمایه در گردش نیاز به برآوردهایی از هزینه سرمایه دارد.
به منظور بیشینه کردن ارزش شرکت باید هزینه همه داده‌ها، کمینه شده و شرکت باید در این زمینه قادر به اندازه گیری هزینه سرمایه باشد (افشاری، 1379).
هزینه متوسط سرمایه هر شرکت عبارتست از میانگین ریاضی متوسط هزینه منابع مختلف تامین مالی بلندمدتی که توسط آن شرکت بکار گرفته می‌شود. فرض کنید که شرکتی از نرخ 16% به عنوان هزینه حقوق صاحبان سهام و نرخ 9% هزینه بدهی استفاده می‌کند اگر نسبت‌های حقوق صاحبان سهام و بدهی مورد استفاده به ترتیب 40% و60% باشد هزینه سرمایه شرکت با فرض صفر بودن مالیات برابر خواهد بود با:
(2-8) (هزینه بدهی * نسبت بدهی)+ (هزینه ح.ص.س* نسبت ح.ص.س)= هزینه سرمایه
11.8 % =(9 *0.6) + (16*0.4) = هزینه سرمایه
در کل اگر شرکتی از n منبع مختلف تامین مالی استفاده کند هزینه سرمایه آن برابر است:
(2-9)
Ka متوسط هزینه سرمایه
Pi نسبت i امین منبع تامین مالی
Ki هزینه سرمایه i امین منبع تامین مالی
نحوه محاسبه نرخ هزینه هر یک از منابع تامین مالی در ادامه بحث می‌گردد
1- هزینه بدهی سرمایه‌ای(Kd): هزینه بدهی سرمایه‌ای به صورت نرخ تنزیلی محاسبه می‌شود که ارزش حاضر بدهی‌های پرداختی بعد از کسر مالیات و بازپرداخت‌های اصل بدهی را با خالص وجوه نقد حاصل از صدور بدهی معادل می‌سازد.
به شکل نمادین اگر بهره بدهی به طور سالانه پرداخت شود هزینه بدهی در معادله زیر است توجه کنید که در معادله فوق پرداخت بهره سالانه بدهی در فاکتور (1-T) ضرب شده است، این ضرب برای انعکاس این حقیقت لازم است که بهره بدهی یک هزینه قابل قبول مالیاتی است در نتیجه هر پرداخت بهره C در اصطلاح قبل از مالیات به معنای پرداخت بعد از مالیات مبلغی معادل C (1-T) خواهد بود این مطلب از این جهت است که مالیات هزینه بهره قابل قبول مالیاتی به مقدارC، معادلCT خواهد شد (افشاری، 379، 65)
ممکن است شرکت بدهی خود را از طریق صدور اوراق قرضه یا با استفاده از تسهیلات بلند مدت موسسات اعتباری تامین کرده باشد. با توجه به منبع تامین مالی بدهی، نرخ هزینه بدهی محاسبه می‌شود.
الف) اگر شرکت از طریق صدوراوراق قرضه تامین مالی کرده باشد نرخ هزینه بدهی از فرمول زیر به دست می‌آید:
(2-10)
P مبلغ خالص دریافتی تحقق یافته از صدور اوراق قرضه، C بهره پرداختی سالانه،
F قیمت سررسید اوراق قرضه، T نرخ مالیات n دوره سررسید اوراق قرضه

ب) اگر شرکت از طریق وام تامین مالی کرده باشد نرخ هزینه از رابطه زیر بدست می‌آید:
(1-T) نرخ بهره وامKd =
منظور از وام، وام‌های بلندمدت دریافتی از نهادهای مالی است که معمولا اصل وفرع آن قابل بازپرداخت در طول یک دوره 5 تا 10 ساله و به اقساط مساوی سالانه یا شش ماهه بعد از یک دوره یک تا سه ساله اولیه برای اجرای پروژه و آماده سازی آن جهت بهره برداری می‌باشد.
بهره نسبت به مانده بدهی محاسبه و قابل پرداخت است.
هیچ نوع هزینه صدوری وجود ندارد.
هیچ پاداش قابل پرداختی در هنگامی که اصل وام باز پرداخت شده باشد وجود ندارد.
2- نرخ هزینه سهام ممتاز دائمی (Kp): معمولا به سهام ممتاز نرخ سود ثابتی تعلق می‌گیرد پرداخت سود سهام هزینه‌ای است که شرکت بابت سهام ممتاز می‌پردازد، برای اینکه بتوان این هزینه را بر مبنای نرخ سالانه بیان کرد شرکت خالص پولی را که در زمان فروش سهام دریافت می‌کند مبنای محاسبه قرار می‌دهد سهامداران ممتاز نیز انتظار دارند که سود سهام ممتاز را به طور منظم دریافت نمایند. فرمول به شرح مقابل است:
(2-11)
D سود سالانه قابل پرداخت به هر سهم ممتاز
P مبلغ خالص وصول شده به ازای هر سهم ممتاز

3- نرخ هزینه سهام عادی وسود انباشته (Ks): حقوق صاحبان سهام عادی به دو طریق بدست می‌آید : صدور سهام خارجی و انباشت سودهای حسابداری. قبل از تعیین هزینه سرمایه تحصیل شده به هریک از طرق بالا باید بازده مورد انتظار سهامداران را برآورد کنیم، نرخ بازده مورد انتظار عرضه کنندگان بدهی و سهام ممتاز به طور متعارف می‌تواند به آسانی بدست آید زیرا منافع مورد انتظار آنها می‌تواند با اطمینان نزدیک به یقین تعیین شود اما تخمین نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادی کار دشواری است زیرا به آسانی قابل اندازه گیری نیست.

2-4-4-5-2-میانگین موزون هزینه سرمایه ((WACC
برای محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه، هزینه سرمایه هر منبع تامین مالی را در نسبت قابل اعمال به آن منبع ضرب می‌کنیم فرمول به شرح زیر است:
(2-12)
Wd وزن بدهی Kd نرخ هزینه بدهی
Wp وزن سهام ممتاز Kp نرخ هزینه سهام ممتاز
Ws وزن حقوق صاحبان سهام Ks نرخ هزینه حقوق صاحبان سهام (سهام عادی وسود انباشته)
We وزن سهام عادی جدید Ke نرخ هزینه سهام عادی جدید

می‌توان نتیجه گرفت که WACC از دو جزء اصلی تشکیل شده است یکی نرخ هزینه منابع و دیگری وزن هریک از منابع. برای به دست آوردن وزن می‌توان از روش‌های ارزش دفتری، ارزش بازار و طرح تامین مالی استفاده کرد.
1-نسبت‌های ارزش دفتری: همان مبالغ مندرج در ترازنامه هستند، در این روش نسبت قابل اعمال هر منبع تامین مالی از طریق تقسیم ارزش دفتری آن منبع به ارزش دفتری کل منابع بدست می‌آید. مزایای آن عبارتند از:
محاسبه آن آسان است، در طول زمان نوسان کمتری دارد زیرا تحت تاثیر نوسانات بازار قرار نمی‌گیرد، برای شرکت‌هایی که در بورس پذیرفته نشده اند یا سهام شانبه طور فعال در بورس معامله نمی‌شود این روش تنها روش محاسبه میانگین موزون هزینه سرمایه است. همچنین معایب آنرا می‌توان به شرح زیر برشمرد: ارزش‌های اقتصادی هریک از منابع ممکن است رابطه‌ای با ارزش دفتری آن نداشته باشد، نسبت‌های ارزش دفتری با مفهوم هزینه سرمایه سازگار نیست زیرا هزینه سرمایه به صورت حداقل نرخ بازده لازم برای حفظ ارزش بازار شرکت تعریف می‌شود.
2-نسبت‌های ارزش بازار: برطبق این روش نسبت هر منبع تامین مالی برابر است با ارزش بازار آن منبع تقسیم بر ارزش بازار همه منابع مالی بلندمدتی که توسط شرکت به کارگرفته شده است. مزیت آن عبارت است از:
تحت این فرض که ریسک تجاری و ریسک مالی بدون تغییر باقی خواهد ماند هزینه سرمایه محاسبه شده با بهای تمام شده بازار جاری و نسبت‌های ارزش بازار جاری، معیار معتبرتری از حداقل متوسط نرخ بازده لازم روی سرمایه گذاری‌های جدید است. معایب آن را می‌توان به شرح زیر برشمرد:
برای شرکت‌هایی که در بورس پذیرفته نشده‌اند یا سهامشان به طور فعال در بورس معامله نمی‌شود ارزش بازار ممکن است قابل تحصیل نباشد، وقتی که قیمت‌های اوراق بهادار تحت تاثیر سوداگری قرار می‌گیرند ممکن است از ارزش‌های بازار منحرف شوند.
3- طرح تامین مالی: وزن‌هایی که تحت این سیستم اعمال می‌شوند عبارتند از نسبت‌های منابع تامین مالی مختلفی که برای حمایت از بودجه سرمایه‌ای شرکت بکار می‌روند.
اگرچه این روش ممکن است به لحاظ آنکه برطرح تامین مالی ارائه شده متکی است جالب به نظر برسد اما دارای موانع و محدودیت‌های جدی است زیرا ممکن است تخمین زدن چنان ترکیب تامین مالی که برای تامین مالی سرمایه گذاری‌های حال و آینده مورد استفاده قرار خواهد گرفت قبل از اندازه گیری قابلیت سودآوری و حجم مخارج نقدی سرمایه گذاری وابسته به بودجه سرمایه‌ای پیشنهادی دشوار باشد بر مبنای طرح تامین مالی باز هم لازم است که قبل از تعیین بودجه سرمایه‌ای، هزینه سرمایه‌ای برآورد گردد.

2-4-4-5-3- سرمایه به کارگرفته شده (CAPITAL) و نحوه محاسبه آن
کلیه وجوه نقدی که در طی عمر شرکت بدون در نظر گرفتن منابع تامین مالی وجوه، مصرف می‌شود سرمایه نام دارد. استوارت می‌گوید تامین مالی سرمایه چه از طریق بدهی یا حقوق صاحبان سهام مهم نیست، مهم این است که آیا مدیریت سرمایه را به نحو بهینه استفاده می‌کند یا خیر؟ به عبارتی استفاده بهینه از وجوهی که در حساب سرمایه شرکت ذخیره می‌شود به موفقیت مدیریت شرکت در کسب عایدات ناشی از سرمایه و نرخ تنزیل عایدات بستگی دارد.
سرمایه به کارگرفته شده20 می‌تواند از طریق جمع ارزش دفتری خالص دارایی‌های شرکت و تعدیلاتی به شرح زیر برآورد گردد: تبدیل حسابداری تعهدی به حسابداری نقدی (ذخیره‌های حسابداری که براساس مبنای تعهدی در حساب‌ها ثبت شده‌اند، برگشت داده می‌شوند).
تبدیل دیدگاه تصفیة اعتباردهندگان به دیدگاه تداوم فعالیت سهامداران (هزینه‌های تحقیق وتوسعه و بازسازی، سرمایه‌ای می‌شوند).
تبدیل تلاش‌های موفقیت‌آمیز به حسابداری هزینه‌یابی کامل (برگشت زیان‌های انباشتة).

2-4-4-5-4- سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات (NOPAT) و نحوه محاسبه
سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات یا NOPAT عبارت است از سود بعد از مالیات حاصل از عملیات شرکت، که در محاسبه آن اثر ثبت‌های غیرنقدی حسابداری حذف و صرفه جویی مالیاتی ناشی از هزینه‌های تامین مالی از سود کسر گردیده است .
اگر دو شرکت مقادیر مختلفی بدهی داشته باشند و همچنین هزینه‌های بهره آن‌ها نیز مقادیرمتفاوتی باشد این دو شرکت می‌توانند فعالیت عملیاتی یکسان داشته باشند اما سودهای خالص آن‌ها متفاوت خواهد بود . هر کدام از این شرکت‌ها که بدهی بیشتری دارد سود خالص کمتری نیز خواهد داشت. سود خالص یقینا مهم است اما همیشه منعکس کننده عملکرد واقعی در فعالیت‌های شرکت نیست و یا نشان دهندن اثربخش بودن فعالیت‌های مدیران عملیاتی آنان نمی‌باشد. یک مقیاس بهتر برای مقایسه عملکرد مدیران عبارت است از سود عملیاتی خالص بعد از کسرمالیات (NOPAT). که منظور آز آن عبارت از مقدار سودی است که یک شرکت در صورتیکه اگر هیچ بدهی نداشته و یا دارائی مالی نگهداری نکند می‌تواند تولید کند سود عملیاتی خالص بعد از کسرمالیات به صورت رابطه زیرمی‌باشد ( اصلانی، 13889)
(نرخ مالیات– 1 ) EBIT = NOPAT
افزایش در ذخایر معادل

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تامین مالی، ارزش دفتری، سود حسابداری