منبع پایان نامه ارشد درباره باستان شناسی، معماری ایران، هنر و معماری، تخت جمشید

دانلود پایان نامه ارشد

میشود.
4-4- باستان شناسی معاصر ایران
برای پژوهش و شناسایی در معماری دوره پهلوی اول توجه به فعالیتهای باستان شناسی و دستاوردهای آن امری اجتناب ناپذیر و حاصل کار باستان شناسی در این دوره، سرآغاز نوین در شناخت تاریخ گذشته ایران است که زمینههای نه چندان کار آمد آن دوره قاجار شکل گرفت و در این عصر به اوج خود رسید. دوره معاصر ایران مواجه است با تعداد زیادی از مسافران، جهانگردان خارجی، وابستگان نظامی و اقتصادی و نیز مستشرقینی که اطلاعات و آگاهیهای قابل توجهی از میراث غنی و عظیم سرزمین ایران توسط آنها به دنیا شناسانده شد. این فعالیتها عمدتاً در قالب سفرنامهها، گزارشهای سیاسی و یا به صورت ویژه تحقیق و پژوهشی همه جانبه در مورد تاریخ هنر و معماری ایران بوده و حتی در بعضی از موارد تنها به شناسایی ابنیه تاریخی و نیز کارهای مرمتی محدود شده است. اما اولین سابقه باستان شناسی در ایران به دوره قاجار برمیگردد، فعالیتهای مرمتی و باستان شناسی در پیش از دورۀ پهلوی اول بنا به آنچه مدارک موجود نشان میدهد، در زمان ناصرالدین شاه انجام گرفته و حتی اولین خاکبرداری علمی در تخت جمشید در زمان این شاه قاجار بوده است. از مشروطیت تا ظهور سلطنت رضا شاه از تعمیر آثار تاریخی اطلاع و خبری نیست.177 اما از این دوره است که حفاریهای باستان شناسی و مرمتی به شکل جدید خود آغاز میگردد. پیش از این، با آنکه اولین اقدام عملی برای شناخت گذشته باستانی ایران در حدود 1771 میلادی و با نشر و ترجمه «زند اوستا» به وسیله «انکتیل دوپرون انجام شد و در سال 1802م نیز «گروتفند» در قرائت کتیبههای میخی پرسپولیس اندک توفیقی حاصل کرده بود، در 1815م که «سرجان ملکم» ، «تاریخ ایران» خود را نشر میکرد هنوز قسمت عمده اطلاعات مربوط به ایران باستانی را ناچار بود از اساطیر و حماسههای ملی نقل کند و فقط بعضی از این روایات را با اخبار «هرودت» و «گزنفون» قابل انطباق یابد. چنان که در خود ایران هم، مورخان در آن روزگاران، همچنان غالباً به همان روایات ملی اکتفا میکردند. اما جزئیات این تاریخ طولانی در فاصله ربع قرنی که بین تاریخ ایران قدیم اثر «کلمان هوار» (1925م) و «ایران از آغاز تا اسلام» تألیف «رمن گیرشمن» (1951م) گذشته است به وسیله تحقیقات کسانی چون «اولمستد» ، «دیاکونوف» ، «دبوواز». «کریستن سن» و دیگران مکرر نوسازی شده است و هنوز در جزئیات مخصوصاً در آنچه مربوط به متون اوستا پهلوی یا السنه و عقایدات،تحقیقات تازه ادامه دارد اما آنچه غالباً با هیجان بیشتر همراه است کاوشهای باستان شناسی است که مخصوصاً از دوره هیئت «دمورگان» و «دیولافوا» هنوز در هرچندگاه اسرار تازهای از تاریخ باستانی ایران را برملا میکند و گه گاه به تاریخ ایران نه از عهد کورش حتی «دیااکو» آغاز میشود و نه حتی از عهد ورود آریاها به فلات.178 شوش از اولین پایگاههای مهم حفاری و محل شناخت تاریخ دیرینه ایران میشود. فعالیت های «راولینسون» در کرمانشاه، «سرکنت لفتوس» و دستیارانش «چرچیل» و «ویلیام» در شوش خوزستان، زوج «دیولافوا» در خوزستان و فارس، همچنین بررسیها و کاوش های «کنت ژاک دومورگان» در اکثر استانهای شمالی و غربی کشور و نیز دیگران پی در پی انجام گرفت. در این سال ها است که امتیاز نامه باستانشناسی در کل ایران بجز اماکن مقدس به دولت فرانسه داده شد. دومورگان و دستیار برجسته اش « پرشیل» که آشنا به تاریخ وآثار عتیقه ایران و نیز زبان عیلامی بود اکتشافهای وسیعی را در شوش ادامه دادند و پس از کشف آثار بسیار ارزنده، آنها را به طور مرتب به فرانسه انتقال دادند. باز شدن پای آمریکاییان به ایران بعد از فرانسویها به منظور کاوشهای باستان شناسی، حاصل ارتباطهای سیاسی و سرمایهگذاری آنان در این زمینه بود بنابراین به طور خلاصه آمار فعالیتهای باستان شناسی از آغاز قرن نوزدهم در ایران حاکی از انجام روز افزون آن است. بر طبق این آمار کمیت آنها عبارتند از:179
1. از آغاز تا 1900 (1279 تا شمسی):56 مورد
2. از 1901 تا 1910 (1280تا 1289 شمسی): 37 مورد
3. از 1911 تا 1920 (1290 تا 1299 شمسی): 16 مورد
4. از 1921 تا 1930 (1300 تا 1309 شمسی): 32 مورد
5.از 1931 تا 1941 (1310 تا 1320 شمسی): 97 مورد
که تمامی این حفاریها و پژوهشها به توسط یا به سرپرستی باستان شناسان خارجی انجام یافته است. در مجموع تعداد این باستان شناسان در این مدت بالغ بر 62 نفر بوده است ضمن اینکه بیشترین کاوشهای باستان شناسی در بین سالهای 1300 تا 1320ه .ش و به ویژه دهه دوم آن با 97 مورد صورت گرفته است. به هر گونه، پیش از دوره پهلوی این کاوشها به هر منظوری که بود، تجاری یا علمی ،تقریباً نتایج درخشان علمی و اکتشافی نداشت. پس از تصویب و اجرای قانون عتیقات، نخستین اجازه خاکبرداری علمی در تخت جمشید در سال 1309ه شبه بنگاه شرقی دانشگاه شیکاگو داده شد. این مؤسسه توانست با عملیات گستردهای نتایج و درخشان به دست آورد. اما در سیر روزافزون توجه به باستان شناسی عواملی مهم، این دورۀ بیست ساله را از دیگر دورهها متمایز سازد و در حقیقت حضور و پیدایش این عوامل که فعالیتهایی در بعد فرهنگی و بهره علمی هستند زمینه را برای بهرۀ سیاسی آماده می سازند. این عوامل تأثیرگذار عبارتند از:
4-4-1-شخصیتهای علمی
در اینجا نقش دو تن از ایران شناسان خارجی در ایران، نظریات آنها و نیز روش کار آنها طی سالیان درازی که در ایران بودند اهمیت موضوعی دارد: آندره گدار فرانسوی، آرتورپوپ آمریکایی. گدار نخست در تشریح وضعیت آثار ایران نوشته است180:
«به علت عدم دلبستگی اهالی کشور نسبت به آثار باقیه تمدن قدیمشان و همچنین به علت تعصبی که ورود خارجیان را به داخل اماکن مذهبی منع میکرد، در قرن گذشته هیچگونه اطلاعی از هنر معماری ایران، حتی در خود این کشور در دست نبود. به علت سختی مسافرت در راههای خود ساخته طبیعی و به وسیله کاروانها، در گذشتهای که زیاد از آن دور نیستیم، مسافرین خارجی تها چند بنا را که در خط سیر خود میدیدند توصیف کردهاند و اینها عبارت از ساختمانهایی بود که در مجاورت دو خط جاده اصلی ایران تبریز به بوشهر و قصر شیرین به مشهد، واقع شدهاند و ملاحظه میشود که توصیف و تشریح و نقاشیهای عجولانه ای هم که از آنها کرده اند عموماً با یکدیگر اختلاف داشتند.»
شرایط جدید اجتماعی و سیاسی دوره رضاشاه، امکان تازه و گستردهای را به باستان شناسی و مستشرقین داد تا اطلاعات، نقشهها و تحقیقات مفصلی را در مورد هنر و معماری گذشته ایران تهیه کنند. این آگاهیها برای آندره گدار چنان فراوان و بدیع بوده است که میگوید181:
«در اثر ایت تسهیلات، در مدت بیست سال، توانسته شد چند صد ابنیه قدیمی، یعنی آنقدر که برای مطالعه مفصل و تحقیق دقیق درباره معماری ایران کافی باشد بررسی، نقاشی، اندازهگیری و عکسبرداری شود. بدیهی است که ما اکنون درباره معماری ایران در مرحله تاریخی و فرضیات هستیم.»
آندره گدار که به دعوت دولت، در نقش یک معمار، باستان شناس موزه به ایران آمد به مدت بیش از سی سال (1928تا 1960 میلادی) فعالیت وسیعی را در تاریخ هنر و معماری ایران به اتفاق همسرش یداگدار و همکارانش ماکسیم سیرو انجام داد، اما آنچه که از ورای نوشته های او برمیآید این است که دیدگاه وی نسبت به دورههای تاریخی هنر این سرزمین، دیدگاه پژوهشگری است که معماری آن را ممتاز،یگانه و در یک سیر تکاملی میداند و هیچ گونه تفوق سبکی مگر از دیدگاه تخصصی معماری-به دوره های تاریخی معماری ندارد. وی نوشته است182:
«عالیترین هنر ایران، به معنی حقیقی هنر، همیشه معماری آن بوده است. این برتری نه تنها در دوره هخامنشیان، پارتها و ساسانیان که آثار ساختمانی شان را میشناسیم محقق است، بلکه در مورد دوره اسلامی ایران نیز صادق است. شاید معماری قدیم ایران است که در شکل جدیدش به بهترین و صحیحترین وجهی معماری اسلام را از نظر هنری و طرز تاثیرش بر تمدن کهن ایرانی به ما میشناساند .»
نقطه نظرات «پوپ»نیز در مورد هنر معماری ایران، در راستایی است که سیر تحول و تکامل آن را دنبال میکند. او میگوید:183
«برخی عناصر طراحی در معماری ایران بیش از 3000 سال دوام یافت… بی شک برخی از قدیمی ترین سبکها هنوز باقی است. تالاری که در گورهای صخرهای نزدیک تخت جمشید دیده میشود، در پرستشگاههای ساسانی دوبار پدیدار شد و در اعصار اسلامی اخیر به عنوان کاخ یا ایوان مسجد به کار گرفته شد.»
وی در یک جمع بندی چنین تفکری در مورد معماری ایران دارد:184
«معماری ایران دارای استمراری بوده است که هر چند بر اثر کشمکشهای داخلی یا هجوم خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده، با این همه به سبکی دست یافته است که با هیچ سبک دیگری قابل اشتباه نیست.»
بینش گدار و پوپ و یا آن مجموعه باستانشناسان که در دوره معاصر به کندوکاو پرداختند، حداقل از دیدگاه علمی، بینش ضرورت پرداختن به گذشته باستانی و ریشه یابی عناصر و سبکهای معماری است و همانطور که از نوشتههای آنها استنباط میشود دورههای تاریخی معماری و هنر سرزمین ایران زنجیر به هم پیوستهای است که از آغاز باستان تا دوره معاصر روند تکمیلی و نوآوری زمانه خود را داشته است و همچنین علی الظاهر از میان گفتهها و نوشتههای آنها این برداشت نمیشود که توجه ویژهای به دورهای خاص داشته و یا سبکهای سپس از اسلام برتری اندیشهای دهند.
4-4-2-کنگرههای هنر و باستان شناسی
وجود کنگرههای مهم در کشورهای مختلف دنیا و با نام کنگره بین المللی هنر و باستانشناسی ایران، اهمیت توجه به هنر باستانی ایران و در نتیجه ضرورت نگرش به اقتدار دولتهای عهد باستان را خاطر نشان میسازد. نخستین کنگره هنر باستان شناسی ایران در سال 1306ه. ش در آمریکا (فیلادلفیا) به کوشش پروفسور پوپ شکل گرفت و از ایران سید حسن تقی زاده و علی اکبر کاشف نماینده دولت بودند. دومین کنگره بین المللی در دی ماه 1309ه .ش مجدداً به همت پرفسور پوپ منعقد گردید. که نمایشگاه آن شامل آثار و مصنوعات بسیار نفیس باستانی توسط جرج پنجم پادشاه انگلستان گشایش یافت. نمایندگان ایران در این کنگره حسین علاء، محمد قزوینی (دهخدا) و یحیی دولت آبادی بودند. سومین کنگره نیز با پیشنهاد پوپ در لنینگراد شوروی در شهریور 1314ه. ش تشکیل شد185. علاوه بر این، کنگره بین المللی هزاره حکیم فردوسی در ایران که با دعوت و شرکت ایران شناسان و مستشرقین کشورهای مختلف بر پا گردید، همگی، پیوندی بین زنده کردن ادبیات اساطیری، جلوه دادن تمدن پیش از اسلام، دریافت یک وجهه معتبر جهانی از پس این قدرت نهفته در خاک بود.
4-4-3- بازدیدهای رضا شاه
این سؤال پیش میآید که چگونه در دوره رضا شاه و تنها در همین دوره بیست ساله، گردش فکری نسبت به دوره اسلامی و یا چرخش بینشی به قبل از اسلام حاصل شد و چرا سیاستهای نگرش به هنر و معماری و به ویژه باستان شناسی با برداشتی خاص و حساب شده همراه بود. یکی از نقشهای داخلی در تأثیر پذیری رضا شاه از گذشته باستانی ایران را علاوه بر تلقینات اردشیرجی که روحیه باستانگرایی و اسلام ستیزی را در او ایجاد نمود باید در سفرهایی دانست که سبب شد بازدیدی از آثار باستانی و قدیمی ایران داشته باشد. اولین بازدید سردار سپه از آثار کهن ایران در سال 1301 ه .ش اتفاق افتاد، زمانی که وی وزیر جنگ بود و به قصد استقبال از احمدشاه قاجار عازم جنوب شد از یادگارهای اصفهان و شیراز به ویژه تخت جمشید دیدن کرد. او چنین اظهار کرده بود186:
«امیدوارم پس از ترمیم خرابیهای اساسی مملکت که هم از آثار آن مردمان بی علاقه است (قاجار) به تعمیر و احیای جاودانی آثار لایزال پیشینیان نیز بپردازم، خاصه قبر فردوسی که دیرزمانی است آرزوی عمارت آن را در دل دارم.»
دومین سفر وی در طول صدارتش و ایام ریاست الوزرایی و به منظور رفع غائله خوزستان بود که از اصفهان، فارس، خوزستان، عراق کنونی و در بازگشت از کرمانشاه دیدن کرد. او با یادی از ایوان مداین اظهار کرده بود187:
«متأسفانه راه ما از طرف دجله نیست که طاق خسروانوشیروان را ببینیم و یکی از آثار با شکوه و افتخار عهد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره گروههای اجتماعی، نظام سیاسی، نیروهای مسلح، مدرنیزاسیون Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، روشنفکران، روزنامه نگاران، ایدئولوژی