منبع پایان نامه ارشد درباره بازاریابی، بازارگرایی، استراتژی بازاریابی، بانک تجارت

دانلود پایان نامه ارشد

بازارگرایی…………………….94
جدول 4-24) بار عاملي شاخص‌ها مربوط به متغیر بازارگرایی…………………………….95
جدول 4-25) شاخصهاي برازش مدل اندازه گیری متغیر یادگیری گرایی……………96
جدول 4-26) بار عاملي شاخص‌ها مربوط به متغیر یادگیری گرایی……………………..96
جدول 4-27) شاخصهاي برازش مدل اندازهگیری متغیر عملکرد………………………97
جدول 4-28) بار عاملي شاخص‌ها مربوط به متغیر عملکرد……………………………….98
جدول 4-30) شاخصهاي برازش مدل معادلات ساختاری………………………………99

عنوان شکلهای پژوهش صفحه
شکل1-1) مدل مفهومی پژوهش……………………………………………………………………….7
شکل(2-1) بازارگرایی…………………………………………………………………………………..13
شکل (2-2) بازمفهوم سازی بازارگرایی…………………………………………………………..16
شکل(2- 3) پیشایندها و پسایندهای بازارگرایی………………………………………………….19
شکل(2- 4) مدل مفهومی: بازارگرایی، استراتژی و عملکرد…………………………………..21
شکل(2- 5) مدل بازارگرایی بسط یافته……………………………………………………………..22
شکل2-6) مدل مفهومی مطالعه………………………………………………………………………..61
شکل4-1) فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت آنها……………………………………….81
شکل4-2) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب تحصیلات (سال) آنها…………………82
شکل4-3) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت کاری……………………………83
شکل4-4) توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب سابقه کاری………………………………..84

چکیده:

هدف از این پژوهش مطالعه تاثير فروشگرایی و استراتژی بازاریابی بر عملکرد براساس مدل معادلات ساختاری در بانک تجارت شهر کرمانشاه ميباشد. روش پژوهش با توجه به هدف ، کاربردي و با توجه به نحوه گردآوري دادهها از نوع توصيفي و تحليل همبستگي است و به طور مشخص مبتني بر مدل معادلات ساختاري با استفاده از نرمافزار آموس ميباشد. جامعه آماري پرسنل بانک تجارت شهر کرمانشاه میباشد که حجم جامعه آن 253 نفراست، روش نمونهگيري تصادفی ساده، حجم نمونه 155 نفر میباشد. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد که روایی صوری و محتوای آن به تأیید پنج تن از استادان دانشگاه رسید، پایایی کلی پرسشنامه 861/0میباشد. یافتههای این پژوهش بیانگر آن است که ضریب رگرسیون بين استراتژی بازاریابی بر عملکرد (64/0) همچنین ضریب رگرسیونی ما بین فروش گرایی بر عملکرد در مدل نهایی(51/0 )میباشد. در مدل مورد بررسي مقدارشاخصهاي برازش (973/00CFI= و 958/00NFI= و 0096/0 = RMSEA) نشاندهنده مناسب بودن مدل است.

کلمات کليدي: فروشگرایی ، بازارگرایی،یادگیریگرایی،قابلیتهای بازاریابی، عملکرد، بانک تجارت.

فصل یکم:
کلیات پژوهش

) مقدمه:
امروزه بانكداران موظفند كه خود را در آيينه وجود مشتري ببينند و سعي كنند در محيط پر از رقابت، خواستهها و تمايلات مشتريان خود را درك كنند و به گونهاي عمل كنند كه مشتري از شركت و يا سازمان رضايت كامل داشته باشد. در بازاريابي امروز هزينه از دست دادن يك مشتري برابر است با از دست دادن منافع مربوط به خدماتي كه آن مشتري در طول عمر خود به آن نیاز دارد آنچه برای بانك يك اصل است، وفاق و حركت جمعي در قالب مشتريمداري است و از سوي ديگر رضايت مشتري يكي از چالشهايي است كه شركتهاي خدماتي با آن روبرو هستند.بانكها نمونه بارز شركتهاي خدماتي هستندكه خدمات مالي خود را به مردم عرضه ميدارند. درسالهاي گذشته صنعت بانكداري ايران، به دليل مشكلات مختلف اقتصادي، اجتماعي، دولتي بودن و مهمتر از همه فزوني ميزان تقاضا بر عرضه، مشتريمداري و اركان آن را مورد بيتوجهي قرار داده است. اما با ورود بانكهاي بخش خصوصي، اين صنعت رفته رفته به سوي رقابتي شدن قدم برميدارد. تغييرات تدريجي كه در صنعت بانكداري ايران به دليل ورود بانكهاي بخش خصوصي بوجود آمده است باعث افزايش سطح انتظارات مشتريان در تمام زمينههاي مربوط به خدمات مشتري شده است(کهریزی،1390).
اينكه چگونه يك بنگاه ميتواند عملکرد خود را بهبود دهد، مسالهاي است كه در اين پژوهش به آن پرداخته شده است. ممكن است عوامل متعددي بر بهبود عملکرد يك كسب و كار موثر باشند مانند عوامل محيطي كلان بين المللي و ملي (عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و تكنولوژيكي)، عوامل خرد محيطي يا عناصر صنعت (تامين كنندگان، رقابت درون صنعت، رقباي تازه وارد، محصولات جايگزين، واسطههاي فروش و مشتريان) و عوامل مربوط به داخل بنگاه (داراييهاي مشهود و نامشهود و شايستگيها). از بين همه اين عوامل در اين مطالعه فروشگرایی ، استراتژی بازاریابی به عنوان عوامل مهم موثر بر عملکرد كسب و كار مدنظر قرار گرفته و رابطه آن با عملكرد كسب و كار مورد بررسي قرارگرفته است. با عنايت به اينكه براساس مطالعات انجام گرفته فروشگرایی ، استراتژی بازاریابی هم بصورت مستقيم و هم بصورت غيرمستقيم با عملكرد كسب و كار در ارتباط ميباشد، در اين مطالعه هر دو رابطه بررسي میشود.

) بيان مساله:
کانون اصلی استراتژی بازاریابی تخصیص مناسب و هماهنگ نمودن فعالیتها و منابع بازاریابی است به منظور تامین اهداف عملیاتی شرکت از حیث یک بازار-محصول خاص.یک عامل اساسی و نهایی در موفقیت یک استراتژی توانایی شرکت است در اجرای آن استراتژی به نحوی موثر و اجرای موفق یک استراتژی به عوامل زیر بستگی دارد: هماهنگی یا عدم هماهنگی استراتژی با منابع، مهارتها و تجربه پرسنل و کارکنان.(اعرابی، ایزدی،1386) که در این راستا دو عامل بازارگرایی و یادگیری گرایی نقش بسیار مهمی دارند. امروزه موفقيت شرکتها و موسسات در گرو شناخت آنها از مشتريان و رقبا و ساير عوامل تاثير بر بازار است. نيازها و خواستههاي مشتريان همواره در حال تغييرند و شناخت اين تغييرات نيز براي موفقيت بنگاهها حياتي است. از سوي ديگر، رقبا نيز به دنبال جذب مشتريان بيشتر هستند و در اين راه از هيج کوششي فروگذار نخواهند کرد. همچنين تغيير شرايط و قواعد حاکم بر بازار، از جمله تغييرات تکنولوژيکي، بر موفقيت موسسات در بازار تاثيرگذار است. شناخت و پيشبيني اين عوامل و ارائهي راهکار مناسب در برخورد با آنها، نقشي کليدي در موفقيت موسسه در بازارهاي هدف ايفا ميکند. از اين رو بازارگرايي و نيازهاي مشتريان اولين ويژگي بازاريابي جديد است(نارور و اسلاتر1 1990، 20-35). بازارگرايي در بازاريابي و مديريت نقش مهمي داشته و باعث ايجاد مزيت رقابتي و موفقيت سازمان شده (شيخيان و همکاران، 1388) و تلاشهاي کارکنان و سازمان را بر ايجاد ارزش برتر براي مشتريان و بهبود عملکرد متمرکز ميکند( پانيگيراکيس و تئودوريدس2، 2007). بازارگرايي به عنوان يک مقدمه سازماني مهم در موفقيت يک کسب و کار محسوب میشود(هان، کیم و اسریواستاوا3، 1999; کوهلی و جاورسکی4، 1990; نارور و اسلاتر، 1990) وهمچنین یادگیری گرایی مکانیزمی است که توانایی های یک شرکت در چالش با مفروضات قدیمی وتسهیل تکنیک ها و متدولوژی های جدید را تحت تأثیر قرارمی دهد معتقدند که یادگیری با ارزش ترین منبع سازمان برای حفظ مزیت رقابتی است. یادگیری گرایای تلاشی است برای بالا بردن ارزش های سازمانی که بر تمایل سازمان در خلاق و استفاده از دانش تأثیر می گذارد (نعمتی، کاکاپور،1392).
از طرفی امروزه در محيطي زندگي ميكنيم كه به طور روزافزون به سوي اقتصاد مبتني بر خدمات پيش مي رود. ديگر خدمات، بخش كوچكي از اقتصاد بشمار نميرود، بلكه به عنوان قلب ارزش آفريني در اقتصاد مطرح است. خدمات يكي از بخش هاي مهم اقتصادي كشور است كه در چند دهه گذشته رشد قابل ملاحظهاي داشته و امروزه درصد بالايي از امور توليدي و اقتصادي، درگير مباحث” خدمات حرفهاي” است. اغلب محصولاتي كه خريداري مي كنيم عناصري از خدمت را نيز شامل مي شوند. در واقع طيف وسيعي از كالاها براي داشتن مزيت رقابتي بر فعاليتهاي مبتني بر خدمت تكيه دارند.از فعالیت های خدماتی که در چند سال اخیر در ایران به آن توجه ویژه شده است بانکداری می باشد که به علت خصوص شدن رقابت در این صنعت بیشتر گردیده است وبانکها در ايران نيز بايد بتدريج ضرورت توجه به مشتري را درك كنند و در جهت شناخت و تامين رضايت بخش نيازها و خواستههاي مشتري حركت كنند لذا این پژوهش به دنبال پاسخ به این سئوال است که آیا فروشگرایی و استراتژی بازاریابی بر عملکرد تاثیر دارد؟

1-3) اهميت موضوع پژوهش:
عصر كنوني دوره تحولات شتابنده و غير قابل پيش بيني است. امروز همان ديروز نيست ويقينا” فردا متفاوت از امروز خواهد بود. بنابراين پايبند بودن به استراتژيهاي امروز براي كسب وكار خطرناك است. كشورهاي در حال توسعه بايد در استراتژ يها و سيستم هاي تجاري و بازرگاني خود تجديد نظركنند. چرا كه در صورت عدم بكارگيري استراتژ يهاي جديد و متناسب با شرايط محيط كنوني،موقعيت رقابتي آنها تضعيف خواهد شد. امروزه تنها سازمان هايي در عرصه رقابت از موقعيت مناسبي برخوردارند كه محوراصلي فعاليت خود را تامين خواسته هاي مشتريان و ارضاي نيازهاي آنان قرار دادهاند. با محوري شدن روزافزون روابط و كيفيت خدمات در كسب و كار و دستيابي به سود بيشتر از طريق داشتن مشتريان وفادار نسبت به جذب مشتريان جديد، استفاده از ابزارهاي بهبود عملكرد مورد توجه قرار گرفته است. در چنين محيطي موفقيت بازار برابر است با توان يك سازمان در به دست آوردن حداكثر سود از مجموعه مشتريان خود. براي اين منظور، ضروري است كه مديريت سازمان به استراتژ يهايي روي آوردكه بتواند از آنها براي توسعه و بهبود عملكرد خود و پيشي گرفتن از رقبا استفاده كرده و از همه مهمتر آنكه بتواند مشتريان را به مشتريان وفادار تبديل كند (یوسفی، 1390). مديران کامياب کساني هستند که سازمان خود را با شرايط روز همگام ميسازند. اين همگامي سازماني زماني امکان پذير است که کارکنان و مديران مسئلهي بازارگرايي را به عنوان يک فرهنگ و بينش بپذيرند و رضايت مشتريان را محور فعاليت شرکت قرار دهند و نيز کليهي فعاليتهاي شرکت در راستاي ارضاي نيازهاي مشتريان باشد. در اين ميان توليدکنندگان بايد تلاش کنند تا ميان آنچه که عرضه ميکنند با نيازهاي مردم ارتباط برقرارکنند، و سعي کنند کالايي را توليد کنند که نيازهاي مشتريان را برآورده سازد و با خواستههاي آنها هم سو باشد. در بين سازمانهاي رقيب، سازمانهايي که قادر به تامين بهتر نيازهاي مشتريان هستند، مطمئنا از سطح عملکرد بالاتري برخوردارند(نارور و اسلاتر5، 1990، 20-35; لیوسچ و لازینک6، 1987). لزوم توجه به عملكرد شركتها و عوامل تأثيرگذار بر آن مسألهاي میباشد كه ذهن اكثريت مديران و استراتژيستها را به خود جلب كرده است(نایب زاده، 1389). در دنیای پرتلاطم امروز موفقیت سازمانها در گرو همه بخشهای سازمان در راستای مسیر استراتژیک آن سازمان میباشد(علی پور پیجانی و اکبری، 1385،ص 152). زت و امیت بیان میکنند هدف محوری پژوهشها مدیریت استراتژیک درک اثرات اقتضایی استراتژی بر روی عملکرد شرکت است(زت و امیت7، 2008).

1-4) اهداف پژوهش:
اهداف کلی:
شناخت تاثير استراتژی بازاریابی و فروش گرایی بر عملکرد در بانک تجارت شهر کرمانشاه.
اهداف فرعي:
شناخت روابط وتاثیر استراتژی بازاریابی و عملکرد در بانک تجارت شهر کرمانشاه.
شناخت روابط وتاثیر فروش گرایی و عملکرد در بانک تجارت شهر کرمانشاه.
شناخت روابط وتاثیر قابلیتهای بازاریابی بر عملکرد در بانک تجارت شهر کرمانشاه.
1-5

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بازارگرایی، بازاریابی، ضریب همبستگی اسپیرمن، ضریب همبستگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره بازارگرایی، کسب و کار، بازاریابی، مفهوم سازی