منبع پایان نامه ارشد درباره انعطاف پذیری، میان رشته ای، طراحی معماری

دانلود پایان نامه ارشد

سازه ها همیشه برای اهداف معینی ساخته می شوند . اساسأ اصل توجه به سودمندی یکی از تفاوتهای اساسی بین ساختمان موسسه است . در نتیجه هیچ سازه ای بخاطر خودِ سازه ایجاد نمی شود بعبارت دیگر هیچگاه نمی توان مفهوم سازه برای سازه را صحیح و قابل قبول دانست.
هدف اصلی یک سازه محصور کردن و مشخص نمودن یک فضا است. هر چند که گاهی یک سازه برای اتصال دو نقطه ساخته می شود ، مانند پل ها و آسانسورها و گاهی برای تحمل نیروهای طبیعی مانند سدها و دیوارهای حائل.
سازه های دیگر دربرگیرندۀ یک معماری معّین ، بطور خاص با محصورکردن و تعریف نمودن یک فضا ، آن را برای عملکرد معیّنی قابل استفاده می نمایند. بطور کلی مفید بودن این سازه ها ناشی از جدا کردن کل یا جزء یک فضای معین از آب و هوای طبیعی است . امکان دارد محصور بودن کامل فضا ضروری نباشد. سقفهای طره ای در یک استادیوم ،تماشاچیان را بدون قرار گرفتن در فضایی محصور،از نزولات جوی و شرایط آب و هوایی محفوظ می دارند.
محصور کردن فضا ممکن است به خاطر اهداف کاملأ متفاوت از جمله محفاظت از خانواده ، تولید محصولات صنعتی ، اعمال عبادی،نمایش، سرگرم ساختن مردم، مجلس قانونگذاری و مانند آن باشد. فضاهای گوناگون که اهداف متفاوتی را تأمین می کنند نیاز به سازه های گوناگون دارند. اما همه سازه ها حتی ساده ترین انواع آن تحت تأثیر بارهایی قرار می گیرند و باید در مقابل این بارهای گوناگون مقاومت کنند. فقط در موارد نادر، مقاومت در برابر بارها، هدف ابتدایی و اولیه یک سازه است. وجود بارها در هر سازه، معمولأ امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد(11)
2-2- 6- تأثیر بر سازه و متعاقب آن فرم در معماری امروز
همانگونه که در جدول 1 – 1 آمده است انقلاب صنعتی و پیامدها ناشی از آن به عنوان رویدادی بزرگ در کنار عوامل دیگر موجب از هم گسیختن ارتباط معماری و مهندسی سازه گردید. انقلاب صنعتی در بسیاری از زمینه های علمی و فنی موجب پیشرفت های شگفت انگیز در غرب شد و به تناسب تأثیر روزافزونش بر علوم فناوری بر سرنوشت معماری و سازه نیز تاثیر گذاشت. در کنار تغییرات فلسفی، عواملی مانند پیشرفت های علمی، تحولات اقتصادی و دستاوردهای فنی نیز نقش موثری ایفا کردند و زمینه شکل گیری حرفه مهندسی سازه را فراهم ساختند. (12)
تکنولوژی عصر ارتباطات (منتج از پیشرفت های علم الکترونیک) سبب شد تا نرم افزارهای رایانه ای، به عنوان نوع دیگری از ابزار در اختیار معماران قرار گیرد تا آن ها تصورات اولیه1 و ایده های خلاقانه ی خود را در ایجاد فرم و فضا را به نمایش گذارند. در این مسیر، این ابزار جدید خود سبب ابداع شیوه های نوین در روش های طراحی معماری نیز شد. این پیامدها نیز به مانند تاثیراتی که تکنولوژی بر کارکرد داشته است بیش از آنکه به جنبه های معنوی و نیازهای روحی انسان ها بپردازد در ارتباط بیشتر در به نمایش گذاشتن و استفاده هر چه بیشتر از به کارگیری ابزارها و فناوری نوین در معماری است.
معماری همانند علم و هنر از آغاز قرن 20 از تحولات زمانه پیروی کرد، در این دوران اولین اقدامات در جهت همکاری معمار و مهندس ساختمان صورت گرفت و ساختمان نتیجه همراهی معماری و فن ساختمان گردید. از دهه 70 به بعد نسل جدید معماران برای اعلام موجودیت خود و رهایی از خستگی ملال آور معماری مدرن به عوامل سازه و فناوری به عنوان امکانات بالقوه در یافتن راه حل های تازه نگریست و آنها را به کار گرفت. از جمله مصالحی که نیز مورد توجه قرار گرفت آهن بود. پس از انقلاب صنعتی آهن به روش صنعتی تولید شد و به میزان زیاد در دسترس قرار گرفت. چدن و بتن مسلح نیز به عنوان مصالح جدید ساختمانی پا به عرصه ساخت و ساز گذاشتند به طوری که وجود این مصالح مقاوم به میزان فراوان به قابلیت کششی بالا، زمینه مساعدی را در طراحی بسیاری از بناهای بزرگ با استراکچر وسیع فراهم ساخت. (13).
به عنوان مثال سازه برای کالاتراوا عامل برقراری تعادل و توازن بین ابداع فرم و قوائد علمی و اصول کارایی آن است. کالاتراوا مهندسی را هنری علمی می داند. موسیقی، نقاشی و علوم طبیعی برای کالاتراوا به اندازه محاسبات سازه ای ارزشمند و حیاتی هستند. سازه های زیبا و باشکوه او تخیلات و احساسات پرشور را در بیننده به وجود می آروند. کالاتراوا در پی خلق فرم های نوینی است که بر مبنای دانش فنی شکل گرفته است. خلاقیت کارهای کالاتراوا یادآور ارتباط تنگاتنگ علم و هنر است در حقیقت فن در آثار کالاتراوا برای تجلی و بیان مباحث سازه ای به کار گرفته می شود و بدین ترتیب جسارت سازه ای معمار با بیان ساده و روانی معماری او عجین می شود و اثر به صورت ترکیبی موزون از اصول فیزیکی و زیبایی تجلی می یابد و اتفاقاً همین اصول سازه ای است که در آثار کالاتراوا تکلیف فرم را تا حد زیادی مشخص می کند. (هاشم نژاد و سلیمانی، 1386).
جدول1- 1- جمع بندی پیامدهای تکنولوژی بر معماری معاصر حوزه های عملکرد، سازه و زیبایی

پیامدهای تکنولوژی بر معماری معاصر
رویکردهای تأثیر در معماری
پیامدهای مثبت
پیامدهای منفی

تاثیرات بر عملکرد معماری
– رفع نیازهای جسمی فیزیکی
– هوشمندسازی ساختمان
– ذخیره و بهینه سازی مصرف انرژی
– انعطاف پذیری در عملکرد ساختمان
– عدم توجه کافی یا مناسب به نیازهای روحی و روانی استفاده کنندگان
– استفاده از تکنولوژی بدون توجه به جنبه های مخرب آن
– آسیب رسانی به محیط زیست

تاثیرات بر سازه و متعاقباً فرم در معماری
– انتخاب های گسترده تر برای فرم
– بازتعریف فضای معماری
– انعطاف پذیری بیشتر در معماری
– نمایش تکنولوژی به جای توجه به زیبایی و جنبه های انسانی
– اصل شمردن تکنولوژی و تقدیس آن

تاثیرات بر جنبه های زیبایی شناسی در معماری
– پاسخ های خلاقانه تر به جنبه های زیبایی شناسانه
– بیان هنرمندانه فرم های معماری
– عدم استفاده از فرم های اصیل
– استفاده از فرم های ناموزون و برگرفته از مبانی نظری غلط
2- 1- جدایی سازه و معماری

درک این مسئله که مهندس سازه و معمار یک بنا امروزه به طور مجزا از یکدیگر در طراحی یک ساختمان فعالیت می کنند خیلی دشوار نیست. به نظر می رسد طرز تفکر هنری و بی حد و مرز معماری با تلقی عددی و محصور در چارچوب ریاضی مهندسی سازه، اشتراکات بسیار کمی دارد. در مهندسی سازه ما را با مجموعه نیازهای روحی و معنوی انسان کاری نیست حتی انسان تحت عنوان بار زنده همچون مبلمان و قفسه خانه به عدد تبدیل می شود. اما هر آنچه معمار در ذهن می پرورد مربوط به نیازهای انسان با محوریت انسانیت او است و برای او حائز نوعی تقدّس است لذا انتظار او این است که آنچه در طی ساعت ها تفکر روی کاغذ نقش میزند، در نهایت در عالم مادی تجلی یابد. اما “بیشتر مهندسی فقط تیر و ستون را می شناسند و هر انحرافی از اصول مورد استفاده و چارچوب ذهنی آن ها به عنوان امری غیرطبیعی و یا نوعی دیوانگی محسوب می شود2.” (14)
طبیعی است که در چنین وضعیتی کار به بن بست برسد. در این جا نداشتن احساس مسئولیت نسبت به ایجاد یک پیکره ی واحد باعث می شود که فاصله ی دو طرف بیشتر شود. نداشتن دید تکنیکی و فنی و هم چنین عدم آشنایی با فلسفه ی وجودی اجزاء سازه از جانب معمار و نداشتن آشنایی با روش های اجرایی ممکن که بتوان خواسته معمار را برآورده کرد و محصور بودن در چارچوب تنگ محاسبات از جانب مهندس سازه، باعث می شود که این دو مرتب از یکدیگر فاصله بگیرند. هدف معمار این است که مصالح خشک، زبر و خشن ساختمانی را به خدمت انسان درآورد، لذا فرم ها و شکل متنوعی می آفریند. در حالیکه هدف مهندس سازه استخراج خالص ترین شکل ممکن از مصالح است به صورتی که تا حد ممکن تنها به صورت آن جسم صلب در سازه به کار گرفته شود.
معمار اتریشی “اتو واگنر” بیان می دارد: “مهندسی، فرم هندسی خلق شده را در نظر نمی گیرد بلکه محاسبات ریاضی و هزینه ی ساخت از نظر وی مهم اند و بنابراین به زبانی غیر موافق با معیارهای انسانی صحبت می کند. در عین حال معمار اگر در خلق فرم هنری طراحی را از سازه آغاز نکند طرحی نامشخص و غیرقابل فهم ارائه خواهد کرد. در چنین شرایطی هر دوی آن ها اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند. ” (14)
“لوکوربوزیه” معمار بزرگ قرن بیستم معتقد است: “معمار کسی است که به عامل انسانی در کل فرآیند طراحی پاسخ می دهد ولی مهندسان از فیزیک و شکل اشیاء مراقبت می کنند. این دو موضوع، عملکردهایی کاملاً متفاوت دارند که می توانند به نحو خوبی ترکیب شوند و حتی می توانند در وجود یک فرد تجلی یابند.” گفته ی لوکوربوزیه در دوران گذشته صحت داشت. زیرا جدایی امروز معماران و مهندسان سازه ناشی از تخصصی شدن علوم و پیشرفت تخصص ها در جهان است. در گذشته ای نه چنندان دور دو موضوع مورد نظر لوکوربوزیه و هم چنین ما، در درون خیلی از افرادی که بناها را طراحی کرده و می ساختند، یافت می شد. یعنی سازه و معماری همزمان در نظر معمار طرح می گشت.
حتماً تعجب خواهیم کرد که چگونه است که عمارت هایی مانند منارجنبان، مسجد شیخ لطف الله اصفهان، مسجد جامع اردستان، تاریخانه و… و ده ها اثر جاودانه ی دیگر در عین زیبایی خیره کننده، قرن ها تحت اثر باد و باران و عوامل طبیعی دوام آورده و از لحاظ سازه ای نیز کوچکترین آسیبی ندیده اند. توجه ما در عین حال بیشتر منعطف به این مطلب است که این آثار مخلوق دست کسانی است که خود طرح معماری و طرح سازه ای بنا را همزمان و به صورت یک پیکره ی واحد آفریده اند. در واقع باید گفت از زمانی که علوم شاخه شاخه گشته اند و به تدریج مباحث معماری و سازه در قلمروهای جداگانه ای پیش رفته اند، یک افتراق و انشعاب را در حرکت این دو مشاهده می کنیم که آن را بهتر است تحت عنوان “واگرایی” بیان کنیم.
در کشورهایی مثل ایران، این روند همچنان به سرعت پیگیری می شود و با توجه به گسترش وسیع دانشگاه ها در دو دهه ی اخیر، تعداد فارغ التحصیلان هر دو رشته ی معماری و مهندسی سازه به شدت افزایش یافته است، در حالیکه مهم ترین گام عملی برای متوقف کردن روند سریع واگرایی در کشور ما تغییر نام رشته ی معماری به مهندسی معماری بوده است. در حالیکه در کشورهای پیشرفته این روند نه تنها کند گشته بلکه رشته های مذکور به سمت “همگرایی” می روند و با تأسیس رشته های میان رشته ای سعی شده این شکاف واگرایی تا حدی پر گردد.
از سوی دیگر معماران نیز نیازی به پرورش قدرت محاسباتی خود در خصوص سازه و تجمیع و تطبیق تصورات معماری و سازه ای در خود احساس نمی کنند. در صورتی که اگر ساختمان زیبایی بیافرینند، با اینکه اعتبار و شهرت مربوط به طراحی آن را کسب می کنند، به همکاری متخصصانی که بدون آن ها دستیابی به فرم نهایی ساخت ممکن نیست، اشاره نمی کنند. مهندسان هم با بینش دیگری به کار خلاقانه معمار می نگرند و او را در حد شخصی که نقاش است و با فن ساختمان آشنا نیست به حساب می آورند.
“داویود” مهندس معمار می گوید: “آشتی بین معماری و مهندسی هیچ گاه کامل و واقعی نخواهد شد، تا زمانی که مهندس، هنرمند و دانشمند، با یکدیگر در یک شخص تجلی پیدا کند. مدت زیادی است که ما تحت تاثیر این فکر و عقیده غیر صحیح زندگی می کنیم که هنر، نوعی فعالیت جدا و متمایز از باقی فعالیت های بشری است و هویت هنری از ویژگی های استثنائی برخوردار است.”
2- 2- زیبایی گرایی سازه ای
هیچ معماری بدون عنصر زیبایی وجود ندارد ، اما آیا زیبایی گرایی سازه ای وجود دارد ؟و در صورت وجود داشتن آیا معماری را آنقدر عمیق تحت تاثیر قرار می دهد که معماران به آن توجه کنند؟
در پاسخ به این سوالات شخص ممکن است تعاریف متنوع زیبایی را نادیده بگیرد و در عوض به این مسئله توجه نماید که مکتب های زیبایی گرایی با زمان تغییر می کنند. یک بنای معماری که در زمان خاصی شاهکار معماری محسوب می شده است در زمان دیگر تا حد یک اثر درجه دو تنزل می باید و بالعکس . مکتب های زیبایی گرایی تغییر می کنند اما ارضاء نیاز زیبایی گرایی یکی از آرزوهایی پایدار انسان است .
ساختمانهایی که حس زیباگرایی را ارضاء می کنند می توانند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره زیبایی شناسی، ساختمان سازی، جامعه شناسی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره انعطاف پذیری، محدودیت ها، ناخودآگاه