منبع پایان نامه ارشد درباره امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

نمايد و مزد خود را از کارفرما بگيرد تهمت دزدي بر وي ميزدند تا اين که مزدش را پرداخت نکنند.

? اسپ هر قَدَر تُوندتَر بشي، خُو جُويَ بيشتر کُونه.
اسب هر قدر تندتر برود احتياج به جوي بيشتري دارد.
?sp har qad?r ton’t?r bi?i xu juye bi?t?r kon?.

در اين زبانزد اسب نماد قدرت و تلاش و کوشش معرفي شده است. از آنجا که زبانزدها به دنبال سادگي و ملموس بودن هستند لذا برآنند تا آنچه که انسانها هميشه با آن سروکار دارند آن چيز را مورد خطاب قرار دهند تا اثر پذيري بيشتري داشته باشند.
جُو، بعنوان غذاي اسب معرفي گرديده است تا به واسط خوردن آن قدرت و نيرو بگيرد و تلاش و کوشش خود را دوچندان نمايد. اين زبانزد عامه پسند بوده چرا که در ادبيات عوام سريع در ذهن مخاطب جاي ميگيرد به واسط همان دلايلي که در آغاز بحث بيان گرديد. ما حصل کلام اين که انسان هر چقدر بيشتر تلاش و کوشش نمايد به همان اندازه موفقيت و زندگي بهتر ميتواند کسب نمايد.

4-6-4 زبانزدهاي اقتصادي با رويکرد ستمهاي اجتماعي
? به نام عيسا ، بهِ شکمِ موسا . به اسم عيسي ، به شکم موسي.
b?n?m? eis? be ?ek?m? mus? .

– گروهي زحمت ميکشند و گروهي ديگر از ِقبل آن ارتزاق ميکنند، در لاية پنهاني اين زبانزد به زورگويان و اربابان و مالکاني که به زور و جور در منطقة حکم فرمايي ميکردند اشاره دارد.
– هم چنين به نوعي جنبه انتقادي مردم رنجيده را بيان ميکند همان طوري که جامعه شناسان مارکسيتي چون لوکاچ و گُلدمن معتقدند که ادبيات بايد تقابل فرادست و فرودست را نشان دهد. از اين رو، روحيه ستيزهگري و انتقامجويي در نهانگاه اين زبانزد نيز به چشم ميخورد.
– از اين زبانزد نوعي سوء استفاده از شهرت و آوازه ديگران نيز متصّور ميگردد، چرا که بعضي از اشخاص براي اينکه بتوانند مشکلات خودشان را حل و فصل نمايند از اين دست آويز نيز استفاده ميکنند.
– با نام ديگري پلههاي ترقي را طينمودند يک نوع خيانت در امانت نيز در خود نهفته دارد.

? پول ، ايمام حُوسينَ سَرَا واوه. پول ، سر امام حسين (ع) را بريده است.
pul im?m hoseyn? s?ra v?ve.

– همان طوري که قبلاً نيز اشاره گرديد گاهي پشت هر زبانزدي قصه واره، داستان، و تاريخي نهفته است اين زبانزد نيز اشاره به واقعة تاريخي دارد که از تقدس والايي برخوردار است، نه تنها تمام مسلمانان جهان، بويژه شيعه، بلکه تمام آزاديخواهان دنيا را متأثر کرده است بازگويي اين حقيقت تاريخي در اين وجيزه نميگنجد، و کس را گوياي بيان حادثه تلخ کربلا نيست، هرچند که بنويسند و بسرايند و به سينهها بکوبند و پيراهن ها چاک کنند باز نميتوان قطرهاي از درياي پرتلاطم اين واقعه را بيان نمود، شکلگيري قيام امام حسين(ع) را ميتوان در سه عامل جست وجوکرد.
1- عامل اول دعوت مردم کوفه از امام حسين(ع).
2- عامل دوم بيعت خواستن از امام حسين(ع).
3- عامل سوم، امر به معروف و نهي از منکر است که از همه عوامل ديگر برتر است، زيرا اگر بيعت با امام نميکردند باز امام آرام نمينشست چرا که همه جا را فساد فرا گرفته بود، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده بود، و بيت المال مسلمين در اختيار افراد ناشايست قرار گرفته بود.
شکل گيري قيام امام حسين(ع) از مدينه شروع شد “نامههاي مردم کوفه در مکه به دست امام حسين رسيد، يعني وقتي که امام تصميم خود را بر امتناع از بيعت گرفته بود و همين تصميم خطري بزرگ براي او به وجود آورده بود… بنابراين دعوت مردم کوفه عامل اصلي در اين نهضت نبود بلکه عامل فرعي بود، و حداکثر تأثيري که براي دعوت مردم کوفه ميتوان قائل شد. اين است که اين دعوت از نظر مردم و قضاوت تاريخ در آينده فرصت به ظاهر مناسبي براي امام به وجود آورد”(مطهري،1376: ج2 ،30)
سپس هجده هزار نامه براي امام حسين(ع) ميفرستند و امام را به کوفه دعوت ميکنند و کوفيان به امام ميگويند اگر به کوفه بيائيد ما شما را ياري ميکنيم.
” اينجا امام حسين بر سر دوراهي تاريخ است، اگر به تقاضاي اينها پاسخ نگويد قطعاً در مقابل تاريخ محکوم است و تاريخ آينده قضاوت خواهد کرد، که زمينة فوق العاده مساعد بود ولي امام حسين(ع) از اين فرصت نتوانست استفاده کند يا نخواست يا ترسيد.”(همان ، ج1 ، 188)
در اين زمان بود که يزيدبن معاويه به امام پيغام داد يا با من بيعت کن يا اين که بايد با من جنگ بکني، امام به تنهايي در مقابل درخواست هاي نامشروع يزيدبن معاويه ايستاد و حاضر نشد که عقيدة خودش را بفروشد ” چرا که بعدها تاريخ نخواهد گفت حسين به زور و جبر بيعت کرد. همينهايي که بيعت را به جبر ميگيرند، تاريخ را هم به زور پول ميسازند، همان طور که ساختند معاويه راويهاي بي بندو بار، بي عقيده و بيايمان را با زور پول ميفريبد و آنها احاديث پيغمبر را تغيير ميدادند”(همان ، ج2 ،41)

– ماحصل اين زبانزد بيان کنندة اين نکته است چنانچه مال و ثروت ، پول، در مسير اصلي خود به کار گرفته نشود گاهي اوقات عوارض جبران ناپذيري را به بار ميآورد که حتي ائمه و معصومين نيز از آن مصون نماندند.

4-6-5 زبانزدهاي اقتصادي با رويکرد حساب وکتاب (برنامه ريزي)
? اسبَ نيهه، پالونَ بيهِه. اسب را نخريده ، پالان آن را خريده است.
asp? nih? p?lon? bih?.

– موضوع اصلي اين زبانزد اين است که آدمي بايد در هر کاري سنجيده عمل نمايد، چنانچه بدون تأمل و تدبّر به کاري همّت گمارد، فرجام آن جز خسران چيز ديگري نيست. اين زبانزد انسان را از بي برنامگي و بدون حساب و کتاب بودن برحذر ميدارد.

4-6-6 زبانزدهاي اقتصادي با رويکرد محصولات بومي
? آشَ تَا دراستَان، پَلا تا خُوراستان.
با خوردن آش ميتواني تا درگاه راه بروي، ولي با خوردن برنج ميتواني تا خراسان نيز بروي.
?? t? d?r?st?n pl? xur?st?n.

جوهرة هر انساني کار و تلاش است چرا که اين عنصر در روستاها بسيار پررنگ تر است و زندگي هر انساني با کارش ظهور پيدا ميکند.”در جامعة روستايي گروه کار و گروه خانگي درهم ادغام شده، اجتماع متشّکل و بهم پيوستهاي را به وجود ميآورند که اعضاي آن به منظور تأمين معاش خانواده فعاليت اقتصادي مشترکي دارند و همگي در ادامة حيات خانواده سهيماند”(نيک خلق، 1358: 87)
مهمترين شاخص اقتصادي در گيلان از جمله در منطقة لشت نشاء برنج است. چرا که اساس حيات و معيشت کشاورزان اين منطقه وابسته به برنج است. کشاورز با فروش مازاد محصولات زراعي خود از نظر اقتصادي هم به عنوان يک منبع درآمد براي وي محسوب ميشود.
برنجکاري درصد زيادي از زمينهاي زيرکشت کشاورزان اين منطقة را به خود اختصاص داده است، به طوري که در قديم روستائيان اين منطقه علاوه بر اين که ناهار، شام، از برنج استفاده ميکردند حتي موقع صرف صبحانه از برنج، سَردَه پلا با چاي شيرين، استفاده ميکردند، و نان و چاي که امروز متداول است به عنوان صبحانه نميپذيرفتند و اعتقاد داشتند اگر آش بخوري تا آستان َدر، هم نميتواني بروي، ولي با خوردن برنج ميتواني تا خراسان هم بروي. در همين راستا نيز آذريها ضربالمثلي دارند.
آش، گاپياجا، يولداش. آش تا دمِ درِ با توست.
– اين زبانزد خود بيان کنندة اهميت برنج و برنجکاري است.

? بِيجَارَ، ورزا کَارَه ، نالَه نُوغاندار کُونَه
شاليزار را گاو نر شخم ميزند، آه و ناله را پرورش دهنده نوغان ميکند .
bij?r? varz? kar? n?l? nuqond?r kon?.

مفاهيم زبانزد اخير را توضيح ميدهيم. واژة نوغان: پيله ابريشم ،نوغان دار: صفت فاعلي مرکب مرخم، کسي که از کرم ابريشم مواظبت ميکند. ابتدا تخم ابريشم را به وسيلة گرماي مناسب از جعبه آن بيرون ميآورند، سپس با غذاي مناسب کرم، که همان برگ توت است کرم ابريشم را پرورش ميدهند. به مدت چهل روز تبديل به پيله ابريشم ميشود. کسي که اين زحمات طاقت فرسا را متحمل ميشود نوغان دار است.
صنعت نوغان يا ابريشم در ايران سابقهاي بسيار طولاني دارد و توليد اين محصول و صدور آن به اروپا از طريق گيلان بود، به دليل اين که گيلان از نظر آب و هوايي بسيار مساعد براي پرورش کرم ابريشم بوده و عده زيادي از مردم اين ناحيه از اين راه امرار معاش ميکردند، و درآمد خوبي براي مردم در پي داشت. امروزه به دليل عدم حمايت جّدي رونق گذشته را ندارد، ولي تاکنون به حيات خود ادامه داده است.
مردم منطقة لشت نشاء از ديرباز تاکنون به پرورش کرم ابريشم ميپرداختند. حاصل دست رنج کشاورزان نصيب ارباب ميگرديد. از آنجائي که کليه مزارع و باغهاي توت جزو مستعمرات ارباب بود، بنابراين همه عايدات آن نصيب ارباب ميگرديد. براي نوغاندار جز پيراهن پاره شده چيزي نصيبش نميشد. پيراهني که نوغاندار با به دوش کشيدن شاخههاي برگ توت پاره پاره ميگرديد. برداشتي که از اين زبانزد ميتوان کرد اين است که، تلاش را کشاورز ميکند، دست رنج آن را ارباب به يغما ميبرد. حيوان زمين را شخم ميزند و توانايي بيان آه و ناله را ندارد به جاي آن شخصيتي به نام نوغاندار ، آه و ناله از خود بيرون ميآورد.
– کار کردن خر و خوردن يابو.
– اين زبانزد از نظر زيباييشناسي به دليل آهنگين و مسجع بودن کلام تأثير بيشتر در انتقال پيام ايفاء ميکند. از آن جايي که محيط بر انديشه آدمي تأثير غيرقابل انکاري ميگذارد، بنابراين تعامل بين انديشه و زبان هميشه وجود داشته است و اين فرهيختگي انديشگاني روي زبان آدمي، تأثيرگذار است. لذا عناصري که رنگ بومي و محلي دارند براي القاي انديشهها استفاده شده است.

? بُو خوردَه، پنجا ، پنجا ، قرضَ باَردَه ريش ورجا. خورد پنجاه پنجاه ،بدهکاري آمد تا کنار ريشش.
buxord? panj? panj? qarz b?rd? ri?? varj?.

اين زبانزد نوعي ريتم موسيقايي دارد بيان صفات آدمهايي است بدون اين که برنامهاي در زندگي خود داشته باشند و يا از دخل و خرج زندگي با خبر باشند به زندگيروزمرّگي خود ادامه ميدهند. کسانيکه چنين عقيدهاي دارند چيزي جز خسران نصيب شان نميگردد.
– چون دخلت نيست، خرج آهسته تر کن
– “خيرُ الامور اوُسطها36”

4-6-7 نتيجهگيري
در ميان زبانزدها چيزي که مشخصة اساسي سرزمينهاست، اقتصاد است. به زبان ديگر محصولات بومي و کار و تلاش، بازتاب دهندة نوع زندگي انسانهاست. آنها دغدغهها و دشواريهاي خود را در همة سطوح زبان از جمله زبانزدها جاري ميکنند.
معمولاً مايه داران و زمين داران بر ديگران حکومت ميکنند و تقابل دو طبقة را به رخ هم ميکشند: دو طبقة زميندار و کشاورز، که در گيلان سنّت ديرينه دارد، و نيز دو طبقة کارفرما و کارگر از دستاوردهاي جهان معاصر است. از آنجا که در کارخانه ارزش افزودة بيشتري براي سرمايه دار فراهم ميشود، تفاوت طبقاتي بيشتر ميشود و کار وتلاش مردم، و بيرحمي ستمگران بياندازه ميگردد. بنابراين در جهان کنوني فقر و سرمايه بيش از پيش خودنمايي ميکند.

فصل پنجم: نتيجهگيري کلي
اين نتيجهگيري در بر گيرندة همة عناوين و بخشبنديهاي تقسيم شده ميباشد. هريک از بخشبنديهاي فصل چهارم اين پايان‏نامه نتيجه‏گيريهاي خاص خود را دارد. در جمع بندي نهايي ميتوان گفت بسامد هرگونه از زبانزدها معيار توجه و علايق اجتماعي مردم است. بيشترين زبانزدها شامل موارد اخلاقي، شخصيتي و فرهنگي است، وکمترين آن‏ها باورهاي خرافي و مانند آن است که نشان ميدهد مردمان منطقة لشت نشاء واقع‏گرايانه به پيرامون خود مينگرند. به زبان ديگر آنان با مسائل خرافي چه بسا براي خود سرگرميهايي فراهم ميکنند، اما دربارة نحوة زندگي اخلاق و شخصيت توجه بيشتري دارند. زيرا آن‏ها داراي معيارهاي منطقياند.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره استفاده از زور، اقتصاد خانواده، زنان و دختران Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره تي، ديگري، کسي