منبع پایان نامه ارشد درباره امثال و حکم، دوره قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

] رشتي، در لشت نشاء گوترمgot?ram تلفظ ميگردد، يا برخي از حروف در افعال لهجة لشتنشاييحذف ميشوند. مثلاً آوردن ?vardon “آوَردن” رشتي، “اَردن” لشت نشايي.
فرهنگ و خصوصيات آداب اجتماعي اين منطقه متشکل از اصطلاحات و تعبيرات امثال و حکم، افسانهها، ترانهها و چيستانها وغيره مي باشد که به پارهاي از فرهنگ آن منطقة بسنده ميکنيم.

2-7 فرهنگ عاميان? منطقة لشت نشاء
2-7-1باورها
باور دارند:
– مار خانگي را نبايد کشت. اگرکسي چنين کاري انجام دهد مورد انتقام جفت آن مار قرار مي‏گيرد.
– زائو پساز زايمان بايد بالاي سرش چيز تيزي مانند چاقو،کارد، وغيره بگذارد تا از گزند اجنه و شياطين درامان باشد.
– اگر کسي در شب آب داغ به حياط بريزد، دچار مصيبت ميشود.
– اگر کشکرت(زاغک ka?kart) هنگام صبح در جلوي خانه کسي بنشيند و کِش کِش (ka? ka?) داد و فرياد بکند براي صاحب خانه مهمان ميآيد.
– اگر کسي شب هنگام تخم مرغ بفروشد، خير و برکت از آن خانه خواهد رفت.
– که زائو و عروس تا چهل روز که در چله است نبايد در عزا شرکت کند چون که برايش شگون ندارد.
– اگر شغال در شب به طور دسته جمعي زوزه بکشند، فرداي آن روز هوا باراني خواهد شد.

2-7-2 چيستان
– اون چيسه ، هر جا آدم بشه ، آدم امره آيه. آن چيست که هرجاآدم برود با او ميآيد، جواب(سايه)
– اون چيسه، پر نداره پرواز کُونه، پا نداره راه شه.
آن چيست که پر ندارد، پرواز ميکند، پا ندارد راه ميرود، جواب [دود]
– اون چيسه، همش اي پاي سر ايسه. آن چيست که هميشه يک پا ايستاده، جواب [لنگه در]

2-7-3 ترانههايعاميانه
اناري دار واجه، من، چئن نتونم مي ياري، باغ دره، من دئن نتونم
[انار بر درخت است و من نمي توانم آن را بچينم ،يارم در ميان باغ هست و من نمي توانم او را ببينم]
صد و پنجاه تومن، او باغه هينم او باغه کاشت کونم مي ياره دينم
[با صد و پنجاه تومن آن باغ را ميخرم، آن باغ را کشت ميکنم تا بدين واسطه بتوانم يارم را ببينم]
ازآداب ورسوم اجتماعياين منطقه، شاهنامه خواني و نقّالي، نوروزخواني، چاوشخواني، آتشبازي، لافند بازي، وکشتي گيله مردي را ميتوان نام برد .

2-7-4 مراسم ازدواج
– درسري dars?ri
برادر يا عضوي از خانوادة عروس جلوي در ميماند ومقداري پول از داماد به عنوان درسري ميگرفت، سپس اجازه داده ميشد تا عروس از اتاق خارج شود.
– انگشتر دستمال نئن angu?tar dasm?l naan (انگشتري و دستمال خريدن)
اگر شرايط دو جوان براي عروسي مهيا نبود، خانوادة داماد يک حلقه و روسري براي دختر ميخريد و او را براي ازدواج نشان ميکرد.
– سکه چاه مئن تُودان sakk? ?ha me?n tod?n (سکه در چاه انداختن)
عروس و داماد هفت بار گرد چاه خانه داماد دور ميزدند و سکهاي در چاه ميانداختند اين حرکت نشانه سفيد بخت شدن عروس بود.
– کَترا رقص k?tr? raqs،(رقص با کترا کردن) وقتي که عروس به حياط خانه داماد ميرسيد، مادر داماد دو عدد کترا بر ميداشت و با کوبيدن آن دو به همديگر رقص ميکرد. اين رقص به رقص کتره کچّه k?tr? ka?a نيز معروف است.
کترا: نوعي ظرف آشپزي که جنس آن از چوب، آلومينيوم است طول دسته آن تقريباً 20-30 سانت است و انتهاي آن تقريباً پهن و به شکل بيضي است، کفگير
کچّه: چيزي شبيه به کترا است، به ابعاد کوچکتر که جنس آن از آهن است، که بيشتر براي سياه کردن خورشت فسنجان از آن استفاده ميکردند.
– جا خالي بري j?x?li bari (سوغاتي بردن)
مادر عروس بعد از عروسي ، نان و شيريني سنتي ميپخت و با مقداري سوغاتي به ديدار دختر خود ميرفت، خانواده داماد از آن استقبال ميکرد.
– برم فادي baram f?di (کادوئي دادن)
پيش از اين که کادوئي مرسوم شود، در چندين دهه گذشته ، بستگان و آشنايان هدايايي را در يک مجمه ميگذاشتند و “برم” پارچهاي را دور يک چوب سه شاخ به صورت سه گوش ميآويختند، سپس آن چوب توسط پسر بچه کوچک به خانه داماد ميفرستادند. در داخل مجمه وسايل مورد استفاده عروسي شامل: مرغ و گوشت، روغن و برنج ، قند و شکر، مغز گردو بود.
مجمه: سيني گرد به شکل دايره با ابعاد تقريباً 70 سانت که جنس آن از مس بود، که لبههاي آن به صورت فرورفتگي به طرف پايين و بالا است و کف سيني کنده کاري شده است.

2-7-5 مراسم جشن تولد نوزاد
گاره دستهبري، گازفوشون ، ختنهسوري ، گارهسري وغيره
گاره10 سري g?r? s?ri (گهواره کودک بردن)
مادر براي خواباندن کودک خود آواز و لالايي ميخواند، زماني که زن تنها بود، و مرد براي نگهباني و آبياري به شاليزار رفته بود، و زن از کار روزانه خسته ميشد، بر سر گهواره نوزاد مينشست و با صداي نرم و لطيف لالايي و آواز براي بچه خود سر ميداد که به گاره سري معروف بود.

2-8 اقتصاد منطقة لشت نشاء
اقتصاد منطقة لشت نشاء بر پايه کشاورزي استوار است. اما در کنار کشاورزي ميتوان، صيادي، دامداري و پرورش طيور، صنايع دستي، بازارهاي هفتگي، توريست نام برد. اراضي حاصلخيز لشت نشاء از گذشتههاي دور مرکز توليد برنج و پرورش کرم ابريشم بوده است. جنگهاي طولاني حکام شرق و غرب گيلان براي تصرف لشت نشاء و دستيابي به اين اراضي حاصلخيز صورت گرفته است. شاهان صفويه نيز چشم طمع به اين اراضي زرخيز داشتهاند. قاجاريه نيز به اين منظور ولايت لشت نشاء را به تيولداران خود از جمله امين الدوله واگذار کردند و در مقطعي به عنوان اراضي خالصه سلطنتي از آن بهره برداري کردند.
لشت نشاء بدليل داشتن موقعيت جغرافيايي و محيطي، دارا بودن ساحل زيبا و ديدني زيباکنار و تالابها و آبگيرهاي طبيعي و رودخانه سفيدرود در شرق و همچنين وجود درياي خزر در قسمت شمال و دارا بودن آب و هواي معتدل، خصوصاً مناطق کم عمق ساحلي، محل مناسبي براي شنا در تابستان و تفريح و استراحت در ساير فصول ساخته است.

2-9 جاذبههايگردش‏گري لشت نشاء
ميتوان سواحل درياي خزر و مصب رودخانه سفيدرود و آلاچيق کنار ساحل، مجتمع تفريحي و توريستي زيباکنار، تالاب بوجاق نام برد. و همچنين وجود بازارهاي هفتگيروزهاي شنبه و سهشنبه و بناهاي قديمي مانند عمارت امين الدوله که به صورت نيمه ويران است و بقاي متبرکه مانند: بقعة آقا سيد محمدرضا بن موسي کاظم در جورشر، بقعة سيد اميرکيا در روستاي ولم، بقعة آقا سمرقندي در دهستان بالا گفشه، بقعة امامزاده سيد صالح در روستاي خشکرود، بقعة سيد خورشيد درروستاي سالستان، بقعة آقا سيد محمود در روستاي شيخان گفشه وغيره ميتوان نام برد.

2-10 تاريخچ? لشت نشاء
” لشت نشاء در کنار درياي خزر است از مشرق به لاهيجان و از جنوب و غرب به بخش موازي محدود ميشود، شعب مصب سفيدرود در اين خاک است و خاک لشت نشاء جزئي از خاک کوچسفهان بود، هنگامي که سيدعلي کيا، سلطان لاهيجان شد، مردم شيعي مذهب زيدي لشت نشاء از او درخواست کردند که خاک لشت نشاء را به قلمرو حکومت خود بيفزايد و ايشان را از دست امير مسعود بن نو پاشابن سالوک که پدرش حاکم کوچسفهان بود رها سازد. سيد علي کيا لشکري آراست و به کوچسفهان رفت و آنجا را بگرفت. ” (ستوده، 1349: 423)
“در سال 1003، شاه عباس پس از طغياني که در لشت نشاء شد، امر کرد تا اهالي آنجا را قتل عام کنند. درويش محمدخان اروملو، حاکم لاهيجان سه روز به اهالي آنجا مهلت داد تا آن محل را ترک کنند، پس از سه روز هر که در آنجا بود، کُشت و سربازانش هرچه ديدند، به غارت بردند… در سال 1038 پس از شورش و طغيان غريب شاه، ساکنان لشت نشاء مجبور شدند به اسارت سربازان سلطان تن در دهند. هنگامي که خسروخان حاکم گيلان بود، بيشتر اراضي لشت نشاء را به ثَمن بَخس، خريداري کرد….. به امر فتحعليشاه املاک خسروخان را مصادره کردند و باز خاک لشت نشاء جزء املاک شاهي به حساب آمد…… مرکز اصلي لشت نشاء دهکده جورشر است که در زمان رابينو(1331 قمري) بازار و حمام و مسجد جامع داشته است، و به سه محله زير تقسيم ميشد: بالامحله، مروان گلايه، محله سربازار، ساکنان اين بخش گيلک و شيعي مذهبند.” (همان : 424)

2-11 وجه تسمي? لشت نشاء
لشت نشاء به روايت محلي و بر اساس يک افسانة محلي، پادشاه ستمکاري به نام مروان داشت، وي مردي زن باره بود که از تمام مردم روستا ميخواست دختران زيباي خود را به او پيشکش کنند. مردم از ظلم و جور او آرامش نداشتند، پادشاه يک روز بهاري هنگام نشاء برنج، با عدهاي از ياران خود براي سرکشي به مزارع رفته بود، زنان با ديدن پادشاه خشمگين شدند و به او حمله ور شدند و وي را به قتل رساندند، سپس پادشاه را زير خروارها گِل مدفون کردند. زنان با کشته شدن پادشاه جشن گرفتند و بر جايگاه دفن شده نشاء کردند. از آن هنگام اين ولايت به لش در نشاء معروف گرديد. مروان از تبار بني اميه و محل دفن او در لشت نشاء به کافر چاه معروف گرديد. مردم لشت نشاء بر اين باورند که کافر چاه، مروان را با اسب بلعيد و ديگر پس نداد. ازآنجا که اين روايت برگرفته از يک افسانه ميباشد نگارنده بدان معتقد نميباشد.

2-12 واژة لشت نشاء از نظر زبان‏شناسي
” لش+ت (زمين گل آلود، خاک سياه + پسونده مکان )+ نشاء: زمين گل آلوده آمادة نشاء.
لشت نشاء= لشتن در برهان قاطع، لشتن = جاييکه لشت ولوش نشته= به معني لجن= و رسوبات رودها درمصب= رسوبنشسته.
لشتنشاء: نشاء= نساء= سايهگاه= سايهگاه تماشايي= نشاي تماشايي= قابل تفرج، البته در برخي نوشتهها نشاء را به مفهوم “لشت نسا”= اَشتَ نِسا= است به معناي ستاره يا جزء اول ستاره دانستهاند که منطقي به نظر نميرسد. ” (سرتيب پور،1372: 206)

2-13 ساخت تاريخي شهر لشت نشاء
شواهد تاريخي زيادي وجود دارد که نشان ميدهد شهرلشت نشاء بافت روستايي داشته است که، از پيوستن چندين ده پديدآمده است. هريک ازاين دهکدهها به صورت محلهاي درآمدند. به ديگر سخن ميان محلات وروستا وشهر وحومه شهر تمايز چنداني ديده نميشود.

2-14 تاريخ اقتصادي شهرلشت نشاء
ازشواهد و قرائن موجود اين چنين استنباط ميگردد که، رشد اصلي ورونق اقتصادي اينمنطقه دورة صفويه بوده است. در آن دوره مرکز مبادلات وداد وستدهاي بازرگاني، دهات و شهرهاي اطراف بوده است. اينرويه دردوره قاجاريه نيز ادامه داشته است. چرا که به دستورامينالدوله (مالک وقت منطقة لشتنشاء) تاسيسات شهري زيادي در شهروحومة برپايه صنايع دستي وکشاورزي استواربوده است و رابطه بين شهر و روستا وحومه چند جانبه بوده است.

2-15 سابقة هنردر لشت نشاء
هنر موسيقي در لشتنشاء سابقهاي بسيار کهن و ديرينه دارد، آواز زنان و مردان شاليکار هنگام کشت، صداي طنين انداز شکاربانان سکوت شب را ميشکست. يکي از بزرگترين پژوهشگران و مدرسان موسيقي، خواننده ترانههاي فولکلوريک، استاد فريدون پوررضا و اسداله ملک ويولنيست برجستة کشورمان از ملکده لشتنشا است. ترانهسرا و آهنگسرا و خوانندگان ديگري ازجمله سيدعلي زيباکناري فرامرز دعائي را ميتوان نام برد.
فصل سوم: تعاريفياز زبانزد
3-1 ضربالمثل از نظر لغوي
ضربالمثل از نظر لغوي از دو واژ? ضرب و مثل، تشکيل شده ضرب: زدن، مثل: ايقاع و بيان آن است. علت آوردن ضرب براي مثل از آنجا گرفته شده است که شخص با شنيدن آن دچار تأثير نفساني و انفعال هيجان گردد. به عبارت ديگر زبانزد به سخناني کوتاه به نثر يا نظم که بيانگر مفاهيم اخلاقي، اجتماعي، اندرز وغيره باشد گفته ميشود. “در ميان ژانرهاي مختلف ادبيات شفاهي، “َمثَل” جايگاه ويژهاي دارد. زيرا مَثَل بيان موجزترين دانشها، بينشها، حکمتها و عقايد يک قوم يا ملت است که با تمسّک به مؤلفههاي خاص منطقةاي ابراز ميگردد. از اين رو نسبت به ساير ژانرهاي ادبيات شفاهي، ويژگيهاي بومشناختي آن نمايانتر است” (وکيليان، 1383: 32)
ضربالمثلها را به نامهاي ديگر نيز ميخوانند: مَثَلِساير، داستان‏زد، زبانزد.” مثل کلمهاي عربي است از ماده مَثول که در فرهنگ‏ها به معني”مانند”، “برهان”، “پند”،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره شهرستان رشت، استان مازندران، فرهنگ و زبان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امر به معروف، امثال و حکم