منبع پایان نامه ارشد درباره المللي، ديدگاه، بندي، هايي

دانلود پایان نامه ارشد

ين المللي
تعاريف گوناگوني از سازمان هاي بين المللي ارائه شده است. يکي از بهترين تعريف هايي که ارائه شده است عبارت است از:
“طريقه برگزاري و استقرار روابط ديپلماتيک توسط نهادهاي نسبتاً دائمي که صلاحيت ها و مسئوليت هاي خود را از دولت هاي عضو دريافت مي نمايند و کشورهاي عضو، اهدافي را به اين گونه تشکيلات پيشنهاد مي کنند “. (غفوري، 1383، 24).
در اين تعريف دو نکته اساسي مشاهده مي شود: يکي “پيشنهاد هدف و خط مشي”4 و ديگري “دادن اختيارات و مسئوليت ها” که همگي از جانب کشورهاي عضو انجام مي گيرد؛ اين امر نشان مي دهد که اين نوع سازمان ها، وابسته به دولتها هستند. بديهي است که هر يک از هدف ها و راهکارهاي پيشنهاد شده توسط دولت هاي عضو، ابتدا در جهت منافع ملي خود آنهاست، سپس منافع ملي دول دوست و آنگاه منافع بشريت. بنابراين، بايد پذيرفت که سازمان هاي بين المللي غالباً نهادهايي هستند که نه فقط از دولت ها، بلکه به وسيله آنها و براي آنها به به وجود آمده اند و به وسيله نيروهاي خارجي به جکومت ها تحميل نشده اند و طبيعتاً نبايد فعاليت اين کارگزاري ها در جهت کاهش اهميت دولتها و در نهايت فروپاشي نظام چند دولتي با هدف جايگزيني آنها باشد. برعکس، آنها در پاسخ به نيازها و استفاده از فرصت ها براي مقاصد دولتها به وجود آمده اند.
به تعبيري مي توان گفت که سازمان هاي جهاني کوشش دولت ها به منظور نوسازي، اصلاح و تجهيز نظام چند دولتي و انطباق اين نظام با شرايط و دشواري هاي فزاينده قرن حاضر است، و ليکن همان طور که بيان شد، هر دولتي اساساً در پي منافع حياتي خويش بوده و به ندرت نگران بهبود نظام جهاني دولتهاست.
سازمان هاي بين المللي، براي پاسخ گويي به معضلات اجتماعي انساني، در خارج ازقلمرو فعاليت دولتها نيز به وجود آمده اند. بنابراين هم مي توانند به اجتماع گروهي از دولتها اطلاق شوند که کشورهاي مستقل بر مبناي يک مجموعه مقررات قراردادي براي انجام مقاصد و تحقق اهداف خاص، پيرامون مسائل اقتصادي، فرهنگي، سياسي، علمي، نظامي و غيره با يکديگر به همکاري مي پردازند، در عين حال براساس مشارکت بدون برخورداري از خصوصيت سياسي و مداخله مستقيم دولتها، کليه گروه هاي فعال بشري را در بر مي گيرند، لذا در اين مفهوم شخصيت حقوقي مستقل از دولتها دارند. به طوري که افراد، گروه هاي اجتماعي يا حتي موسسه هاي خصوصي کشورهاي مختلف نيز مي توانند براي انجام يک سري مقاصد مشترک، تاسيسات بين المللي ايجاد کنند. به همين سبب، مفهوم سازمان هاي بين المللي از لحاظ حقوقي جامع و مانع نيست و شمول عام دارد؛ زيرا هم به تجمعي از کشورها گفته مي شود که بر پايه يک سند تاسيس (معاهده، ميثاق، منشور، عهدنامه يا اساسنامه) به وجود مي آيد و هم شامل سازمان هايي مي گردد که افراد خصوصي، اعم از شخصيت هاي حقوقي يا حقيقي در آن فعاليت دارند (ابي صعب، 1373، 7-5).
مبناي تشکيل سازمان هاي بين المللي، عهدنامه هايي است که اساسي گوناگوني به شرح ذيل دارد و هميشه به يک صورت استفاده نشده است:
الف- پيمان يا ميثاق5: به معناي قرارداد يا عهدنامه است مثل عهدنامه اي که جامعه ملل را به وجود آورد. همچنين در مورد عهدنامه هاي دفاعي نيز به کار رفته است، مانند پيمان آتلانتيک.
ب- منشور6: براي عهدنامه هاي سازمان ملل متحد و سازمان کشورهاي آمريکايي استفاده مي شود. همچنين منشور آتلانتيک که به عنوان سندي ديپلماتيک به منظور ايجاد يک سازمان بين المللي بزرگ تدارک ديده شد.
ج- اساسنامه7: به مجموعه قوانين و مقررات حاکم بر ديوان بين المللي دادگستري، شوراي اروپا، سازمان جهاني هواشناسي و سازمان بهداشت جهاني اطلاق مي گردد.
د- عهدنامه8: در مورد سازمان بين المللي هواشناسي کشوري به کار رفته است (غفوري، پيشين، 25).
درباره معيارهاي سازمان بين المللي نيز ديدگاه هاي گوناگون ارائه شده است که پرداختن به همه آنها در اين نوشتار امکان پذير نمي باشد. از ميان اين ديدگاه ها به نظر مي رسد ديدگاه نويسنده اي به نام “آنتوني جاج”9 کامل تر از بقيه باشد. جاج معيارهاي هشت گانه اي را براي سازمان هاي بين المللي بر مي شمارد که به طور خلاصه چنين است:
1- اهداف اين موسسات بين المللي دربرگيرنده حداقل سه کشور باشد.
2- عضويت در آنها بايد به صورت فردي، دسته جمعي، داراي حق راي با حداقل سه کشور باشد.
3- بازيگراني ديگر که در زمينه فعاليت سازمان مربوطه داراي صلاحيت باشندو هيچ کدام از گروه هاي ملي حق کنترل در نحوه راي دادن نداشته باشند.
4- مشارکت در ساختار رسمي که اعضاي خود حق انتخاب شدن در ارگان هاي مديريتي و مقامات سازمان را به صورت ادواري اعطا نمايد و حقوق ستادهاي دائمي براي ادامه فعاليت در نظر گرفته شود.
5- مقامات سازماني نبايستي همگي از يک مليت و يا براي محدوده زماني معين باشند.
6- بودجه سازمان بايد از طريق حق السهم حداقل سه کشور و بدون انتفاع تامين شود.
7- سازمان ها بايد رابطه اي ارگانيک نسبت به ساير موسسات داشته باشند به طوري که مستقلاً به حيات خود ادامه دهند و مقامات رسمي خود را انتخاب نمايند.
8- اسناد فعاليت ها، سياست ها، ايدئولوژي، زمينه هاي فعاليت تخصصي در محدوده جغرافيايي، ستادها و اسامي نبايد در تصميم گيري يگ سازمان بين المللي موثر باشد (آرچر، 1384، 63).
با عنايت به معيارهاي فوق الذکر و معيارهايي که نويسندگان ديگر ارائه کرده اند، خصوصيات اصلي سازمان هاي بين المللي را به سه قسمت مي توان تقسيم کرد:
1- عضويت
يک سازمان بين المللي بايد اعضاي خود را از ميان دو کشور يا بيشتر کسب نمايد گرچه لازم نيست که اين مورد محدود به کشورها و نمايندگان رسمي حکومت باشد.
2- هدف
سازمان تاسيس شده با اهداف پيگيري منافع مشترک اعضا ممکن است متعهد به انجام يا برتري دادن منافع يک عضو به اعضاي ديگر نشود، اما نبايد صريحاً پيگيري منافع يک عضو را بدون توجه به خواست هاي ديگران در نظر داشته باشد.
3- ساختار
سازمان بايد ساختار رسمي خاص با ماهيت مستمر پايه ريزي شده از طريق موافقت نامه ها يا سند موسس را دارا باشد. ماهيت ساختار يک سازمان ممکن است متفاوت از سازمان ديگر باشد. اما بايد خارج از کنترل مستمر يک عضو باشد. اين ساختار مستقل سازمان هاي بين المللي انها را ا يک سري کنفرانس ها و کنگره ها متمايز مي سازد.
2-2- انواع و طبقه بندي سازمان هاي بين الملي
درباره انواع سازمان هاي بين المللي و طبقه بندي مربوط به آنها ديدگاه هاي گوناگون ارائه شده است. هر يک از صاحب نظران و نظريه پردازان سازمان هاي بين المللي سعي کرده اند از منظر رهيافت هاي نظري و گرايش روشي خودشان به ارائه نظر در اين حوزه بپردازند. ديدگاهي که در نوشتار حاضر انتخاب کرده ايم به دو نفر از صاحب نظران روابط بين الملل به نام هاي ريت برگل10 و زانگل11 تعلق دارد. نويسندگان ياد شده دو نوع تقسيم بندي از انواع سازمان هاي بين المللي ارائه مي کنند. آنها در طبقه بندي اول خود سازمان ها با به دو گروه عمده تقسيم مي کنند:
1- سازمان هاي حکومتي بين المللي12
2- سازمان هاي غير حکومتي بين المللي13
اين سازمانها به دو گروه سازمان هاي فراملي منفعت گرا (مثل مايکروسافت) و سازمان هاي فراملي غيرانتفاعي (مثل عفو بين الملل)14 تقسيم مي شوند.
در نگاه اول تمايز بين دو نوع سازمان هاي ياد شده ساده به نظر مي رسد. اعضاي سازمان هاي حکومتي بين المللي را دولتها تشکيل مي دهند و نمايندگان حکومت ها در انها حضور مي يابند. اما اعضاي سازمان هاي غير حکومتي بين المللي بازيگران غير حکومتي مي باشند. به هر حال، وجود عضويت مرکب در سازمان هايي نظير سازمان بين المللي کار اين تمايز را دچار ابهام مي کند. از اينرو، به نظر مي رسد بهترين شيوه براي تمايز و طبقه بندي سازمان ها توجه به چگونگي تاسيس آنها مي باشد. در صورتي که يک سازمان بين المللي نه از طريق يک موافقت نامه بين حکومتي تاسيس شده باشد و نه در نتيجه تصميم يک سازمان حکومتي بين المللي، در اين صورت چنين تشکلي سازمان غير دولتي بين المللي ناميده مي شود.
نويسندگان ياد شده در دومين طبقه بندي خود از سازمان هاي بين المللي تحت عنوان “طبقه بندي تحليلي”15 دو معيار را مبناي کار خود قرار مي دهند. براساس معيار “صلاحيت و توانايي”، سازمان هاي بين المللي را به دو گروه سازمان هاي بين المللي با صلاحيت و توانايي فراگير و جامع و سازمان هاي بين المللي با صلاحيت و توانايي موضوعي – خاص مي توان تقسيم بندي کرد. در مقوله نخست، سازمان هايي نظير سازمان ملل و اتحاديه اروپا و در مقوله دوم سازمان هايي مثل سازمان جهاني کار و سازمان جهاني بهداشت16 قرار مي گيرند. دومين معيار براي تقسيم بندي سازمان هاي بين المللي مسئله عضويت مي باشد. براين اساس، سازمان هاي بين المللي به دو گروه سازمان هاي داراي عضويت جهاني و سازمان هاي داراي عضويت محدود تقسيم مي شوند. از جمله سازمان گروه نخست به سازمان ملل يا سازمان جهاني کار و از گروه دوم به اتحاديه اروپا يا آژانس فضايي اروپا مي توان اشاره کرد (ريتبرگر و زنگل، 1389، 15).
2-3- نقش و عملکرد سازمان هاي بين المللي
2-3-1- نقش
درباره نقش سازمان هاي بين المللي دو ديدگاه افراطي وجود دارد. مطابق ديدگاه برخي از نويسندگان و صاحب نظران سازمان هاي بين المللي پيشگام و پيشقر اول يک حکومت جهاني در حال ظهور مي باشند. در نتيجه گسترش و تقويت سازمان هاي بين المللي، قدرت و حاکميت دولت هاي ملي کم رنگ و تضعيف شده و زمينه براي شکل گيري يک حکومت جهاني فراهم مي شود. مطابق ديدگاه دوم، برخي از نويسندگان بر اين باورند که تلاش سازمان هاي بين المللي براي پيشبرد همکاري در بين دولت هاي مستقل بي فايده و عبث مي باشد. در اين ديدگاه چنين فرض مي شود که دولت هاي ملي همچنان به عنوان بازيگر اصلي سياست بين المللي مانده و کسب قدرت و پيشبرد منافع ملي هدف اصلي آنها محسوب مي شود. بنابراين، تلاش سازمان هاي بين المللي براي واداشتن دولتها به دست کشيدن از منافع خود و همکاري با يکديگر بي فايده است.
به نظر مي رسد هيچ يک از اين ديدگاه هاي افراطي بيانگر نقد واقعي سازمان هاي بين المللي در عصر حاضر نمي باشد. واقعيت اين است که امروزه دولت هاي ملي با برخورداري از قدرت و اقتدار نهايي هم چنان به عنوان واحدهاي سياسي و بازيگران اصلي صحنه سياست بين الملل باقي مانده اند. با اين حال، تعيير و تحول، انطباق و سازگاري و کثرت مراودات بين دولتي و فراملي نشانه هايي از وابستگي متقابل فزاينده در دنيا مي باشند. درست است که دولتها همچنان واحدهاي سياسي اصلي و مسلط محسوب مي شوند اما در درون نظام دولتها، سازمان هاي بين المللي کارکردهاي مفيدي مي توانند ايفا نمايند.
به نظر يکي از صاحب نظران و نويسندگان مسائل سازمان هاي بين المللي بنام “روي بنت “، کارکرد و نقش اصلي سازمان ها عبارت است از فراهم آوردن ابزار همکاري در بين دولتها در حوزه هايي که در آنها همکاري مزايا و فوايدي براي همه يا تعداد زيادي از دولتها در پي دارد. در موارد متعددي سازمان ها نه تنها مکان و عرصه اي فراهم مي آورند که در آنها تصميماتي براي همکاري اتخاذ مي شود بلکه همچنين ابزار و سازوکار اداري لازم را نيز براي تبديل اين تصميمات به اقدامات عملي ايجاد مي کنند. به نظر نويسنده ياد شده، کارکرد و نقش ديگر سازمان هاي بين المللي فراهم آوردن مجاري متعدد ارتباطات در بين حکومتهاست به نحوي که زمينه هاي همکاري و وفاق شناسائي شده و امکان دسترسي راحت در زمان بروز مشکلات فراهم شود. واقعيت اين است که هنوز منازعه بين دولتها امري گريز ناپذير است. در چنين شرايطي، وجود سازمان هاي بين المللي متعدد و کارگزاري هاي وابسته به آنها براي کاهش آثار و پيامدهاي منفي منازعات ضروري مي باشد. به عنوان مثال، سازمان ملل متحد چند رکن مهم دارد که از جمله وظايف اصلي آنها ح

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حل و فصل اختلافات، حقوق بشردوستانه Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره پردازش اطلاعات