منبع پایان نامه ارشد درباره اعتماد متقابل، برنامه چهارم توسعه، توسعه روستا، عدم تقارن اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

جويانه در حوزه تصميم گيري شهري به منشور آتن ( 1933 ) بر مي گردد، ولي ظهور عيني آن از دهه 80 مشاهده مي شود، بخصوص به دنبال بهبود نسبي شاخصهاي اقتصادي كه توجه به كيفيت شهر، در نتيجه فشار از پايين اوج گرفت. مشاركت درگيري ذهني و عاطفي اشخاص در موقعيت هاي گروهي است كه آنان را برمي انگيزد تا براي دستيابي به هدفهاي گروهي يكديگر را ياري داده، در مسؤوليت كار شريك شوند. اين در گيري ذهني مستلزم كنش اجتماعي؛ يعني حالات فكري، احساسي و رفتاري افراد است كه جهت گيري آنها براساس الگوهاي جمعي ساخت يابي شده است (علوي تبار، 8213:5). مشارکت داراي معنايي فراتر از راي دادن و يا حتي پرداخت ماليات است. مشارکت شهروندي، مشارکت معنادار شهروندان است که طي آن ضمن احساس تعلق به اجتماع و احساس مسئوليت نسبت به آن، به صورت آگاهانه بسته به علايق و توانايي هاي خود در امور مختلف شهر شرکت و همکاري نموده و در تعامل با ديگر شهروندان و مسئولان شهر در حل مشکلات شهر خويش مي کوشد. در يکي از متون قانون شهرداري ايالت متحده آمريکا تصريح شده است” مشارکت شهروندي موجب تعميق دموکراسي شهري مي شود. فرآيند تحقق مشارکت شهروندي نيز فراهم کردن زمينه هاي لازم از سوي حکومتهاي محلي و شهرداري ها جهت دخالت شهروندان محلي در تصميم گيري هاي شهروندي است. مشارکت شهروندان موجب تقويت روابط ميان شهروندان و شهرداريها و نيز پاسخگويي شهرداريها به شهروندان محلي خود مي شود (نجاتي حسيني، 1380: 44). در تمامي تعاريف ارائه شده براي مشارکت، بر داوطلبانه بودن امر مشارکت تاکيد گرديده است و به نوعي برسهيم شدن شهروندان در قدرت تصميم گيري، تدوين سياستها، اجراي طرح ها و هر آنچه که بر محيط انها موثر است، تاکيد شده است (هادي پور،1388: 78).
مشارکت مجموعه تلاش هايي است که سعي دارند شهروند را در تصميم سازي سهيم کنند که با فرآيند راي گيري در دموکراسي آغاز مي شود. ( Hutchison , 2010 : 143 )براساس اصول دموکراسي ، تصميم هايي که به کل جامعه مربوط مي شوند بايد با نظر تمام افراد گرفته شود ( که اين امر بيانگر اصل نظارت همگاني بر تصميم گيري جمعي است ) و تمام اعضاي جامعه بايد از حق برابر براي شرکت در تصميم گيري ها برخوردار باشند. ( عبدي دانشپور ، 1387 :333 ) پس مسئولين دولتي با گسترش جلسات گفت و شنود عمومي ، برگزاري رفراندوم ، اجتماعات عمومي و با استفاده از رسانه هاي الکترونيک شهروندان را بيشتر درگير مي کنند. ( Hutchison , 2010 : 143 )
مشارکت شهروندان در ارائه خدمات، جريان اطلاعاتي بين دولت و جامعه محلي را تسهيل مي کند و عدم تقارن اطلاعاتي را کاهش مي دهد. مشارکت، ابزاري براي آشکار سازي مطالبات را فراهم ساخته و به دولت کمک مي کند تا تخصيص منابع را با ترجيهات استفاده کنندگان منطبق سازد. مشارکت شهروندان همچنين مي تواند پاسخگوي دولت را از طريق افزايش آگاهي شهروندان و کنترل بر دولتهاي محلي را بالا ببرد. مشارکت باعث مي شود مقامات محلي به شهروندان پاسخگو شوند، چون هزينه هاي سياسي تصميمات عمومي ناکارا و ناکافي را افزايش مي دهد (ميدري و ديگران ، 1383: 610)
مشاركت مردم مي تواند به صورت مستقيم و يا از طريق نهادهاي مشروع واسط ميان دولت و آنها يا نمايندگان منتخبشان باشد . البته بايد دقت كرد كه ايجا د دموكراسي الزاماً به معناي دخيل ساختن توقعات و انتظارات اقشار آسيب پذير در اتخاذ سياستها نيست بلكه مشاركت بايد سازماندهي شده باشد و از طريق ابزارهاي تعريف شده محقق مي گردد. (رستگار،1387 ، 104)
مشارکت شهروندان در امور شهر نتايج مثبتي را به دنبال دارد از جمله:
? کاهش محدوديتها و مشکلات مديريت شهري بخصوص شهرداري ها
? صرفه جويي در هزينه ها و کاهش صرف انرژي
? ايجاد و تقويت جامعه مدني( مجموعه گزارشات همايشهاي محله اي شهر تهران، 1388: 277).
امروزه در برنامه ريزي شهري، مشاركت مردم يكي از نيازهاي اساسي برنامه ر يزي است. به طوري كه حتي در كشور خودمان به اين مساله جنبه قانوني نيز داده شده است كه از آن جمله مي توان به بند 5 ماده 71 قانون شوراها (منصور، 1385: 60) و بند ح ماده 95 قانون برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران اشاره كرد كه دخيل كردن ومشاركت شهروندان وتشكيل انجمن هاي محلي را در شهر امري ضروري دانسته وبر لزوم توانمند سازي ومشاركت دهي وتشخيص نياز توسط جوامع محلي تاكيد شده است (قانون برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران، 1383: 84).
مشارکت محلي يک فرايند پرورشي و توانمند ساز است که در آن مردم و افراد ياري رسان وارد نوعي شراکت با حاکميت مي شوند، مسائل و نيازها زا تشخيص مي دهند و هر بار بيشتر مسئوليت طراحي، مديريت، کنترل و نظارت بر روي فعاليت هاي جمعي ضروري خود را تقبل مي کنند. هدف نهايي از مشارکت محلي، شکوفايي توانمنديهاي سيستم محلي و اجتماعي در شهرها در قالب نوعي اعتدال که در آن حيات سيستم محلي جزيي از حيات جامعه مي باشد. مشارکت اجتماعي مردم محله يعني اينکه همه مردم و ساکنان محله در حل نمودن مسائل، مشکلات و آسيب ها به يکديگر کمک و ياري نمايند. ( مجموعه گزارشات همايشهاي محله اي شهر تهران، 1388: 27_32).
اهدافي که در راستاي استفاده از مشارکت هاي اجتماعي در محلات شهر تهران پيگيري مي شود عبارتند از :
? يکي از شاخصهاي مهم در مرزبندي محلات
? افزايش مشارکت مردمي در اداره امور شهر از طريق به کارگيري توانمندي ها و ظرفيت هاي مادي و معنوي آنان و استفاده مثبت اط امکانات محلات
? ايجاد يک رکن اجرايي در سطح محله متناسب با رکن مشورتي و نظارتي شوراياري
? افزايش اعتماد و ارتباط متقابل بين شهرداري و ساکنان ناحيه
? تطابق هر چه بيشتر تصميمات ، برنامه ها و فعاليت هاي شهرداري با خواسته ها و مطالبات اصلي و مهم مردم
? تلاش در جهت احيا و برجسته سازي هويت و جايگاه محله اي
? افزايش همکاري مشترک شهروندان و شهرداري در انجام فعاليت هاي مختلف فرهنگي ، اجتماعي و رفاهي ( ذاکري ، 1390 : 9-8 )
3-1-3-2 توسعه اجتماعات محله اي26:
مفهوم توسعه اجتماع محله اي داراي مباني تاريخي متفاوت مي باشد. برخي از صاحبنظران آن را مربوط به تلاشهاي اصلاحات اجتماعي در شهرها مي دانند ((Garvin& Cox, 1979:7.
برخي ديگر آن را مربوط به کوششهاي صورت گرفته در زمينه توسعه روستايي و شهري دانسته و بعضي نيز آن را به تلاشهاي توسعه روستايي و کشاورزي مرتبط مي دانند(Phifer,et al,1980:12).
“مبحث اجتماع محلي و توسعه اجتماع محلي عليرغم سابقه نسبتاً طولاني در ادبيات علمي و و به عنوان زير مجموعه اي از “توسعه پايدار محله اي ” اجرايي، در اواخر دهه 80 در قالب مبحث مفهوم توسعه پايدار مورد توجه قرار مي گيرد. با وقفه اي کوتاه در اين دهه و با توجه به نگرش ويژه به سلولهاي عملکردي شهر در قالب اجتماعات محله اي به عنوان مفهومي جديدتر مطرح مي گردد”. (هودسني، 1384: 15).
توسعه محله اي در دهه 90 و سالهاي اخير تبديل به يک مبحث اساسي در توسعه گرديده و
دانشمندان و مجريان، هر کدام متناسب با نوع فعاليتي که انجام مي دهند در چارچوب اين مفاهيم ديدگاههاي خود را ارايه کرده و يا اقدامات خود را انجام داده اند ( عسگري، 1383: 21). “الگوي توسعه محله اي در قالب نگرش هاي سنتي در شهرسازي، سابقه اي ديرينه دارد. در دوره هاي متأخر و بويژه در نيمه قرن بيستم، بسياري از نظريه پردازان شهري بخصوص در چارچوب مورد ” محله مقياس ” مکتب محيط گرايان فرهنگي، رويکرد مجددي را به بازآفريني کارکردهاي تأکيد قرار داده اند. اين توجه مجدد هر چند با بازآفريني کارکردهاي نوين براي اجتماعات محله اي (هم در حوزه کالبدي و هم در روابط انساني) توأم بوده و ليکن بدليل تغييرات شگرف صورت گرفته در جامعه معاصر، داراي ابعاد و خصيصه هاي کاملاً متمايزي مي باشد. در اين راستا مي توان به دستور کار 2127 اشاره نمود که از سال 1993 به عنوان يک راهکار عملي براي تقويت مقياس محلي وارد عمل شد. اين دستورالعمل به دنبال تشويق مسئولان محلي در راستاي ايجاد و توسعه برنامه هاي همکاري ميان بخش خصوصي، محلي و دولتي جهت ايجاد توسعه پايدار در سطح محلي بوده است (هودسني، 1384: 15).
بازسازي اجتماعي در شهر بر اساس مدل توسعه محله اي در چند دهه اخير در برخي از کشورهاي جهان در قالب طراحي شهري مورد توجه قرار گرفته است. “در فرانسه در دهه 1970 نياز شديد به ساختمانهاي انبوه، مسئله بازسازي مناسب تر، رعايت جنبه هاي هنري، معماري، اجتماعي زمينه ساز طرح سازي گرديد. فعاليتهاي جديد نوآوري معماري در اين دوره بر محور سکونت و حيات اجتماعي بود. لذا سياست جديد مبتني بر توسعه اجتماعي محله ها توسط کمسيون دابدوت در سال 1982 طراحي و به کار گرفته شد” ( مجموعه گزارشات همايشهاي محله اي شهر تهران، 1388: 245).
توسعه اجتماعي از نوع محله اي، فرآيندي مبتني بر مشارکت داوطلبانه و خوديارانه در ميان ساکنان يک محله، در جهت بهبود شرايط فيزيکي و اقتصادي است (سالک، 1386: 31).
توسعه محله اي به معناي به ثمر رساندن پروژه ها و طرح هايي است که در راستاي رفع مسائل و نيازهاي افراد و سازمانهاي محله مي باشد ( مجموعه گزارشات همايشهاي محله اي شهر تهران، 1388: 32).
اين رويکرد، بيشتر ايجاد موارد زير در اجتماعات محلي را مد نظر قرار ميدهد:
? ايجاد انگيزه در مردم جهت خودياري از طريق آموزش
? گسترش روحيه همکاري و تعاون
? ايجاد و توسعه رهبري محلي
? تقويت مردم سالاري
? ايجاد فرايند رشد پايدار
? حفظ و تقويت روابط اجتماعي
? ايجاد تغييرات تدريجي مبني بر تصميمات دروني (عسگري، 1383 :ص 11 به نقل از
(Khinduka,1979)
در توسعه اجتماعات محلي به سرمايه اجتماعي و انسجام اجتماعي توجه شاياني مي شود. سرمايه اجتماعي به منابعي که از طريق تعاملات اجتماعي، شبکه هاي اجتماعي و روابط متقابل، هنجارها و اعتماد متقابل قابل دسترسي هستند، اطلاق مي شود ((Kleinhons & Etal, 2007 .p 1073.
انسجام اجتماعي عبارت از روح همدلي، صميميت و حس مشترک اجتماعي است که افراد يک اجتماع را به هم پيوند داده و باعث مي شود افراد نسبت به يکديگر به نوعي احساس مسئوليت نمايند. وجود ارزشها، اهداف و خواسته هاي مشترک بين افراد يک جامعه باعث ايجاد انسجام بين آنها مي شود. همچنين اعتماد متقابل افرادعامل مهمي در انسجام اجتماعي محسوب مي شود. به نظر احمدي ضعف روابط اجتماعي باعث کاهش ميزان همکاري مردم با يکديگر در اداره امور شهر مي شود (احمدي، 1370: 48).
پروژه توسعه اجتماع محله اي نيز همانند هر نوع پروژه ديگر، داراي مراحل پنج گانه زير مي باشد: 1. پي ريزي توسعه بر اساس مشارکت و ارزشهاي اجتماعي 2. ترسيم دورنماي توسعه محله 3. تدوين برنامه اجرايي، از ايده تا عمل 4. نظارت و ارزيابي مستمر جهت به حداقل رساندن خطاها 5. تجليل کردن، بازخورد و پيشرفت (سالک، 1386: 32).
مرزبندي محلات بايد به گونه اي باشد که باعث افزايش سرمايه اجتماعي، توسعه اجتماعات محلي، حس هويت و حس تعلق شود. استفاده از شاخصهاي اجتماعي و فرهنگي در مرزبندي محلات در اين نظريه بيشتر به چشم مي خورد.

2-3-2 رويکرد مديريت يکپارچه شهري:28
طراحي و استقرار سيستم مديريت يکپارچه شهري علاوه بر رفع مشکلات شهر، مسير رسيدن به اهدافي همچون توسعه ي فضاهاي فرهنگي، اجتماعي و گردشگري، مرز پايدار و مشترک بين تمامي ارگانها، مرز پايدار با افزايش مشارکت عمومي، منابع درآمدي پايدار، ارتقاي کيفي زندگي شهروند مداري، نظارت عمومي بر مسائل شهري را کوتاه تر مي کند (مديران فردا، 1385: 2).
در سيستم مديريت شهري غير يکپارچه، وزارتخانه ها، سازمانها و شرکتهاي زيادي مستقيم و غير مستقيم در مديريت شهري دخالت مي کنند و هر سازمان با معيارهاي خود، شهر را به چند منطقه تقسيم کرده است و نا هماهنگي در تقسيم بندي شهر توسط سازمانها، معلول مديريت هاي گوناگوني است که در تقسيم بندي شکل گرفته است. اين شيوه مديريت شهري، مشکلات زيادي را شهرداري ها و سازمانهاي موثر در مديريت شهري بوجود آورده است و راه برون رفت از آن، مديريت شهري هماهنگ و يکپارچه در شهرهاست.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره توسعه شهر، مشارکت مردم، سازمان ملل متحد، سازمان ملل Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره حمل و نقل، توسعه شهر، رشد هوشمند، کلانشهر تهران