منبع پایان نامه ارشد درباره اصلاحات ارضی، ایدئولوژی، مدرنیزاسیون، رشد اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

جامعه و اقتصاد هرچه بیشتر شاه و تصمیماتش وابسته میگشت. تأکید بر این نکته اهمیت دارد که تغییر یافتن اقتدارگرایی به استبداد، نتیجه دور شدن شاه از اتحاد پیشین با زمینداران و دستگاه مذهبی و نیز استقلال فزاینده وی از اقتصاد داخلی و کمک های خارجی در سایه درآمدهای در حال افزایش نفت بود. برنامه فرهنگی شاه از دو عنصر کاملاً متضاد تشکیل میشد: از یک سو، احیای فرهنگ کهن ایرانی تلاش همه جانبه در بزرگنمایی آن در دورانهای گذشته تاریخ سرزمین و معرفی آن به عنوان «زیباترین بخش فرهنگ منحصراً ایرانی» و همچنین ترویج ایدئولوژی «بازگشت به خویشتن باستانی»143 از سوی دیگر، اقبال شدید اولیای امور به ترویج مظاهر و ظواهر فرهنگی غربی. به زعم شاه و متولیان حکومت و مشاوران او، شاهنشاهی گرایی «آرمان ایرانیان» بود144 که اینک به دست آنان با جنبههای ظاهری تجدد غرب ترکیب میشد و حاصل آن فرهنگی بود که «با مردم ایران چسبندگی نداشت».145 این رویکرد در نخستین دهه حکومت پهلوی دوم، با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی و واکنش منفی مردم به سیاست ایرانی گرایی افراطی رضاشاه، چندان بروز و ظهور نداشت، اما پس از کودتای سال 1332 ه.ش، اقدامات تجدد خواهانه غربی حکومت همراه با نمادهایی از فرهنگ کهنسال استبداد ایرانی به جامعه تحمیل و ایران، طی 25سال، با روحیه و فرهنگ غیر ایرانی اداره شد.146 به تعبیر دیگر، حکومتگران از دو جنبه نظری و علمی در تقابل با فرهنگ جامعه ایرانی، که عنصر دین از بارزترین و عمومیترین وجوه آن بود، قرار گرفتند و بیگانگی میان دستگاه حاکمه و مردم به حد اعلی رسید.147 از سویی، برگزاری جشنهای 2500ساله شاهنشاهی به اوج خود رسید. کوششی نافرجام به کار بسته شد تا نهادهای شاهنشاهی در کانون توجه مردم قرار گیرند و مجد و عظمت باستانی ایران احیاء شود. شاه در عطف توجه به ایران باستان- که رویه دیگر آن نادیده انگاشتن چهارده قرن فرهنگ دوره اسلامی بود- تا آنجا پیش رفت که خود را حافظ میراث کوروش خواند148، هرچند در منش و رفتار او آنچه بیشتر جلوه داشت، خودباختگی و ضعف در برابر قدرت های جهانی و شیفتگی نسبت به ظواهر فرهنگ غرب بود. آخرین بروز رسمی ایدئولوژی شاهنشاهی، تغییر تقویم ایران از خورشیدی به شاهنشاهی بود. در اواخر سال 1354 ه.ش اعلام شد که از سال بعد تقویم شاهنشاهی جایگزین تقویم موجود خواهد شد. تقویم جدید براساس تاریخ فرضی دوهزار پانصد سال سلطنت در ایران و با احتساب سال های سلطنت محمدرضاشاه ساخته شده بود. بنابراین سال 1355 ه.ش سال 2535 (35+2500) شاهنشاهی اعلام شد. اما مردم هیچگاه از آن استقبال نکردند، لذا پس از کمتر از دو سال شاه مجبور شد این تقویم ساختگی را کنار بگذارد. در هرحال ایدئولوژی شاهنشاهی نه تنها نتوانست خلأ مشروعیت نظام پهلوی را پر کند، بلکه بر بحران مشروعیت افزود و از دیگر سو بیگانگی مردم و دولت را نیز عمیقتر ساخت.
3-3-2-مدرنیزاسیون اقتصادی
مدرنیزاسیون در حوزه اقتصادی در دوره پهلوی دوم، عمدتاً طی پنج برنامه عمرانی و مخصوصا برنامههای دوم تا پنجم در سال های (35-1335ه.ش) انجام گرفت. برای انجام این منظور در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، سازمان برنامه برای پیگیری توسعه اقتصادی کشور تأسیس شد. برنامههای عمرانی هفت ساله اول (35- 1328ه.ش ) طراحی شد. توجه بیشتری در خصوص بخش صعنت به عمل آمد.149 این برنامه از حمایتهای مالی آمریکا (براساس اصل ترومن) برخودار بود. آمریکا در قالب این اصل تلاش کرد تا با کمکهای اقتصادی به برخی کشورهای جهان سوم و ایجاد تحولات و اصلاحات در این کشورها از آنها در مقابل موج کمونیسم حمایت کند. این کمکها از همان آغاز متوجه کشاورزی و مسائل ارضی کشورهای در حال گذار بود. پس از پایان کشمکش ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28مرداد 32 ه .ش، که به نفوذ گسترده آمریکا در ایران انجامید، توجه به اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیشتر شد و در آغاز، سیاست دولت آیزنهاور نسبت به ایران، تحت تأثیر پارامتر استراتژی دفاعی وی مبنی بر کاهش عدم ثبات سیاسی و از میان برداشتن خطر حزب توده بود. این هدفها به مقدار فراوانی با سرنگونی مصدق و تحکیم قدرت زاهدی فراهم شدند. از این رو، سیاستگذاران آمریکا در اواخر 1333ه.ش در این باره اقدام به ایجاد رهیافتی نوین کردند که بر پایه آن به منظور مبارزه با کمونیسم ایران از یک کشور سنتی به کشورهای مدرن و قوی و هم پیمان با غرب تبدیل میشد و جهتگیری برنامه های سیاسی و اقتصادی آن میبایست همگون و مرتبط با اقتصاد و سیاست غرب میبود.150 برنامه دوم عمرانی پنج ساله کشور (40-1335ه.ش) طراحی شد. هدف دوم برنامه، گسترش زیر بنای اقتصاد ایران به ویژه سیستمهای ترابری و ارتباطات و نیز ایجاد صنایعی برای جانشین سازی واردات بود. صنایع جانشین واردات تا اندازهای از فراهم آوردن سرمایه های بزرگ از سوی دولت و از منابع خارجی صورت میگرفت.151 سومین برنامه عمرانی در سالهای (45-1341ه.ش) هنگامی آغاز شد که تحولات مهمی در صحنه سیاست خارجی و به تبع آن در سیاست اقتصادی کشور به وجود آمده بود. روی کار آمدن دولت کندی در 1338ه.ش در آمریکا و تأکید وی بر تسریع اصلاحات در کشورهای جهان سوم، فشارهای بیشتری بر شاه مبنی بر تعمیق اصلاحات مورد نظر آمریکا در ایران وارد آورد. در اثر برنامه سوم سرمایهگذاری بخش عمومی (دولتی) رشدی فراوان یافت. این رشد در سرمایهگذاری، به طور مستقیم متوجه زیر بنای اقتصادی و صنایع سنگین، از جمله صنایع فولاد و دیگر فلزات و پتروشیمی و ابزار ماشین آلات بود. در مجموع در برنامه چهارم، اصلاحات ارضی نیز با فشار دموکراتها درآمریکا به مرحله اجرا در آمد و ساختار اقتصادی- اجتماعی کشور را دگرگون کرد. برنامه اصلاحات ارضی مقدمه یک برنامه اصلاحات جامع ترتحت عنوان «انقلاب سفید» بود که شاه مطرح کرد. از آنجا که اکثریت جمعیت در کشورهایی همچون ایران در روستاها میزیستند و به کار کشاورزی اشتغال داشتند مسئله زمین و اصلاحات ارضی همواره در کانون توجه تئوریسینهای توسعه قرار داشت. دولتمردان آمریکایی بی توجهی به این امر را موجب گسترش نفوذ کمونیستها در میان دهقانان و بیثباتی سیاسی دولتهای هم پیمان خود میدانستند. بنابراین اصل چهار ترومن از همان آغاز متوجه اصلاح ساختار کشاورزی و مسائل ارضی کشورهای در حال گذار بود. شاه و بسیاری از تصمیمگیران سیاسی کشور عمدتاً به دلیل اینکه خود از مالکان بزرگ بودند مایل به اجرای چنین طرحی نبوند. اما در نهایت شاه با فشار آمریکا در سال 1339ه.ش از اقدام امینی برای طرح مسئله اصلاحات ارضی حمایت کرد. بر این اساس لایحهای به منظور تقسیم زمینهای بزرگ آماده و به مجلس تقدیم شد که با تعدیلات بسیاری (در 1340ه.ش) از تصویب مجلس گذشت. علی امینی با حمایت آمریکاییان و با پذیرش شرایط صندوق بین المللی پول طرح را به اجرا گذارد.152 برنامه اصلاحات ارضی، که به صورت گام به گام به اجرا در آمد، سرانجام به بیش از نیمی از کشاورزان زمین داد و تقریباً همه زمین داران بزرگ را از میان برد اما اصلاحات ارضی کار اندکی برای زدودن فقر انجام داد و حداقل 75 درصد کشاورزان صاحب زمین، به دلیل کمی میزان زمین خود و عدم توانایی در گذران زندگی مجبور به رها کردن زمین شدند و عموماً هزینههایی که دولت برای کمک به پیشبرد امر اصلاحات ارضی اختصاص داده بود در محل خود هزینه نشد و در راه اجرای طرحهای بزرگ آبیاری به کار رفت. به علاوه این اصلاحات میبایست با برنامههای جنبی مانند تشکیل شرکتهای تعاونی قدرتمند، ایجاد صنایع کشاورزی در روستاها و تأمین نیاز کشاورزان تکمیل میشد. اما فقدان این برنامهها موجب شد که در نهایت تولید فرآوردههای کشاورزی در سالهای بعد با رکورد چشمگیر مواجه شود. کشاورزان به عنوان کارگران ساده در بخش خدمات یا صنعت در شهرها به کار مشغول گردند. اما در عین حال اصلاحات ارضی ساختار روستاها را به هم ریخت و مالکان قدیمی را به سمت سرمایهگذاری در بخشهای دیگر خدمات و صنعت سوق داد. به دنبال تحولات مذکور که در نیمه اول دهه چهل رخ داد و زمینه لازم را برای صنعتی کردن سریع کشور فراهم آورد، برنامه چهارم عمرانی در سالهای 50-1345ه.ش طراحی و به اجرا در آمد.153 برنامه عمرانی چهارم با اهدافی تدوین شد که به طور رسمی عبارت بود از: تسریع رشد اقتصادی، تکثیر درآمد ملی از راه افزایش قدرت تولید با اتکای بیشتر به توسعه صنعتی، بالا بردن بازده سرمایه و استفاده از روشهای پیشرفته در کلیه فعالیتها، توزیع عادلانه تر درآمد، کاهش نیازمندیها به خارج براساس افزایش قدرت تولید، رفع احتیاجات اساسی و تسریع رشد بخش کشاورزی به منظور تأمین حداکثر مواد غذایی و حداکثر مواد غذایی مورد نیاز صنایع، و تنوع بخشیدن به کالاهای صادراتی کشور. مهمترین فصلهای برنامه چهارم از نظر اعتبارات پرداختی، فصل صنایع و معادن فصلهای ارتباطات و مخابرات و کشاورزی و آبیاری و سوخت بوده است. نگاهی به اهداف و همچنین اعتبارات مصوب پرداختی در برنامه چهارم نشان میدهد که رشد اقتصادی به وسیله توسعه صنعتی و رشد کشاورزی در جهت هدفهای محوری اعلام شده برنامه چهارم بوده است. برنامه پنجم عمرانی (56-1352ه.ش) در آغاز برای پیگیری همان استراتژی کلی توسعه در برنامههای گذشته به اجرا درآمد. اما افزایش قیمت نفت طی این سالها حادثه مهمی بود که پیامدهای سرنوشت سازی را درتحولات اقتصادی ایران موجب شد.154 افزایش درامد نفت در سالهای 52-1353ه.ش که منجر به چهار برابر شدن درآمدهای ارزی در ایران شد. هدفهای برنامه پنجم به گونهای تدوین شده بود که گویا دوره جهش و پختگی را ایران در برنامه چهارم به پایان رسانیده بود و در این برنامه میخواست «جامعه مصرف انبوه» را تحقق بخشد. بر این اساس در این برنامه هدفهایی همچون ارتقای کیفیت زندگی همه اقشار اجتماعی کشور، حفظ رشد سریع و مداوم و متوازن اقتصادی همراه با حداقل افزایش قیمتها، گسترش عدالت اجتماعی، ایجاد مزیت نسبی در تولید و صدور کالاهای صنعتی، حداکثر استفاده از منابع ارزی برای جبران کمبودهای داخلی و … مورد تأکید قرار گرفته بود.155
3-3-2-1-پیامدهای مدرنیزاسیون اقتصادی
این برنامهها پیامدهای مختلفی را در پی داشت که در زیر به آن پرداخته میشود. در اثر این برنامه، بخش کشاورزی رو به زوال رفت، صنایع سبک در کشور تشویق گردید، و بخش خدمات تقویت شد. مسائل دیگری همچون افزایش واردات کشاورزی، جذب روستاییان به صنایع در شهرها، بازده ناچیز زمین های کوچک تقسیم شده بین دهقانان، گسترش ارتباط روستاییان با شهرها و گسترش فرهنگ مصرفی عوامل مهم دیگری بودند که افول این بخش را تشدید کردند. همچنین در بخش صنعت در این دوران قدمهای مؤثری برداشته شد. عواید سرشار حاصل از درآمدهای نفتی، بخش صنعت را با رشدی شتابان به حرکت درآورد و صنایعی همچون: نفت، گاز، پتروشیمی، و مجتمعهای وسیع و گسترده صنعتی را سراسر ایجاد کرد. صنعت خودروسازی و تولیدات انواع ماشین آلات، فولادسازی و نورد وسایر صنایع شیمیایی و… رشد چشم گیری داشت و نیروی کار بسیاری جذب این بخش بویژه صنایع نفت باعث شد تا این بخش سهم بیشتری درتولید ناخالصی ملی ایفا کند هر چند این سهم در مقایسه با خدمات، مهمترین سهم نبود. استراتژی اصلی دولت در این بخش جایگزین کردن واردات بود که بر تأسیس صنایع مصرفی و ایجاد صنایع سرمایه بر، که اشتغال کمتری را ایجاد میکرد، تأکید داشت. اجرای این استراتژی موجب شد که صنایع سرمایه بر و عمدتا مونتاژ به سرعت در کشور رشد کند که این امر موجب افزایش شدید واردات کالاهای واسطهای و وابستگی شدید کشور به این نوع کالاها شد. در واقع به جای اینکه این صنایع به تولید کالاهای سرمایه ای بپردازند و حلقههای لازم را در زنجیر صنعتی ایران به وجود آورند و رشتههای وابستگی به خارج را ضعیف یا قطع کنند خود به وابستگی کشیده شدند و به صورت صنایع مصرفی درآمدند. به علاوه صدور صنایع مصرفی به دلیل وجود سد های تعرفهای و رشد واردات اجناس خارجی به کشور نیز به تدریج با مشکلات جدی مواجه شدند. یکی از دلایل مهم گرایش به صنایع سبک، وابستگی اقتصاد کشور به قیمت نفت و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دانشگاه تهران، وضعیت اجتماعی، دختران دانش آموز، نظام اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، ایران باستان، قرن نوزدهم، ملی گرایی