منبع پایان نامه ارشد درباره اسلوب معادله، شعر فارسی، دیوان صائب، شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه ارشد

سراسر جهان گردید(فلسفی،1374،53).
3-6-5-3-اوضاع اجتماعی عصر صائب
این دوران از حیث جریانهای اجتماعی بر روی هم نا مساعدی است اگر چه قیام شاه اسماعیل باعث استقلال ایران گردید و کشور به وحدت ملی و سیاسی و دینی دست پیدا کرد،اما در مقابل ،مایه گسترش و رواج مفاسد و بنیاد گذاری پایه های انحطاط فکری و علمی و ادبی و اجتماعی و شیوه خرافات و سبک معزیهای تحمل ناپذیر در ایران شد. ثبات قدرت دویست و پنجاه ساله صفوی و جلوگیری از قتل و غارت های پیاپی قوم های نیمه وحشی که به ایران می تاختند باعث گسترش آبادیها و بناها و مدرسه ها و مساجدها و کاروانسراهای بسیاری در سراسر ایران احداث گردید که بیشتر این آبادیها در دوران چهل دو ساله پادشاهی شاه عباس کبیر صورت گرفت که در واقع دوران طلایی ایران است.شاه عباس با وجود خدمات ارزنده ای که به ایران کرده که دوران طلایی او مشهور است کیفرها و مجازاتهای سختی در دوران او نسبت به اطرافیان و مردم اعمال می شده است(صفا ،1369،103).و همین رفتار آغاز یک ضعف حکومتی بعد از او که در دوره شاه سلیمان آغاز شد که تبعات منفی در اجتماع آن زمان به وجود آورد و زندگی مردم هر روز به نوعی دستخوش اجبارهای ضد و نقیض بود از تراشیدن ریش تا قرق شراب و تنباکو .فشار متعصبان و ظاهر پرستان،نامرادی اهل فضیلت و معنی ،کامیابی سفلگان و سبک مغزان برای شاعر حق بین و آزاد اندیش بسیار دردناک بود .شعر صائب آئینه این احوال است(فیروز کوهی،1379،20).
3-6-5-4-شعر صائب
شعر صائب، به روزگار او در قلمرو زبان فارسی از هند تا عثمانی و از ترکستان تا عراق خریدار داشت، بعضی او را «متنبی ایران» می خوانند چرا که او مانند او نکته سنج و باریک بین بود و معانی بدیع در غزلهای خود گنجانیده و سخن وران معاصر را پشت سر گذاشت.
او شاعر بسیار دیده و مردی اهل دانش و با مطالعه بوده است آموخته ها و اندوخته هایش با ابداعات منحصر به فرد او درآمیخته و بهترین سبک هنری گویی ایران را به عالم هنر و شعر تقدیم داشته است، به قول خودش:
ز صد هزار سخنـــــور کــــه در جهان آید یکــی چـــو صـائب شوریده حال برخیزد
صائب در تعابیر بزرگان فن «آخرین شاعر بزرگ ایران»، «سومین و بزرگترین غزلسرایی فارسی پس از سعدی و حافظ»، «پیامبر چهارم شعر فارسی پس از فردوسی و انوری و سعدی»، «بزرگترین شاعر در قلمرو غزل مضمونی» در مقابل غزل وصفی و عیشی و عرفانی به شمار می رود و به قول خودش:
در این ایام شد ختم سخن بر خامه ی صائب مسلم بود اگر زین پیش بر سعدی شکرخایی
درباره صائب و شعر او در مقدمه دیوانهایش سخن بسیار رفته و اطاله ی سخن در این مقام چندان روا نیست(حسینی اشکوری، 1385، 3).

3-6-5-5-آثار صائب
شماره ابیات صائب را به اختلاف شصت هزار تا صد و بیست هزار تا سیصد هزار نوشته اند به علاوه بیست هزار بیت ترکی هم به او منسوب می دانند. آنچه مسلم کلیات هفتاد و سه هزار بیتی او در دست چاپ است.
یک دفتر هم از اشعار 691 شاعر ادوار مختلف را که دلپسند او بوده است فراهم آورده که بیاض یا سفینه صائب مشهور است و هنوز چاپ نشده است.
صائب منتخباتی از اشعار خود را به نامی موسوم کرده است:
اشعاری را که در وصف اعضای معشوق سروده «مرآه الجمال» و آنچه مشتمل بر آینه و شانه ساخته «آرایش نگار» لقب داده و ابیات مربوط به می و میخانه و نخبه ی مطاع عزلیات را «واجب الحفظ» نام نهاده است.
صائب آثار منثوری هم داشته است.
مثنوی قندهار نامه یا عباس نامه درباره جنگهای شاه عباس دوم و فتح قندهار است که در سال 1059 هجری ساخته است(فیروز کوهی، 1379، 25).
از جمله آثار نثری او مکتوبی است در وصف قلیان و تنباکو و روی آوردن به آن.
سوم نامه ای به دوستی در تقاضای گل نرگس(فیروز کوهی، 1379، 79).
3-6-5-6-مذهب صائب
درباره مذهب صائب می توان به ظن بسیار قوی بلکه به طور قطع گفت که شیعه بوده است. نام «محمدعلی» که بین شیعیان مشهور بوده و هست، مدایح حضرت امیر مؤمنان (ع) و امام رضا (ع)، اشاره به مبانی خاص شیعی، عدم مدح خلفای اهل سنت، سکونت طولانی در اصفهان در زمان صفویه که مهد تشیع بوده و قرائن دیگر نشانگر شیعه بودن صائب است.
او پس از مراجعت از زیارت بیت الحرام اشعاری در منقبت حضرت رضا (ع) سرود بدین مطلع:
لله الحمد که بعــد از سفــر حج صائب عهــد تـــازه بــــه سلطان خراسان کردم
از دیگر مؤیدات شیعی بودن صائب مصاحبت با ظفرخان در افغانستان و هندوستان است.
3-6-6-تحقیق در محتوای سخن و شیوه بیان صائب
بجاست که این مطلب را با غزلی شروع کنیم که حکایت از روش او دارد.
سر بزانوماندگان را طاق می گردد سخن چــون مــه نو شهرۀ آفاق می گردد سخن
گر بیفشارند پای خــــامه را ارباب فکر زود با عرش برین همساق می گردد سخن
بکر معنی را بود در ســادگی حسن دگر بــــی صفا از زیور اغراق می گردد سخن
میکند این آب روشن روان استــــادگی از تــأمل شهـــرۀ آفــاق می گردد سخن
رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره ناگـــوار طبــع از اغلاق می گردد سخن
می گوید شکار مضمون محتاج تفکر و تأمل است.
با تن آسانی سخن صائب نمی آید بدست صیـد معنی را کمندی به پیچ و تاب نیست
به نظر او در شعر اصالت با معنی است شاعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد و این سخن باید همچون کشف تازه ای اعجاب انگیز باشد. برای یافتن مضمون در جهانی که همه چیزش کهنه و مکرر است راهی نیست جز اینکه روش نگریستن و برداشتن نو شود، آن وقت است که از هر حقیقت خارجی و هر دریافت وجدانی نه یک مضمون بلکه مضامین متعدد بدست خواهد آمد.
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت در بنــد آن مبـاش که مضمون نمانده است
منابع مضمونهای صائب انسان است و جهان، خلقیات آدمی است که خلقت دوگانه دارد، نیمی فرشته و نیمی اهرمن، و جهان که مجموعه ایست از تضادها، نور است و ظلمت و حیات است و ممات، دوگانگیی که حاصلش نظام احسن دستگاه خلقت است.
از موضوعات رایج غزل صائب حسب حال است، شاید بتوان در لابه لای این غزلها بتوان شخصیت و روحیات و خلقیات او را تجسم کرد، حساسیت شدید و بیقراری و شیدایی، مردم گریزی، حیا و نرم خویی، فرار از تقلید و تعریف از خود.
وزن در دیوان صائب محدود است. از تکرار قافیه پروا ندارد، به رعایت دال و ذال و یای معروف و مجهول مقید نیست تکرار زیاد دارد، شاعری است بسیار پر شعر که خود ازین عیب خویش عذر می خواهد:
نفس درازی مــن نیست صائب از غفلت دلــم گشــاده به گفتــار می شود چکنم
خیلی از غزلهای او با قافیه و ردیفی است که مناسب غزل نیست اما به یافتن مضمون که مهمترین رکن شعر در نظر اوست برابری می کند و اصلاً با همین منظور از پیش انتخاب شده است. نظیر همچو حباب، درین باغ و امثالهم هنر خاص صائب در بیان استفاده از تمثیل است.
تمثیل از زمان رودکی در شعر فارسی بکار می رفته، بعدها بخشی از ادبیات ما را اشعار تمثیلی تشکیل داد (بیشتر در مثنوی های عارفانه سنایی، عطار و مولانا، تمثیل های کوتاه و موجز که در بیتی یا مصراعی جا می گیرد و موضوع بحث ماست بیشتر از قرن پنجم بکار رفته است.
صائب مفاهیم کلی و عام را در مصراعی ذکر می کند و در مصرع دیگر برای تعلیل، توجیه یا تأیید آن مثالی محسوس یا مقبول عامه می آورد.
مرا تعیــــن نــاقص ز بحـــر دارد دور بقــای من به نسیم فناست همچو حباب
از آنجا که یکی از منابع مهم تمثیل های صائب زندگی واقعی و مشاهدات عادی و روزمره اوست بسیاری از لغات و اصطلاحات عوامانه و بازاری در شعر او وارد شده است و به این پدیده بسیاری از ادبا که غزل را در اوج پاکی و زیبایی لفظ می خواهند اعتراض کرده اند(فیروزکوهی، 1379، 33-26).
3-6-6-1-تمثیل و معادله
در تمثیل شاعر یک مصراع ادعایی می کند و در مصراع دیگر با آوردن مثالی قابل قبول، حرف خود را بر کرسی می نشاند، بیشتر مصراع دوم است که ثابت کنندۀ دعوی است:
آرزو در طبعِ پیران از جـــوانان است بیش در خزان، هر برگ، چندین رنگ پیدا می کند
ولی گاه مصراع نخست این نقش را بر عهده می گیرد:
ریشه نخل کهن سال از جوان افزونتر است بیشتر دلبستـــگی بـــاشد بــــه دنیا پیر را
که اصل ادعا آن است که پیر بیش از جوان به زندگی علاقه دارد.
«معادله» در حقیقت نوع خاصی از تمثیل است؛ استاد شفیعی کدکنی برای متمایز کردن آن از سایر انواع تمثیل این اصطلاح را ساخته اند؛ ایشان می نویسند: «منظور من از اسلوب معادله یک ساختار مخصوص نحوی است. تمام مواردی که به عنوان تمثیل آورده می شود مصداق اسلوب معادله نیست، اسلوب معادله این است که دو مصراع کاملاً از لحاظ نحوی مستقل باشند؛ هیچ حرف ربط یا شرط یا چیز دیگری آنها را حتی معنا نه فقط به لحاظ نحو هم مرتبط نکند».
باید توجه داشت که وجود الفاظی مانند این، آن، چون، که، کاش و نظایر آنها و نیز ادات استفهام، به شرط آنکه استدلال نحوی دو مصراع را بر هم نزنند تعریف معادله را خدشه دار نمی کند و از اعتبار آن نمی کاهد:
بــار غــــم از دلــم می گلــــرنگ برنداشت ایــن سیــل، هرگز از ره من سنگ برنداشت
از من بی عــــاقبت، آغـــاز هستــی را مپرس کـــز گــرانخوابی، سر افسانه را گم کرده ام
غم عالم فراوان است و من یک غنچه دل دارم چه سان در شیشه ساعت کنم دیگر بیابان را؟
می کند بــــاد مخالــف، شور دریا را ز یــاد کـی نصیحت می دهد تسکین، دل آزرده را؟
صائب بیش از سایر گویندگان طرز نو به معادله سازی توجه دارد و چیره دستی او در این صنعت چشمگیر است. وی در یک بیت، سه دسته از معادله ها را در دو سو نشان می دهد. به عنوان مثال:
عمر رفت و خـــار خارش در دل بیتاب ماند مشت خـاکی در این ویرانه از سیلاب ماند
که عمر با سیلاب، خارخار با مشتی خاشاک و دل با ویرانه در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند.
3-6-6-2-تشخیص
شاعر موجودی را که ساخته و پرداخته خیال اوست، جاندار به حساب می آورد و اعمال و صفات روح را به او نسبت می دهد:
آینــــــه اش پیش لب، چـــون نبرد آفتاب از نفس افتاده است، بس که دویده است صبح
صبح به شخصی تشبیه شده است که از بسیاری دویدن، از نفس افتاده و آفتاب پیش دهان او برده است تا دریابد که رمقی از حیات دارد یا نه(قهرمان، 1385، 7-5).
در شعر سخن سرایان توانای طرز نو، مضامین تازه ، ترکیبات بدیع و جالبی به چشم می خورد و در این تحقیق بنابر آن داریم به یکی از این موضوعات که همانا دنیادر دیوان صائب تبریزی است بپردازیم.

فصل چهارم
یافته های تحقیق

4-1-مقدمه
با نگاهی به آیات و روایات درمی یابیم که دنیا ذاتاً بد نیست، چرا که همه نعمتهای بی نهایت حضرت حق وسیله رساندن انسان به مقام قرب الهی است، و اهل تقوا هنگامی که دنیا به آنان روی آورد از آن روی گردان می شوند و هنگامی که دنیا خواست آنان را اسیر خود نماید آنان با فداکاری خود را آزاد و رها نمودند.
این جهان به جهت ناپایداری مورد توجه عرفا نیست و یکی از عوامل مهم و بازدارنده در سیر و سلوک انسان به سوی حضرت حق است که هر کدام از عرفای بزرگ به نوعی درباره آن سخن گفته اند.
قرآن کریم که کتاب هدایت انسان است، نسبت به هیچ یک از مسائل زندگی انسان سکوت نکرده و آنچه در مسیر هدایت لازمه و مقدمه راه بوده به او نشان داده است. خداوند در آیاتی سیر و سیاحت در جهان را وسیله ای برای آموختن و عبرت گرفتن از سرانجام گذشتگان می داند یا بازیچه بودن دنیا نسبت به آخرت و یا عدم توجه به ظواهر فریبنده دنیا، که بسیاری اسیر آن هستند، در نهایت نیز به هدفمندی آفرینش براساس حکمت الهی.
همچنین پیامبر خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) در احادیث فراوانی نمودهای متفاوتی از دنیا بیان داشته که بعضی از فرمایشهای ایشان در مقام هشدار به بندگان نسبت به دنیای فریبنده و زودگذر است. دنیا همچون مزرعه ای است که خوب و بد آن به هم آمیخته است و اگر از آن به خوبی استفاده نشود رنج

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مذهب شیعه، دولت صفوی، تاریخ اسلام، صائب تبریزی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ایهام تناسب