منبع پایان نامه ارشد درباره استفاده از زور، اقتصاد خانواده، زنان و دختران

دانلود پایان نامه ارشد

مينشيند و مردم اين ناحية همواره در سختيها زندگي ميکند. در اين زندگي چيزي که علاوه بر کار و دانش به انسان کمک ميکند برنامه ريزي و حساب و کتاب است.

4-6-2 بررسي و ارزيابي زبانزدهاي اقتصادي
واژة ” اقتصاد” مصدر باب افتعال است، از ريشه قَصَدَ به معني ميانهوري گرفته شده است. اقتصاد در تمام عرصههاي بشري هميشه با کار قرين بوده است، چرا که معيشت و به دست آوردن غذا از اولين دغدغههاي بشر بوده است و بدست آوردن و تهية غذا بشر را وا ميداشت که تلاش و کوشش نمايد. بشر به مرور زمان بواسطة استعداد خارق العاده خود فهميد که نميتواند به مانند ساير حيوانات به معيشت بپردازد، لذا خود تن به کار داد و با ساختن ابزارهاي مختلف به مرور زمان فعاليت هاي اقتصادي خود را گسترشداد.
بشر نخستين، ابتدا از ابزارهاي طبيعي مانند سنگ، کمک گرفت. اما به مرور زمان و با دستبرد در طبيعت و تغيير در سنگ و ساختن ابزاري چون نيزه بر قدرت خود افزود. او با اين کار نه تنها به پويايي طبيعت کمک کرد؛ بلکه خود نيز در اين راستا متحوّل و دروازههاي بهتر زندگي کردن بر رويش گشوده گرديد.
کار و فعاليتهاي اقتصادي به دليل قرارگرفتن آن در بافت اجتماعي از جمله موضوعات ومباحثي است که نميتوان با نگرش يک جانبه از آن سخن گفت. اقتصاددانان و جامعه شناسان زيادي در اين باب سخنها راندهاند، از جمله، کارل مارکس، جامعه شناس آلماني که درمورد کار معتقد است که” کارکنشي است که بين انسان و و طبيعت برقرار ميشود و انسان در جريان تغيير طبيعت ، خود نيز تغيير ميکند” (توسلي، 1379: 12)
پاية و اساس يک جامعه روستايي برمبناي کار و تلاشاستوار است. چرا که هريک از اعضاي خانواده روستايي بايد به اندازه توانايي خود کار کند، و به اِزاي کاري که انجام ميدهند، در پيشبرد اقتصاد خانگيخود سهم بسزايي نيز دارند.
نقش زنان و دختران از ديرباز در اقتصاد غير قابل انکاراست. درجامعه روستايي وقتيکه پسر خانواده ازدواج ميکند، عروسخانواده به عنوان يک نيروي کار جديد شناخته ميشود. و واضح و مبرهن است وقتي که والدين از اينکه، فرزند پسرشان ازدواج کرده و سرو سامان گرفته است، خوشحالي زايدالوصفي دارند، به دليل ورود يک نيروي کار در خانواده است.
قداست کار در فرهنگ کهن ايراني از جايگاه والايي برخوردار است. نمونة بارز اين فرهنگ را در کتب ديني، چون ارداويرافنامه ميتوانيم پيداکنيم. اينکتاب رسالهاي است که به زبان پهلوي نوشته است، سفرنامة ارداويراف مقدس به بهشت و دوزخ و ديدار با روان مردم است. “او در دوزخ، رواني را ميبيند که تمام وجودش به جز پاي راستش شکنجه ميشود، علت را ميپرسند، اَهلو و آدر ايزد گفتند: اين روان دوانس تنبل است که، چون درگيتي بود هرگز کار نيک نکرد، اما با اين پاي راست، دستهاي گياه پيش گاوي ورزا افکند” (ارداويرافنامه، فصل 32)
در آموزههاي دينيمان سفارش زيادي دربارة کار و اقتصاد شده است. رسول اکرم (ص) فرمود: خوشبخت کسي است که کسبش خوب و منزّه از پليدي باشد. کار اندک که با بصيرت و دانش انجام گيرد، بسيار است و کار بسيار که با ناداني صورت پذيرد، اندک است. امام جعفر صادق (ع) فرمود: کسيکه بار زندگي خود را بر دوش مردم ميافکند و از دست رنج آنان زندگي ميگذراند، رانده شده درگاه الهي است.
کار، سنّت انبياء است، انبيائيکه اسوههاي جهان خلقت هستند. نان از دسترنج خودشان ميخوردند. حضرت آدم عليه السلام کشاورزي ميکرد، حضرت نوح عليه السلام نجّار بود، حضرت ادريس عليه السلام خيّاط بود، حضرت موسي عليه السلام چوپاني ميکرد، بنابراين کار کردن همه انبياء و اولياي خدا نشان از بزرگي و ارزش و ارج گذاري به کار را دارد. قبول کار و مسئووليت باعث عزّت و آبرومندي شخص ميگردد. همان طوري که از دسترنج ديگران استفاده ميکنيم، در مقابل، ما نيز بايد تلاش و کار کنيم تا ديگران نيز بواسطة توليدمان از آن استفاده نمايند، در اين راستا عدهاي هستند که از قبول مسئووليت شانه خالي ميکنند، و در زندگي هميشه سربار مردم هستند، و مورد نکوهش و منفور جامع بشري ميباشند.
مضاميني که بر زبانزدهاي اين فصل حاکم است، بيشتر در حول و محور شرايط اقليمي و جغرافيايي و کشاورزي منطقة لشت نشاء ميباشد. اگرچه شايد به ظاهر، زبانزدها نتوانند مقصود واقعي را بيان نمايند؛ ولي با کاوش در اين زبانزدها ميتوانيم زيرساختهاي يک اقتصاد پويا را لمس کنيم.
آنچه که به اين زبانزدها برتري ميبخشد، وجود واژةهاي چون کار و توليد، سرمايه، نيروي انساني است، همه اينهايي که بر ميشمريم به عنوان يک واقعيت عيني در جامعه ما بروز و ظهور دارند و هر انساني در زندگي روزمّره خود به نوعي با آنها ارتباط برقرار ميکند.
هر کدام از زبانزدهاي اين فصل به نوعي ارتباط مستقيم و غير مستقيم ما را با انسان، حيوان، و غيرجاندار را بيان ميکنند. به ديگر سخن اين که در اين زبانزدها يک نوع چرخه توليد ميتوان مشاهده کرد، که هر کدام به نوعي وابسته به ديگري است و انسان با نبوغ و درايت خود، از اين چرخه، معيشت و اقتصاد خانواده خود را تأمين ميکند و در عين حال در اقتصاد کشورش نيز دخيل است.
به کاربردن واژههايي چون کار، توليد، سرمايه، در اين زبانزدها خود بيان کننده چگونگي تلاش و کوشش مردمان اين منطقة است. بکارگيري ادبيات عامه اين چنيني، خود گواه تأثير شرايط اقتصادي برافکار، و گفتار ويژگيهاي شخصيتيافراد اين منطقة است.

4-6-3 زبانزدهاي اقتصادي با رويکرد کار و تلاش
? قَل و نشادوراز مُو، کِين جُومبانئن، با تو. قلع و نشادُر با من کون جنباندن با تو.
qalo na??dor az muw kin jomb?n?n b? tu.

آنچه که اين زبانزد اشاره ميکند بيان يک ديدگاه اقتصادي است. سرمايه+کار= توليد. اين زبانزد با بيان دو چيز دمدستي (قلع و نشادُر) که مردمان اين منطقه کاملاً با آن آشنايي دارند وجود ديکهاي مسي، همچون تابه، آفتابه، کاسه، مجمه(سيني بزرگ) و … خود حکايت بر اين موضوع دارد، چرا که روستاييان اين منطقه بعداز مدتي استفاده کردن از اين اقلام ناچار بودند آن را با قلع سفيد کنند تا دوباره بتوانند از آن استفاده نمايند.
از آنجايي که خاصيت زبانزد و ضرب المثل استفاده از عناصر دمدستي و چيزهايي که انسان با آنها سرو کار دارد است، اين زبانزد به يکي از اساسيترين پايههاي قوام يک کشور و به تبعه آن يک خانواده که با آن هميشه سرکار دارد اشاره ميکند. سرمايه، و سرمايهگذاري در اقتصاد، اولين گام مهم تلقي ميگردد. همان طوري که همه ما ميدانيم کشورهاي بزرگ صنعتي که هر روز پيشرفت شان دو چندان ميگردد، به واسطة داشتن سرمايههاي کلانشان است و نيروي کار يا موّلد که در قديم مساوي بود با سرمايه، چنانچه سرمايه وجود داشت، ولي نيروي کار در دست نبود هرگز منجر به توليد نميگرديد، با ورود تکنولوژي و ماشين کم کم نيروي کار يدي جاي خود را به ماشين داد، و سرمايه با تکنولوژي درهم آميخت منجر به ظهور توليد زياد و ارزان گرديد.
در اين راستا هيچ کس نميتوان منکر وجود نيروي انساني مبتکر گردد، چرا که عدم نيروي خلّاق و مبتکر با وجود داشتن سرمايه هرگز منجر به توليد نميگردد. لذا نوعي رابطة لازم و ملزوم وجود دارد که بدون يکي، ديگري تحقق پيدا نميکند.
ما حصل اين بحث اينکه سرمايه و کار دو رکن اساسي براي کشاورز تلقي ميگرديد و روستايي در عين اين که سواد چنداني نداشت ولي بسيار دقيق اين رابطهها را تشخيص ميداد و اين خود نشانة افکار و پويايي يک روستايي را به وضوح نشان ميدهد.

? اينَه نُونه، به شاخ آهو دَوستَد. روزياش را به شاخ آهو بستند.
in? non? b? ??xe ?hu davastad.

– گاهي اوقات ميتوان زبانزدها را از منظر علم بيان بررسيکرد بدين صورت که ،در اين زبانزد نان را بيان کرده و از آن ارادة روزي کرده است. همان طوري که در آيات و روايات نيز آمده خداوند روزي هر جنبندةاي را به او عطا کرده است ، بنابراين هرکس بايد بدنبال روزياش برود و تلاش و کوشش کند تا آن را بدست آورد .واَن ليس الانسانَ اِلّا ماسَعي، همه چيز در سايه تلاش محقق ميگردد.
قدم بايد اندر طريقت نه دم که سودي ندارد دمِ بي قدم
– گاهي شخص بيش از اندازه تلاش و کوشش ميکند و حرص جمع کردن مال بر او غلبه ميکند.
– گاهي شخص به دليل عدم برنامه ريزي صحيح هر چقدر تلاش و کوشش ميکند راه به جايي نميبرد. و به مطلوب خود دسترسي پيدا نميکند.
– گاهي شخص بدون اين که کوششي راانجام دهد به ثروت ميرسد. معروف به ثروت باد آورده است که باد هم آن را ميبرد.

? تَا چوماق ورزا سره نوخوره، خو رَچَه نشه. تا چماق نباشد گاو نر، روي رديف خود راه نميرود.
ta ?um?q varz? s?r? nuxur? xu ra?? n???.

آنچه که از اين زبانزد استنباط ميگردد، نوعي، اجبار و تحکم در آن مستتر است. از آنجايي که در زمانهاي قديم به دليل فقدان ماشين آلات کشاورزي، براي شخم زدن مزارع، از حيوان استفاده ميکردند، قبل از اين که حيوان را براي شخم زدن استفاده کنند، حيوان را برروي زمين خشک تعليم ميدادند، تا در فصل شخم زدن مشکلي براي آماده کردن مراتع نداشته باشند.
از چوب براي تعليم حيوان استفاده ميکردند، از طرفي اراضي منطقة لشت نشاء به صورت ارباب رعيتي اداره ميشد و مالک وارباب، حاکماني بودند که سالها بر مردم حکومت ميکردند. به دليل اين که رعيّت، بيشتر و بهتر کار انجام دهد، بهترين وسيله ارباب استفاده از زور و اجبارحتي به چوب بستن کشاورز (چوبِ فلکه) بود.
– واژة چماق، در اذهان عمومي مساوي با خشونت، زور و تحکم است.
– اين زبانزد به نوعي بردگي را در ذهن تداعي ميکند.
– در زمانهاي قديم براي تعليم از چماق استفاده ميکردند.
– گاهي تحکم مثبت نيز باعث پيشرفت در کار ميگردد.
ورزا : گاو نر را گويند اين گاو براي مرد روستايي از تقدس ويژة برخوردار است، زيرا که عامل بسيار مهمي در کار توليدي او محسوب ميگردد. گاهي آن را به اندازه تمام زندگياش دوست ميدارد، چرا که اساس زندگي يک روستايي کار کشاورزي و زمين داري، با گاو نر است. گاو ممکن است تأثير متقابل با جنسيت اعضاء خانواده داشته باشد، چرا که هر نوع جنسيت مذکر براي يک روستايي جلوة بيشتري ميکند، لذا از تقدس بيشتري نيز برخوردار است.

? مُوقيه کَاره حَسن يارَه، مُوقيه مُزدَ حسن دُزدَه.
زمان کار کردن و جان کندن حسن يارست، زماني که مزد ميخواهيم دزد هستيم.
moqaye k?r? hasan y?r? moqaye mozd? hasan dozd?.

اين زبانزد از نظر صنايع بديعي داراي وزن و قافيه، ريتم و موسيقي خاصي است در ادبيات عوام کاربرد خاص خودش را دارد. در جامعة روستايي اساس جامعه بر پاية کار استوار است و در اين کار تکتک اعضاي خانواده به اندازة تواناييخود در پيشبرد اقتصاد خانگي سهم بزرگي را ايفا ميکنند. آنچه که بيش از همه در زبانزدهاي اقتصادي خودنمايي ميکند واژه کار است. اين واژه برتري خاصي نسبت به واژةهايي چون ثروت، دخل و خرج، خريدن وغيره دارد.
نيروي کار در منطقة لشت نشاء زمانهاي قديم بدين صورت بوده است که در فصل کشاورزي به عنوان روزمزد در مزرعه کار ميکردند، مخصوصاً در فصل نشاء زنان به عنوان نيروي کار اصلي شناخته ميشدند و در زمان درو برنج مردان نيروي اصلي بودند. بعد از فراغت از کار کشاورزي نيروي کار براي شخم زدن باغها و نگهداري دام استفاده ميگرديد، که اصولاً نيروي کار خارج از منطقة لشت نشاء و از اطراف استان گيلان و نقاط ديگر به اين منطقة ميآمدند و نوع قراردادشان اغلب به صورت روزمزد و يا فصلي ويا سالانه بوده است که پساز اتمام کار مزد خودشان را دريافت ميکردند و در بعضي مواقع بين کارگر و کارفرما، نيز اختلاف پيش ميآمد و گاه به زد و خورد و خونريزي نيز ميانجاميد که در نهايت با پا درمياني کدخداي محل، يا خانة انصاف موضوع حل و فصل ميگرديد. اين زبانزد نشان ميدهد که گاهي اوقات کارگر، براي اينکه از حق و حقوق خود دفاع

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ادبیات داستانی، سینمای معناگرا، داستان پادشاه و کنیزک Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره امر به معروف