منبع پایان نامه ارشد درباره استعمال لفظ، علی بن الحسین، علامه طباطبایی، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

چیست؛ پس خداوند به محمّد فرمان داد ولایت را برای آنان تفسیر کند، همان گونه که احکام نماز و زکات و روزه و حج را تفسیر می‌کند…».73
اولی الامر در احادیث شیعه در پیوند با آیات دیگر قرآن و احادیث متعدد از زوایای گوناگون توصیف شده است؛ از جمله نکاتی که در این احادیث به آن‌ها اشاره شده عبارتند از:
1) اولی الامر تنها امامان معصوم از اهل بیت پیامبرند. آنان از قرآن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنان جدا نمی‌گردد.)74
2) اولی الامر همان آل ابراهیم اند که خداوند در آیه 54 سوره نساء خبر از گزینش آنان داد و به ایشان کتاب، حکمت و ملک عظیم اطاعت مفروضة(عطا کرد…).75
3) اولی الامر حجت‌های خدا در زمینند که خداوند اطاعت و ولایتشان را واجب کرده است).76
4) اولی الامر در قرآن در کنار خدا و رسولش آمده و همان گونه که خداوند هر آن چه از سهم فی ء77 و بخشی از غنایم78 برای خود و رسولش قرار داده، برای آنان نیز مقرر کرده است. بر همین منوال اطاعت آنان را نیز مقرون به اطاعت خود و رسولش واجب ساخته است.79
5) اولی الامر در قرآن با اوصاف دیگر عترت پیوند دارد و به وسیله احادیث ثقلین، غدیر خم، حدیث کسا و نجوم تفسیر شده است80
6) اولی الامر به کتاب خدا و سنت رسول او آگاهی کامل دارند و مرجع حل منازعه‌های مردمند.81
4-3-پاسخ به اشکالات:
1-4-3-اشکالات اهل سنت به تفسیر شیعه
تفسیر شیعه با چند اشکال مواجه است، این شبهات نوعااز ناحیه فخر رازی است، جز یک اشکال از قرطبی که فخر رازی نیز پیش از وی آن را مطرح ساخته است. این اشکال‌ها عبارتند از:
1) اگر مراد از اولی الامر، امامان معصوم باشد، اطاعت از آنان مشروط به معرفت و امکان دسترسی به آنان خواهد بود؛ چون وجوب اطاعت پیش از معرفت، تکلیف بیرون از طاقت است؛ لیکن ظاهر آیه اطلاق دارد و مشروط به معرفت و امکان دسترسی به آنان نیست).82
2) در باور شیعه در هر عصری یک امام معصوم که صاحب ولایت و حاکم دینی و سیاسی جامعه باشد بیش‌تر نیست؛ در حالی که لفظ «اولی الامر» در آیه به صورت جمع آمده و حمل لفظ جمع بر یک فرد خلاف ظاهر خواهد بود.
3) اگر مراد از اولی الامر امام معصوم باشد، باید آیه چنین می‌فرمود: «فإن تنازعتم فی شی ء فردّوه إلی الامام» اگر در چیزی نزاع کردید آن را به امام ارجاع دهید.
2-4-3- پاسخ شیعه به اشکالات اهل سنت
1) شرط معرفت مانند سایر شروط نیست (مانند شرط استطاعت برای حج)، بلکه شرطی عمومی است و تا حاصل نشود اساساً تکلیفی در کار نخواهد بود. از این رو، اگر این قید را همواره مورد نظر قرار گیرد تکلیف مطلق (بدون قید معرفت) هرگز پدید نمی‌آید. افزون بر آن، این اشکال بر خود فخر رازی و دیگران نیز وارد است؛ چون اگر بر فرض مراد از اطاعت اولی الامر اطاعت از اهل حل و عقد باشد همان گونه که فخر رازی می‌گوید: اطاعت آنان نیز مشروط به معرفت است و آیه اطلاق دارد و مخالف این شرط است. اگر مراد از این اشکال این نکته باشد که ما امام معصوم را که اطاعتش واجب است، نمی‌شناسیم (چون خدا و پیامبر به طور صریح آنان را به ما معرفی نکرده اند)؛ این اشکال ادعایی بدون دلیل است؛ زیرا آنان در آیات متعدد قرآن مانند آیه ولایت و آیه تطهیر معرفی شده اند و در احادیث نیز مانند حدیث ثقلین، حدیث غدیر، حدیث سفینه و نیز احادیثی که درباره اولی الامر از طریق شیعه و سنی نقل شده (که تعدادی از آن‌ها را پیش از این ملاحظه کردید) جملگی اولی الامر را معرفی کرده، راه عذر را بسته اند.
2) در جایی که لفظ جمع در معنای مفرد به کار رود، استعمال لفظ جمع مَجازی است و نیاز به قرینه دارد؛ زیرا استعمال لفظ جمع در مفهوم واحد است؛ ولی در موردی که لفظ جمع در معنای خودش به کار رود (لیکن تنها بر یک مصداق تطبیق شود) استعمال مجازی نیست. به عبارت دیگر باید میان مصداق خارجی مفهوم لفظ با معنای آن تفاوت نهاد. در قرآن کریم نیز در مواردی متعدد لفظ جمع به کار رفته، مصداق آن تنها بر یک نفر تطبیق شده است؛ مانند آیه 8 از سوره منافقون و آیه 52 از سوره مائده و… افزون بر آن در دیدگاه شیعه، اطاعت همه معصومان مانند اطاعت از پیامبر خدا واجب است؛ لذا مفهوم اولی الامر نیز در همان معنای جمع به کار خواهد رفت.83
3) در واقع این اشکال به طور عام به تمام کسانی وارد است که اولی الامر را تنها به مرجع دینی و عالمان دین شناس منحصر نمی‌کنند و آن را به مرجعیت سیاسی نیز تعمیم می‌دهند. بنابه قول اینان نیز باید قرآن می‌فرمود: «فإن تنازعتم فی شی ء فردّوه إلی اللَّه وإلی الرّسول واولی الامر منکم». علامه طباطبایی می گوید: ((از نظر شیعه، امام معصوم در هر دو بُعد مرجعیت دینی و حاکمیت سیاسی، از خطا مبراست و این بدان معناست که هرگز تفسیر او از دین در بُعد مرجعیت دینی، تفسیری انحرافی و خطاگونه نیست و در بُعد سیاسی هرگز از تعالیم کلی دین و خطوط اصلی فراتر نمی‌رود و در حیطه دین تصمیم می‌گیرد. بنابراین همه تفسیرها و تصمیم‌ها در دایره دین و بر مبنای احکامی است که از ناحیه خدا و رسول او تشریع شده، و ارجاع نزاع به آنان در واقع ارجاع نزاع به خدا و رسول اوست. از این رو خداوند سبحان نامی از آنان در رد نزاع‌ها به میان نیاورد)).84
5-3-اعتراف به جایگاه حضرت علی(ع)2
درک این حقیقت نباید کار سخت و طاقت فرسا باشد. با اندک تورق و بدون نگاه جانبدارانه براحتی می توان فهمید مراد خداوند از اولی الامر چه کسانی هستند. اعتراف اغلب صحابه به حقانیت حضرت علی(ع) و حتی مخالفین ایشان و نقل این اعترافات در کتابهای معتبر اهل سنت حکایت از واقعیت بسیار آشکار و روشن است. البته همانطور که عده ای برای رسیدن به خواهشهای نفسانی خود دستشان بخون پاک ترین انسانهای روی زمین آلوده شده عده ای دیگر به تحریف حقایق پرداختند و بزعم خود خواستند تا خورشید تابناک امامت و ولایت را زیر گرد و غبار تزویر و تحریف پنهان کنند «یُریدون لیُطفئوا نور الله بإفواههم و الله مُتمُ نورهِ و لو کره الکافرون»3
از آنجا که بعضی از علمای اهل تسنن هیچگاه نمی توانند منکر فضایل علی (ع) بشوند می بینیم ، به ناچار روبه فعالیت های زیر می آورند تا شاید بتوانند از فشارهای علمی و تاریخی که قرن هاست آنان را آزرده نموده است ، بکاهند:
اول) جعل حدیث برای پایین آوردن شأن علی (ع) :
بخاری در صحیحش در کتاب «الکسوف» از ابوالیمان نقل کرده که گفت:
شعیب از زهری نقل کرده که گفت: علی بن الحسین گفت که حسین بن علی به او خبر داد که علی بن ابی طالب به او خبر داد که رسول خدا(ص) شبی درب خانه او و فاطمه را کوبید و پرسید: آیا نماز نمی خوانید؟ من گفتم: یا رسول الله! جان ما بدست خدا است. اگر خدا بخواهد ما نماز می خوانیم و اگر نخواهد نماز نمی خوانیم!! وقتی این سخن را گفتیم، پیامبر چیزی نگفت و از آنجا رفت. سپس شنیدم که دست خود را بر رانش می زد و می گفت: «و انسان بیش از هر چیز، مجادله و گفتگو می کند»!
البته از بخاری بیش از این انتطار نمی رود که بعد از حذف احادیث مؤید جایگاه علی(ع) ، احادیث جعلی بر ضد ایشان را نقل کند چرا که از نظر او جایگاه عایشه و عبدالله بن عمر از علی بالاتر است اما در بیان تناقضات این روایت همین قدر کافی است که بگوییم این روایت با تمام فضائلی که خودشان برای علی (ع) نقل کرده اند و ما در پایین به آن اشاره می کنیم در تناقض است .
دوم) تحریف در ظاهر حدیث و روایت :
در این زمینه می توان به این مطلب اشاره کرد که ولید بن عبدالملک که در روزگار خویش امیرالمؤمنین خوانده می شد، در خطبة نماز جمعه به مردم می گفت:«حدیثی که از پیامبر روایت شده و می گوید: ای علی! تو برای من چون هارون برای موسی هستی، درست است، ولی تحریف شده و پیامبر فرموده است: تو برای من چون قارون برای موسی هستی و شنونده اشتباه کرده است».1
این فعالیت ها و آن هم با حجم بسیار بالا سبب شد که اگر عالمی سنی از روی تحقیق و روشن دلی پی به حقیقتی می برد جرات بیان آن را نداشت و یا اگر بیان می کرد فاجعه ای تاریخ زیر برایش رخ میداد یا به بیان بهتر رخ میدهد :
امام «نسائی» صاحب صحیح نسائی- پس از نوشتن کتاب «خصائص» در فضائل علی(ع) وارد «شام» شد، مردم «شام» به او اعتراض کردند، که چرا فضائل «معاویه» را یاد آور نشدی؟ او گفت : برای آنکه هیچ فضیلتی برایش جز دعای پیامبر(ص) بر او که فرمود: خداوند هرگز شکمش را سیر نکند نیافتم، آنها خشمگین شده آنقدر با تازیانه بر زیر شکمش زدند تا به شهادت رسید».2
1) تاریخ بغداد، ج8، ص268.
2) تذکره الحافظ «ذهبی»، احوالات «نسائی»، ج2، ص 699تا ص 701و تهذیب الکمال، احوالات «نسائی»، ج1، ص 9-388.

اما تمام این تدابیر شوم مانند ابری است که جلوی خورشید را می گیرند ، همانطور که پی بردن به و جود خورشید در آسمان ابری بسیار ساده است ، یافتن گوهر نابی مانند علی (ع) برای حق جویان بسیار آسان است.
6-3-اعتراف به فضیلت
خطیب بغدادی درکتاب تاریخ بغداد از جابر روایت کرده که گفت: رسول خدا (صَلَّی الله عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم) فرمود: علی بهترین فرد بشر است، هر که در این شک کند کافر است، و در جای دیگر روایتی آورده که فرمود: هر کس نگوید علی بهترین فرد مردم است کافر شده است . 1
شیخ شبلنجی می گوید: از فاطمه بنت اسد روایت شده که هنگامی که برای علی (علیه السلام) حامله بوده، نمی توانسته در برابر بت ها سجده کند، چون کودک پای خود را به شکم او فشار می داد و پشت خود را به پشت مادر می چسبانید در نتیجه به هیچ وجه نمی توانست خم شود و به همین
جهت است که هر وقت نامش برده می شود می گویند: (کرم الله وجهه) یعنی خدا او را بزرگ تر از آن کرد که روی خود در برابر بت ها به طرف خاک خم کند.2
قاضی اسماعیل و نسّائی و ابوعلی نیشابوری که هر سه از صاحبان کتب معتبر هستند می گویند:
این مقدار روایت با اسناد صحیح در فضیلت هیچ یک از اصحاب ، نیامده است بجز آنچه در حق علی آمده است.3 یکی از همین روایات ، روایتی است که خطیب بغدادی از انس بن مالک روایت کرده که گفت: رسول خدا فرمود: وقتی مرا به معراج بردند دیدم که بر دیوار عرش نوشته بود، لا اله الا الله محمد رسول الله ایدته بعلی – معبودی جز خدا نیست و محمد فرستاده او است و من او را به وسیله علی تأیید کردم.4

1) بغدادی ، حافظ ابی بکر، احمد بن علی ، تاریخ بغداد، ج 3 ص192.
2) شبلنجی، نورالابصار، چاپ خانه میمنیه مصر، سال 1322، ص69.
3) ابن حجر، صواعق المحرقه – ص 118 و ص 72.
4) تاریخ بغداد، ج11، ص173.

7-3-اعتراف به دیانت
حاکم نیشابوری در مستدرک الصحیحین از ابن عباس روایت می کند که گفت: علی (علیه السلام) در زمان حیات رسول خدا (صَلَّی الله عَلَیه وَ آلِهِ وَ سَلَّم) می فرمود: خدای عزوجل می فرماید: (أفاِن مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم- آیا اگر او بمیرد، و یا کشته شود به عقب برمی گردید)؟ به خدا سوگند ما به عقب خود برنمی گردیم، با این که خدا ما را هدایت کرده، به خدا سوگند اگر آن جناب از دنیا برود و یا کشته شود، در همان راهی که او قتال می کرد قتال می کنم، تا کشته شوم، به خدا سوگند من برادر او و ولی او و پسرعم او و وارث علم اویم؛ کیست که سزاوارتر از من باشد.1
ثعلبی می گوید از رسول خدا روایت شده که فرمود: سه نفرند که حتی یک چشم بر هم زدن به خدا کفر نورزیدند؛ اول حزقیل مؤمن آل فرعون، دوم حبیب نجار صاحب یاسین (در دوره عیسی)، سوم علی بن ابیطالب (علیه السلام) و علی از آن دو افضل است.2
این روایت را ابن حجر عسقلانی نیز در تهذیب التهذیب3 آورده است .
صحیح بخاری در کتاب الصلاه باب اتمام تکبیر در رکوع از مطرف ابن عبدالله روایت کرده که گفت: پشت سر علی بن ابیطالب (علیه السلام) نماز خواندم، عمران بن حصین، هم با من بود، هرگاه سجده می کرد تکبیر می گفت: و چون سر بر می داشت تکبیر می گفت، و چون از دو رکعت برخاست تکبیر گفت، بعد از نماز عمران دست مرا گرفت و گفت: این نماز مرا به یاد نماز رسول خدا (ص) انداخت .
و مطلب به این معنی است

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره فرمانبرداری، حاکمیت سیاسی، امر به معروف، اندیشه شیعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره پیامبر (ص)، امام علی (ع)، رسول خدا (ص)