منبع پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، نقطه مرکز، زبان فرانسه

دانلود پایان نامه ارشد

د براي به دست آوردن اثرات اوليه مواد را دارد و اين روند دائماً ادامه خواهد داشت در صورتي که اين چنين تمايل با مصرف مواد عادت آور به وجود نمي آيد. چه در مورد مواد اعتيادآور و چه در مورد مواد عادت دهنده وابستگي رواني وجود دارد ولي وابستگي جسماني عموماً با مواد اعتيادآور به وجود مي آيد و مواد عادت دهنده معمولاً عاري از اين اثر هستند مواد اعتيادآور اثرات مهم و زيان بخشي براي فرد، خانواده و اجتماعش به وجود مي آورند حال آن که مواد عادت آور اين اثرات سوء را اساساً متوجه خود فرد مي کند.

مبحث سوم: تحليل مفهوم محيط اجتماعي و اقسام آن
يکي ديگر از مبحث هاي تحقيق، مبحث تحليل مفهوم محيط اجتماعي و اقسام آن؛ بوده و بررسي و شناخت اين مبحث را از طريق گفتار تحت عناوين: گفتار نخست: مفهوم محيط و محيط اجتماعي و گفتار دوم: اقسام محيط اجتماعي؛ انجام مي دهيم
گفتار نخست: مفهوم محيط و محيط اجتماعي
الف) مفهوم محيط: کلمه محيط که در جامعه شناسي جنايي به کار مي برند معادل واژه فرانسوي “مي ليو” است اين واژه در زبان فرانسه از تغيير و ترکيب دو کلمه “يوس” و “لوکوس” به معني “نقطه مرکزي” که حاصل جمع “مي” به مفهوم وسط، ميانه يا مرکز و “ليو” يعني “مکان” در مفهوم لغوي “نقطه مرکزي” مي باشد و عامه فرانسوي اين کلمه را به معناي دنيايي که ما را احاطه نموده است يا “محيط” به کار مي برند. مطالعه جهان هستي روشنگر اين قضيه است که حيوانات کاملاً تابع و محکوم محيط زيست خود هستند و به ندرت مي توانند در آن دخل و تصرفي ناچيز براي بقاي خود يا نوع خود بنمايند ولي انسان اين موجود ناشناخته در محيط تأثير متقابل دارد و گروه هاي ممتاز انساني محيط را براي بهتر زيستن خود آماده و مهيا مي کنند، بر آن تفوق مي يابند و دگرگوني هاي مناسب در آن ايجاد مي کنند. کوتاه سخن آن که “محيط حيوان را و انسان محيط را تغيير مي دهد”. در کشورهاي انگليسي زبان بين کلمات “ان ويرونمان” و “مي ليو” فرق مي نهند. کلمه اخير براي آنان يک وضع ثابت و دائمي در بردارد و حال آن که کلمه نخست را براي يک محيط متغير و ناپايدار موقتي به کار مي برند.32 در معني متداول اصطلاح محيط در مفهوم “دنياي اطراف” است که فرد در آن قرار داراد. همان طور که بيان شد محيط يک عنصر ايستايي نيست بلکه پديده پوياست که با فرد تعامل ثابت دارد و بر اثر کنش خود به همان اندازه که بر او تأثير مي نهد تغيير مي يابد؛ محيط در عين حال که امري عيني است هميشه مرکز محيط زيست انسان است به طوري که همواره به آن معني ذهني مي بخشد.33 به فراخور دانش و معرفت بشري درباره انسان و محيط او تقسيم بندي هاي مختلفي درباره جهان هستي خصوصاً محيط انساني صورت پذيرفته است عده اي به تفکر و آزمايش درباره خود انسان، مستقل از جهاني که او را در برگرفته است پرداخته اند در اين راه به انسان شناسي و علوم زيستي انساني پرداخته اند، گروهي ديگر (روانشناسان) به خلق و خو و عاطفه و قواي ذهني و رفتاري انساني پرداخته اند و گروهي نيز به جنبه اجتماعي انسان پرداخته اند. لکن در جرم شناسي نيز چندين محيط تشخيص مي دهند: يکي محيط طبيعي و جغرافيايي” که انسان ها در آن به سر مي برند و ديگري “محيط اجتماعي ” که اولي در جرم شناسي کلان مورد مطالعه است.34 مطالعه محيط انساني و کيفيت جرم زايي آن موضوع اختصاصي “جامعه شناسي جنايي” است اين علم به مطالعه “عوامل يا سازه هاي جرم زا” مي پردازد و بزه را يک پديده انسان اجتماعي مي داند به عبارتي سازه ي بزه را در محيط اجتماعي و وجود خود انسان که خارج از محيط زيست جست و جو مي کند. تفکيک انسان از محيط يک عمل ذهني و انتزاعي است فقط براي تسهيل مطالعات علمي موقتاً دست به اين عمل تصنعي مي زنند و محيط انساني را قبل از خود انسان مطمح نظر قرار مي دهند.
1 ـ محيط طبيعي يا فيزيک يا جغرافيايي:
محيط خارجي است که مردم در آن زندگي مي کنند و به اين اعتبار است که آن را محيط زيست نيز مي نامند. بقراط حکيم پزشک عصر باستان نخستين کسي است که درباره تأثير محيط اجتماعي اظهار نظر کرده است و به پزشکان توصيه مي نمود که در اقليم، فصول، بادها، هوا و … تعمق بيش تري بنمايند و از تأثير اين عوامل غافل نمانند. ارسطو از جمله فيلسوفاني است که از مفهوم محيط بيولوژيک سخن گفته است و درباره تأثير اقليم، درجه گرما و اوضاع امکنه در رشد حيوانات بررسي نموده است و معتقد بود که عظمت يونانيان بيش تر به محيط طبيعي مساعدي که در آن به سر مي برند بستگي داشت. ابن خلدون زندگي اجتماعي را چيزي جز يک پديده طبيعي محسوب نمي داند و به استدلال او شرايط و احوال و دگرگوني هاي اجتماعات متفاوت بيش از محيط جغرافيايي و آب و هوا سرچشمه مي گيرد و هر نوع محيط جغرافيايي در آداب و رسوم و اخلاق اجتماعات مختلف تأثيرات متنوع خواهد داشت. از سخنان اوست: “اقليم چهارم براي آباداني و عمران سازگارتر است و اقليم سوم و پنجم به اعتدال نزديک تر … به همين سبب دانش ها و هنرها در اقليم هاي سه گانه مرکزي پديد آمده اند… حتي نبوت ها و پيامبران بيش تر در اين اقليم بوده اند … اما ساکنان اقاليم دور از اعتدال دورند … اخلاق آنان نزديک به خوي جانوران بي زبان است … دانش در ميان آنان نيست و از همه خوبي ها و انسانيت دورند…” منتسکيو مؤلف کتاب بزرگ “روح القوانين” نخستين کسي است که در تحقيقات اجتماعي روش مشاهده و تجربه و استقراء به کار برد وي تشکيلات حقوقي ملل مختلف را همچون ثمرات تاريخي مطالعه کرده و متوجه يک سري تحليل در خصوص قوانين و عرف و عادات مي شود به اين منظور که دلايلي را که موجب آن ها بوده اند نشان مي دهد به اين جهت ملل مختلف از جمله ملت شرقي و چينيان و محيط هاي مختلف تقنيني را مورد بررسي قرار داده و با ملاحظات دقيق در پيدايش حقوق اهميت زيادي براي عوامل طبيعي به خصوص آب و هوا قائل شده است. سعي وي بر اين است که تشريح نمايد چگونه حقوق در زندگي اجتماعي به وجود مي آيد و چه طور با شرايط محيط تطبيق مي نمايد. النهايه به اين نتيجه مي رسد که قوانين هر کشور با طبيعت، آب و هوا، سبک زندگي مردم، ثروت و تجارت و … متناسب است. منتسکيو تأکيد کرد محيط بر صفات اثرگذار است؛ اهالي سردسير بلغمي مزاج و بي حالند، شهوت جنسي کمي دارند ولي نيرومندتر و دلير و بي باکترند. به عکس مردم نواحي گرمسير حساس و شهوت رانند ولي زياد جاه طلب و حريص نبوده و از لحاظ جسماني ضعيف تر مي باشند. ساکنان کشورهاي معتدل در اطوار و رفتار ناپايدارترند زيرا آب و هواي نواحي معتدل ناپايدار و به طبع آن خصلت هاي ناپايدار به وجود مي آورد. در اين قبيل دولت ها قانونگزاران خوب کمتر مي کوشند جرايم را کيفر بدهند بلکه بيش تر سعي مي کنند از وقوع جرايم جلوگيري کنند و به مردم اخلاق خوب تعليم نمايند نه اين که آن ها را شکنجه دهند و بر سختي و شدت مجازات بيفزايند. ژان ژاک روسو از نويسندگان و فلاسفه ديگر عقيده دارد: “محيط، فصول مختلف، آهنگ ها، صدا، سکوت، حرکت، آرامش، تاريکي و روشنايي و همه اين ها بر روي ماشين ما مؤثرند و روحمان را تحت تأثير قرار مي دهند.” از جمله دانشمندان لامارک فرانسوي، با بنا نهادن يک سيستم بيولوژيک تأثير محيط را نشان داده است: در اثر کوشش هاي داروين طبيعي دان انگليسي مفهوم محيط در علوم زيست شناسي رايج گرديد35 در بررسي مکتب محيط اجتماعي اين مکتب بر تأثير عوامل اجتماعي در ارتکاب جرم اهميت زيادي قائل است. در اين مکتب از بزهکار با عنوان ميکروب تعبير مي کنند و مي گويند همان طور که هر انساني با خود ميکروب هايي دارد و هر جا که بستر و زمينه مساعدي براي باروري آن ميکروب موجود باشد، آن ميکروب زنده شده و شخص را بيمار مي کند، در جرم شناسي نيز همين گونه است، يعني وقتي اجتماع وسوسه هاي ارتکاب جرم را در شخص به وجود آورد و اگر مکانيزم هاي دفاعي او در مقابل اين وسوسه ها از بين برود، فرد مرتکب جرم مي شود، پيشگامان اين مکتب کتله و گري و سپس تارد مي باشند. نخستين دانشمندي که به کمک اعداد همبستگي محيط جغرافيايي و جرم را نشان داده است فيزيک دان و منجم بلژيکي کتله بوده است او “قانون حرارتي بزهکاري” يا “دماي بزهکاري” را مطرح کرد. پس از او دانشمند فرانسوي به نام گري تحت تأثير تحقيقات آماري کتله در فرانسه به بررسي رابطه گرما و سرما و محيط جغرافيايي پرداخت و گفت جنايات عليه اشخاص در نواحي جنوب و به هنگام فصول گرما بيش تر اتفاق مي افتد و جرايم عليه اموال در نواحي شمال و به هنگام سرما زيادتر اتفاق مي افتد. کتله و گري از پايه گذاران مکتب جغرافيايي شناخته مي شوند.36
2 ـ بوم شناسي يا کدشناسي
بررسي محيط جغرافيايي، دانش نوخاسته اي به نام اکولوژي يا بوم شناسي را متبادر به ذهن مي سازد که موضوع اين در علم (جغرافيا و اکولوژي) کاملاً از يکديگر متمايز است: بوم شناسي انساني نفوذ و تأثير محيط طبيعي را در روابط انساني با همنوعان خود مورد مطالعه قرار مي دهد ولي جغرافياي انساني تأثير محيط طبيعي را بر روي انساني که در آن محيط زيست مي کند بررسي مي نمايد. تأثير آب و هوا، فصول، شب و روز، جلگه، کوهستان، شهر، روستا و ترکم جمعيت در بروز جرم از مسائل اساسي بوم شناسي جنايي است. واژه اکولوژي ار ابداعات زيست شناس معروف آلماني هاکل مي باشد. ساموئل کينگ برگس، پارک و شاگرد او مک کنزي را از پيشتازان مطالعه بوم شناسي انساني در امريکا مي شناسند. به غير از پيروان مکتب شيکاگو، جامعه شناسان نيز مانند زيست شناسان از اصول بوم شناسي استفاده مي کنند. تأثير محيط در جامعه پيوسته در حال تغيير است و اين تغييرات بيش تر ناشي از پيشرفت هاي فني و توسعه صنعتي است که امکانات نويني به وجود مي آورد و سطح زندگي را بالا مي برد و تغييرات عميقي در شرايط اقتصادي ايجاد مي کند. اگ برن و نيم کف بوم شناسي انساني را چنين تعريف مي کنند: “بوم شناسي شاخه اي است از زيست شناسي که زندگي گياهان و جانوران را در زمينه محيط نشو و نما يا “بوم” آن ها بررسي مي کند. موضوع بوم شناسي محيط هاي گوناگون انساني است و مقصود از محيط زندگي هم محيط طبيعي و هم محيط اجتماعي است. بوم شناسي انساني روابط گروه ها را با محيط طبيعي خود (خاک، آب و هوا، خوراک و …) و نيز روابط گروه ها را با محيط اجتماعي خود (فرهنگ) جست و جو مي کند با اين وصف، آن چه مورد تأکيد بوم شناسي انساني است، مختصات جغرافياي اجتماعي و از آن جمله نوع خاک، چگونگي اقليم و کميت و کيفيت مواد معدني و خوراکي است.
3 ـ نظر فري درباره محيط طبيعي
از نظر انريکو فري عوامل توليد کننده جرم به سه دسته تقسيم مي شوند: 1 ـ عوامل انساني يا فردي 2 ـ عوامل فيزيکي (محيط طبيعي) 3 ـ عوامل اجتماعي .
مراد فري از عوامل فيزيکي تمام عوامل مربوط به محيط طبيعي است که بنا بر آمار جنايي از عوامل بسيار مؤثر در بروز جرايم مختلف است که عبارتند از: آب و هوا، طبع خاک، شب و روز، فصول، حرارت ساليانه، شرايط جوي و محصول کشاورزي، طبقه بندي سه گانه فردي مورد انتقاد تارد قرار گرفت. او خاطر نشان کرد که عوامل فيزيک نبايد عوامل جداگانه محسوب شوند زيرا اين عوامل با عوامل انسان شناسي و عوامل اجتماعي يکي است پس بهتر که اين عوامل را در جاي تقسيمات صحيح خود قرار دهيم يعني عوامل بيولوژيک و اجتماعي را جداگانه به عنوان دسته جديدي محسوب ندانيم. فري در اهميت تشريح قانون اشباع جنايي درباره محيط طبيعي اضافه مي کند: “آمارهاي جنايي نشان مي دهد که تغييرات محيط هميشه متضمن تغييرات نسبي ارتکاب جرم بوده است. مثلاً در فرانسه ارقام جنايات عليه اشخاص در طي شصت دو سال خيلي کم تغيير کرد اين نظر درباره انگلستان و بلژيک نيز صادق است زيرا از يک طرف اوضاع محيط ثابت مانده و از سوي ديگر استعدادهاي افراد و شهوات انساني کمتر تغيير پذير است مگر اين که آثار جوي يا اجتماعي فوق العاده اي پيش آيد مانند: قحطي، سيل، طوفان، زمين لرزه يا انقلاب خونين.”
4 ـ نظر ساترلند درباره محيط طبيعي
ساترلند مانند ساير جرم شناسان امريکايي، قبل از هر چيز به شرايط اجتماعي بزهکاري

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مصرف مواد، مواد مخدر، سوء مصرف مواد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، اوقات فراغت، مواد مخدر