منبع پایان نامه ارشد درباره ارتکاب جرم، رفتار انسان، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

فنون ارتکاب جرم و جهت گيري ويژه انگيزه ها و سائقه ها مي باشد .
5- جهت گيري ويژه انگيزه هاو سائقه ها از تعاريف مربوط به قوانين به عنوان پديده هايي مطلوب با نامطلوب ياد گرفته مي شود .
6- فرد بدان خاطر خلافکار مي شود که ميزان تعاريف سازگار و مناسب براي نقض قانون بر تعاريف ناسازگار و نامناسب بر نقض قانون پيشي مي گيرد .
7- معاشرت هاي ترجيحي از نظر تکرار طول مدت توجيح و شدت متفاوت است .
8- فرايند ياد گيري رفتار مجرمانه از طريق همراهي با الگوهاي مجرم و ضد جرمي با تمام ساز و کارهايي که در هر نوع يادگيري ديگري وجود دارد همراه است .
9- از آنجايي که رفتار مجرمانه تعريفي از نياز ها و ارزش هاي عمومي است بايد توجه داشت که اين رفتار مجرمانه توسط آن نياز ها و ارزش ها تشريح نمي شود. زيرا رفتار غير مجرمانه نيز تعريفي از نياز ها وارزش هاي مشابه است.161 براساس اين نظريه رفتار مجرمانه بر شالوده همکنش هايي که با ديگران داريم وارزش هايي که در طي اين همکنش ها از ديگران دريافت مي کنيم بنا شده است. ما ارزش ها را از انسان هاي مهم ( والدين ، دوستان نزديک ، معاشران تجاري )اطراف خود مي آموزيم. اين ارزش ها حامي رفتار مجرمانه يا در نقطه مقابل آن هستند. تا آنجا که وزن ارزش ها در نقطه مقابل رفتار مجرمانه است. از ديدگاه اين نظريه هر فردي با هر دو دسته ( هنجار شکنان و افراد سازگار ) سر و کار دارد اما اين که کدام يک از آن دو گروه فرهنگ خود را القاء مي کند و تاثير گذار مي شود به عوامل ديگري نيز بستگي دارد که اين عوامل عبارتند از :
1- شدت تماس با ديگران : احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان يا اعضاي خانواده منحرف خود بيشتر است تا در اثر تماس با آشنايان يا همکاران منحرف.
2- سن زمان تماس : تاثير پذيري فرد از ذيگران در کوکي و جواني بيشتر از زمان هاي بعدي است .
3- نسبت تماس با منحرفان در مقايسه با همنوايان : هرچه ارتباط و معاشرت با کج رفتاران و همنوايان بيشتر باشد به همان ميزان احتمال انحراف رد بيشتر خواهد بود .
اولويت تماس با ديگران : از لحاظ تقدم و تاخر فرد در هر محيطي که زود تر حضور داشته باشد از آن بيشتر تاثير مي پذيرد. به عنوان مثال فردي که ابتدا دريک محله جرم زا زندگي کرده و بعد به محله سالم نقل مکان کرده بيشتر آمادگي ارتکاب جرم را دارد و بلعکس.162
قابل توجه آنکه در مورد پذيرش الگو هاي مجرمانه نه تنها نوع بزه بلکه لوازم آن نيز به فرد آموخته مي شود يعني توجيهات رايج بين مجرمين ، دليل ها و عذرها و بهانه هايي که براي ارتکاب جرم مي آورند. فنون و يا راه هاي فرار و جلوگيري از کشف جرم را به هم مي آموزند ، انگيزه ها و اهداف احتمالي از ارتکاب جرم همه و همه در جريان معاشرت و تماس آموخته مي شود .163 نکته آخر آن که پذيرش نقش هاي کجرو يا قانوني به ميزان تاثيرات کجروي و قانوني بر افراد بستگي دارد.
گروه هاي نخستين از قبيل خانواده و دوستان از اين حيث داراي اهميت ويژه يي هستند و ديدگاه انتقال فرهنگ کجروي تاکيد خاصي بر تاثير همسالان دارد.164

گفتار دوم : نظريه کنترل اجتماعي
شمار فراواني از نظريه هاي مربوط به رفتار مجرمانه عنوان مي کنند که مردم اگر به حال خود رها شوند به طور طبيعي از قانون پيروي مي کنند. نظريه هاي کنترل، رهيافتي مخالف با اين ديدگاه بر مي گزينند. آن ها معتقدند که اگر همه ي مردم به حال خود رها شوند به طور طبيعي مرتکب جرم مي شوند .در آن صورت پرسش مهم اين است که :
چرا بيش تر مردم مرتکب جرم نمي شوند ؟
نظريه هاي کنترل با تاکيد بر نيرو هاي کنترل کننده ي ويژه اي که شخص را از ارتکاب جرم باز مي دارند بدين پرسش پاسخ مي دهند. اين نيرو ها در وضعيت هاي معيني تجزيه شده و به جرم و ديگر رفتار هاي کنترل نشده منجر مي گردند از اين رو گفته مي شود افراد به خاطر ضعف نيرو هاي بازدارنده از ارتکاب جرم و نه بخاطر نيرومندي نيروهاي سوق دهنده به ارتکاب آن مرتکب جرم مي شوند.165 نظريه پردازي که با نظريه کنترل اجتماعي به شدت احساس نزديکي مي کند تراويس هيرسچي است. هيرسچي يک نظريه کنترل اجتماعي جامعي پيشنهاد نمود مبني بر اينکه افرادي که به گروه هاي اجتماعي همانند خانواده ، مدرسه و همسالان سخت وابسته اند احتمال کم تري هست که مرتکب اعمال بزهکارانه شوند. مهم ترين عنصر بستگي اجتماعي وابستگي است يعني داشتن محبت و حساسيت نسبت به ديگران است. وابستگي عنصر اصلي و ضروري براي درون برد ارزش ها و هنجارهاست. هيرسچي معتقد بود در حدي که مردم نسبت به آن ضرورت پيروي از قواعد جامعه را باورند دگرگوني وجود دارد و افزون بر آن هر چقدر شخص به ضرورت پيروي از قواعد جامعه باور دارند کم تري داشته باشد احتمال بيش تري هست که آنها را نقض کند. هيرسچي اثرات وابستگي به پدر يا مادر، مدارس و هم سالان را را بر اعمال بزهکارانه تحليل کرد. وي دريافت که صرف نظر از نژاد يا طبقه و صرف نظر از بزهکاري دوستان، پسراني که وابستگي نزديک تري به پدر – مادر خود دارند احتمال کم تري وجود دارد که اعمال بزهکارانه ارتکابي گزارش دهند تا آن هايي که وابستگي کم تري دارند. وي دريافت تنها وقتي که کنترل هاي اجتماعي ضعيف شده باشند حشر و نشر باياران بزهکار مي تواند رفتار بزهکارانه را افزايش دهد جوانان داراي مخاطرات در همنوايي فراوان بعيد داراي دوستان بزهکار باشند. و در صورت داشتن چنين دوستاني بعيد است که خودشان مرتکب اعمال بزهکارانه شوند. ولي براي جوانان داراي مخاطرات در همنوايي پايين هر چند عرضه رخنه گري هاي مجرمانه بيش تر باشد فعاليت هاي بزهکارانه اي که گزارش مي دهند نيز بيش تر است. 166 از ديگر نظريه پردازان کنترل اجتماعي ويليام دور کيم است. دور کيم استدلال کرد که رفتار به وسيله واکنش اجتماعي ( ناخشنودي ، مجازات ) کنترل مي شود. وي نابهنجاري را به وجود کنترل ها ربط مي دهد و معتقد است يک جامعه عادي ( بهنجار ) جامعه اي است که در آن روابط اجتماعي به خوبي کار مي کنند و هنجارهاي اجتماعي ( مقررات ) به خوبي مشخص و متمايز شده اند. زماني که روابط و هنجار ها شروع به شکسته شدن مي کند کنترل هايي که آن ها مي آفرينند شروع به از ميان رفتن و خراب شدن مي نمايند. دور کيم اشاره مي کند که شکست اين کنترل ها به جرم منتهي مي شود. هرگاه نابهنجاري در جامعه وجود داشته باشد کنترل ها شروع به ناپديد شدن مي کند .167 نظريه کنترل اجتماعي با ارائه يک نظم اخلاقي يا يک چارچوب متعارف از جامعه نهادهاي اجتماعي مشترک را که به تقويت قيود مي پردازند مورد توجه قرار مي دهند. زماني که اين نهادها به هر دليلي تضعيف شوند قيوده که فرد را به نظم اجتماعي گره مي زنند نيز تضعيف مي شوند اين قيودي تضعيف شده به طور خودکار درجه اي بالاتر از انحراف را موجب مي شوند. نظريه کنترل اجتماعي ادعا نمي کند که شخص داراي روابط اجتماعي ضعيف درگير مصرف مواد مخدر مي شود در مقابل استمرار مواد ، فقدان تعهد اجتماعي سبب اعتياد مي شود. برخي افراد به جاي همنوا شدن با هنجار ها معمولي از طريق تداعي افتراقي رفتار خود را براساس هنجار هاي گروه مجرمان و بزهکاران سازمان مي دهند که به آن تعلق پيدا مي کنند اين امر به احتمال قوي در محيط هايي رخ مي دهد که سازماندهي اجتماعي نسبي وجود دارد يعني جايي که کنترل هاي خانوادگي و جمعي در اعمال همنوايي موثر نيستند.168 نقاط عمده نظريه کنترل اجتماعي به شرح زير است :
1- حفظ خود و رسيدن به خشنودي ويژگيهاي سرشت انسان است. از اين رو رفتار انسان رفتاري به سوي منفعت شخصي است .
2- رفتار انسان بايد در راستاي منافع همگان محدود و تنظيم شود.
3- قواعد و مقررات براي زندگي در يک جامعه شامل نظم اخلاقي مي باشد .
4- انسان ها مقيد به نظمي اخلاقي هستند که با جامعه پذيري دوران کودکي آغاز مي شود و بعد ها از خلال نهادهاي جامعه ادامه مي يابد.
5- قيود مربوط به نظم اجتماعي شامل عواملي است که انطباق را حفظ و تقويت مي کند .
6- عوامل مربوط به قيود شامل پيوستگي به افراد و نهاد هاي مهم ، تعهد نسبت به سرمايه گذاري در جامعه عادي موجب دخالت در فعاليت هاي عادي و اعتقاد به ارزش هاي اجتماعي مي شود.
7- اين عوامل در درجات مختلفي ظاهر مي شوند. افراد براساس ضعيف شدن يا نبود اين عوامل داراي آزادي بيشتري براي دنبال کردن منافع شخصي و رفتار انحرافي هستند.169
گفتار سوم : نظريه خرده فرهنگ کجروي از نظر برخي جامعه شناسان اصطلاح انحراف به الگو هاي رفتاري غير قابل قبول الگويي که بر خلاف هنجار هاي جامعه است يا به عمل يا الگوي رفتاريکه قوانين و مقررات اجتماعي را نقض مي کند اطلاق مي شود.خرده فرهنگ منحرف عبارت است از انحراف گروهي از افراد که داراي شيوه وسبک زندگي مشابهي هستند، هميشه با همديگر معاشرت وتماس دارند،به همديگر ياري و مدد مي رسانند و نسبت به خرده فرهنگي که جزو آنند ضمن شرکت در فعاليت هايي که از سوي جامعه بزرگتر به عنوان انحراف شناخته شده است وفادار مي مانند: مثال هايي از خرده فرهنگ کجروي را مي توان خرده فرهنگ معتادان، گروه هاي مجرم، زندانيان، جيب بر ها و قمار بازان ذکر کرد. خرده فرهنگ هاي منحرف با نگه داري اعضا خود از تاثير جامعه بزرگتر به آنها کمک مي کنند. بدين معني که آن ها بر خلاف نظر جامعه در اين خرده فرهنگ ها از احترام و تاييد گروهي خوددارند و در آن جا مي آموزند که به چه شيوه هايي به اعمال انحرافي دست بزنند که گرفتار نشوند و هرگاه با مشکل يا مساله اي برخورد کنند به آن ها کمک مي رسانند تا طبق الگوي خرده فرهنگ خود و بر خلاف شيوه رايج در جامعه بزرگتر و رسمي عمل کنند .170 “ساترلند” از نظريه پردازان نظريه هاي فرهنگي معتقد است : ( تعريف هاي موافق نقض قانون ) علل واقعي مجرمانه اند. نظريه هاي فرهنگي و خرده فرهنگي نيز به نقش ايده ها در بروز رفتار هاي مجرمانه توجه مي کنند. اين نظريه ها همانند نظريه ساترلند ، خاستگاه آن ايده ها را در شرايط اجتماعي کلي در مي يابند. اما ويژه گي اين نظريه ها آن است که معتقدند خود ايده ها و نه شرايط اجتماعي به طور مستقيم علت رفتار مجرمانه اند.171 آلبرت کوهن از ديگر نظريه پردازان جامعه شناسي جنايي است که در کتاب معروف خود با نام پسران بزهکار (1995) به بررسي مجدد نظريه خرده فرهنگ کجروي مي پردازند. کوهن معتقد است طبقات پايين در جامعه از نظر دست يابي به جايگاه اجتماعي دچار ناکامي هستند جامعه در عين حال آن ها را به کسب منزلت تشويق مي کند امکان دست يابي را در اختيار آنها قرار نمي دهد. بر مبناي نظر وي نوجوانان و جوانان طبقه پايين همانند همتايان خود در طبقه متوسط علاقه مند به دست يابي به منزلت بالا هستند يکي از مکان هاي مهم براي کسب منزلت در زندگي مدرسه است. کوهن معتقد است شکل گيري خرده فرهنگ مجرمانه در محيط مدرسه به اين جهت است که اين محيط از اطفال اقشار مختلف جامعه تشکيل شده. با توجه به اين که اطفال متعلق به قشر پايين و متوسط جامعه تحت تاثير ارزش ها و فرهنگ هاي دانش آموزان متعلق به طبقه متوسط به بالا قرار دارند زيرا در مدرسه ارزش هاي مطلوب اين طبقه القا و ترويج و تدريس مي شود حال با توجه به اين که اطفال متعلق به طبقه پايين ارزش ها و بايد ها و نبايد هاي معمول درگروه خود را در مدرسه نمي بينند و گاه عکس آن ارزش ها به آن ها القا مي شود لذا خود را در حالت تنش و کنش بين ارزش هاي غالب تدريس شده و ارزشهاي خاستگاهي وخانوادگي خود مي بينندکه بعضا متعارض هستند اين حالت سبب مي شود اطفال دچار تنش شده و دنبال راه حل بگردند يک پاسخ به اين وضعيت ان است که به فرهنگ غالب وترويج شده درمدرسه پشت کرده وبه فرهنگ گروه خود پناه ببرند واين خرده فرهنگ ممکن است خلاصه شود و درخرده فرهنگ بزهکاري.172
” نجفي

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مواد مخدر، مصرف مواد، مبارزه با مواد مخدر Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره مصرف مواد، مواد مخدر، ابزار پژوهش