منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، پارسیان هند، معماری ایران، عقب ماندگی

دانلود پایان نامه ارشد

برای توسعه و تجددگرایی نبود. این نهضت باستانگرایی در شکل ظاهری مصداق پیدا کرد و در باطن راه متجددانه غربگرایی را در پیش گرفت. همین اتفاق در معماری این دوره با گرایش باستانگرایانه در ظاهر بناها، ستونها، پایه ستونها، نقوش حجاری و… به کار رفت ولی در پشت این پوسته تاریخی، نقشه و فضای معمارانه نوین غربی نهفته بود. کاتوزیان دربارۀ این نگرش ترکیبی – جعلی چنین نوشته است:
«برآمدن و چیرگی شبه مدرنیسم دولتی و نیز غیر دولتی در ایران بر دو پایه استوار بود: نخست نفی همه سنتها، نهادها و ارزشهای ایرانی که عقب مانده و سرچشمه حقارتهای ملی محسوب میشدند و دوم اشتیاق سطحی و هیجان روحی گروهی کوچک اما رو به گسترش از جامعه شهری… این نگرش غیر منطقی، یعنی تسلیم پذیری و حقارت فرهنگی، با شوونیسم ایرانی ترکیب شد. انتقال ناسیونالیسم احیاگرای اروپایی به ایران در کشف رومانتیک تمدن ایران باستان سهم بسزایی داشت و در مورد دستاوردهای این تمدن راه مبالغه با چنان شتابی پیموده شد که تمیز واقعیت از افسانه نا ممکن مینمود… دستاوردهای با ارزش و بزرگ اجتماعی و فرهنگی ایران بعد از اسلام به کندی ولی قاطعانه کم رنگ گشتند و یا انکار شدند در حالی که استبداد و امپریالیسم ساسانیان همچون الگوی فضیلت مرتبه ای رفیع یافت. در کشوری که «ناسیون» و مفهوم اروپایی ملیت هرگز وجود نداشت مفهوم تنگ نظرانه از ملت ایران جعل شد197.»
حال این پرسش به میان میآید که این نگرش غیر منطقی بر چه پایه منطقی در آفرینش سبک معماری استوار بود؟ رجبی در این باره با لحنی جانبدارانه نوشته است:
«بدون تردید در هیچ دوره ای از تاریخ معماری ایران سبکی (سبک معماری رضا شاهی) با این سرعت آفریده نشده است و در هیچ دوره ای از تاریخ ایران، معماری ایران پلی به این عظمت نزده است. پل عظیمی که با دوقوس بزرگ ، ایان باستان را به زمان خود و غرب زمان خود میپیوندد و پلی که هر سه ستونش بر پایههای منطقی استوارند. دوستون پایه منطقی در ایران باستان و در ایران معاصر و یک ستون پایه منطقی دیگر در غرب198.»
در اینجا مشخص نمیشود که این «پل عظیم زمانی» به چه منظور و برای پوشاندن کدام دهانه عظیم زده شده است. جلال آل احمد هدف این پل زدن تاریخی را در قالب نهضت نمایی یا شبه مدرنیسم دولتی چنین بیان میکند:
«این نهضت نمایی(ها) اصلیشان همگی این بود که بگویند حمله اعراب (یعنی همان ظهوراسلام در ایران) نکبت بار بود و ما هر چه داریم از پیش از اسلام داریم… میخواستند برای ایجاد اختلال در شعور تاریخی یک ملت، تاریخ بلافصل آن دوره را ندیده بگیرند و شب کودتا را یکسره به دمب کورش و اردشیر بچسبانند. انگار نه انگار که این میانه هزار و سیصد سال فاصله است توجه کنید به این اساس که فقط از این راه و با لق کردن زمینه فرهنگی و مذهبی معاصر میشد زمینه را برای هجوم غربزدگی آماده ساخت، که اکنون تازه از سرخشتش برخاستهایم، کشف حجاب، کلاه فرنگی، منع تظاهرات مذهبی، خراب کردن تکیه دولت، کشتن تعزیه، سختگیری به روحانیت… همۀ اینها وسایل اعمال چنان سیاستی بودند199.»
بنابراین، در این دوران شانزده ساله پادشاهی پهلوی اول، این دهانه 1300ه.ش ساله به یکباره نادیده گرفته شد که باید دوره خصومت علیه فرهنگ و نهادهای اسلامی دانست و آنچه را صاحبنظران غربی با نظر موافق اصلاح نوسازی نامیده اند، بسیاری از ایزانیان اگر نه اغلب آنها، به مثابه هجومی به فرهنگ، سنتها و هویتشان تلقی میکرده اند200 اما در این راستا، حکومت بیست ساله روی آن نابسامانیهای فرهنگی انگشت گذاشت که یا وجود داشت یا معتقد بود که از دین برخاسته است. خرافات، عدم توجه به حقوق زنان، سوء استفاده از قوانین اسلامی نظیر زوجات، ازدواج و طلاق، برداشتهای غلط یا سخت گیریهای مذهبی نسبت به شیوهها و نیازهای جدید زندگی، سوء استفاده حکام قبلی از دین در قبال مردم، و … باعث گردید که هر گونه درماندگی پیشرفت متوجه وجود دین گردد و بدین گونه اصلاحات حقوقی و اجتماعی، دیدگاه تجددگرایانه را همراه داشته باشد.
4-5-2-آیین زرتشت
ظهور مجدد زرتشتیان، بعد از سیزده قرن، در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران رونق بخشیدن به آیین زرتشتی در دورۀ پهلوی اول بخشی از تحولات و دگرگونیهای متعدد این دوره است، حضور فعالانهای که به سرعت خود را نمایان ساخت و بعد از دو دهه، یعنی به در ازای حکومت رضا شاه، روبه خاموشی رفت. پیش از آن، از نهضت مشروطیت تا روی کار آمدن سردار سپه با اوضاع جدیدی که ایجاد شد حضور چشمگیری از طرف زرتشتیان در فعالیتهای مختلف اجتماعی و سیاسی محسوس نبود اما در طی بیست سال بعد دورهای پیش آمد که «آنان میتوانستند گمشدگان خرابههای مداین را در خانه پهلوی پیدا کنند»201. با فعالیت آنان در ایران، بین تهران و بمبئی (کانون پارسیان هند)، ارتباطی سیاسی وفرهنگی برقرار گشت. ارباب کیخسرو شاهرخ از فعالان این ارتباط، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی، عضو انجمن آثار ملی و کارپرداز مجلس شورا، مأمور جست و جو و کشف مقبره حکیم فردوسی و ایجاد آرامگاه وی و بسیاری از کارهای دیگر شد که به نوعی به زرتشتیان مربوط میگردید. در این میان نقش اصلی شخصیت انگلیس (مستعمره انگلستان) به سفارت انگلیس در تهران مأموریت یافت، قابل توجه بود. از جمله مأموریتهای دیگر او نمایندگی پارسیان هندوستان در رسیدگی به امور همکیشان زرتشتی در ایران بود202. راستای ناسیونالیزه کردن کشور، پارسیان هند (ایرانیان زرتشی ای که سالها قبل از ایران به هندوستان مهاجرت کرده بودند) به جهات مختلف محور اصلی این ناسیونالیسم تازه قرار گرفتند. اشیدری نویسنده کتاب تاریخ پهلوی و زرتشتیان نوشته است:
«مصادف با همان اوقاتی که آوازه عظمت و اقتدار ایران در اطراف و اکناف عالم شهرت یافته بود عده زیادی از زرتشتیهای هندوستان که به واسطه حوادث روزگار وطن خود را در دوره های سابق بدرود گفته و به هند رفته بودند، برای نجات و آوردن سرمایههای خود به ایران وارد گردیدند203.»
وی همچنین به سیاست جذب سرمایهگذاری پارسیان در راه آهن ایران اشاره میکند:
«در بدو امر نظر براین بود که از پارسیان کمک گرفته شود. چون عده ای از سرمایه داران پارسی هندی در راه آهن هند و کارخانه های صنعتی آن کشور سرمایه گذاری کرده بودند… به همین منظور ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده مجلس و کاپرداز آن به کمک طلبیده شد و اعلیحضرت همایونی قسمتی از امور راه آهن را به طور موقت به او سپردند تا پارسیان هندی تشویق شوند و دست همکاری به دولت ایران بدهند.»204
زرتشیان ایران، که در تشکلهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و عمرانی نقش ویژهای به دست آورده بودند. رضا شاه را سوشیانس (منجی) خود دانستند و حمایت او را چنان محکم و موقعیت را چنان مناسب دیدند که حتی پیشنهاد سال پهلوی را به جای هجری شمسی (که تازه به جای هجری قمری اتخاب شده بود) دادند، و از آن پس بود که نام خاندان اشکانی مجدداً زنده شد و بر روی سرسلسله جدید گذارده شد و اختیار نام های ایرانی قدیم به ویژه پادشاهان در بین مردم متداول گشت.205 در این دوره زرتشت به عنوان مظهر ملی، اوستا به نشانه یادگار مهم باستانی و اهورا مزدا به عنوان نشانه ایرانیگری با تبلیغات فراوان به میدان آمدند.»206 حضور شخصیتهای معروف روند این باستانگرایی را تقویت میکرد. «در سنگ بنای دبیرستان فیروز بهرام (1311ه .ش) علاوه بر رابیندرانات تاگور شاعر مشهور هندی و شخصیتهای علمی و سیاسی معاصر، دین شاه سلیستر رئیس انجمن زرتشتیان بمبئی حضور داشت207. اما این پرسش برجا می ماند که چگونه بعد از دو دهه، حضور زرتشتیان دچار تحول شد و رو به خاموشی رفت و چطور در این بیست سال که سیاست ناسیونالیستی رضا خان صحنه معماری ایران به ویژه در پایتخت را پر از عناصر و نشانههای باستانی و زرتشتی کرده بود، در زمان جانشینی پسرش ادامه نیافت. چون ارتباطی منطقی بین این دو موضوع وجود داشت اشیدری خود در مورد سرمایه گذاری پارسیان چنین اضافه میکند:
«…اعلیحضرت همایونی قسمتی از امور راه آهن را به طور موقت به او (ارباب کیخسروشاهرخ) سپردند تا پارسیان هندی تشویق شوند و دست همکاری به دولت ایران بدهند؛ اما این منظور حاصل نشد برای اینکه هند تحت سلطه استعمار قرار داشت و ممکن نبود سرمایههای هندی به خارج از هند منتقل شود.»208
و نیز در مورد زرتشتیان هندوستان که به ایران آمده بودند اضافه میکند:
«…اما موجبات ملال و تأسف آنها فراهم گردید و مراجعت کردند، زیرا اختلاف طولانی و ممتدی که از دیر زمان میان مسلمانان و زرتشیان یزد برقرار بود موقتاً به تهران، پایتخت ایران انتقال یافت.»209
به نظر میرسد توفیق نیافتن زرتشتیان نتیجه دو علت فوق (و البته متناقض) نبوده، چرا که اولاً حضور سیاستمدار انگلیسی- زرتشتی یعنی اردشیر جی ریپورتر هندی میتوانسته است ایران رضاشاهی را، که تحت نفوذ انگلیس هم بوده، مکانی مناسب برای سرمایهگذاری بسازد تا انتقال سرمایه هیچ گونه ممانعتی نداشته باشد، دوم اینکه اصولاً اختلافی بین مسلمانان و زرتشتیان نبوده و اصولاً اقلیتهای ایرانی هیچ گاه مورد تعرض قرار نگرفته بودند که به این علت مهاجرت و یا مراجعت کنند، بلکه اقلیتهای مذهبی از اهمیت بیشتر و فرصتهای بهتر برای پیشرفت اقتصادی برخوردار شده بودند که این نتیجه حرکتهای دولت رضا شاه در جهت برخورد برابر با کلیه شهروندان بود. این وضعیت ناشی از احساسات آزادیخواهانه یا مساوات طلبانه رضاشاه نبود، بلکه بیشتر از تمایل او به قرار دادن کلیه ایرانیان در یک سطح در مقابل دولتی نیرومند سرچشمه میگرفت. به هر حال، نتیجه این سیاست بهبود وضع اکثر مسیحیان ارمنی، یهودیان و زرتشتیان بود که باب تعداد زیادی از مشاغل و حرفههای جدید به روی آنها گشوده شد.210 بنابراین، رضا شاه به همان اندازه که در جهت تقویت حس باستانگرایانه از اسلام زدایی استفاده کرد، به همان میزان از ترویج آیین زرتشتی سود جست. در حقیقت، تقویت اقلیتهای دیگر به ویژه زرتشتیان در راستای منافع سیاست ناسیونالیستی او بود و نه رونق آیین باستانی و نه برابری و برادری، اما در مسیر اجرای سیاستهای ملی گرایانه، نشانههای باستانی و آیین زرتشتی ظهور رسمی و علنی پیدا کردند و پیدایش دوباره آنها تداعی عظمت از دست رفته باستان و تقابل با عقب ماندگی ایران معنی پیدا کرد. جلال آل احمد در مورد این بازنده سازی نشانه های تاریخی مینویسد:
«در سیاست ضد مذهبی حکومت وقت و به دنبال بدآموزیهای تاریخ نویسان دوره ناصری و نیز در مقابل پیشرفت فرهنگ و عقب ماندگی ایران، در دورۀ بیست ساله از نو سرکلۀ فروهر بر در و دیوارها پیدا میشود که یعنی خدای زرتشت را از گور در آوردهایم… آخر اسلام را باید کوبید و چه جور… کورش و داریوش را از نو زنده کنیم و شمایل او رمزد را بر طاق ایوانها بکوبیم و سرستونهای تخت جمشید را هرجا که شد احمقانه تقلید کنیم.»211
اما گویاترین سندی که بیان کنندۀ واقعیات پنهان در سیاست ناسیونالیستی رضا شاه و استفاده ابزاری از آیین زرتشتی است نامۀ روزنامه نگاری به نام ج.ک. نریمان است که در سال 1932 (1311 شمسی) در جواب علامه محمد اقبال لاهوری ارسال کرده است. فرازهای مهم این نامه212 را، که در واقع مرتبط با موضوع است اشاره میگردد.
11 جولای 1932
سر، محمد اقبال عزیزم
در خصوص تبلیغات در جهت اشاعه مجدد آیین زرتشتی در ایران، کاش دوستان مسلمانی که به آنها متوسل شده بودم گامهای مناسبی برمیداشتند. البته هنوز هم چندان دیر نشده است؛ ولی هر چقدر بیشتر درنگ بورزیم طبعاً موفقیت در جلوگیری از موج خیزش، نه آیین زرتشتی، بلکه ریاکاری تزویر تهوع آور نیز کندتر خواهد بود. مقامات ایرانی به ثروت پارسیان (زرتشتیان) چشم دوخته اند؛ خوشبختانه یا متأسفانه، آنان بیش از اندازه راجع به میزان این ثروت اغراق کردهاند. به منظور ترغیب پارسیان برای مهاجرت به ایران- البته همراه با سرمایههایشان- به آنان گفته شد که ایران آماده قبول مجدد آیین زرتشتی بوده و بازگشت پارسیان مصادف با تبدیل مساجد به آتشکدهها خواهد بود. در میان پارسیان شایعاتی وجود دارد که رضا شاه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره گروههای اجتماعی، نظام سیاسی، نیروهای مسلح، مدرنیزاسیون Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره ناسیونالیسم، روشنفکران، روزنامه نگاران، ایدئولوژی