منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، جنگ جهانی اول، بهره بردار، انقلاب مشروطیت

دانلود پایان نامه ارشد

تصمیم به پوشیدن سُدره و کستی، سمبلهای ظاهر آیین زرتشتی گرفته است. مأموران معینی از ایران نزد پارسیان آمدند تا همین داستان را بگویند که شناخته شده ترینشان سیف آزاد (عبدالرحمن) بود. خوشبختانه مدارک کافی در رزونامه های پارسی (ایران) دالّ بر وجود برنامهای برای تغییر کیش مجدد ایرانیان مسلمان به آیین زرتشتی در اختیار داریم. افراد مزّور و ریاکار در تهران از من خشگین شدند. نامۀ یکی از رهبران این اشخاص مزّور در مقابل من قرار دارد که در مقام یک زرتشتی برای به رخ کشیدن پیروزی خود چنین میگوید: اینک واعظین محمدی (مسلمان) در مساجد مسلمین از مذهب باستانی ایرانی صحبت میکنند. دیدار تاگور از ایران یک نمایش مسخره بود. این بنگالی زیرک پارسیان فناتیک را دست انداخته است. با خواندن مقالۀ روباه، میمون و فاخته، که به پیوست ارسال داشتهام به نحوۀ این امر پی خواهید برد. پیشنهاد تاگور به فروغی ذکاءالملک مبنی بر تأسیس کرسی فرهنگ فارسی به عنوان گامی در جهت کمکهایی که در ایام گرفتاری و تنگنامه (تنگنای) پارسیان صورت گرفته بخشی از وعدههای تحقق نیافته است. من از پیروان دین محمد (ص) نیستم ولی معتقد به تبلیغ و اشاعۀ حقایق تاریخی هستم. بر این اساس، احیاء آیین زرتشت ریشهای غیر فرهنگی و غیر ملی داشت که رضا شاه در جهت بهره برداریهای سیاسی و نگرش ناسیونالیستی از آن استفاده کرد.
4-5-3- فردوسی و شاهنامه
بعد از روی گرداندن، تضعیف و پس سرکوب شعائر و نشانه های اسلامی و نیز روی کردن و رونق بخشیدن به آیین زرتشتی در جهت بهرههای سیاسی، سومین دستاویز پهلوی اول فردوسی و شاهنامه بود. او بدون اینکه از گذشته باستانی و ملی تمدن و عظمت گذشته ایران اطلاع کافی و عمیقی داشته باشد تحت تأثیر آموزشهای باستانگرایی که عمدتاً با داستانهای شاهنامه صورت میگرفت تمایل شدیدی به ایران باستان پیدا کرد.213 در این مورد، همانطور که آیین زرتشت وسیلهای شد که با زنده کردنش جایگزینی برای دین اسلام درست شود و توجه ایرانیان را از دینی که باعث سرشکستگی و عقب ماندگی ایران قلمداد میشد به دینی که آفریننده تمدن با شکوه ایران باستان بوده است جلب نماید، فردوسی و شاهنامه نیز ابزاری گشت که حاکی از ادبیات جدید پهلوی باشد، ادبیاتی که پیش از این به توسط نقالها در دل مردم ریشه دوانده بود. آغاز این تغییر و توجه با کنگره بین المللی هزاره فردوسی شروع شد. پپیش از این، جستجو و پیدا کردن مقبره حکیم فردوسی نخستین گام انجمن آثار ملی بود و مأمور انجام این کار ارباب کیخسرو شاهرخ نماینده زرتشتیان در مجلس شورای ملی شد.214در ورای اهداف فرهنگی تجلیل از فردوسی، اهداف سیاسی نیز از این هزاره در نظر بود. حضور شخصیتهای فرهنگی و سیاسی دیگر کشورها در این مراسم گویای این مطلب است. مادفون روزن در خاطره سفرش به ایران میگوید:
«این جشن تنها هزارۀ یک شاعر نبود، بلکه یک حرکت سیاسی داخلی نیز بود و حکومت میخواست جلب توجه کشورهای خارجی را بکند».215
بنابراین گذشته از دستاوردهای فرهنگی، ادبی و معرفی شاهنامه فردوسی به جهانیان بهره برداری سیاسی اهمیت بیشتری داشت. این استفاده همانند دیگر بهره برداریهای، نظیر احیاء تمدنهای باستانی، از روی دستورالعملی واحدی برای منطقه نبود:
«روزی کمال آتاتورک به فروغی (ذکاءالملک) گفته بود: شما ایرانیها قدر ملیت خود را نمیشناسید، معنی آن را نمیفهمید، نمیدانید که ریشه داشتن و حق آب و گل داشتن در قسمتی از زمین چه نعمتی عظیم است و ملیت وقتی مصداق پیدا میکند که آن ملت را بزرگان ادب و حکمت و سیاست سابقه ممتد باشد. شما عظمت شاهنامه را در نمییابید که این کتاب سند مالکیت، ملیت و ورقه هویت شماست و من هم ناگزیرم برای ملت ترک چنین سوابقی دست و پا کنم.»216
پس از این توجه فرهنگی و پایهگذاری ادبیات جدید، تأثیرات علمی آن، که از یک طرف زدودن اصلاحات و واژههای عربی و بعضاً لاتین و از طرف دیگر ارائه فرهنگنامۀ نوین بر مبنای شاهنامه بود، شدت آغاز گشت. در این میان فرهنگستان لغات نقش مهمی در این دگرگونی داشت و توانست واژهها و اصطلاحات مناسب و زیبایی را وضع کند. اما هر چه پیش رفت بر اثر سرعت، عدم دقت و نیز اصرار و فشار شخص رضاشاه به فرهنگستان، نوعی افراط در جایگزینی لغات و عدم زمان کافی برای پذیرش اجتماعی و تعداد واژههای نامأنوس حاصل شد تا جایی که فرهنگستان در نتیجۀ کنار کشیدن بعضی از اعضای کارآمد آن تعطیل شد. ادبیات نامگذاری در روند تغییرات خود به جایگزینی اسامی شهرها نیز پرداخت در این تغییراسامی شهرها: دزد آب به زاهدان، خبیص به شهداد، انزلی به پهلوی، علی آباد به شاهی، حبیب آباد به نوشهر، بارفروش به بابل، اشرف به بهشهر، استر آباد به گرگان، ارومیه به رضائیه، سلماس به شاپور، قمشه به شهرضا، محمره به خرمشهر، سلطان آباد(عراق) به اراک، تون به فردوس، نصیرآباد به زابل، ناصری به اهواز، ترشیز به کاشمر، عبادان به آبادان، عباسی به بندرعباس، هارون آباد به شاه آباد، سخت سر به رامسر، حسین آباد پشتکوه به ایلام، مال امیر به ایذه، بنی طرف به دشت میشان، فلاحیه به شادگان، خفاجیه به سوسنگرد، ده نو به نوشهر، مشهد سر به بابلسر، بمپور به ایرانشهر، خورموسی به بندرشاهپور و … تغییر نام پیدا کردند. ادبیات نامگذاری و حتی شامل وجهه بین المللی نیز گشت: در دی ماه 1313 ه.ش بخشنامهای از طرف وزارت خارجه به کلیه سفارتخانههای ایران در خارج و سفارتخانههای خارجی در ایران صادر گردید مبنی بر اینکه چون ممکلت ما به اسم ایران خوانده میشود و سکنه آن ایرانی هستند و علتی ندارد که در ترجمه اروپایی، ایران را پرس و ایرانی را پرسان بخوانند، حال آنکه پرس یا پارس یک قسمت از مملکت ایران است.217 مخبرالسلطنه که در دهه دوم حکومت پهلوی اول از حوزه قدرت کنار گذاشته شد، بعدها نوشت که تغییر اسامی بعضی شهرها و بنادر بی حکمت نبود، همۀ این نوکردنها و تجددخواهی زمینهای بود برای تصرف در عقاید و تغییر کلاه… حتی دلیل خرابی دروازهها را کشیدن خیابانها دانستند و آن دلیل علیلی بود که بر این موضوع تخریب، اروپاییان هم افسوس خوردند.218
در کنگره بزرگ هزاره فردوسی بنای آرامگاه این شاعر حماسه گرا افتتاح شد. آل احمد سالهای بعد در ریشهیابی شکل گیری آن نوشت:
«اگر به مقبره آن بزرگوار شعر ایران در توس سری بزنیم میبینیم که چه جسم درشت و نخراشیده ای را به عنوان یک اثر هنری پیش چشم نسلهای آینده سبز کردند… نمونه منحصر به فردی از معماری دیکتاتوری، مستعمراتی، هندی، زرتشتی… به هر صورت در آن دورۀ بیست ساله، از ادبیات گرفته تا معماری و از مدرسه گرفته تا دانشگاه، همه مشغول زرتشتی بازی و هخامنشی بازی بودند.»219
پس از افتتاح آرامگاه حکیم فردوسی در توس، پارسیان هندوستان مجسمهای برنزی از فردوسی (به وزن تقریبی 5/2 تن) ساخته و تقدیم ایران کردند تا در محل مناسب توسط شهرداری تهران نصب گردد. همچنین از طرف پارسیان هند یک دستگاه مجسمه برنزی فروهر ساخته و برای نصب در جلوی عمارت دبستانی در یزد به ایران فرستاده شد. این دبستان و مجسمه از خیریه آقای پشوتن مارکار تأسیس و هدیه شده بود. علاوه بر این فعالیتهای پارسیان هند، قرار بود گاهنما (ساعت) و برجی به نام شاعر توس در میدان پهلوی یزد ساخته شود. ساعت به ایران فرستاده شد تسهیلات گمرکی و معافی تمام این فعالیتها توسط ارباب کیخسرو شاهرخ و رستم گیو با موافقت دولت انجام گرفت.
4-6-اثرات شکستهای ایران در جنگ جهانی اول بر شکلگیری تفکر باستانگرایی
ریشه جنگ به عصر انقلاب صنعتی و تحولات سیاسی و اقتصادی برمیگردد. تشدید ناموزون تکامل کشورهای سرمایه داری، تقویت و توسعه جهانی و همینطور مسابقه تسلیحاتی از یک طرف و تلاش تجزیه طلبانه استقلال خواهان برخی ملتها و اقلیمها و به هم خوردن مرزهای جغرافیایی سیاسی از طرف دیگر باعث شد که دیگر کشورها از جمله اروپاییان را به یک جنگ خانمان سوز بکشاند و مهمترین عوامل نیز افراط در ناسیونالیسم، امپرسیالیسم، میلیتاریسم بود.220جنگ جهانی اول در شرایطی آغاز شد که ایران از نظر اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در بدترین شرایط قرار داشت و همچنین شکست در انقلاب مشروطیت که مردم نتوانسته بودند به هدفهای خود برسند و چنانچه انگلیس با همراهی سرمایه داران، زمینداران و قوانین وابسته و با کمک لژهای فراماسونری، مشروطیت را به مسیر دیگری هدایت نمود و کسانی که در ایجاد مشروطیت و پیشبرد آن تلاش و زحمت فراوانی کشیده بودند از صحنه برکنار و گوشه نشین شدند و مردم خواهان اجرای قانون اساسی و استقرار دموکراسی در ایران بودند به هدف متعالی خود دست نیافتند. ایران از نظر اقتصادی، سیاسی و سرمایه داری ملی نیز ضعیف گشت و شکست انقلاب باعث شد که ایران به اسارت امپرسیالیسمهای خارجی در آید بیگانگان دوباره ایران را به اسارت بکشانند و انگلیس فعالیتهای خود را در اکتشافات نفت در سال 1909 م گسترش داد. همینطور ارتش روس و انگلیس پس از سرکوب انقلاب مشروطیت ایران که از سال 1905م الی 1911م ادامه داشت بطور کامل از ایران خارج نشدند و حتی آلمان و عثمانی نیز جای پایی در ایران پیدا کرده هر کدام در تمام شهرهای مختلف، کمپانی و تجارتخانه برپا نمودند و اختلافاتی که این دو غول اروپایی داشتند باعث ایجاد جنگ جهانی اول شد.221هنوز مدتی از پادشاهی احمدشاه نگذشته بود جنگ جهانی اول در تاریخ 1914م (مرداد ماه 1293ه ش) شروع شد که ایران تقریبا به کشوری نیمه مستعمره تمام عیاری تبدیل شده بود و به دلیل موقعیت استراتژیکی و راه ارتباطی بین شرق و غرب از اهمیت ویژه ای برخوردار و کشور از یک حکومت مرکزی نیرومندی برخوردار نبود و روس و انگلیس از سمت شمال و جنوب این جنگ را به داخل کشاندند و حتی ترکیه نیز آذربایجان و همچنین تبریز را اشغال کرد.222 البته این شرایط نیز قبل از جنگ جهانی وجود داشت که با شروع آن باعث برانگیختن احساسات ناسیونالیستی مردم و روی آوردن به اندیشه باستانگرایی شد چرا که زمینه ان توسط روشنفکران وابسته غرب و تحصیلکرده اروپا به وجود آمده بود. گرچه کاری به طور ضعیف و گاهی قوی منتشر میشد اما تأثیر زیادی در فهم و درک مردم نگذاشت و زمینه قبل از جنگ و شرایط وقوع جنگ جهانی باعث شد که این اندیشه قوی گردد، و هچنین اعتراضات مردم را برانگیزد چرا که اقتصاد و صنایع ایران بیشتر جنبه دستی داشت و تمام احتیاجات مردم از خارج تهیه میشد و صنایع داخلی نه پشتوانهای داشت نه توان رقابت و کلیه امور تولید و صادرات و واردات کشور در دست بیگانگان قرار گرفته بود و تنها طبقه محدودی در رفاه زندگی میکرد.223 و حتی مردم امید خود را نسبت به انقلاب مشروطیت از دست داده و نه شخص دلسوزی که بتواند مشکلاتی که گریبانگیر کشور و مردم شده بود را از لحاظ اجتماعی و اقتصادی حل نماید.224روس و انگلیس نیز هر گونه تلاش که در زمینه اصلاحات انجام میشد را از بین میبردند، تا جائیکه اداره کردن نهادهای دولتی و غیر دولتی در اختیار بیگانگان قرار میگرفت و آنها با تمام اختیاراتی که داشتند هر طور که خود میخواستند عمل میکردند که نمونه آن مورگان شوستر آمریکایی بود. در چنین وضعیتی سرنوشت کشور و مردم به دست عواطف و احساساتشان سپرده شد و نفرت مردم از روسیه و انگلیس و همه عواملی که نام برده شد دست به دست هم داد و این حقیقت برایشان روشن شد که تمام بدبختیها و بلاها از جانب این دولت بر پیکره اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ایران وارد شده است، چنانچه خود سرپرستی سایکس که شخصاً در زمان جنگ حضور داشته در کتاب تاریخ ایران، نفرت ملت ایران را بیان نمود.225 در ابتدا این احساسات ناسیونالیستی به طور پراکنده به وسیله شاعران و روزنامه نگاران منتشر شد که ریشههای آن را در دوره مشروطیت میتوان یافت و تحت تأثیر اندیشههای ناسیونالیستهای اولیه ایران چون جلال الدین میرزا، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا آقاخان کرمانی بودند و میرزا آقاخان از پیشگامان این اندیشه به شمار میرفت. شاعرانی چون میرزاده عشقی، ابولقاسم عارف قزوینی و ابولقاسم لاهوتی تنها چند نمونه مشهور از اهل ادب بودند که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره آیین زرتشت، پارسیان هند، معماری ایران، عقب ماندگی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره دوره پهلوی، معماری سنتی، پهلوی اول، معماری ایران