منبع پایان نامه ارشد درباره آزمون و خطا، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

طريق واژه avisti (هَوو) به نظام کناييِ گويش گيلکي رسوخ کرده است حال آنچه که ميتوان از اين زبانزد برداشت کرد، ايراد اَلکي گرفتن حسادت است.

? سَکَه، زُور شکار بَبَري، صَاحَب لگاه گاز گيرَه.
سگ را اگر با زور به شکار ببري، پا صاحبش را دندان ميگيرد.
saka zur ??kar b?b?ri sahab l?g? gaz gir?.
– پيامي اين زبانزد، عدم پذيرش زور و خشونت است. در طول تاريخ مالکان و اربابان به رعيت ستم ميکردند و آنان را به اجبار به کارهايي که خودشان دوست داشتند وا ميداشتند. تاريخ نشان ميدهد که هرجا اجبار و زور حاکم شد، پس از مدتي بساط آن برچيده شد.
– سگ که حيواني وفاداراست، چنانچه با اجبار آن را به کاري ببرند، وفاداريخودرا فراموشميکند.
– با خوش رويي و ملايمت و وفاق، همدلي ميتوان به خواستههاي دست نيافتني رسيد.
– نتيجه ميگيريم که زور و اجبار در پيشبرد اهداف کاربرد ندارد، در عوض با همدلي و ملايمت و وفاق ملي، ميتوان به اهداف از پيش تعيين شده رسيد.

? آدَميَ که سير، نُوخُورَه، اينهَ دَهَن ، بُو نَدِه . کسي که سير نخورده، دهنش بوي سير نميدهد.
?dami k? sir nuxor? in? d?han bu n?d?.

– پيام اخلاقي اين زبانزد ، درستي و راستي و صداقت است. از نظر روانشناختي چنانچه شخصي خاطي باشد هميشه اضطراب در وجودش شعله ور است و دائماً منتظر يک واقعه است. در حالي که آدمي که پايه و اساس زندگياش بر درستي و کردار نيک باشد، هميشه حالت آرامش در وجودش ساري و جاري است و زندگي بدون دغدغهاي در پيشرو دارد.
– آنکه حسابش پاک است از محاسبه چه باک است.
– تا نباشد چيزکي مردم نگويند چيزها
– از معلول پي به علت بردن .
– بعضي از زبانزدها با حواس پنجگانه (بويايي) براي تفهيم و القاي مطلب ، بيان ميشوند که خود جاي تأمل دارد.

? اَموتي چراغ سيتکا توُنيم بدِينيم تو امي فانوس و نوتُوني بِديني.
ما چراغ زنبوري شما را مي توانيم ببينيم ، تو فانوس ما را نميتواني ببيني؟
amu ti ??r?q sitk? tunim bedinim tu ?mi f?nusu nutuni bedini.

– پيامي که اين زبانزد دارد، براي انسانهاي تنگ نظر و خودانديش است. انسانهاييکه بدليل پيروي از هواي نفس، فقط خود را ميبينند.
– اين عمل در جامعه و نزد مردم بسيار مذموم است.
– الحسودُ لايسوُد. حسود هرگز بهسيادت و بزرگي نميرسد. و به تعبير عوام حسود هرگز به آسودگي نمي رسد
– از نظر روانشناختي افرادي که به درد تنگ نظري مبتلا هستند، نوعي بيماري تلقي ميگردد که به راحتي مداوا نميشود.
– ور حسد گيرد تو را در ره گلو در حسد ابليس را باشد غلو
– کو، زآدم ننگ دارد از حسد با سعادت جنگ دارد از حسد
– در اين زبانزد از دو چيز و شئي که يکي روشنايي آن بيشتر و ديگري کمتر است و به صورت دم دستي و بومي است، جهت انتقال مفاهيم از آن استفاده شدهاست.

? تُو بُو شُو تي کَچا بَرَس. برو ابريشم خودت را تاب بده .
tu bu?u ti ka?a baras

– پيام اين زبانزد، فضولي نکردن در کارهاي ديگران است. و عدم مداخله در جامعهاي که ما زندگي ميکنيم، در پيرامون ما افرادي هستند که علاقهمندند در زندگي خصوصي ديگران جست وجو کنند، در هر جامعهاي اين افراد مورد مذمّت هستند.
– ديگر اين که افرادي هستند که هميشه تمايل دارند در کارهاي ديگران دخالت کنند که اين مورد هم مورد نکوهش است.
– برو غازت رو بچرون
– اين زبانزد نوعي مقاصد آمرانه را بيان ميکند، از آنجايي که اکثر زبانزدهاي اخلاقي در بر گيرندة انديشههاي ناتوراليستي و شخصيتهاي منفي است، لذا کمتر زبانزدي را ميتوان پيدا کرد که از سرشت ناسالم شخصيتها ياد نکرده باشد.

? هر کس تي اَمرهَ، دس فَدي شانه نَدارَه. هرکس با تو دست بدهد شانه ندارد.
har kas ti amra das fadi ??ne nadar?.

– پيام اين زبانزد عدم اعتماد به شخص مورد نظر است.
– نوعيهشدار نيز براي ديگران دارد چنانچه با اين شخص معاشرت کنيد عاقبت خوبي نصيبتان نميگردد.
– دست دادن: در واقع نوعي بستن عقد و قرارداد بين طرفين است.
– شانه نداشتن: قطع شدن دست، فسخ عقد و معامله يک طرفه.
– اين زبانزد از صنايع بديع براي انتقال مفاهيم به شنونده استفاده کرده است، بيان جزء ارادة کل، از نظر زيبايي شناختي چه بسا خودآگاهي اديبانه نداشته باشد، اما از ذوق ناخودآگاه عوام سرچشمه ميگيرد . “فرهنگ عوام تن به طبقه اشراف نميدهد.” (استرنياتي، 1380: 140)

? اَمو شيمي سرديم. ما نردبان شما هستيم.
amu ?imi s?rdim.
پيام پنهان اين زبانزد، بيان نوعي تواضع و فروتني است بدين گونه که شخص تا آنجا تمام وجودش را در طبق اخلاص ميگذارد که طرف مقابل به واسط اين شخص بتواند پلههاي ترقي را طي نمايد که اين خصوصيت مردان الهي است.
سَردي: نردبان است.
– نهايت تواضع و فروتني را داشتن – آمادة همکاري با ديگران است.
– واسط رسيدن به مقصد.
– افتادگي آموز اگر طالب فيضي هرگز نخورد آب، زميني که بلند است.
(پورياي ولي)
? عاقيل بهِ خُو کار بندَه، جَاهِيل بَه خُو نَاجِه
آدم بايد به خود و کار خود اعتماد داشته باشد نه فقط به آرزو توجه داشت.
?qil ba xu k?r b?nd? j?hil b? xu n?j?.

– اين زبانزد به نوعي مبّين پند حکيمانه است، انسان عاقل با استفاده از عقل و درايت خود از تمام فرصت هاي به دست آمده استفاده مينمايد، در مقابلانسان جاهل، به دليل جهل و ناداني و غروري که دارد فرصتهاي پيش آمده را با آرزوهاي واهي خود، از دست ميدهد.
– شالوده انسان عاقل بر معيار خرد، کار و تلاش است نتيجة آن بهروزي و سعادت براي آن شخص است.
– شالودة انسان جاهل بر معيار آرزوهاي بي پايه، تنبلي و سستي است که عايد آن جزو خسران چيز ديگري نصيبش نميگردد.
– وجه تمايز انسان با حيوان عقل است و به واسطة دارا بودن عنصرعقل بود که انسان از جانب خداوند اشرف مخلوقات لقب گرفت.
– از نظر صنايع بديعي نيز صنعت تضاد و طباق در اين زبانزد مشهود است بيان دو واژة متضاد، و نتيجهگيري براي هر کدام.

? هَچين کُهلَ دار17 جي، آغوز بياجي. انگار که از زير درخت کُهل گردو پيدا بکني.
h??in kolad?r? ji ?quz beyaji .

– آنچه زبانزد مذکور بازگو ميکند، اين است که شخص بدون اينکه کار و کوششي کرده باشد به مکُنت و دارايي برسد.
در بررسيهاي جوامع مختلف نشان ميدهد که جوامعيکه به کار وتلاش بيشتر اهميت دادهاند از نظر اقتصادي، پيشرفت قابل توجهي داشتهاند، مثل کشور ژاپن، که مردمشان به کار و چگونگي انجام دادن آن بسيار اهميت ميدهند. هم چنين در آموزههاي ديني ما کار را جوهر آدمي نام نهادند و تنبلي و سستي و رخوت را بد انگاشتهاند.

? آبَ ني دِه تومانَه نَکن . آب نديده شلوارت را پايين نکش.
?b? nid? tuman? n?kan.

– اين زبانزد در وهله اول بيان نوعي هشدار است. و به شخص اخطار ميدهد که مواظب کردارش باشد و از روي غفلت کاري را انجام ندهد، که موجب دردسر شود. ديگر اين که در تمام کارها، گفتار، رفتار، کردار را رعايت کند و افراط و تفريط را نصب العينخود قرار دهد. همان طوري که در دين اسلام ميانهروي در کارها (خَيرُ الامورِ اوسطها) سفارش زيادي شده است.
پس اين چنين ميتوان نتيجه گرفت که زيادروي موجب خسران و ميانهروي موجب غفران آدمي است.
– اندازه نگهدار که اندازه نکوست هم لايق دشمن است و هم لايق دوست
– بي گُدار به آب زدن.
– عجله نکن. عجول بودن يکي از بدترين ويژگيهاي انسان است که هميشه مورد سرزنش است.

? گو پارچه خور هيزار سالَم بي بيي، پارچه خُورَه.
گاويي که پارچه خور باشد هزارسال هم بگذرد باز هم پارچه خور است.
gow p?r?? xor hiz?r s?lam bibi p?r?? xor?.
– اين زبانزد به عادت اشاره دارد، عادت عملي است که انسان يا حيوان بر اثر کثرت تکرار ملکة ذهن ميگردد و ناخودگاه آن عمل را انجام ميدهد. تکرار عادت درانسان به مرور زمان به شخصيت تبديل ميگردد، وشخصيت نيز به رفتار شخص مبدل ميگردد. دراين راستا کاري که از روي عادت انجام گيرد چنان چه انسان بخواهد آن را تغيير دهد احتياج به وقت زيادي دارد.
– ترک عادت موجب مرض است.
– ذات نايافته از هستي بخشي کي تواند شود هستي بخش
– از آنجايي که عادت به مرور زمان بر اثر کثرت تکرار به شخصيت مبدل ميگردد. بنابراين شايسته است انسان نکوترين عادتها ملکه خود نمايد.
? گو خو بَمَه رايه شَه. گاو از راهي که آمده ميرود.
gow xu bama r?ya ??.

– اين زبانزد عملي را که در اثر تکرار به عادت بدل شد را نشان ميدهد.گاهي انسان عملي را در طول روز انجام ميدهد، و آن را به صورت روزمرگي تکرار ميکند. چنان چه روزي آن عمل خاص را انجام ندهد ميپندارد که چيزي گم کرده است. لذا به مرور زمان به آن عمل خوي ميگيرد. چنان چه کاري که بدان خوي گرفته مذموم باشد، در جامعهاي که زندگي ميکند ناپسند تلقي ميگردد.
– اين زبانزد به نوعي رفتارآموزي را نيز در خود دارد.
– ترک عادت موجب مرض است.
– هرچيزي را زياد تکرار بکني به عادت مبدل ميگردد عادت نيز به مرورزمان به شخصيت تبديل ميگردد.
– حيوان به دليل عدم قوّه عقليه کاري از روي آزمون و خطا و تشويق ميآموزد و بر همان سبک و سياق به کار خود ادامه ميدهد، در حالي که انسان به دليل داشتن قوّه عقليه سعي مي کند هميشه بهترين روش را انتخاب نمايد.
– اين زبانزد براي تحقير افراد نيز کاربرد دارد. طنز در خدمت تحقير.

? کار بي پول نَبه، کَردخَاله، بي دَلو. کار بدون مزد نميشود، چوب دو شاخه هم بدون دلو.
k?r bi pul n?b? kard?x?l? bi d?lv.

– پيامي که اين زبانزد دارد، اداي دَين است در جامعهاي کار و توليد در آن جريان دارد مستلزم آن است که کارفرما يا مالک مزد تلاش کارگر را به موقع پرداخت نمايد. در آموزههاي دينيمان نيز بسيار بدان اهميت دادهاند. هم چنان که از پيامبر (ص) نقل شده است که مزد کارگر را قبل از اين که عرقش خشک شود پرداخت کنيد.
– در هر جوامعي مفت خوري، مذموم است در قرآن کريم آمده است. واَن ليس الانسان اِلّا ماسعي18.(نجم/38)
– وقتي که کسي براي تو کاري انجام ميدهد و باري از دوش ميکاهد، وظيفه ديني ، عرفي حکم ميکند که رضايت طرف مقابل را به نوعي به جاآوري.

? همة گبان ، زدني نيه ، همة لقمه خوردني.
همة حرفها گفتني نيست، همة لقمهها نيز خوردني نيست .
hamay? gab?n zad?ni niy? hamay? luqm? xurdani.

– تأثير سخن و لقمه (غذا) در زندگي روزمره انسانها و بررسي آن از نظر علمي و آموزههاي ديني بسيار حائز اهميت است. به ديگر سخن، اين که تا چه اندازه گفتار در زندگي انسانها اهميت دارد و چه وقت بايد سخن گفت و چگونه بايد سخن گفت. اولين چيزي که از جانب خداوند به پيامبر نازل شد همين سخن بود، “اقراء باسم ربک الذي خلق.” بخوان به نام پروردگارت که تو را آفريد.
بزرگان و انديشمندان و اهل علم و ادب بسيار بر اين

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درباره نوعي، کاري، کسي Next Entries منبع پایان نامه ارشد درباره سلامت خانواده، ناخودآگاه